سوره نساء بر دوقسم است....
338 بازدید
تاریخ ارائه : 12/24/2014 1:34:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

سور نساء کبری و نساء صغری - تبیان

سوره نساءین به دو سوره از قرآن اطلاق می شود که جامع جمیع احکام کلی مربوط به بانوان است. این دو سوره عبارتند از : سوره نساء کبری و سوره طلاق که در منابع روایی با عنوان " نساء صغری" از آن یاد شده است. در نوشتار ذیل خواهیم خواند که این دو سوره، در حقیقت کتاب جامع حقوق زنان را تشکیل می دهد.

خداوند سبحان در آیات متعددی از قرآن کریم به هنگام بیان مسائل و حقوق انسانی، زن را در کنار مرد به طور یکسان مطرح نموده و در آیات بسیاری نیز به طور خاص به زنان و مسائل و حقوق آنان پرداخته است. پیامبر اکرم(ص) نیز در پرتو وحی الهی به عنوان فرستاده و مجری دستورات و تعالیم خداوند، از این آفریده پروردگار به نحو شایسته تکریم و تجلیل به عمل آورده تا جایی که براساس الهام از منبع وحی دو سوره از 114 سوره قرآن را به نام "نساء" (زنان) نامگذاری کرده است که یکی در اوایل قرآن از سوره‏های بزرگ و طولانی و یکی در اواخر قرآن از سوره‏های حزب مفصّل است.

روایاتی چند حاکی از این است که پیامبر اکرم(ص) برای متمایز کردن این دو سوره از یکدیگر، اوّلی را سوره " نساء طولی" یعنی طولانی، و دومی را سوره "نساء قصری" یعنی کوتاه نامیده‏اند.

در عین حال برای سهولت، هر دو سوره را "نساء" می‏گفتند. مفسران بزرگی همچون آلوسی، طبرسی، قاسمی در کتاب‏های تفسیری خود در آغاز تفسیر سوره طلاق - شصت و پنجمین سوره از قرآن مجید - نام " نساء قصری " را برای این سوره با استناد به روایات ذکر کرده‏اند.

درست است که در این سوره احکام مربوط به طلاق تبیین شده و طلاق موضوعی است که دو طرف دارد یکی مرد و دیگری زن، اما با تدبّر در آیات این سوره - البته آیات آغازین - در می‏یابیم که خداوند احکام طلاق را بیشتر به منظور حفظ حرمت و حیثیت زن بیان می‏کند تا مبادا در این مرحله بحرانی، آبرو و حیثیت زن خدشه دار شود. از این رو، جای بسی تأسف است که در مصحف‏های متداول قرآن به جای عنوان "سورة‏النساء القصری، عنوان " طلاق" که عنوان منفور و مبغوضی است نوشته می‏شود.

سوره نساء، کتاب جامع حقوق زن

وقتی سوره نساء را جداگانه بررسی و در آیات آن اندکی تدبر کنیم در می‏یابیم که سوره نساء، کتاب جامع حقوق زن است. خداوند متعال در سوره نساء به طرح و شرح اساسی‏ترین حقوقی می‏پردازد که زنان باید از آن‌ها بهره‏مند باشند، اما به گواهی تاریخ، پیوسته، زنان از تمامی این حقوق یا بعضی از آن‌ها محروم مانده‏اند. خداوند در سوره نساء در شرایطی مهم‏ترین حقوق انسانی، قانونی، اجتماعی و اقتصادی زنان را بیان فرموده است که هرگونه ظلم و جنایت نسبت به زن مباح تلقّی می‏شد و زن حقّ هیچ گونه اعتراض، دخالت یا اظهار نظر نداشت. از آنجا که درک و فهم کلام خداوند فقط با تدبر در آیات و سوره‏ها و با بهره‏گیری از سنّت و سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) امکان‏پذیر است، دریافت معانی و مضامین گسترده و فراگیر سوره نساء نیز مطالعه و تحقیق دقیق را می‏طلبد.

یا‌ایها الناس اتقوا ربکم‏الذی خلقکم من نفس واحدة

سوره نساء همانند سوره حج با یک خطاب کلی یاایها‌ الناس آغاز می‏شود به همین دلیل به نظر می‏رسد که مسئله طرح شده در این آیه، عمومی و فراگیر است و در همه جوامع بشری مسئله خلقت انسان به ویژه خلقت زن بحث‏انگیز بوده است. خداوند با مخاطب قراردادن " ناس " - همه مردم ـ در سرآغاز سوره به مهم‏ترین و زیر بنایی‏ترین موضوعی می‏پردازد که همه نگرش‏های منفی نسبت به زن از اینجا سرچشمه می‏گیرد. در جامعه‏ای که انسان بودن زن مورد تردید است و زن فاقد روح انسانی و موجودی نجس و پلید شمرده می‏شود و معتقدند که زن از دنده چپ مرد به وجود آمده است، بالطبع زن با چنین دیدگاهی از هیچ امتیازی برخودار نیست که قابل ارزش و احترام باشد. خداوند در این آیه بر آفرینش زن و مرد به طور یکسان از یک حقیقت واحد (نفس واحده) تصریح می‏کند. خداوند در این آیه ارزش وجودی زن را تثبیت و او را موجودی هم شأن مرد و دارای حقوقی مشابه معرفی می‏کند و تاکید می‏نماید که هیچ جامعه بشری بنا نخواهد شد مگر با مشارکت و همراهی و همگامی زن و مرد با یکدیگر.

سوره نساءین به دو سوره از قرآن اطلاق می شود که جامع جمیع احکام کلی مربوط به بانوان است. این دو سوره عبارتند از : سوره نساء کبری و سوره طلاق که در منابع روایی با عنوان " نساء صغری" از آن یاد شده است

وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ

و برای زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‌گذارند، سهمی دارند(سوره نساء/7)

در روزگاری که زن هیچ آزادی و اختیاری نداشت، در خانه پدر جزو اموال پدر و در خانه شوهر بخشی از اموال مرد خود به حساب می‏آید و به طور مطلق مالک هیچ چیز نبود. حتی در مورد خودش نیز هیچ اختیاری نداشت. و وقتی مرد خانه از دنیا می‏رفت زن همانند دیگر اموال به ارث برده می‏شد. در چنین شرایطی خداوند زن را از این بی‏هویّتی رهانید و برای تصحیح طرز فکرهای جاهلی، مسئله ارث را با تمامی جوانب آن به تفصیل طرح و شرح نمود و همزمان حق مالکیت و ارث را به زن داد:  لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ " از آنچه پدر مادر و نزدیکان بر جای می‏گذارند برای مردان بهره‏ای است، برای زنان نیز بهره‏ای است".

گفتنی است که در مواردی مانند این آیه، ذکر کلمه " رجال" پیش از " نساء" تقدّمی را نمی‏رساند و فقط در مقام بیان تساوی این حقوق برای مرد و زن به طور یکسان است؛ زیرا مردان بدون هیچ تردیدی از تمامی این حقوق بهره‏مند بوده‏اند و این زنان بوده‏اند که حقوقشان نادیده گرفته می‏شده است. اسلوب رایج کلام ایجاب می‏کند تا گوینده برای طرح و اثبات و تأکید مسئله جدیدی که برای همگان نامأنوس دور است، ابتدا آنچه را که شنونده و گوینده درباره آن اتفاق نظر دارند و به ذهن مخاطبان نیز نزدیکتر است، بیان کند؛ سپس مسئله جدید را در کنار مطلب قبلی عیناً با همان الفاظ و عبارات که می‏تواند نشانه‏ای بر تاکید و اثبات مطلب جدید باشد، بیان کند.

لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ

مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد).(نساء/32)

اگر در این آیه نیز به عنوان یکی دیگر از بندهای کتاب جامع حقوق زن - یعنی سوره نساء - تدبر کنیم شاید عنایت ویژه خداوند و ارزش و اهمیتی را که برای زنان در تمامی عرصه‏های مختلف زندگی قائل شده است دریابیم.

این آیه در وضعیتی نازل شده است که محیط زندگی زن در اندرونی‏ها و پس پرده‏ها فقط به خانه‏داری و شوهرداری و بچه‏داری محدود بوده است، در زمانی که زن حق بیرون آمدن از خانه را نداشت تا چه رسد به این که بخواهد اشتغال و درآمدزایی داشته باشد و تولیدات خودش را به بازار عرضه کند و درآمد حاصله از آن خودش باشد، بسیار بودند زنانی که به عنوان پیشکش و زر خرید به خانه اربابان و بزرگان قبیله‏ها فرستاده می‏شدند و کار - آن هم کارهای طاقت‏فرسا - انجام می‏دادند اما در برابر آن هیچ دستمزدی دریافت نمی‏کردند. خداوند در این آیه مسئله اشتغال زنان و ورود آنان را به صحنه‏های مختلف اجتماع برای کسب درآمد به صورت مستقل طرح می‏کند:

لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ

مردان را از آنچه به دست آورده‏اند نصیبی است و زنان را نیز از آنچه به دست آورده‏اند نصیبی است"

و به این ترتیب حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان را یک جا بیان فرمود. و این حق را به زن ارزانی داشت تا مطابق با توانمندی‏ها و استعددهایش - البته در چارچوب احکام و موازین اسلام - در اجتماع همگام و همراه با مرد متناسب با شرایط فطری و طبیعی‏اش مشارکت فعال داشته باشد. در این صورت است که زنان می‏توانند با درآمد شخصی خودشان در امور خیریّه، همچنین پرداخت زکات سهیم شوند و به این ترتیب از پاداش زکات‏دهندگان و صدقه‏دهندگان نیز برخودار گردند.

وقتی سوره نساء را جداگانه بررسی و در آیات آن اندکی تدبر کنیم در می‏یابیم که سوره نساء، کتاب جامع حقوق زن است. خداوند متعال در سوره نساء به طرح و شرح اساسی‏ترین حقوقی می‏پردازد که زنان باید از آن‌ها بهره‏مند باشند، اما به گواهی تاریخ، پیوسته، زنان از تمامی این حقوق یا بعضی از آن‌ها محروم مانده‏اند

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ

مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته‌اند (و حقیقتا مستضعفند) (نساء/98)

یکی دیگر از نکات ظریف و حساسی که در سوره نساء ذهن آدمی را درگیر می‏کند و به تأمل و تدبر وا می‏دارد. تعبیر والمستضعفین من الرجال والنساء والوالدان است. خداوند در سوره نساء، در سوره‏ای که کارش طراحی ساختار جامعه بشری است، چهار بار مسئله استضعاف را مطرح نموده است که در دو موضع همین تعبیر مذکور عیناً تکرار شده است. زیرا اگر مسئله استضعاف حل نشود، جامعه جاهلی به جامعه اسلامی تبدیل نمی‏شود و - حتی اگر قرن‏ها از ظهور اسلام گذشته باشد - باطل نمی‏رود تا حق در جای آن نمود پیدا کند. این فراز از کلام الهی نیز پاسخ دندان‏شکن دیگری به جاهلان زورمداری است که همواره می‏گویند: زن ضعیف است و به حکم این که ضعیف است کاری از او ساخته نیست و چون ضعیف است می‏توان انواع ستم‏ها و جنایت‏ها را در حق او روا داشت. چون ضعیف است حق مشارکت، مداخله، تصمیم‏گیری، برنامه‏ریزی و اظهار نظر را حتّی در مورد اموری که در ارتباط با خود اوست، ندارد. حال قرآن، این کتاب انسان‏ساز، کتابی که هدیً للناس است، به صراحت از کلمه " مستضعف " به عنوان تعبیری عام یاد می‏کند که به تساوی شامل مردان و زنان و کودکان می‏شود. یعنی در جامعه‏ای که استکبار حاکم باشد هم مردان مستضعف واقع خواهند شد، هم زنان و هم کودکان.

تاکنون چند بار سوره نساء را خوانده‏ایم؟

نمونه‏ هایی در نهایت اختصار ذکر شد تا انگیزشی باشد برای این که از خود بپرسیم: به عنوان " زن " تاکنون چند بار سوره نساء را با دقّت و توجّه خوانده‏ایم؟ آیا تاکنون اندیشیده‏ایم چرا خداوند یک سوره - یا دو سوره - از قرآن مجید را به نام " نساء" قرار داده است؟ آیا وقت آن نرسیده است، همان گونه که در عهد پیامبر اکرم(ص) زنان بسیاری اهل علم و تقوا، فقیه و مجتهد و حافظ و حامل قرآن بوده‏اند و پیامبر اکرم(ص) برای آنان احترام خاصّی قائل می‏شده‏اند، ما زنان نیز خود را باور کنیم و به پیروی از آن نمونه‏های والا و ارزشمند، همدوش با مردان خداترس و خداجوی و حق‏طلب، پیش از پیش درباره زن و مسائل مربوط به او - به خصوصی در کلام وحی - به مطالعه و تحقیق بپردازیم؟

فرآوری: شکوری

بخش قرآن تبیان

منبع:

- گلستان قرآن

http://www.tebyan.net/newmobile.aspx/Comment/index.aspx?pid=156088

**********************

سوره های چند اسمی قرآن - تبیان

خداى متعال (بقول برخى از مفسرین )قرآن مجید را به پنجاه و چند نام نامیده است :

کتاب ،مبین ،قرآن ،کریم کلام ،نور ،فرقان ،شفاء ،هدى ،رحمت ،موعظه، ذکر ،مبارک ،علىّ ،حکمت ،حکیم ،مهیمن ،حبل ،صراط ،مستقیم ،قیم ،قول فصل ،نبأ عظیم ،احسن الحدیث ،مثانى ،متشابه ،تنزیل ،روح ،وحى ،عربى ،بصائر ،بیان ،علم

حق ،هادى ،عجب ،تذکره ،العروة الوثقى ،صدق ،عدل ،امر ،منادى ،بشرى ،مجید، زبور ،بشیر ،نذیر ،عزیز ،بلاغ ،قصص ،صحف ،مکرمه ،مرفوعه ،مطهره و پس از رسول اکرم نیز «مصحف »نامیده شد.

برخى از سوره‏هاى قرآن نیز داراى نامهاى مختلف مى‏باشد ،از جمله : سوره حمد که در قرآن و حدیث و تفاسیر باسامى ذیل نامیده شده است : فاتحة الکتاب ،فاتحة القرآن ،ام الکتاب ،ام القرآن ،القرآن العظیم ،السبع، المثانى ،وافیه ،کنز ،کافیه ،اساس ،نور ،سورة الحمد ،سورة الشکر ،سورة الحمد،الاولى ،سورة الحمد القصرى ،راقیه ،شفاء ،شافیه ،سورة الصلاة،سورة الدعاء ،سورة السؤال ،سورة تعلیم المسئلة ،سورة المناجاة  و سورة التفویض.

سوره تبارک نامهاى دیگرش «سورة الملک »و «مانعه »و «منجیه »و «مجادله »و «وافیه »و «منّاعه »است.

سوره بقره در حدیثى بنام «فسطاط القرآن »نامیده شده و در حدیثى دیگر بنام «طیبه »بوده است.

سوره آل عمران در تورات بنام «طیبه »بوده است.

سوره مائده «سوره عقود »و «سوره متقذه »نیز گفته می شود.

سوره انفال بقول ابن عباس «سوره بدر »است.

سوره برائت بنام «توبه »و «فاضحه »و «سورة العذاب »و «بحوث »و «حافره »و «مثیر »و «مبعثره »و «مخزیه »و «منکله »و «مشرده »و «مدمدمه »نیز نامیده شده است.

سوره نحل را «سورة النعم »نیز می گفته‏اند.

سوره اسراء «سوره سبحان »و «سوره بنى اسرائیل »نیز گفته می شود .

سوره کهف «سورة اصحاب الکهف »نیز گفته شده ،و در تورات نیز بنام «حائله »است.

سوره کهف «سورة اصحاب الکهف »نیز گفته شده ،و در تورات نیز بنام «حائله »است.

سوره طه «سورة الکلیم »و «سورة موسى »نیز نامیده می شود

سوره شعراء در برخى تفاسیر «سورة الجامعه »نامیده شده است.

سوره نمل نام دیگرش «سوره سلیمان »است.

سوره سجده نام دیگرش «سورة المضاجع »است.

سوره فاطر نام دیگرش «سورة الملائکه »است.

سوره یس رسول اکرم آن را «قلب القرآن »نامیده و نام آن در تورات «معمّه »و در برخى احادیث «مدافعه »و «قاضیه »است .

سوره صافات نام دیگرش «سورة الذبیح »است.

سوره ص نام دیگرش «سورة داود »است.

سوره زمر نام دیگرش «سورة الغرق »است.

سوره غافر دو نام دیگرش «سورة الطول »و «سورة المؤمن »است.

سوره ممتحنه (بفتح حا و کسر آن )دو نام دیگرش «سورة الامتحان »و «سورة الموده »است .

سوره فصلت دو نام دیگرش «سورة السجده »و «سورة المصابیح »است.

سوره جاثیه بقول بعضى «سورة الشریعه »و «سورة الدهر »گفته می شد.

سوره محمد صلّى اللََّه علیه و آله و سلم نام دیگرش «سورة القتال »است.

سوره ق نام دیگرش «سورة الباسقات »است.

سوره اقتربت نام معروف دیگرش «سورة القمر »و در تورات بنام «مبیّضه »است

سوره رحمن در حدیثى «عروس القرآن »نامیده شده است.

سوره مجادله در مصحف ابى بن کعب «سورة الظهار »بوده است.

سوره حشر ابن عباس آن را «سورة بنى النضیر »می گفت

سوره ممتحنه (بفتح حا و کسر آن )دو نام دیگرش «سورة الامتحان »و «سورة الموده »است .

سوره صف نام دیگرش «سورة الحواریّین »است.

سوره طلاق نام دیگرش «سورة النساء القصرى »است.

سوره تحریم بآن «سورة المتحرم »و «سورة لم تحرم »نیز گفته‏اند .

سوره صافات نام دیگرش «سورة الذبیح »است.

سوره ص نام دیگرش «سورة داود »است.

سوره زمر نام دیگرش «سورة الغرق »است.

سوره غافر دو نام دیگرش «سورة الطول »و «سورة المؤمن »است.

سوره فصلت دو نام دیگرش «سورة السجده »و «سورة المصابیح »است.

سوره جاثیه بقول بعضى «سورة الشریعه »و «سورة الدهر »گفته می شد.

سوره محمد صلّى اللََّه علیه و آله و سلم نام دیگرش «سورة القتال »است.

سوره ق نام دیگرش «سورة الباسقات »است.

سوره اقتربت نام معروف دیگرش «سورة القمر »و در تورات بنام «مبیّضه »است.

سوره رحمن در حدیثى «عروس القرآن »نامیده شده است.

سوره مجادله در مصحف ابى بن کعب «سورة الظهار »بوده است.

سوره حشر ابن عباس آن را «سورة بنى النضیر »می گفت.

سوره ممتحنه (بفتح حا و کسر آن )دو نام دیگرش «سورة الامتحان »و «سورة الموده »است .

سوره صف نام دیگرش «سورة الحواریّین »است.

سوره طلاق نام دیگرش «سورة النساء القصرى »است.

سوره تحریم بآن «سورة المتحرم »و «سورة لم تحرم »نیز گفته‏اند .

سوره تبارک نامهاى دیگرش «سورة الملک »و «مانعه »و «منجیه »و «مجادله »و «وافیه »و «منّاعه »است.

سوره معارج «سورة سأل »و «سورة الواقع »نیز گفته می شود.

سوره انسان 3نام دیگرش «سورة هل اتى »و «سورة الدهر »و «سورة الأبرار »است نام سوره عم هاى دیگرش «سورة النبأ »و «سورة التساؤل »و «سورة المعصرات »است.

سوره لم یکن بنام‏هاى «سورة اهل الکتاب »و «سورة البینه »و «سورة القیامه »

و «سورة البریه »و «سورة الانفکاک »نامیده شده است.

سوره أرأیت دو نام دیگرش «سورة الدین »و «سورة الماعون »است

سوره کافرون نامهاى دیگرش «مقشقشه »و «سورة العباده »و «سورة الجحد »است

سوره نصر نام دیگرش «سورة التودیع »است.

سوره تبت نام دیگرش «سورة المسد »است.

سوره انسان 3نام دیگرش «سورة هل اتى »و «سورة الدهر »و «سورة الأبرار »است نام سوره عم هاى دیگرش «سورة النبأ »و «سورة التساؤل »و «سورة المعصرات »است.

سوره اخلاص نام معروف دیگرش «سورة التوحید »است «اساس »و «مقشقشه »* هم نامیده می شود ،و در روایات بنام «نسبة الرب »(شناسنامه خدا)نامیده شده است.

سوره فلق و ناس این دو را «معوذتان »(بکسر واو )و «مشقشقتان »نیز گفته‏اند.

______________

* سوره «کافرون »و «اخلاص »را «مقشقشتان »گویند زیرا که نفاق و شرک را از میان می برند.

منبع:

تفسیر شریف لاهیجی http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=114766تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن 

**نامهای مختلف سوره های قرآن مجید

**نامهای دیگر سوره های قرآن | پرسمان دانشجویی - علوم قرآن و معارف

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما