عوامل تأثیرگذار در تربیت انسان
27 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


کودک

                    


بسم الله الرحمن الرحیم

عوامل تأثیرگذار در تربیت انسان

  در بحث تربیت هم باید به اخلاق توجه کرد  وهم به آداب .  اخلاق غیر از آداب است.  البته گاهی ادب واخلاق وتربیت به یک معنی بکار می روند.  در روایتی از رسولخدا ص آمده است که فرمود: أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی. خداوند مرا ادب نمود ونیکو ادب وپرورش کرد مرا ( تفسیر مجمع البیان ج10 ص86  وبحارالأنوارج16 ص  210  _ بحارالانوار، ج68، ص382)

  اخلاق عبارت است از مدیریت وکنترل وتعدیل واصلاح  قوای غریزی وروحی درون انسان که اگر مهار و کنترل ونظارت نگردد آدمی را به فساد وهلاکت می کشاند. قوه عاقله(یا مَلَکیِّه) و قوه واهِمه وقوّه خیالیّه  وقوه بهیمیه(یا شهویّه) وقوه سَبُعیَّه(یا غضبیّه) ، قُوای درونی آدمی  هستند   که همچون مزاج های چهارگانه یعنی سوداء وصفراء وبلغم وخون است که اگر یکی بردیگری غلبه یابد آدمی دچار گرفتاری ومشکلات  ویا هلاکت می گردد.  اخلاق ومعنویت وتربیت روح وتذکیه نفس ، سبب اعتدال در اندرون آدمی می شود. هیچ موجودی به اندازه انسان ، نیازمند تربیت نیست. همه انبیاء ومعصومین علیهم السلام برای تربیت انسان ها  مأمور بودند. خداوند تبارک وتعالی مربّی موجودات است. در سوره حمد که چندین بار در طول شبانه روز در نمازهای پنجگانه  آن را قرائت می کنیم ،  خداوند را به عنوان (ربّ العالمین) یاد می کنیم. بطور مکرر در نمازها می خوانیم: الحمدلله ربّ العالمین. نماز وسوره حمد تربیت کننده است. اگر بعداز چهل وپنجاه سال نماز وسوره حمد خواندن  ،تربیت نشویم خسارت بسیار بزرگی است. تربیت باعث شکوفایی فطرت آدمی است.  فطرت پاک  همچون آیینه ای است که اگر به آن توجه نشود ، تیره وتار و ناپاک می گردد.  مربّیان عزیز ما باید روی مسئله فطرت خیلی کار کنند.  استاد شهید مطهری کتاب مستقلّی در باب فطرت نگاشته است . عرفاء و وسالِکین الی الله و اهل دقت  به مسئله فطرت انسان  در تربیت نفوس بسیار توجه داشته ودارند  ولی متأسفانه ما در موضوع تربیت اساسا به آن توجه نداریم. استادِبزرگوار حضرت امام خمینی ره  یعنی مرحوم آیت الله شاه آبادی  به مسئله فطرت بسیار توجه داشتند. باب فطرت ، باب بسیار  مبارکی است که باید به آن توجه شود.  فطرت فرزندان ما پاک است وآماده تربیت هستند .باید با روش های درست ومناسب به این امر عنایت واهتمام نمود.حضرت  امیرالمؤمنین علیه السلام درباره توجه به قلب های پاک نوجوانان وبچه ها فرمودند:

    إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالأرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فیها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛....
    دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذیرد.

    نهج البلاغه فیض الأسلام ، نامه 31 {این نامه ، نامه ای است از علی ع به فرزند دلبندش امام حسن مجتبی ع  که شایسته است در باب تربیت فرزندان و...به این نامه توجه شود و استاد زین العابدین قربانی گیلانی لاهیجانی شرح خوبی بر این نامه زده است و تحت عنوان نخستین رساله اخلاق سال ها  است که منتشر وچاپ شده است وبنده چهارده دور این کتاب را خوانده ام )

مسئله تربیت ، مسئله بسیار مهمی است. تربیت فرزند  وفرزندان  متوقف برمراحل وعواملی است  که توجه لازم وبه موقع به این امور در سرنوشت وعاقبت خوب  آنها بسیار مؤثراست:

مرحله اول ، به محیط خانه وکانون خانواده  وپدر ومادر مرتبط است . نقش پدر ومادر در تربیت فرزندان یک نقش مهم واساسی وکلیدی است. پدر ومادرها باید به نقش اساسی شان در تربیت فرزندان توجه داشته باشند باید به چند چیز توجه داشته باشند : به ظرفیت واستعداد وتوانمندی های وجودی فرزندانشان توجه کنند. قابلیت ها وعلاقه های فرزندان خود را شناسایی کنند. نقاط مثبت ومنفی ومسائل روحی بچه های خود را شناسایی کنند و آفات وآسیب هایی که متوجه فرزندان است آنها را بررسی وشناسایی نمایند.  در مسئله تربیت فرزندان نباید جبر وزور وتحمیل وتهدید وتحقیرودروغ وفریب و...وجود داشته باشد .کسانی که می خواهند با تحمیل وتهدید وفریب ، بچه های خود را تربیت کنند در اشتباه هستند.

اساسا تربیت باید به تدریج انجام گیرد.

بذری که در زمین کشت می کنیم یا درختی را که در زمین غرس می نماییم ویا ریشه وساقه گل ویاگیاهی را که در زمین قرا می دهیم  عوامل مختلفی به تدریج در رشد وشکوفایی وثمر دهی  آن ها مؤثر است. یک بذروتخم گل ویاگیاهی که در زمین  کشت می کنیم  اگر بخواهد تربیت ورشد وشکوفایی  وثمره مناسب داشته باشد به چند چیز نیازمند است:1- بذرسالم 2-زمین مناسب 3-آب موردنیاز 4- زدودن چیزهای زائد از پیرامون آن 5- نورکافی  6- هوای مناسب  7- کود کافی(البته کود طبیعی سالم  نه کود شیمیایی غیر سالم ) 8- ریشه سالم . وقتی که یک گیاه که از حیات نباتی برخوردار است به واسطه این  عوامل به تدریج تربیت می شود وبه مرحله شکوفایی وثمر دهی می رسد ، انسان ها وفرزندان ما  که از حیات روحانی وعقلانی وملکوتی  وفطرت پاک  برخوردارند به طریق اولی  باید در باره آنها شرایط وضوابطی  مراعات گردد تا به رشد و کمال وسعادت و... برسند   واینطور نیست که توقع داشته باشیم به سادگی وبه راحتی  دارای فرزند یا فرزندان  خوب ومتعالی باشیم. (شوخی: تاگوساله گاو شود دل پدر آب شود)  خیلی باید زحمت کشید وخون جگر خورد وخیلی باید حوصله کرد وبه همه عوامل رشد وکمال فرزند توجه ومراعات نمود تا یک  فرزند خوب وشایسته  بوجود آید .   تدبیر وشناخت عوامل رشد بسیار مهم است . مثلا یکی از عوامل رشد بچه ها دعای پدر ومادر است . یکی دیکر از عوامل رشد ، تشویق مناسب است . یکی از عوامل رشد توجه به طاقت وتوانایی فرزند است.و یکی از روش های تربیت ارزش قائل شدن به کارهای خوب فرزند است  .یکی از اصول تربیت فرزند محبت کافی ولازم به فرزند است. یکی از عوامل تربیت فرزند درک نیاز های صحیح فرزند است. یکی از روش های تربیت  توقع بیش از حد نداشتن از فرزند است، آنچه که شما ازنظر علمی ومعنوی وچیزهای دیگر به آن رسیدید  به فرزندانتان تحمیل نکنید، والدین نباید آنچه را که خود دوست دارند وبه آن رسیدند از نظر افکار وعقیده وچیزهای دیگر به بچه ها وفرزندان خود تحمیل کنند. اینکه بعضی از والدین بچه های خردسال سه چهار ساله خود را به اجبار وادار می کنند که زبان های خارجی یاد بگیرند ویا حافظ قرآن ونهج البلاغه و... شوند کار درستی نیست مگر مواردی که استعداد وحافظه وعشق وعلاقه در خود بچه باشد وبه اشتیاق خود باکمک ونظارت پدر ومادر ومربی و.. یاد بگیرد که دراین صورت هیچ اشکالی وجود ندارد ولی نباید در این امور به بچه فشار آورد . کم کم به تدریج بچه های ما خیلی از چیز هایی که ما توقع داریم می آموزند ویاد می گیرند. البته پدر ومادرها باید استعدادها وتوانمندی ها وعلاقه های فرزندان خود را کشف کنند وشناسایی نمایند تا طبق آن برای آنها برنامه ریزی نمایند.  پس توجه داشته باشیم که تعلیم وتربیت وآموزش بچه های ما باید به تدریج وبا فاصله های مناسب باشد. نباید آرزو بکنیم  وبخواهیم وتوقع داشته باشیم که بچه های ما در خردسالی علامه وافلاطون وارسطو بشوند مگر اینکه ظرفیت واستعداد فوق العاده وخدادادی داشته باشند .  باید به مسائل آموزشی بچه ها توجه شود . به شغل بچه وفرزندان خود توجه داشته باشیم   در باب اهمیت کار ونقش کار وشغل در تربیت وسازندگی انسان به اواخر کتاب ارزشمند تعلیم وتربیت در اسلام از شهید استاد مطهری صفحه 258 مراجعه فرمایید که این موضوع را  درحدود 17 صفحه مورد بحث وبررسی قرار داده اند.

  به مربی ومعلم فرزندان خود توجه داشته باشیم. باید دقت شود که مربی ومعلم فرزندان وبچه های ما چه کسانی هستند .به فرمایش حضرت امام خمینی ره که فرمود : معلمی شغل انبیاء است. مربی ومعلم روی اخلاق ورفتار واعتقادات بچه ها بسیار تأثیرگذار هستند . اگر صالح وخوب ودرستکار ودرست عقیده باشند ، آثار خیلی مثبتی روی فرزندان ما می گذارند واگر خدای ناکرده صالح نباشند وانحراف اخلاقی واعتقادی داشته باشند ، اثرات نامطلوب وچه بسا جبران ناپذیری روی بچه ها وفرزندان ما می گذارند. به محل کار فرزندان ما باید توجه شود. هرجایی مناسب  نیست که بچه های ما مشغول کار باشند .  یکی دیگر از مسائلی که در رابطه با فرزندانمان باید توجه  کنیم ،مسئله دوستان وهمنشین های آنها است .از جمله مسائلی که بسیارحائزاهمیت است مسئله معاشرت وهمنشینی ودوستی بادیگران است . زیرا که چه بسا سرنوشت انسان در گرو معاشرت ها وهمنشینی ها دگرگون می شود  . رفتار واعمال واخلاق دوست ورفیق وهمنشین بسیار تأثیر گذار است . یک دوست ممکن است موجب رشد وترقی وسعادت وهدایت ویا سبب انحطاط وتباهی وگمراهی وهلاکت وضلالت  انسان گردد. چنانکه امام صادق(ع) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود:

« الْمَرْءُ عَلَى دِینِ خَلِیلِهِ فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ مَنْ یُخَالِلْ » ؛

آدمی بر دین و آیین دوست خویش است. باید هریک از شما بنگرد با چه کسی دوستی می کند. (بحارالانوار، ج 74، ص 192نهج الفصاحه حدیث 3077)

شعر

بابدان منشین که صحبت بد    آدمی زاده را پلید کند

آفتاب به این بلندی را       لکه ای ابر ناپدید کن

                                  شیخ اجلّ سعدی شیرازی

شعر

تاتوانی می گریز از یار بد     یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها ترا بر جان زند      یاربد برجان وبر ایمان زند

**سعدی در باب هشتم از گلستان می گوید: هر که با بدان نشیند نیکی نبیند.

به رُفَقا وهمنشین های فرزندان ما باید دقت گردد. مراقبت منطقی وعاقلانه وغیرمحسوس صورت بگیرد که بچه های ما با هرکسی معاشرت نداشته باشند. البته خیلی هم نباید وسواس ونگرانی داشته باشیم. باید با روش های مطلوب وظریف وپسندیده  بچه را آگاه کنیم که همه افراد جامعه قابل اعتماد نیستند. بگوییم همانطور که آدم های بسیار خوب وشایسته پیدا می شوند  همچنین آدم های ناجور وبد هم در محیط جامعه وجود دارد . آثار سودمند همنشین های خوب  ونیز ضررهای دوستان بد را  برای فرزندانمان به شیوه های مختلف بیان کنیم .مولوی در باب تأثیر رفیق وهمنشین در انسان می گوید:

می رود ازسینه ها در سینه ها       از ره پنهان صلاح وکینه ها     

صحبت صالح ترا صالح کند    صحبت طالح ترا طالح کند

      داستان ها وکتاب هایی که درباره نقش وتأثیر مثبت ومنفی دوستان در زندگی ، وجود دارد برای بچه ها وفرزندان خود فراهم کنیم تا بخوانند وبطور غیر مستقیم مطالب را بفهمند.

درسوره فرقان آیه 27 آمده است : وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً * یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً * لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی وَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً وبه یاد آور روزی را (روز قیامت) که ظالم (ستم کننده به خود ودیگران) دست خویش را از شدت حسرت واندوه به دندان می گزد ومی گوید:ای کاش با رسول (رسولخدا ص) راهی برگزیده بودم.  *  ای وای برمن ای کاش فلانی (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نمی کردم  *    او مرا از یاد حق گمراه ساخت بعد از آنکه ذکر (قرآن و آگاهی وهدایت ) به سراغ من آمده بود وشیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است.

برای این آیات شأن نزولی نقل کرده اند که در عصر پیامبر اسلام ص دونفر به نام عُقبه  و اُبیّ  باهم دوست بودند .  هرزمان عُقبه از سفری می آمد غذایی ترتیب می داد واشراف قومش را دعوت می کرد ودر عین حال دوست می داشت که به محضر پیامبر ص برسد، هرچند اسلام را نپذیرفته بود.  روزی از سفر آمد وطبق معمول غذا تهیه کرد ودوستان را دعوت کرد و درضمن ازپیامبرص نیز دعوت نمود. هنگامی که سفره را گستردند وغذا حاضر شد پیامبرص فرمود: من از غذای تو نمی خورم تا شهادت به وحدانیت خدا ورسالت من بدهی . عقبه هم شهادتین را بر زبان جاری کرد. این خبر به گوش دوستش  اُبیّ  رسید گفت ای عُقبه از آئینت منحرف شدی؟! او گفت نه  به خدا سوگند که من منحرف نشدم ولی مردی برمن وارد شد که حاضر نبود از غذایم بخورد جز اینکه شهادتین بگویم. من از این شرم داشتم که او از سر سفره من برخیزد بی آنکه غذایی خورده باشد لذا شهادت دادم. اُبیّ (که از دوستان ناباب بوده) گفت من هرگز از تو راضی نمی شوم مگر اینکه در برابر او (محمد ص) بأیستی وسخت اورا توهین واهانت کنی. عقبه هم این کار را کرد ومرتد شد وسرانجام در جنگ بدر در صف کفار به هلاکت رسید ورفیقش اُبیّ هم در روز جنگ اُحُد به دَرَک  واصل شد.      تفسیر نمونه ج15 ص 69

شعر

ای بسا ابلیس آدم روی هست    پس به هر دستی نشاید داد دست

درحدیثی از رسولخداص آمده است که فرمود: حواریون(یاران خاص حضرت مسیح) به حضرت عیسی ع عرض کردند: ای روح الله ما با چه کسانی معاشرت کنیم؟  حضرت عیسی ع  فرمود: باکسی که  1- دیدارش شمارا به یاد خدا بیندازد{مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ} 2-سخنش ، علم و دانش شما را زیاد نماید{وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ} 3- کردار وعملش شمارا به آخرت تشویق وترغیب نماید.{وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏}                   تحف العقول بخش مواعظ النبی ص

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَى یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏

الکافی جلد ‏1، صفحه 39  باب صفة العلماء-

رسول خدا فرمود: حواریین بعیسى علیه السلام گفتند یا روح اللَّه با که بنشینیم فرمود: با کسى که‏

دیدارش شما را بیاد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زیاد کند و کردارش شما را بآخرت تشویق کند.

شعر

تواول بگو با کیان زیستی   که تا من بگویم که تو کیستی؟

همان قیمت آشنایان  تو       بود قیمت وارزش  جان تو

                                                    سعدی

شعر

جامه کعبه را که می بوسند     اونه از کِرم پیله نامی شد

با عزیزی نشست روزی چند    لاجَرَم همچنو  گرامی شد

                                                        سعدی

**شرایط یک  دوست از نظر امام صادق ع:

1-    اینکه ظاهر وباطنش برای تو یکسان باشد

2-    زینت وخوبی ترا  ، زینت وخوبی خود بداند وزشتی وبدی ترا ، زشتی خود بشمرد

3-ریاست ودارایی ، حال ورفتار وبرخوردش را نسبت به تو تغییر ندهد

4-    آنچه که توانایی دارد از تو دریغ وکوتاهی نکند

5-    هنگام بیچارگی و وحوادث سخت وناگوار  ترا رها نسازد

           اصول کافی ج4ص452 باترجمه  دانشمند مرحوم حاج سید جواد مصطفوی

شعر

دوست آن است که گیر دست دوست     در پریشان حالی  ودرماندگی

مسئله دیگر که باید پدر ومادر ها توجه کنند، مسئله محیط جامعه واجتماع است . انسان ها  به اصطلاح روان شناس ها ، مَدَنِیّ الطبع واجتماعی هستند. کما اینکه بسیاری از جانداران وحیوانات به صورت اجتماعی زندگی می کنند.  حیوانات تکلیف ندارند چون اگرچه شعور مخصوص به خود دارند ولی دارای عقل وقوه درّاکه نیستند تا تکلیف وحساب وکتاب داشته باشند. البته حتی در باره حیوانات هم بااینکه عقل ندارند ولی به اندازه شعور وادراک مخصوصی که دارند به همان اندازه از آنها حساب وکتاب می شود. در روایات دارد که اگر گاوی به گاو دیگر شاخ بزند فردای قیامت خداوند از آن گاوی که شاخ زده مؤاخذه می کند. در قرآن هم آمده است : واذا الوحوش حُشِرت. سوره (تکویر آیه 5)در قصه وجریان هدهد که غایب بود در سوره نمل از قول حضرت سلیمان ع آمده است  که من اورا عذاب یا ذبح می کنم مگر اینکه عذر موجّهی بیاورد (لَأُعذّبنه عذابا شدیدا او لأذبحنه او لیأتینّی بسلطان مبین سوره نمل آیه 21)

پس  فی الجمله  مؤاخذه  وحساب وحشر حیوانات وپرندگان و...  مسلّم است و این حشر وحساب وکتاب از وُحُوش به اندازه مرتبه وجودی وادراکی آنها است . پس ببینید حیوانات بااینکه عقل ندارند ومثل انسان ها در فردای قیامت  حشر وحساب ندارند بااین حال این مسئله ای که درقرآن کریم در باره آنها ذکر شد وجود دارد  واما انسان ها با عقل وادراکی که دارند مشمول تکلیف ومسئولیت هستند پس در همه ابعاد زندگی باید مراقبت کنند. انسان ها آزاد مطلق وبی قید وشرط نیستند  بلکه آزادی نسبی دارند .اینکه بعضی ها می گویند خداوند ما را آزاد آفریده وماباید آزاد باشیم  این حرف غلطی است .آری انسان مختار آفریده شده به این معنی که در اعمال ورفتار خود مجبور نیست بلکه دارای اختیار است . این که انسان دارای اختیار است مورد قبول دین وعقل وشرع وفطرت وعرف است ولی اینکه انسان دارای اختیار است ومختار آفریده شده دلیل آن نمی شود که آزاد مطلق وبی قید وشرط  باشد . نباید بین مختار بودن انسان و آزادی مطلق ولاقیدی انسان خلط شود.. انسان ها با عقلِ تکلیف اوری که دارند هرگز نمی توانند آزادِ مطلق باشند. جایی که حیوانات به اندازه شعور خود نزد خداوند باید پاسخ گو باشند ، انسان ها به طریق اولی با قوه وقدرت عقلی که دارند باید پاسخگو باشند . هیچ انسان عاقلی نمی تواند ادعا کند که انسان لاقید و آزاد است . در همه ملل وملت ها ونیز ادیان دنیا از اولین تا آخرین ، این مسئله پذیرفته است که باید انسان ها چارچوبی رارعایت کنند واگر رعایت نشود مورد مؤاخذه عقلاء آن قوم وملت ودیگران قرار می گیرند وحتی جنگلی ترین و وحشی ترین انسان ها وگروه ها باز برای خود مقرراتی دارند. پس بدانیم که اینطور نیست که انسان ها آزادی مطلق داشته باشند . اگر غربی ها دَم از آزادی انسان می زنند  فریبی بیش نیست ودر واقع آنها با این شعار وتفکر قرن ها انسان ها را عقب مانده نگه داشتند. منظور آنها از آزادی که با صدرنگ ولعاب مطرح می کنند  برای به لجن کشیدن جوانان  وجوامع بشری است تا حُکّام فاسق وفاجر واستعمارگران واستثمارگران راحت تر چپاول وغارتگری وعیاشی کنند.. با توجه به این مطلب که گفته شد که انسان ها مسؤل رفتار وکردار خود می باشند و نمی توانند هرزه  وآزاد باشند ( کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ هر کسى در گرو کارى است که کرده است. سوره مّدّثّر آیه 38) مسئله تربیت فرزندان وجوانان وانسان ها بسیار حائز اهمیت است لذا پدر ومادرها ومسئولان فرهنگی وحکومتی جامعه باید به این مسئله حیاتی توجه نمایند.  محیط زندگی وجامعه اثرگذار است . چه بسا پدر ومادری فرزندان خودرا از نظر تربیتی در محیط خانه  خوب پرورش کرده باشند واز نظر آموزشی وتحصیلی ونیز مربی ومعلم وشغل ورفیق برای بچه ها کوتاهی نکرده باشد وتلاششان را کرده باشند اما باید بدانندکه بعداز این مراحل هم باید به محیط جامعه واجتماعی که در آن زندگی می شود توجه شود.. اگر محیط وجامعه  ، محیط وجامعه فاسدی باشد وکسانی که در چنین محیط هایی حاکم هستند وحکومت می کنند ، انسان هایی فاسد وفاجر ومنحرف باشند ، مردم آن منطقه هم کم کم فاسد وخراب می شوند وپیغمبر ص فرمود: الناس علی دین ملوکهم    پس باید مراقب بچه ها وفرزندان ما در محیط هایی که زندگی می کنند باشیم حتی پس از ازدواج آنها هم دلسوزی عاطفی ومنطقی نسبت به آنها داشته باشیم. متاسفانه بعضی ها چنین تصور می کنند که الحمد لله بچه ها ازدواج کردند ورفتند وما راحت شدیم. این اشتباه هست. بچه ها وفرزندان ما هرجا باشند ازآن جهت که فرزندان ما هستند وما پدر ومادر آنها هستیم  این ارتباط  وپیوند باید وجود داشته باشد . رشد معنوی واخلاقی و... آنها سبب خرسندی  وخوشحالی وافتخار وسربلندی ما می گردد و فاسد شدن آنها اگرچه زندگی مستقلی دارند وشاید هم در کشور دیگر زندگی می کنند سبب شرمندگی سرافگندگی می گردد.متأسفانه  بعد از انقلاب  عده ای از مسئولین فرزندان خود را که در ابتداء سالم هم بودند به هرجهت به امان خدا گذاشتند وبعد از یک مدتی همان فرزندان اگرچه با تشکیل خانواده  زندگی مستقلی هم داشتند دسته گل هایی به آب دادند که سبب سرافکندگی آنها وحتی...شد . محیط فاسد وجامعه فاسد همه زحمات وتلاش های قبلی پدر ومادر ها را تحت شعاع خود قرار می دهد وچه بسا همه آن زحمت ها را نابود کند. اگریک پدر ومادری در مرحله تربیت در محیط خانه زحمت کشیده وفرزندش را خوب تربیت کرده وشغل خوب ودوست خوب وکارخوب ومعلم ومربی خوب ومدرسه خوب برایش فراهم کرده واین بچه را در همه این مراحل به رشد رسانده اما در باره محیط جامعه واجتماعی فرزندش کوتاهی کند وبه آن اهمیت ندهد وبگوید بچه من خوب تربیت شده ومشکلی ندارد واورا در جامعه رها کند ممکن است این فرزند اگرچه از نظر زندگی مستقل هم باشد بر اثر محیط فاسد  منحرف وفاسد گردد. مثلا پدر ومادری که وضع مالی خوبی دارند هوس زندگی در غرب واروپا را بکنند وبدون حساب وکتاب وبدون توجه به عاقبت کارشان بچه های معصوم ویا بزرگ سالشان را هم با خود به آنجا ببرند پس از یک مدتی  آن محیط فاسد در بچه ها ویا حتی خود آن پدر ومادر تأثیربد ونامطلوب  می گذارد . امیدوارم که همه ما از جامعه خوب با فرزندانی شایسته ونیک برخوردارباشیم

سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی

دوازدهم محرّم الحرام 1436هق  برابر با15 آبان 1393.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما