تحلیلى بر حدیث ( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ)
85 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

تحلیلى بر حدیث ( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ)


{کلینی،اصول کافى، قم، انتشارات اسوه، ج 2، ص 130.}


تفسیر نمونه _ ذیل تفسیر سوره  اَلأَعلی

مسلّما براى افراد مؤ من این محاسبه قرآنى که در آیات فوق آمده در مقایسه دنیا با آخرت که مى گوید (وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی‏ :آخرت بهتر و پایدارتر است  سوره اعلی آیه 17 ).
کاملا روشن است ، اما با این حال چگونه انسان مؤ من در بسیارى از اوقات این علم و آگاهى خود را زیر پا مى گذارد و آلوده گناهان و جرائمى مى شود؟!
پـاسـخ ایـن سـؤ ال یـک جمله است ، و آن غلبه شهوات بر وجود انسان ، و سرچشمه غلبه شهوات نیز حب دنیا است .
حب دنیا اعم از حب مال ، مقام ، شهوت جنسى ، تفوُّق طلبى ، برترى جویى ، تن پرورى ، انـتـقـام جـویـى ، و مـانـنـد ایـنـها، گاه چنان طوفانى در روح انسان ایجاد مى کند که تمام مـعـلومـات او را بـر بـاد مى دهد، و حتى گاه حس تشخیص او را از میان مى برد، و در نتیجه حیات دنیا بر آخرت مقدم مى دارد.
ایـنـکه در روایات اسلامى کرارا حب دنیا به عنوان سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است یک واقعیت عینى و محسوس است که در زندگى خود و دیگران بارها آن را آزموده ایم .
بـنـابـرایـن بـراى قـطـع ریـشـه هـاى گـنـاه راهـى جـز ایـن نـیـست که حب و عشق دنیا را از دل بیرون کنیم .
باید به دنیا همچون وسیله اى ، گذرگاهى ، پلى ، و یا همچون مزرعه اى بنگریم .
مـمـکـن نـیـسـت عـاشـقـان دنـیـا بـر سـر دو راهـى (وصـول بـه مـتـاع ایـن جـهـان و نیل به رضاى خدا) دومى را مقدم شمرند.
اگـر پـرونـده هـاى جـنـایى را بنگریم واقعیت حدیث فوق را در آنها به خوبى مشاهده مى کنیم .
هـنـگـامـى کـه عـلل جـنـگـها، خونریزیها، کُشت و کشتارها (حتى برادران و دوستان ) را مورد توجه قرار مى دهیم جاى پاى حب دنیا در همه آنها مشهود و نمایان است .
اما چگونه مى توان حب دنیا را از دل بیرون کرد با اینکه ما همه فرزند دنیاییم ، و علاقه فرزند به مادر یک امر طبیعى است ؟!
این نیاز به آموزش فکرى و فرهنگى و عقیدتى ، و سپس تهذیب نفس دارد. و از جمله امورى کـه مـى تـوانـد بـالاترین کمک را به سالکان راه در این مسیر کند ملاحظه عاقبت کار دنیا پرستان است .
فـراعـنه با آنهمه قدرت و امکانات مالى سرانجام چه کردند؟ قارون از اینهمه گنجهائى که کلید آنها را چندین انسان نیرومند به زحمت مى کشیدند چه اندازه با خود برد؟! {
إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی‏ فَبَغی‏ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ همانا قارون از قوم موسی بود ( پسر عموی موسی و مأمور دریافت مالیات فرعون از بنی اسرائیل ) پس بر آنان تعدّی و ستم نمود ، و از گنجینه های اموال آن اندازه به او داده بودیم که کلیدهای آنها بر گروه نیرومند سنگینی می کرد. ( به یاد آر ) زمانی که قومش به او گفتند: سرمستی مکن ، زیرا خداوند سرمستی کنندگان را دوست ندارد.  سوره قصص آیه 76}

قـدرتـهاى عظیمى را که در عصر و زمان خود مى نگریم ، و با نسیمى دفتر زندگانیشان بـر هـم مـى خـورد، و بـا یـک گـردش لیل و نهار از تخت قدرت فرو مى افتند، و کاخها و ثـروتـهـایـشـان را مـى گذارند و مى گریزند، و یا به زیر خاک پنهان مى شوند، خود بهترین واعظ و معلم ماست .
ایـن سـخـن دامـنـه دار را با حدیثى از امام على بن الحسین (علیه السلام ) که بسیار رسا و گویا است پایان مى دهیم :
از حضرتش پرسیدند که افضل اعمال نزد خدا چیست ؟
 {
*سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ مَا مِنْ عـَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ ص أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِذَلِکَ لَشـُعـَبـاً کـَثـِیـرَةً وَ لِلْمـَعـَاصـِى شـُعـَباً فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ إِبـْلِیـسَ حـِیـنَ أَبـَى وَ اسـْتَکْبَرَ وَ کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ وَ الْحِرْصُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ حِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمِینَ فَأَخَذَا مَا لَا حَاجَةَ بِهِمَا إِلَیْهِ فَدَخَلَ ذَلِکَ عَلَى ذُرِّیَّتِهِمَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَکـْثـَرَ مـَا یَطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَیْهِ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ ابْنِ آدَمَ حَیْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِکَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حـُبُّ الْکـَلَامِ وَ حـُبُّ الْعـُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فـَصـِرْنَ سـَبـْعَ خـِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ کُلُّهُنَّ فِى حُبِّ الدُّنـْیَا فَقَالَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِکَ :حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ وَ الدُّنْیَا دُنْیَاءَانِ دُنْیَا بَلَاغٍ وَ دُنْیَا مَلْعُونَةٍ
اصول کافى ج : 3 ص : 197 روایة : 
از عـلى بـن الحـسـیـن پـرسـیـدنـد، کـدام عـمـل نـزد خـداى عـزوجـل بـهـتـر اسـت ؟ فـرمـود: هـیـچ عـمـلى بـعـد از مـعـرفـت خـداى عـزوجـل و رسـولش بـهـتـر از بـغض دنیا نیست ، و براى آن شعبه هاى بسیاریست و براى گناهان (نافرمانیهاى خدا) شعبه هاى بسیاریست :
نـخـسـتـیـن نـافـرمـانى که خدا را نمودند تکبر بود و آن نافرمانى شیطان بود، زمانیکه سرپیچى و گردنفرزاى کرد از کافران گشت .و دیـگـر حـرص اسـت کـه نـافـرمـانـى آدم و حـوا بـود، زمـانـیـکـه خـداى عـزوجـل بـآنها فرمود: (((از هر چه خواهید بخورید ولى باین درخت نزدیک مى شود که از ستمکاران باشید، آیه 25 از سوره بقره))) پس آدم و حوّا چیزى را گرفتند که بدان احتیاج نداشتند، و ایـن خـصـلت تـا روز قـیـامـت در ذریه آنها رخنه کرد، از اینرو بیشتر آنچه را آدمیزاد مى طلبید بدان احتیاج ندارد.
و دیـگـر حـسـد اسـت کـه نـافـرمـانـى پـسـر آدم (قـابـیـل ) بـود، زمـانـیـکـه بـه برادرش (هـابـیل ) حسد برد و او را کشت ، و از این نافرمانیها دوستى زنان و دوستى دنیا و دوستى ریـاست و دوستى استراحت(راحت طلبی) و دوستى سخن گفتن(زیاده گویی) و دوستى سرورى(برتری طلبی) و ثروت منشعب گشت ، و اینها هفت خصلت است که همگى در دوستى دنیا گرد آمده اند، از اینرو پیغمبران و دانشمندان بـعـد از شناختن این مطلب گفتند: دوستى دنیا سَرِ هر خطا و گناه است و دنیا دو گونه است : دنـیـاى رساننده و دنیاى ملعون (یعنى دنیایکه انسانرا بطاعت و قرب خدا مى رساند بقدر کفاف است که آن ممدوح و پسندیده است و دنیایکه بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاجست که آن مایه لعنت و دورى از رحمت خداست.
اصول کافى ج : 3 ص : 197 روایة : 11 )_( الکافی، ج 2، ص: 317)}


 فرمود: بعد ار معرفت خدای عزّ و جلّ و شناخت رسولش ، هیچ عملی برتر از بغض داشتن ودشمنی نسبت به دنیا نیست.»( الکافی، ج 2، ص: 317)

سـپـس افـزود: زیـرا بـراى حـب دنیا شُعب بسیارى است ، و معاصى نیز شعب بسیارى دارد، اولیـن چـیـزى کـه بـا آن مـعـصـیـت خـدا شـد مـعـصـیـت ابـلیس بود در آن زمان که ابا کرد و (تکبر) ورزید و از کافرین شد.
سپس (حرص ) بود که سرچشمه معصیت (و ترک اَولاى ) آدم و حوا گشت ، در آن زمان که خـداونـد مـتـعال به آنها فرمود: از هر جاى بهشت مى خواهید بخورید، ولى نزدیک این درخت (مـمـنـوع ) نشوید که از ستمکاران خواهید بود ولى آنها به سراغ چیزى رفتند که به آن نـیـاز نـداشـتـنـد! و هـمـیـن بـراى فـرزنـدان آنـهـا تا روز قیامت باقى ماند، چرا که غالب چیزهایى را که انسان مى طلبد به آن نیازى ندارد (نیازها غالبا منشاء گناه نیستند، آنچه مـنشاء گناه است هوسها و امور زائد بر نیاز است ) سپس (حسد) بود که سرچشمه گناه فـرزنـد آدم شـد، نـسـبـت بـه بـرادرش حـسـد ورزیـد و او را بـه قتل رساند.
و از شُعب آن حب زنان ، حب دنیا، حب ریاست ، حب راحتى ، حب سخن ، حب برترى ، و حب ثروت اسـت ، ایـنـهـا هـفـت خـصـلتند که همگى در حب دنیا جمعند، و لذا پیامبران و دانشمندان بعد از آگـاهـى بـر ایـن حـقـیـقـت گـفـتـه انـد: 
( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ) .
خـداونـدا! حـب دنـیـا را کـه ریـشـه هـمـه گـنـاهـان اسـت از دل ما بیرون ببر.
پـروردگـارا! خـودت در مـسـیـر پـر پـیـچ و خـم تـکـامـل دسـت مـا را بـگـیـر و بـه سـر منزل مقصود هدایت فرما.
بار الها تو از پنهان و آشکار ،  آگاهى گناهان مخفى و آشکار ما را به لطف و کرمت ببخشا.

برخی اضافات : توسط سیداصغر سعادت میرقدیم  انجام گرفت

قال الصادق (ع) :« رأس کلّ خطیئه حبُّ الدنیا »(کافی، ج2  باب حُبّ الدنیا ص315.

جمع دنیا و آخرت | پرسمان دانشجویی اخلاق


تحلیلى بر حدیث ( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ)

تفسیر نمونه _ ذیل تفسیر سوره  اَلأَعلی

http://quran.anhar.ir/tafsir-14552.htm
http://nasimemarefat.parsiblog.com/
***نسیم معرفت***