تفسیر آیات 84 و85 و86 از سوره بقره(تفسیر نمونه)
328 بازدید
تاریخ ارائه : 4/11/2015 10:27:00 AM
موضوع: تفسیر

تفسیر آیات 84 و85 و86 از سوره بقره(تفسیر نمونه)

تفسير نمونه ج : 2ص :395

لِّلَّهِ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الأَرْضِ وَ إِن تُبْدُوا مَا فى أَنفُسِكمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشاءُ وَ يُعَذِّب مَن يَشاءُوَ اللَّهُ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ(284)

ترجمه:


284 -آنچه در آسمانها و زمين است ، از آن خداست.


و ( از اين رو ) اگر آنچه را در دل داريد ، آشكار سازيد يا پنهان ، خداوند شما را بر طبق آن ، محاسبه مى‏كند.


سپس هر كس را بخواهد ( و شايستگى داشته باشد) ، مى‏بخشد ، و هر كس را بخواهد ( و مستحق باشد ) ، مجازات مى‏كند.


و خداوند به همه چيز قدرت دارد.


تفسير : همه چيز از آن او است

اين آيه در حقيقت آنچه را كه در جمله آخر آيه قبل آمد تكميل مى‏كند ، مى‏گويد : آنچه در آسمانها و زمين است از آن خدا است و ( به همين دليل ) اگر آنچه را در دل داريد آشكار سازيد يا پنهان كنيد خداوند شما را مطابق آن محاسبه مى‏كند ( لله ما فى السموات و ما فى الارض و ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به الله).

سپس هر كس را كه بخواهد ( و شايسته بداند ) مى‏بخشد و هر كس را بخواهد ( و مستحق ببيند ) مجازات مى‏كند ( فيغفر لمن يشاء و يعذب من يشاء ) .

يعنى تصور نكنيد اعمالى همچون كتمان شهادت و گناهان قلبى ديگر بر او مخفى مى‏ماند كسى كه حاكم بر جهان هستى و زمين و آسمان است ، هيچ چيز بر او مخفى نخواهد بود ، بنابر اين تعجب نكنيد ، اگر گفته شود خداوند گناهان پنهانى را نيز محاسبه مى‏كند و كيفر مى‏دهد.

اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه فوق اشاره به تمام احكامى باشد كه در آيات مختلف پيشين آمد ، مانند انفاقهاى خالصانه و انفاقهاى آميخته با ريا و

تفسير نمونه ج : 2ص :396

همچنين منت وآزار و نيز نماز و روزه و ساير احكام و عقايد.

و در پايان آيه مى‏فرمايد : و خداوند بر هر چيز قادر است ( و الله على كل شى‏ء قدير).

هم آگاهى دارد نسبت به همه چيز اين جهان و هم قادر است لياقتها و شايستگيها را مشخص كند و هم متخلفان را كيفر دهد.

نكته‏ ها:

1 -گاه تصور مى‏شود كه اين آيه با احاديث فراوانى كه مى‏گويد : نيت گناه ، گناه نيست مخالفت دارد.

ولى پاسخ آن روشن است ، زيرا آن احاديث مربوط به گناهانى است كه عمل خارجى دارد و نيت مقدمه آن است مانند : ظلم و دروغ و غصب حقوق ، نه گناهانى كه ذاتا جنبه درونى دارند و عمل قلبى محسوب مى‏شود ، ( مانند شرك و ريا و كتمان شهادت ) .

تفسير ديگرى نيز براى اين آيه وجود دارد و آن اينكه يك عمل ممكن است به صورتهاى مختلف انجام شود ، مثلا انفاق گاه براى خدا است و گاه براى ريا و شهرت‏طلبى ، آيه مى‏گويد : اگر نيت خود را آشكار سازيد و يا پنهان كنيد خداوند از آن با خبر است ، و بر طبق آن به شما جزا مى‏دهد و در واقع اشاره به همان مضمون روايت لا عمل الا بنية : هيچ عملى جز به نيت نيست دارد.

2 -روشن است اينكه مى‏فرمايد : هر كس را بخواهد مى‏بخشد و هر كس را بخواهد عذاب مى‏كند ، خواستن بى دليل نيست ، بلكه بخشش او نيز دليلى دارد و دليلش شايستگى عفو در شخص مورد بخشش است ، و همچنين عدم بخشش و عذاب كردن .

تفسير نمونه ج : 2ص :397

ءَامَنَ الرَّسولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كلٌّ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَئكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسلِهِ لا نُفَرِّقُ بَينَ أَحَدٍ مِّن رُّسلِهِ وَ قَالُوا سمِعْنَا وَ أَطعْنَاغُفْرَانَك رَبَّنَا وَ إِلَيْك الْمَصِيرُ(285)

ترجمه:

285 -پيامبر ، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ، ايمان آورده است.

(و او ، به تمام سخنان خود ، كاملا مؤمن مى‏باشد ) .

و همه مؤمنان ( نيز ) ، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش ، ايمان آورده‏اند ، ( و مى‏گويند : ) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او ، فرق نمى‏گذاريم ( و به همه ايمان داريم).

و ( مؤمنان ) گفتند : ما شنيديم و اطاعت كرديم.

پروردگارا ! ( انتظار ) آمرزش تو را ( داريم ) ، و بازگشت ( ما ) به سوى توست.

تفسير : راه و رسم ايمان

سوره بقره با بيان بخشى از معارف اسلامى و اعتقادات حق آغاز شد و با همين معنى نيز كه در آيه فوق و آيه بعد از آن است پايان مى‏يابد ، و به اين ترتيب آغاز و پايان آن هماهنگ است .

بعضى از مفسران نيز شان نزولى براى اين آيه ذكر كرده‏اند و آن اينكه هنگامى كه آيه سابق نازل شد كه اگر چيزى در دل پنهان داريد يا آشكار كنيد خداوند حساب آن را مى‏رسد ، گروهى از اصحاب ترسان شدند ( و مى‏گفتند هيچ كس از ما خالى از وسوسه‏هاى باطنى و خطورات قلبى نيست و همين معنى را خدمت رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) عرض كردند ) آيه فوق نازل شد و راه و رسم ايمان و تضرع به درگاه خداوند و اطاعت و تسليم را به آنان آموخت.

تفسير نمونه ج : 2ص :398

نخست مى‏فرمايد : پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است ايمان آورده ( آمن الرسول بما انزل اليه من ربه).

و اين از امتيازات انبياى الهى است كه عموما به مرام و مكتب خويش ايمان قاطع داشته و هيچگونه تزلزلى در اعتقاد خود نداشته‏اند ، قبل از همه خودشان مؤمن بودند ، و بيش از همه استقامت و پايمردى داشتند.

در آيه 158 سوره اعراف اين موضوع را يكى از صفات ويژه پيامبر اسلام (صلى‏ الله‏ عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) شمرده مى‏گويد : فامنوا بالله و رسوله النبى الامى الذى يؤمن بالله و كلماته : ايمان بياوريد به خدا و پيامبر و رسولش ، همان پيامبر درس نخوانده‏اى كه ايمان به خدا و كلمات او دارد .


سپس مى‏افزايد : مؤمنان نيز به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگان وى همگى ايمان آورده‏اند و ( مى‏گويند ) ما در ميان پيامبران او هيچگونه فرقى نمى‏گذاريم و به همگى ايمان داريم ( و المؤمنون كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله لا نفرق بين احد من رسله).


آرى مؤمنان بر خلاف كسانى كه مى‏خواهند بين خدا و پيامبرانش جدائى بيفكنند و به بعضى ايمان بياورند و بعضى را انكار كنند ( و يريدون ان يفرقوا بين الله و رسله و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض هيچگونه تفاوتى ميان رسولان الهى نمى‏گذارند ، و همه را از سوى خدا مى‏دانند ، و همگى را محترم مى‏شمرند .


روشن است كه اين موضوع ، منافاتى با نسخ اديان پيشين به وسيله اديان بعد ندارد ، زيرا همانگونه كه سابقا اشاره شد ، تعليمات انبياء همچون تعليمات مراحل مختلف تحصيلى از ابتدائى و راهنمائى و دبيرستانى و دانشگاهى است ، گر چه


تفسير نمونه ج : 2ص :399


اصول آن يكى است ولى در سطوح مختلفى پياده مى‏شود و به هنگام ارتقاء به مرحله بالاتر برنامه‏ هاى پيشين كنار مى‏ رود ، در عين اينكه احترام همه آنها محفوظ است .


سپس مى‏افزايد : مؤمنان علاوه بر اين ايمان راسخ و جامع ، در مقام عمل نيز گفتند : ما شنيديم و اطاعت كرديم پروردگارا ! ( انتظار ) آمرزش تو را ( داريم ) و بازگشت ( همه ما ) به سوى تو است ( و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانك ربنا و اليك المصير).


سمعنا در بعضى از موارد به معنى فهميديم و تصديق كرديم آمده است كه يك نمونه‏اش همين آيه است ، يعنى دعوت پيامبرانت را با تمام وجود خود پذيرفتيم و در مقام اطاعت و پيروى در آمديم.


ولى خداوندا ! بالاخره ما انسانيم و گاه غرائز و هوسها بر ما چيره مى‏شود ودچار لغزش مى‏شويم ، از تو انتظار آمرزش داريم و مى‏دانيم كه سرانجام كار ما به سوى تو است.


و به اين ترتيب ايمان به مبدأ و معاد و رسولان الهى با التزام عملى به تمام دستورات الهى همراه و هماهنگ مى‏گردد.


تفسير نمونه ج : 2ص :400


لا يُكلِّف اللَّهُ نَفْساً إِلا وُسعَهَالَهَا مَا كَسبَت وَ عَلَيهَا مَا اكْتَسبَت رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطأْنَارَبَّنَا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصراً كَمَا حَمَلْتَهُ عَلى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لا تُحَمِّلْنَا مَا لا طاقَةَ لَنَا بِهِوَ اعْف عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَاأَنت مَوْلَانَا فَانصرْنَا عَلى الْقَوْمِ الْكفِرِينَ‏(286)


ترجمه:


286 -خداوند هيچ كس را ، جز به اندازه توانايى‏اش ، تكليف نمى‏كند.


(انسان ، ) هر كار ( نيكى ) را انجام دهد ، براى خود انجام داده ، و هر كار ( بدى ) كند ، به زيان خود كرده است.


(مؤمنان مى‏گويند : ) پروردگارا ! اگر ما فراموش يا خطا كرديم ، ما را مؤاخذه مكن ! پروردگارا ! تكليف سنگينى بر ما قرار مده ، آن چنان كه ( به خاطر گناه و طغيان ، ) بر كسانى كه پيش از ما بودند ، قرار دادى ! پروردگارا ! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم ، بر ما مقرر مدار ! و آثار گناه را از ما بشوى ! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده ! تو مولا و سرپرست مايى ، پس ما را بر جمعيت كافران ، پيروز گردان !

تفسير : چند تقاضاى مهم

همانگونه كه در تفسير آيه قبل گذشت اين دو آيه ناظر به كسانى است كه از شنيدن اين جمله كه اگر چيزى را در دل پنهان داريد و آشكار سازيد خداوند آن را محاسبه كرده و مطابق آن جزا مى‏دهد ، نگران شدند و گفتند : هيچ يك از ما از وسوسه‏ها و خطورات قلبى خالى نيست.

اين آيه مى‏گويد : خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايى‏اش تكليف نمى‏كند ( لا يكلف الله نفسا الا وسعها ) .

تفسير نمونه ج : 2ص :401

وسع از نظر لغت به معنى گشايش و قدرت است ، بنابر اين آيه ، اين حقيقت عقلى را تاييد مى‏كند ، كه وظايف و تكاليف الهى هيچگاه بالاتر از ميزان قدرت و توانائى افراد نيست و لذا بايد گفت تمام احكام با همين آيه تفسير و تقييد مى‏گردد ، و به مواردى كه تحت قدرت انسان است اختصاص مى‏يابد ، بديهى است يك قانون‏گزار حكيم و دادگر نمى‏تواند غير از اين قانون وضع كند ، ضمنا جمله فوق ، بار ديگر اين حقيقت را تاييد مى‏كند كه هيچگاه احكام شرعى از احكام عقلى و فرمان عقل و خرد جدا نمى‏گردد ، و اين دو در همه مراحل دوش به دوش يكديگر پيش مى‏روند .

سپس مى‏افزايد : هر كار ( نيكى ) انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار ( بدى ) كند به زيان خود كرده است ( لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت).

آرى هر كسى محصول عمل نيك و بد خود را مى‏چيند و در اين جهان و جهان ديگر با نتايج و عواقب آن روبرو خواهد شد.

آيه فوق با اين بيان مردم را به مسئوليت خود و عواقب كار خويش متوجه مى‏سازد و بر افسانه جبر و اقبال و طالع و موهومات ديگرى از اين قبيل كه افرادى براى تبرئه خويش دست و پا كرده‏اند خط بطلان مى‏كشد .

قابل توجه اينكه : در آيه شريفه در مورد اعمال نيك كسبت گفته شده و در مورد اعمال بد اكتسبت شايد تفاوت در تعبير به خاطر اين باشد كه كسب در باره امورى گفته مى‏شود كه انسان با تمايل درونى و بدون تكلف آن را انجام مى‏دهد و موافق فطرت او است ، در حالى كه ( اكتسب ) نقطه مقابل آن است يعنى كارهائى كه بر خلاف فطرت و نهاد آدمى مى‏باشد و اين خود مى‏رساند كه اعمال نيك مطابق فطرت و نهاد آدمى است و اعمال شر ذاتا بر خلاف فطرت است.

راغب در مفردات در تفاوت اين دو تعبير مطلب ديگرى گفته است كه آن هم قابل دقت مى‏باشد .

و آن اين كه كسب مخصوص كارهائى است كه فايده آن

تفسير نمونه ج : 2ص :402

منحصر به خود انسان نيست بلكه ديگران را هم در بر مى‏گيرد.

(مانند اعمال خير كه نتيجه آن تنها شخص انجام دهنده را شامل نمى‏شود ، بلكه ممكن است بستگان و نزديكان و دوستان او هم در آن سهيم باشند در حالى كه اكتساب در مواردى گفته مى‏شود كه اثر كار تنها دامنگير خود انسان مى‏گردد و اين در مورد گناه است.

(البته بايد توجه داشت كه اين تفاوتها در صورتى است كه كسب و اكتساب در مقابل هم قرار گيرند ) .

و به دنبال اين دو اصل اساسى ( تكليف به مقدار قدرت است - و هر كسى مسئول اعمال خويش است ) از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بيان مى‏كند كه در واقع آموزشى است براى همگان كه چه بگويند و چه بخواهند.


نخست مى‏گويد : پروردگارا ! اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم ما را مؤاخذه مكن ( ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطانا).


آنها چون مى‏دانند مسؤول اعمال خويش‏اند لذا با تضرعى مخصوص ، خدا را به عنوان رب و كسى كه لطف ويژه‏اى در پرورششان داشته و دارد ، مى‏خوانند و مى‏گويند زندگى به هر حال خالى ازفراموشى و خطا و اشتباه نيست ، ما مى‏كوشيم به سراغ گناه عمدى نرويم ، اما خطاها و لغزشها را تو بر ما ببخش.


بحثى كه در اينجا مطرح مى‏گردد اين است كه : مگر امكان دارد كه پروردگار كسى را در برابر لغزشى كه از فراموشى يا عدم توجه سرچشمه گرفته مجازات نمايد ؟ تا زمينه‏اى براى اين درخواست بماند ؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت : گاهى فراموشى نتيجه سهل‏انگارى خود انسان است مسلم است كه اينگونه فراموشيها از انسان سلب مسؤوليت نمى‏كند مانند اين كه : در قرآن آمده است فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا ، ( بچشيد عذاب خدا را


تفسير نمونه ج : 2ص :403


در برابر آن كه اين روز را فراموش كرديد).


بنابر اين فراموشكاريهائى كه زاييده سهل‏انگارى است قابل مجازات است.


موضوع ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه نسيان و خطا با يكديگر فرق روشنى دارد.


خطا معمولا به كارهائى گفته مى‏شود كه از روى غفلت و عدم توجه از انسان سر مى‏زند مثل اين كه كسى به هنگام شكار تيرى را مى‏زند و به انسانى ، بدون قصد اصابت مى‏كند و او را مجروح مى‏نمايد.


ولى نسيان در جائى گفته مى‏شود كه انسان با توجه دنبال كار مى‏رود ولى مشخصات حادثه را فراموش كرده ، مثل اينكه كس بى گناهى را مجازات كند به گمان اينكه گناهكار است زيرا مشخصات گناهكار واقعى را فراموش نموده است .


سپس به بيان دومين درخواست آنان پرداخته ، مى‏گويد : پروردگارا ! بار سنگينى بر دوش ما قرار مده آن چنان كه بر كسانى كه پيش از ما بودند ( به كيفر گناهان و طغيانشان ) قرار دادى ( ربنا و لا تحمل علينا اصرا كما حملته على الذين من قبلنا).


اصر در اصل به معنى نگهدارى و محبوس ساختن است ، و به هر كار سنگين كه انسان را از فعاليت باز مى‏دارد ، گفته مى‏شود و نيز به عهد و پيمانها كه آدمى را محدود مى‏سازد ، اطلاق مى‏گردد.


به همين دليل مجازات و كيفر را نيز گاهى اصر مى‏گويند ، در اين جمله مؤمنان از خداوند تقاضا دارند ، از تكاليف سنگين ، كه گاهى موجب تخلف افراد از اطاعت پروردگار مى‏گردد ، آنها را معاف دارد.


و اين همان چيزى است كه در باره دستورات اسلام از زبان پيغمبر (صلى‏ الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) نقل شده.


بعثت بالحنيفية السمحة السهلة : به آيينى مبعوث شده‏ام كه عمل به آن براى همه


تفسير نمونه ج : 2ص :404


سهل و آسان است.


در اينجا ممكن است سؤال شود : اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام پيشين نبوده ؟ در پاسخ بايد گفت : همانطور كه از آيات قرآن استفاده مى‏شود تكاليف شاق براى امم پيشين ، در اصل شريعت نبوده ، بلكه پس از نافرمانيها به عنوان عقوبت و كيفر قرار داده شده است .


همانطور كه بنى اسرائيل به خاطر نافرمانيها پى‏ درپى از خوردن پاره‏اى از گوشتهاى حلال محروم شدند ( سوره انعام آيه 146 و سوره نساء آيه 160).


در سومين در خواست مى‏گويند : پروردگارا ! مجازاتهائى كه طاقت تحمل آن را نداريم براى ما مقرر مدار ( ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به).


اين جمله ممكن است اشاره به آزمايشهاى طاقت‏ فرسا يا مجازاتهاى سنگين دنيا و آخرت و يا هر دو باشد و شايد تعبير به لا تحمل در جمله قبل و لا تحمل ( با تشديد ) در اين جمله ، به خاطر همين است ، زيرا تعبير اول اشاره به مسائل مشكل و تعبير دوم اشاره به مسائل طاقت‏ فرسا است .


و در چهارمين و پنجمين و ششمين تقاضا مى‏گويند : ما را ببخش و گناهان ما را بپوشان و مشمول رحمت خود قرار ده ( و اعف عنا و اغفر لنا و ارحمنا).


عفو در لغت به معنى محو كردن آثار چيزى است ، و غالبا به معنى محو آثار گناه مى‏آيد كه هم شامل آثار طبيعى آن مى‏شود ، و هم شامل مجازات آن.


در حالى كه مغفرت تنها به معنى پوشاندن گناه است .


بنابر اين مؤمنان هم از خدا مى‏خواهند گناهانشان را بپوشاند و هم آثار وضعى و تكوينى آن را از روح و روانشان بزدايد و هم كيفر آن را از آنان بردارد ، و سپس از او مى‏خواهند رحمت واسعه‏اش كه همه چيز را در بر مى‏گيرد شامل حال آنان شود.


و بالاخره در هفتمين و آخرين درخواست مى‏گويند : تو مولى و سرپرست


تفسير نمونه ج : 2ص :405


مائى ، پس ما را بر جمعيت كافران پيروز گردان ( انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين).


و به اين ترتيب تقاضاهاى آنان شامل دنيا و آخرت وپيروزيهاى فردى و اجتماعى و عفو و بخشش و رحمت الهى مى‏گردد ، و اين تقاضائى است بسيار جامع.


نكته‏ها:


1 -از آنجا كه در اين دو آيه خلاصه‏اى از تمام سوره بقره آمده است ، و روح تسليم در برابر آفريدگار جهان را به ما مى‏آموزد ، اين نكته خاطرنشان شده كه اگر مؤمنان از خدا مى‏خواهند كه از لغزشهاى آنان درگذرد و در برابر دشمنان گوناگون پيروزشان گرداند بايد برنامه سمعنا و اطعنا را انجام دهند و بگويند : ما نداى مناديان را از جان و دل پذيرفتيم و در صدد پيروى از آن بر آمديم و در اين راه از هر گونه تلاش و كوشش باز نايستند و سپس از خداوند خواستار پيروزى بر موانع و دشمنان گردند .


تكرار نام خدا به عنوان ربنا و كسى كه لطف خاصى در پرورش آنان دارد اين حقيقت را تكميل مى‏كند.


لذا رهبران اسلام در ضمن احاديث متعددى ، مسلمين را به خواندن اين دو آيه ترغيب كرده و ثوابهاى گوناگونى براى آن بيان داشته‏اند كه اگر زبان و دل در تلاوت اين آيات هماهنگ گردند و تنها سخن نباشد بلكه برنامه زندگى گردد ، خواندن همين دو آيه مى‏تواند كانون دل را با آفريدگار جهان پيوند دهد و روح و روان را صفا بخشد و عامل تحرك و فعاليت گردد.


2 -از اين آيه به خوبى استفاده مى‏شود كه تكليف ما لا يطاق وجود ندارد ،


تفسير نمونه ج : 2ص :406


نه در اسلام و نه در اديان ديگر و اصل آزادى اراده است ، زيرا مى‏گويد : هر كس در گرو اعمال نيك و بد خويش است هر كار نيكى انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار بدى انجام دهد به زيان خود كرده است ، تقاضاى عفو و بخشش و مغفرت نيز شاهد اين مدعا است.


و اين امر هماهنگ با منطق عقل و مسئله حسن و قبح است ، چرا كه خداوند حكيم هرگز چنين كارى را نمى‏كند و اين خود دليلى است بر نفى مساله جبر ، چگونه ممكن است خداوند بندگان را مجبور بر گناه سازد و در عين حال نهى از گناه كند ؟ ولى تكاليف شاق و مشكل ، امر محالى نيست همانند تكاليف شاقى كه در مورد بنى اسرائيل وجود داشته و آن هم مولود اعمال خودشان و كيفر خيره‏ سرى‏ هاى آنها بوده است .

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما