معنا و حقیقت شرح صدر چیست؟
484 بازدید
تاریخ ارائه : 11/24/2014 1:04:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

* معنا و حقيقت شرح صدر چيست؟


1. معناي شرح صدر: شرح صدر، عبارت است از استعداد دريافت معارف و حقايق. وقتي اين استعداد در كسي پديد مي آيد، انوار معرفت الهي در دل او مي تابد، لذا گفته اند: شرح صدر آن است كه در سه مرحله، سه نوع نور، نصيب انسان مي شود: نور عقل در آغاز راه، نور علم در وسط مسير سلوك و نور عرفان در پايان مسير. در نتيجه در پرتوي اين انوار، انسان به درك و شهود بسياري از حقايق دست مي يابد و بسياري از حجاب ها از جلوي چشم او كنار مي رود و او مي تواند برخي از عوالم ملكوت را مشاهده كند و باطن پديده ها را ببيند. و به همين مساله كلام نوراني رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اشاره دارد. ايشان مي فرمايند: «اتقوا فراستة المومن فانه ينظر بنور الله» يعني از فراست و ديد نافذ مؤمن پرهيز كنيد و مواظب باشيد كه مؤمن با نور الهي مي تواند بسياري از امور را ببيند.(1)

2. مفهوم شرح صدر از منظر قرآن و روايات: در قرآن كريم دربارة‌ مسئلة شرح صدر، در چند مورد سخن گفته شده است كه به ترتيب به نمونه هايي از آن اشاره شده و مفهوم قرآني آن بازگو مي شود:

الف) خداوند خطاب به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: الم نشرح لك صدرك(2) آيا براي تو سينه ات را نگشاديم. علامه طباطبايي مي گويد: شرح صدر عبارت است از بسط سينه و جان آدمي با نور الهي و آرامشي كه از جانب خداوند، نصيب انسان مي شود.

از مجموع آيات سورة انشراح و نحوة بيان و ترتيب آيات آن سوره، معلوم مي شود كه مراد از شرح صدر در آية ياد شده، آن است كه دل و جان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به گونه اي بسط و گسترش وجودي يافته بود كه نه تنها همة‌ معارف وحي به او القا مي شد و او به طور كامل دريافت و تبليغ مي كرد، بلكه تمام رنج هايي كه از اين ناحيه بر آن حضرت پديد مي آمد، به آساني تحمل مي كرد. بدين معنا كه نفس مقدس آن حضرت كاملاً مستعد دريافت همة فيض الهي و انجام وظيفة خطير رسالت شده بود.(3)

نكتة‌ ديگر كه بايد اشاره شود، اين است كه شرح صدر در اين آيه، به معناي كنايي، عبارت از توسعه دادن به روح و فكر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است. اين توسعه، مي تواند مفهوم وسيعي داشته باشد كه هم وسعت علمي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را از طريق وحي و رسالت شامل گردد و هم بسط و گستردگي تحمل و استقامت او در برابر لجاجت ها و كارشكني هاي دشمنان و مخالفان.(4)

نكتة‌ ديگر در مفهوم شرح صدر در اين آيه، آن است كه از پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ روايت شده كه فرمود: من به خداوند عرض كردم كه برخي پيامبران ـ عليهم السلام ـ پيشين را به تصرف در باد، قدرت دادي و جريان به كار اندازي باد را به طور معجزه گونه در اختيار آن ها گذاشتي، و به بعضي ديگر قدرت زنده كردن مردگان اعطا فر مودي. خداوند به من فرمود: ترا به نعمت شرح صدر نائل كردم.(5) عده اي از مفسرين گفته اند: از اين روايت به دست مي آيد كه شرح صدر پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ بالاتر از معجزه انبياء پيشين ـ عليهم السلام ـ بوده است.(6)

ب) حضرت موسي ـ عليه السلام ـ به خداوند عرض كرد: رب اشرح لي صدري(7) يعني خداوندا سينة مرا بسط و گسترش عنايت كن. در اين آيه نيز آموزة شرح صدر مطرح شده و حضرت موسي از خداوند خواسته است، حالا كه مرا به امر خطير رسالت از يك سوي و مبارزه با فرعون از سوي ديگر، موظف ساخته اي، شرح صدر را نصيب من نما، تا در اين ماموريت حساس موفق باشم. مراد آن است كه جريان رسالت و نبوت و همچنين مبارزه با طاغوت و مديريت جامعه و امت هر كدام نيازمند شرح صدر است، چون دريافت معارف وحي و انجام ماموريت با طاغوت، هر دو روح بزرگ، فكر بلند و عقل توانا و به تعبير قرآن، شرح صدر و گشادگي سينه لازم دارد.(8) همچنين در بخش انجام ماموريت الهي و ادارة امت و حكومت، مهم ترين سرمايه، شرح صدر، تحمل و بردباري، استقامت و شهامت است. لذا امير مومنان ـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه در جملة زيبايي فرمود: «آلة الرياسة سعة الصدر»(9) وسيلة رهبري و رياست، سينة گشاده است. در مجموع در اين آيه و كلام امير مومنان ـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه، شرح صدر به عنوان بهترين وسيلة موفقيت در انجام ماموريت الهي معرفي شده است. پس يكي از معاني شرح صدر از نظر قرآن و نهج البلاغه، همان تحمل بار سنگين و صبر و مقاومت در پيش برد هدف است.


ج) در آيه ديگر خداوند، شرح صدر را به عنوان بهترين موهبت الهي ياد كرده و فرمود: فمن يرد الله ان يهديه يشرح صدره الاسلام(10) يعني آن كسي كه خدا بخواهد هدايت كند، سينة او را براي پذيرش اسلام گشاده مي سازد.

مفسرين گفته اند: مراد از صدر در اين آيه، روح و فكر آدمي است و شرح همان وسعت روح و بلندي فكر و گسترش افق عقل آدمي است. زيرا پذيرا شدن حق، احتياج به گذشت ها و ايثار فراوان دارد و اين كار جز از افرادي كه صاحب روح وسيع و فكر بلندند ساخته نيست. هنگامي كه اين آيه نازل شد از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيدند: كه شرح صدر چيست؟ حضرت فرمود: «نور يقذفه الله في قلب من يشاء، فينشرح له صدره و ينفسح» يعني نوري است كه خدا در قلب هر كس بخواهد مي افكند و در پرتو آن روح او وسيع و گشاده مي شود. از حضرت دوباره سوال شد نشانة شرح صدر چيست؟ حضرت فرمود: «نشانة آن توجه به سراي جاودان و دامن بر چيدن از زرق و برق دنيا و آماده شدن براي مرگ است.»(11)

با توجه به اين حقيقت، يكي از معاني شرح صدر، از منظر قرآن و روايات، اين است كه انسان در برابر خداوند تسليم باشد و هر كس كه تسليم و انقيادش در مقابل احكام و عقايد ديني بيشتر است، در واقع شرح صدر بيشتري دارد و هر اندازه كه عمل صالح بهتر و بيشتر از انسان پديد آيد، نشانة شرح صدر بيشتر اوست، چه اينكه بر اساس آية ياد شده، شرح صدر به مفهوم توسعه و زمينة‌ بيشتر داشتن براي دريافت علم و معرفت و حقايق وحي آسماني نيز است.(12)

3. نمونه هايي از شرح صدر بزرگان يا افراد عادي، با توجه به بند 1 و 2 «چيستي شرح صدر و مفهوم قرآني و روائي آن» بايد گفت: نمونه هاي فراواني مي توان از شرح صدر كه نصيب برخي بزرگان شده، ارائه كرد. همچنين شرح صدر به مفهوم تاثرگذار در مسايل اجتماعي نيز نمونه هاي فراوان دارد كه به طور خلاصه، در دو محور جداگانه نمونه هايي ارائه مي شوند:

الف: در بخش شرح صدر، به مفهوم دريافت معارف، از جمله جرياني كه براي محمد تقي مجلسي رخ داده است بسيار مفيد و آموزنده است. ايشان مي گويد: هنگامي كه من مشغول رياضت بودم و به مطالعة كتاب هاي تفسيري نيز مشغول بودم، تا از فرصت سير و سلوك از معارف قرآني نيز بهره مفيد ببرم. شبي در حالت بين خواب و بيدار «حالت مناميّه: حالت معنوي و عرفاني» قرار داشتم، خدمت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مشرف شدم و با خود فكر كردم كه در اين فرصت خوب است، بهتر به صفات و كمالات آن حضرت تماشا و دقت نمايم هر چه بيشتر و بهتر دربارة او دقت مي كردم، عظمت و انوار او بيشتر براي من ظاهر مي شد، به طوري كه فضاي آسمان را مملو از جلوه هاي اوصاف او يافتم، در همين حال از آن حالت بيرون آمدم، لكن در باطن خود اين حقيقت را يافتم كه قرآن كريم صورت مكتوب اوصاف و كمالات سيد انبياء محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ است، پس بايد در آيات آن بيشتر دقت كنم، بعد از اين جريان هر گاه به آيات قرآن مراجعه مي كردم، امواجي از معارف مرا در خود فرو مي برد، تا اين كه يك وقت دريايي بي نهايت از معارف و علوم به صورت ناگهاني بر قلب من افاضه شد.(13)

ب: دربارة شرح صدر به مفهوم ديگر آن، يعني تحمل شدايد و سختي ها در راه پيش برد اهداف الهي و يا مبارزه با ستمگران و يا ادارة‌ جامعه و امت اسلامي به نظر مي رسد، در ميان افراد غير معصوم نحوة عمل كرد مصلح بزرگ معاصر حضرت امام خميني (ره) سرمشق و نمونه اي بسيار آموزنده و مناسب است كه موسي گونه به جنگ طاغوت زمانش رفت و با شرح صدر و تحمل ناملايمات مختلف، قبل از پيروزي انقلاب و بعد از آن در انجام وظايف الهي خود موفق شد.

4. روش هاي ترويج شرح صدر در جامعه: با توجه به معناي شرح صدر كه در بند 1 و 2 مطرح شد، به نظر مي رسد بهترين روش را بايد از طريق سخنان معصومين ـ عليهم السلام ـ و سفارشات علماي بزرگ به دست آورد و ديد كه آنها براي تحصيل و ترويج شرح صدر، به هر دو معناي علمي و عملي آن چه گفته اند و چه گونه عمل كرده اند.

پی نوشت ها:

1. سجادي، سيد جعفر، فرهنگ اصطلاحات عرفاني، تهران، نشر كتابخانة طهوري، 1370 ش، ص 503.
2. انشراح: 1.
3. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1379 ش، ج 20، ص 449.
4. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1379 ش، ج 27، ص 122.
5. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، بيروت، نشر دارالمعرفة، بي تا، ج10، ص 508.
6. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، نشر پيشين، ج 27، ص 123.
7. طه: 25.
8. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، نشر پيشين، ج 14، ص 157. و مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، نشر پيشين، ج 13، ص 186.
9. نهج البلاغه، حكمت 176.
10. انعام: 125.
11. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 5، ص 436 و ص 335، مجمع البيان، ج 4، ص 363.
12. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، نشر پيشين، ج 7، ص 362.
13. روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، قم، نشر فرهنگ اسلامي، 1399 ق، ج 13، ص 127.

http://jamnews.ir/detail/News/392942

*****************************************************

عوامل شرح صدر و قساوت قلب

سوال : چه عواملى موجب شرح صدر و قساوت قلب مى شود؟پاسخ : انسان ها در پذیرش حق، و درک مطالب و خودجوشى، یکسان نیستند، بعضى، با یک اشاره لطیف، یا یک کلام کوتاه، حقیقت را به خوبى درک مى کنند، یک تذکر آنها را بیدار مى سازد، و یک موعظه و اندرز در روح آنها طوفانى به پا مى کند.
در حالى که بعضى دیگر، شدیدترین خطابه ها و گویاترین دلائل و نیرومندترین اندرزها و مواعظ، در وجودشان کمترین اثرى نمى گذارد و این مسأله ساده اى نیست.
قرآن چه تعبیر جالبى در این زمینه دارد که بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضیق صدر معرفى مى کند، چنان که در آیه 125 سوره «انعام» مى گوید« فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ»؛ (آن کس را که خدا مى خواهد هدایتش کند، سینه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آن کس را که بخواهد گمراه نماید، سینه اش را چنان تنگ مى کند که گوئى مى خواهد به آسمان بالا رود)!
این موضوعى است که با مطالعه حالات افراد کاملاً مشخص است، بعضى، آن چنان روحشان باز و گشاده است که هر قدر از حقایق در آن وارد شود، به راحتى پذیرا مى شود، اما بعضى، به عکس، آن چنان روح و فکرشان محدود است که گوئى هیچ جائى براى هیچ حقیقتى در آن نیست، گوئى مغزشان را در یک محفظه با دیوارهاى نیرومند آهنى، قرار داده اند.
البته هر یک از این دو عواملى دارد:
مطالعات پى گیر و مستمر، ارتباط مداوم با دانشمندان و علماى صالح، خودسازى و تهذیب نفس، پرهیز از گناه و مخصوصاً غذاى حرام و یاد خدا از عوامل شرح صدر است.
بر عکس، جهل، گناه، لجاجت، جدال و مراء، همنشینى با بدان و فاجران و مجرمان، دنیاپرستى و هواپرستى باعث تنگى روح و قساوت قلب مى شود.
و این که: قرآن مى گوید: آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، شرح صدر مى دهد، یا اگر خدا بخواهد گمراه سازد، ضیق صدر مى دهد، این «خواستن» و «نخواستن» بى دلیل نیست، سرچشمه هاى آن از خود ما شروع مى شود.
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم«أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى مُوسَى یَا مُوسَى لاتَفْرَحْ بِکَثْرَةِ الْمَالِ وَ لَاتَدَعْ ذِکْرِی عَلَى کُلِّ حَال فَإِنَّ کَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِی الذُّنُوبَ وَ إِنَّ تَرْکَ ذِکْرِی یُقْسِى الْقُلُوبَ»؛ (خداوند متعال به موسى(علیه السلام)وحى فرستاد: اى موسى! از فزونى اموال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن؛ چرا که فزونى مال (غالباً) موجب فراموش کردن گناهان است و ترک یاد من، قلب را سخت مى کند). (1)
در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است«مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوبِ»؛ (اشک ها خشک نمى شوند مگر به خاطر سختى دل ها، و دل ها سخت و سنگین نمى شود، مگر به خاطر فزونى گناه). (2)
در حدیث دیگرى آمده: از جمله پیام هاى پروردگار به موسى(علیه السلام) این بود«یَا مُوسَى لَاتُطَوِّلْ فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ الْقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ»؛ (اى موسى! آرزوهایت را در دنیا دراز مکن، که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر مى شود، و سنگدلان از من دورند). (3)
و بالاخره در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) چنین آمده: «لَمَّتَانِ لَمَّةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ لَمَّةٌ مِنَ الْمَلَکِ، فَلَمَّةُ الْمَلَکِ الرِّقَّةُ وَ الْفَهْمُ، وَ لَمَّةُ الشَّیْطَانِ السَّهْوُ وَ الْقَسْوَةُ» ؛ (دو گونه القاء وجود دارد: القاى شیطانى و القاى فرشته، القاى فرشته، باعث نرمى قلب و فزونى فهم مى شود و القاى شیطانى موجب سهو و قساوت قلب مى گردد).(4)
به هر حال براى به دست آوردنِ شرح صدر و رهائى از قساوت قلب، باید به درگاه خدا روى آورد تا آن نور الهى که پیامبر وعده داده در قلب بتابد، باید آئینه قلب را از زنگار گناه صیقل داد و سراى دل را از زباله هاى هوا و هوس پاک کرد، تا آماده پذیرائى محبوب گردد، اشک ریختن از خوف خدا و از عشق آن محبوب بى مثال، تأثیر عجیبى در رقت قلب و نرمش و گسترش روح دارد، و جمود چشم از نشانه هاى سنگدلى است. (5)(1). «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 55، حديث 23.(2). «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 55، حديث 24.(3). «كافى»، جلد 2، باب القسوة، حديث 1 و 3.(4). «كافى»، جلد 2، باب القسوة، حديث 1 و 3.(5). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج 19، ص 446.

http://makarem.ir

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما