علل ونشانه های حقارت بعضی از افراد
50 بازدید
تاریخ ارائه : 2/4/2015 10:21:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

به نام خدا

علل ونشانه های حقارت بعضی از افراد:

به نظر اینجانب ، حقارت وپستی وضعف شخصیتی برخی از افراد ، علل ونشانه هایی دارد که بخشی از آن ها به شرح زیر است:

1- توهین به دیگران: معمولا آدم های بی شخصیت وکم مایه ، متوسل به توهین نسبت به دیگران می شوند و عقده حقارت خود را از این طریق برطرف می کنند

2- تحقیر دیگران

3-فحش وناسزا ودشنام وافترا وتهمت به دیگران

4-تکبر نسبت به دیگران

5-چاپلوسی کردن

6-ظاهرسازی وریاکاری

7-توجه بیش از اندازه به ظواهر : کسانی که احساس کمبود شخصیتی می کنند  جهت جبران آن به مسائل ظاهری وتشریفات،  خیلی اهمیت می دهند. شخصیت خود وخانواده خود ودیگران را در امور مادی وظاهری خلاصه می کنند ومعتقدند که هرکس مال ودارایی وثروت  وخانه وماشین شیک و خوب داشته باشد ، آدم مهم وباشخصیتی است. اینگونه افراد نگاهشان به مردم متوسط و فقراء ، نگاه تحقیر آمیز است ونمونه هایی از تفکر این دسته از افراد در قرآن وروایات اشاره ویا تصریح شده است  ومورد مذمت شدید قرار گرفتند.

8- تجمل گرایی

9-دو رویی ونفاق

10-هرزه گویی وپرحرفی

11- حسادت نسبت به دیگران

12-ایجاد اختلاف : آدم های میان تهی و حقیر برای جبران مشکل درونی خود به انگیزه های مختلف بین مردم اختلاف ودودستگی  ایجاد می کنند .

13-زورگویی وقُلدُری

14-رفتار وگفتار غیرمنطقی داشتن

15- تحکُّم وپافشاری برنظر و رأی خود داشتن ( خود رأی بودن - استبداد به رأی داشتن)

16-خودخواهی

17- بی احترامی به افکار ونظرات دیگران

18-دوری از علم ومعرفت وایمان

19- همنشینی با افراد ناباب وفاسد.  انسان های بی شخصیت و بی مایه معمولا با آدم های مسئله دار و فاسد ومنحرف هم پیاله ودوست می شوند. معاشرت و دوستی با افراد ناباب باعث سقوط شخصیتی انسان وموجب فلاکت وبدبختی در دنیا وآخرت است. اگر می خواهید با شخصیت ومفید باشید سعی کنید با خوبان ونیکان و عالم ربانی ارتباط داشته باشید.

20-دنیاطلبی وجاه طلبی ومقام وشهرت پرستی.  متأسفانه این نوع تفکر هم صدمات جبران ناپذیری بر هویت وکرامت وشخصت آدمی وارد می سازد و عده زیادی گرفتار این رذیله هستند و گاهی برای رسیدن به دنیا و مال و مقام ، شخصیتشان را پیش این وآن خُرد می کنند و دچار زشت ترین کارها واعمال می شوند

21-دوری از خدا وقرآن واهلبیت علیهم السلام

22- دروغگویی.  آدم دروغگو که زندگیش را بر دروغ بنا نهاده ، نزد مردم وجامعه  ، اعتباری ندارد. انسان دروغگو ودروغ پرداز ، بی شخصیت وبی اعتبار است. در آیات و روایات از دروغ شدیدا نهی شده است.

23- ارتکاب گناهانی مانند شراب وزنا ودزدی وقتل و...

24-اذیت و آذار به دیگران بویژه آزار به والدین وخویشان.  کسی که پیوسته باعث رنجش پدر ومادر خود می شود  در همین دنیا خوار وذلیل وبی اعتبار می گردد. اگر کسی در پی شخصیت است باید خدمتگزار والدین خود باشد. در اسلام و آیات وروایات شفارشات زیادی بر احترام ونیکی به پدر ومادر شده است.

25-بی احترامی به بزرگان واساتید

26- تحمیل فشارهای روحی وروانی از سوی والدین.  اگر پدر ومادری پیوسته فرزندانشان را سرزنش وتحقیر کنند نباید توقع داشته باشند که بچه هاشان با شخصیت بار بیایند. بسیاری از جوانانی که دست به کارهای خلاف در جامعه می زنند ودچار مشکلات اخلاقی وغیره شدند ویا می شوند در چنین خانواده هایی بزرگ شدند. فرزندانی که در بین خانواده های خود تحقیر شدند آمادگی زیادی برای جذب به مفاسد مختلف  نشان می دهند. اگر کرامت وشخصیت فرزندانمان را حفظ کنیم در واقع بخشی از مشکلات اجتماعی خودرا حل کرده ایم.

27- محرومیت های روحی وعاطفی در کانون خانواده

28-تحقیر واقع شدن در محیط خانوادگی

29-تحقیر در محیط های آموزشی. متأسفانه گاهی مشاهده می شود که در محیط های آموزشی به هویت واعتبار وشخصیت دانش آموزان ودانشجویان صدمه می شود. این خیلی خطرناک و خطر ساز است. در کشور ما قریب به بیست میلیون دانش آموز ودانشجو وطلبه و .. داریم. متولیان امور آموزشی چقدر برای ارزش واقعی وکرامت و شخصیت الهی این عزیزان برنامه تهیه کرده اند؟!!!  آموزش وپرورش مسؤلیت سنگینی به عهده دارد.  مسؤلان حوزه های علمیه در پرورش طلاب، مسؤلیت سنگینی دارند.  اگر بخواهد کشور ما از آسیب ها بیمه بشود  حتما باید برای تربیت وحفظ کرامت وشخصیت الهی دانش آموزان ودانشجویان وطلاب عزیز ما برنامه استوار ودرست وملموس  وپیوسته داشته باشیم.

30-عدم رعایت حدود وحریمی که برای هر فردی عقلا وعرفا وشرعا مشخص است. بعضی ها پا از گلیم خود فراتر می گذارند ورعایت حد ومرز خود را نمی کنند لذا آسیب می بینند ودچار حقارت وپوچی  شخصیتی می شوند. مثلا مسؤلیتی را می پذیرند که قابلیت ندارند در این صورت چه بسا اعتبار 50 ساله اش برباد می رود.

31-اختلاف ها ودرگیری های شدید والدین نسبت به هم.

32- طلاق وجدایی والدین( چه طلاق رسمی وچه طلاق عاطفی)

33-از دست دادن پدر ومادر ویا هردو ( یتیم شدن)

34-مواجه شدن با بعضی از مصائب بزرگ مثل از دست دادن همسر وفرزند و...

35-

36-


سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجانی



          ادب  ،  اخلاق  ، تربیت


  در بحث تربیت ، هم باید به اخلاق توجه کرد  وهم به آداب .  اخلاق غیر از آداب است.  البته گاهی ادب واخلاق وتربیت به یک معنی بکار می روند.  در روایتی از رسولخدا ص آمده است که فرمود: أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی. خداوند مرا ادب نمود ونیکو ادب وپرورش کرد مرا ( تفسیر مجمع البیان ج10 ص86  وبحارالأنوارج16 ص  210  _ بحارالانوار، ج68، ص382)

  اخلاق عبارت است از مدیریت وکنترل وتعدیل واصلاح  قوای غریزی وروحی درون انسان که اگر مهار و کنترل ونظارت نگردد آدمی را به فساد وهلاکت می کشاند. قوه عاقله(یا مَلَکیِّه) و قوه واهِمه وقوّه خیالیّه  وقوه بهیمیه(یا شهویّه) وقوه سَبُعیَّه(یا غضبیّه) ، قُوای درونی آدمی  هستند   که همچون مزاج های چهارگانه یعنی سوداء وصفراء وبلغم وخون است که اگر یکی بردیگری غلبه یابد آدمی دچار گرفتاری ومشکلات  ویا هلاکت می گردد.  اخلاق ومعنویت وتربیت روح وتذکیه نفس ، سبب اعتدال در اندرون آدمی می شود. هیچ موجودی به اندازه انسان ، نیازمند تربیت نیست. همه انبیاء ومعصومین علیهم السلام برای تربیت انسان ها  مأمور بودند. خداوند تبارک وتعالی مربّی موجودات است. در سوره حمد که چندین بار در طول شبانه روز در نمازهای پنجگانه  آن را قرائت می کنیم ،  خداوند را به عنوان (ربّ العالمین) یاد می کنیم. بطور مکرر در نمازها می خوانیم: الحمدلله ربّ العالمین. نماز وسوره حمد تربیت کننده است. اگر بعداز چهل وپنجاه سال نماز وسوره حمد خواندن  ،تربیت نشویم خسارت بسیار بزرگی است. تربیت باعث شکوفایی فطرت آدمی است.  فطرت پاک  همچون آیینه ای است که اگر به آن توجه نشود ، تیره وتار و ناپاک می گردد.  مربّیان عزیز ما باید روی مسئله فطرت خیلی کار کنند.  استاد شهید مطهری کتاب مستقلّی در باب فطرت نگاشته است . عرفاء و وسالِکین الی الله و اهل دقت  به مسئله فطرت انسان  در تربیت نفوس بسیار توجه داشته ودارند  ولی متأسفانه ما در موضوع تربیت اساسا به آن توجه نداریم. استادِبزرگوار حضرت امام خمینی ره  یعنی مرحوم آیت الله شاه آبادی  به مسئله فطرت بسیار توجه داشتند. باب فطرت ، باب بسیار  مبارکی است که باید به آن توجه شود.  فطرت فرزندان ما پاک است وآماده تربیت هستند .باید با روش های درست ومناسب به این امر عنایت واهتمام نمود.................................   

سعادت(سید اصغر) 

....رجوع شود به....


http://nasimemarefat.parsiblog.com

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما