آیا بسم الله جزء سوره است ؟
485 بازدید
تاریخ ارائه : 11/26/2014 4:04:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

آیا بسم الله جزء سوره است ؟


در میان دانشمندان و علماء شیعه اختلافى در این مساءله نیست ، که بسم الله جزء سوره حمد و همه سوره هاى قرآن است ، اصولا ثبت بسم الله در متن قرآن مجید در آغاز همه سوره ها، خود گواه زنده این امر است زیرا مى دانیم در متن قرآن چیزى اضافه نوشته نشده است ، و ذکر بسم الله در آغاز سوره ها از زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) تاکنون معمول بوده است .
و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن ، نویسنده تفسیر المنار جمع آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زیر کرده است :
در میان علما گفتگو است که آیا بسم الله در آغاز هر سورهاى جزء سوره است یا نه ؟ دانشمندان پیشین از اهل مکه اعم از فقهاء و قاریان قرآن از جمله ابن کثیر و اهل کوفه از جمله عاصم و کسائى از قراء، و بعضى از صحابه و تابعین از اهل مدینه ، و همچنین شافعى در کتاب جدید، و پیروان او و ثورى و احمد در یکى از دو قولش معتقدند که جزء سوره است ، همچنین علماى امامیه و از صحابه طبق گفته آنان على (علیه السلام ) و ابن عباس و عبدالله بن عمر و ابوهریره ، و از علماى تابعین سعید بن جبیر و عطا و زهرى و ابن المبارک این عقیده را برگزیده اند.
سپس اضافه مى کند مهمترین دلیل آنها اتفاق همه صحابه و کسانى که بعد از آنها روى کار آمدند بر ذکر بسم الله در قرآن در آغاز هر سورهاى جز سوره برائت است ، در حالى که آنها متفقا توصیه مى کردند که قرآن را از آنچه جزء قرآن نیست پیراسته دارند، و به همین دلیل آمین را در آخر سوره فاتحه ذکر نکرده اند ...
سپس از مالک و پیروان ابوحنیفه و بعضى دیگر نقل مى کند که آنها بسم الله
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 18 را یک آیه مستقل مى دانستند که براى بیان آغاز سوره ها و فاصله میان آنها نازل شده است .
و از احمد (فقیه معروف اهل تسنن ) و بعضى از قاریان کوفه نقل مى کند که آنها بسم الله را جزء سوره حمد مى دانستند نه جزء سایر سوره ها.
از مجموع آنچه گفته شده چنین استفاده مى شود که حتى اکثریت قاطع اهل تسنن نیز بسم الله را جزء سوره مى دانند.
در اینجا بعضى از روایاتى را که از طرق شیعه و اهل تسنن در این زمینه نقل شده یادآور مى شویم : (و اعتراف مى کنیم که ذکر همه آنها از حوصله این بحث خارج ، و متناسب با یک بحث فقهى تمام عیار است ).
((معاویة بن عمار)) از دوستان امام صادق (علیه السلام ) مى گوید از امام پرسیدم هنگامى که به نماز برمى خیزم بسم الله را در آغاز حمد بخوانم ؟ فرمود بلى مجددا سؤ ال کردم هنگامى که حمد تمام شد و سورهاى بعد از آن مى خوانم بسم الله را با آن بخوانم ؟ باز فرمود آرى :
2 دارقطنى از علماى سنت به سند صحیح از على (علیه السلام ) نقل مى کند که مردى از آن حضرت پرسید السبع المثانى چیست ؟ فرمود: سوره حمد است ، عرض کرد سوره حمد شش آیه است فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم نیز آیه اى از آن است .
3 بیهقى محدث مشهور اهل سنت با سند صحیح از طریق ابن جبیر از ابن عباس چنین نقل مى کند: استرق الشیطان من الناس اعظم آیة من القرآن بسم الله الرحمن الرحیم : مردم شیطان صفت ، بزرگترین آیه قرآن بسم الله
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 19 الرحمن الرحیم را سرقت کردند)) (اشاره به اینکه در آغاز سوره ها آن را نمى خوانند).
گذشته از همه اینها سیره مسلمین همواره بر این بوده که هنگام تلاوت قرآن بسم الله را در آغاز هر سورهاى مى خواندند، و متواترا نیز ثابت شده که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) آن را نیز تلاوت مى فرمود، چگونه ممکن است چیزى جزء قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت کنند.
و اما اینکه بعضى احتمال داده اند که بسم الله آیه مستقلى باشد که جزء قرآن است اما جزء سوره ها نیست ، احتمال بسیار سست و ضعیفى به نظر مى رسد، زیرا مفهوم و محتواى بسم الله نشان مى دهد که براى ابتدا و آغاز کارى است ، نه اینکه خود یک مفهوم و معنى جدا و مستقل داشته باشد، در حقیقت این جمود و تعصب شدید است که ما بخواهیم براى ایستادن روى حرف خود هر احتمالى را مطرح کنیم و آیه اى همچون بسم الله را که مضمونش فریاد مى زند سر آغازى است براى بحثهاى بعد از آن ، آیه مستقل و بریده از ما قبل بعد بپنداریم .
تنها ایراد قابل ملاحظه اى که مخالفان در این رابطه دارند این است که مى گویند در شمارش آیات سوره هاى قرآن (بجز سوره حمد) معمولا بسم الله را یک آیه حساب نمى کنند، بلکه آیه نخست را بعد از آن قرار مى دهند.
پاسخ این سؤ ال را ((فخر رازى )) در تفسیر کبیر به روشنى داده است آنجا که مى گوید: هیچ مانعى ندارد که بسم الله در سوره حمد به تنهائى یک آیه باشد و در سوره هاى دیگر قرآن جزئى از آیه اول محسوب گردد. (بنابر این مثلا در سوره کوثر ((بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر)) همه یک آیه محسوب مى شود ).
به هر حال مساءله آنقدر روشن است که مى گویند: یک روز معاویه در
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 20 دوران حکومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت ، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فریاد زدند اسرقت ام نسیت ؟: آیا بسم الله را دزدیدى یا فراموش کردى ؟.
2- الله جامعترین نام خداوند
در جمله بسم الله نخست با کلمه اسم روبرو مى شویم که به گفته علماى ادبیات عرب اصل آن از سمو (بر وزن غلو) گرفته شده که به معنى بلندى و ارتفاع است ، و اینکه به هر نامى اسم گفته مى شود به خاطر آنست که مفهوم آن بعد از نامگذارى از مرحله خفا و پنهانى به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع مى رسد، و یا به خاطر آنست که لفظ با نامگذارى ، معنى پیدا مى کند و از مهمل و بى معنى بودن در مى آید و علو و ارتفاع مى یابد.
به هر حال بعد از کلمه اسم ، به کلمه ((الله )) برخورد مى کنیم که جامعترین نامهاى خدا است ، زیرا بررسى نامهاى خدا که در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد که هر کدام از آن یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس مى سازد، تنها نامى که اشاره به تمام صفات و کمالات الهى ، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد.
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 21 به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى کلمه ((الله )) گفته مى شود به عنوان نمونه :
((غفور)) و ((رحیم )) که به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى کند (فان الله غفور رحیم بقره 226).
((سمیع )) اشاره به آگاهى او از مسموعات ، و ((علیم )) اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فان الله سمیع علیم بقره 227). ((بصیر))، علم او را به همه دیدنیها بازگو مى کند (و الله بصیر بما تعملون حجرات 18). ((رزاق ))، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مى کند و ((ذوالقوه )) به قدرت او، و مبین به استوارى افعال و برنامه هاى او (ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین زاریات 58).
و بالاخره ((خالق )) و ((بارء)) اشاره به آفرینش او و ((مصور)) حاکى از صورتگریش مى باشد (هو الله الخالق البارى المصور له الاسماء الحسنى حشر24).
آرى تنها ((الله )) است که جامعترین نام خدا مى باشد، لذاملاحظه مى کنیم در یک آیه بسیارى از این اسماء، وصف ((الله )) قرار مى گیرند هو الله الذى لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤ من المهیمن العزیز الجبار المتکبر: ((او است الله که معبودى جز وى نیست او است حاکم مطلق ، منزه از ناپاکیها، از هر گونه ظلم و بیدادگرى ایمنى بخش ، نگاهبان همه چیز، توانا و شکست ناپذیر، قاهر بر همه موجودات و با عظمت )).
یکى از شواهد روش جامعیت این نام آنست که ابراز ایمان و توحید تنها با جمله لا اله الا الله مى توان کرد، و جمله لا اله الا العلیم ، الا الخالق ، الا الرازق )) و مانند آن به تنهائى دلیل بر توحید و اسلام نیست ، و نیز به همین جهت است که
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 22 در مذاهب دیگر هنگامى که مى خواهند به معبود مسلمین اشاره کنند الله را ذکر مى کنند، زیرا توصیف خداوند به الله مخصوص مسلمانان است .
3- رحمت عام و خاص خدا.
مشهور در میان گروهى از مفسران این است که صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن ، مؤ من و کافر و نیکوکار و بدکار مى باشد، زیرا مى دانیم باران رحمت بى حسابش همه را رسیده ، و خوان نعمت بى دریغش همه جا کشیده همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمتهاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است که پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند.
ولى ((رحیم )) اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است ، زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح ، شایستگى این را یافته اند که از رحمت و بخشش و احسان خاصى که آلودگان و تبهکاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند.
تنها چیزى که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آنست که ((رحمان )) در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آنست ، در حالى که ((رحیم )) گاهى به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند کان بالمومنین رحیما: ((خداوند نسبت به مؤ منان رحیم است )) (احزاب 43) و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد.
در روایتى نیز از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: و الله اله کل شیى ء، الرحمان بجمیع خلقه ، الرحیم بالمؤ منین خاصة : ((خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤ منان رحیم است ))
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 23 از سوئى دیگر ((رحمان )) را صیغه مبالغه دانسته اند که خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است ، و رحیم را صفت مشبهه که نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤ منان مى باشد.
شاهد دیگر اینکه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به کار نمى رود، در حالى که رحیم صفتى است که هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود، چنانکه درباره پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در قرآن مى خوانیم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤ منین رؤ ف رحیم : ناراحتیهاى شما بر پیامبر گران است ، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است ، و نسبت به مؤ منان مهربان و رحیم مى باشد (توبه - 128 ).
لذا در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده : الرحمان اسم خاص ، بصفة عامة ، و الرحیم اسم عام بصفة خاصة : رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد) ولى ((رحیم )) اسم عام است به صفت خاص (نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤ منان دارد).
با این همه گاه مى بینیم که رحیم نیز به صورت یک وصف عام استعمال مى شود البته هیچ مانعى ندارد که تفاوتى که گفته شد در ریشه این دو لغت باشد، اما استثناهائى نیز در آن راه یابد.
در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین (علیه السلام ) بنام دعاى عرفه مى خوانیم : یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما: ((اى خدائى که رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى ))!
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 24 سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) پایان مى دهیم آنجا که فرمود: ان الله عز و جل ماة رحمة ، و انه انزل منها واحدة الى الارض فقسمها بین خلقه بها یتعاطفون و یتراحمون ، و اخر تسع و تسعین لنفسه یرحم بها عباده یوم القیامة !: ((خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است ، و درمخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است ، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن مى سازد.))
4- چرا صفات دیگر خدا در بسم الله نیامده است ؟!
این موضوع قابل توجه است که تمام سوره هاى قرآن با بسم الله شروع مى شود (بجز سوره برائت آن هم به دلیلى که سابقا گفتیم ) و در بسم الله پس از نام ویژه ((الله )) تنها روى صفت ((رحمانیت و رحیمیت )) او تکیه مى شود، و این سؤ ال انگیز است که چرا سخنى از بقیه صفات در این موضع حساس به میان نیامده ؟
اما با توجه به یک نکته ، پاسخ این سؤ ال روشن مى شود و آن اینکه در آغاز هر کار لازم است از صفتى استمداد کنیم که آثارش بر سراسر جهان پرتوافکن است ، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است .
بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا که مى گوید: و رحمتى وسعت کل شیى ء:((رحمت من همه چیز را فرا گرفته است )) (اعراف 156).
و در جاى دیگر از زبان حاملان عرش خدا مى خوانیم ربنا وسعت کل شیى ء رحمة : ((خدایا رحمت خود را بر همه چیز گسترده اى )) (مؤ من 7).
از سوى دیگر مى بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 25 و طاقت فرسا و دشمنان خطرناک ، دست به دامن رحمت خدا مى زدند قوم ((موسى )) براى نجات از چنگال فرعونیان مى گویند و نجنا برحمتک : ((خدایا ما را به رحمت خود رهائى بخش )) (یونس 86).
در مورد((هود)) و پیروانش چنین مى خوانم : فانجیناه و الذین معه برحمة منا: هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشیدیم (اعراف 72).
اصولا هنگامى که حاجتى از خدا مى طلبیم مناسب است او را با صفاتى که پیوند با آن حاجت دارد توصیف کنیم مثلا عیسى مسیح (علیه السلام ) به هنگام درخواست مائده آسمانى (غذاى مخصوص ) چنین مى گوید: اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء ... و ارزقنا و انت خیرالرازقین : ((بار الها مائدهاى از آسمان بر ما نازل گردان ... و ما را روزى ده و تو بهترین روزى دهندگانى )) (مائده 114).
((نوح )) پیامبر بزرگ خدا نیز این درس را به ما مى آموزد، آنجا که براى پیاده شدن از کشتى در یک جایگاه مناسب ، چنین دعا کند رب انزلنى منزلامبارکا و انت خیر المنزلین : ((پروردگارا! مرا به طرز مبارکى فرود آر که تو بهترین فرود آورندگانى )) (مؤ منون 29).
و نیز ((زکریا)) به هنگام درخواست فرزندى از خدا که جانشین و وارث او باشد خدا را با صفت خیر الوارثین توصیف مى کند و مى گوید رب لاتذرنى فردا و انت خیر الوارثین : خداوندا! مرا تنها مگذار که تو بهترین وارثانى )) (انبیاء89). بنابراین در مورد آغاز کارها به هنگامى که مى خواهیم با نام خداوند شروع کنیم باید دست به دامن رحمت واسعه او بزنیم ، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آیا براى پیشرفت در کارها و پیروزى بر مشکلات صفتى مناسبتر از این صفات مى باشد؟!

http://www.ghadeer.org/qoran

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما