آیین بندگی (ترجمه عُدَّةُ الدّاعی)
302 بازدید
تاریخ ارائه : 11/23/2014 10:21:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

آیین بندگی (ترجمه عُدَّةُ الدّاعی) 

کتابخانه اینترنتی تبیان  

یـعـنى : خدایى که هفت آسمان وهمانند آنها, زمین را آفرید, فرمانش بین آنها فرودمى آید (واجرا مى گردد) تا شما بدانید که او بر هر چیزى قادراست وعلمش به هرچیزى احاطه دارد. همین یک آیه در شرف علم خصوصا علم توحید بسنده مى کند. آیه دیگر آنجاست که مى فرماید: (وما خلقت الجن والا نس الا لیعبدون ) ((69)) . یعنى : جن وانس را خلق نکردم مگر اینکه عبادت کنند (وبنده من باشند). هـمـیـن یک آیه در شرف بندگى وعبادت کافى است , پس سزاواراست که بنده جز به این دو کار (یـعـنى علم وعمل ) مشغول نگردد و جز براى این دو زحمت نکشد وبه چیز دیگر دل نبندد, چون غیر از این دو همه باطل وبیهوده اند وهیچ خیر وحاصلى در آنها نیست . ایـن را کـه فـهـمیدى بدانکه در بین این دو گوهر, گوهر علم برتر از گوهر عبادت است که رسول خدا (ص ) فرمود: ـ فضل العلم احب الى اللّه من فضل العبادة . یعنى : فضیلت علم نزد خداوند سبحان , محبوبتراست از فضیلت عبادت . ـ فضل العالم على العابد کفضل القمر على سائر النجوم لیلة البدر. یعنى : برترى عالم بر عابد مانند برترى مهتاب است بر ستارگان در شب بدر. ـ یا على , نوم العالم افضل من عبادة العابد یا على , رکعتین یصلیهما العالم افضل من سبعین رکعة یصلیهما العابد.. یـعنى : اى على !! خواب عالم برتر از عبادت عابداست . اى على ! دو رکعت نمازى که عالم بگزارد برتراست از هفتاد رکعت نماز عابد. ـ یا على , ساعة العالم یتکى ء على فراشه ینظر فى العلم خیر من عبادة سبعین سنة . یـعـنـى : اى على ! زمانى که عالم به بستر خود تکیه مى دهد ودر علم خود تفکر مى کند,از هفتاد سال عبادت برتراست .

دیدن چهره عالم بلکه دیدن درب خانه اش عبادت است . واز على (ع ) روایت است که فرمود: ـ جـلـوس ساعة عند العلماء احب الى اللّه من عبادة الف سنة , والنظر الى العالم احب الى اللّه مـن اعـتکاف سنة فى بیت الحرام , وزیارة العلماء احب الى اللّه تعالى من سبعین , طوافا حول البیت وافـضـل مـن سبعین حجة وعمرة مبرورة مقبولة ورفع اللّه تعالى له سبعین درجة وانزل اللّه علیه الرحمة وشهدت له الملائکة ان الجنة وجبت له . یـعنى : یک ساعت نزد علما نشستن در پیشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتراست . و دیدن عالم , نـزد خـدا مـحـبـوبـتـراست از یک سال به اعتکاف نشستن درمسجد الحرام . زیارت علما, دوست داشتنى تراست از هفتاد طواف , گردخانه کعبه وبرتراست از هفتاد حج وعمره قبول شده , خداوند عـالم را هفتاد درجه بالا مى بردورحمت را بر او نازل مى کند وملائکه شهادت مى دهند که بهشت بر او واجب شده است . امـا بـایـد تـوجـه شود که مبادا عالم به علمش اکتفا کند واز عبادت وبندگى باز بماند که در این صـورت , عـلـمـش بـر باد خواهد رفت , چون علم به منزله درخت است وعبادت به منزله میوه آن وارزش واهـمـیـت درخت به میوه آن مى باشد و گر نه براى هیزم شدن ودر نهایت سوختن خوب است , بنابر این , بنده خدا باید هر دو را داشته باشد ولى بین این دو, علم , مقدم است , چون هم علم اصـل واسـاس عمل است وهم در آن حدیث شریف فرمودند علم پیشواى عمل است وعمل پیرو او, این امامت وپیشوایى , دو وظیفه بر عهده ات مى گذارد: اول ایـنـکـه : بـایـد مـعـبـودت را بـشـنـاسى , چون معبود ناشناخته را که نمى توان پرستید وازاو فرمانبردارى کرد ـ دلیلهاى عقلى مؤید همین معناست .

دوم ایـنـکه : بدانى وظیفه ات در برابر آن معبود چیست وچگونه باید عبادت واطاعت کنى تا مبادا عـمـلـى را کـه او خـوش ندارد, به عنوان اطاعتش انجام دهى که این را ازآیات وروایات مى توان استفاده کرد. از عالمى پرسیدند علم برتراست یا عمل ؟ گفت : علم براى جاهل برتراست وعمل براى عالم . عـلاوه بـر ایـنـها, مى دانى که علم بدون عمل در فرداى قیامت , نفعى نخواهد داشت بلکه موجب گرفتارى صاحبش خواهد گردید, مگر سخن رسول حق (ص ) رانشنیدى که فرمود: ـ ان اهـل الـنار لیتاءذون من ریح العالم التارک لعلمه , وان اشد اهل النار ندامة وحسرة رجل دعـا عـبدا الى اللّه فاستجاب له وقبل منه فاطاع اللّه فادخله الجنة وادخل الداعى النار بترکه علمه واتباعه الهوى .

یـعـنى : اهل جهنم از بوى بد عالمى که اهل عمل نبود, در آزارند, بیشترین پشیمانى وحسرت در بـیـن اهـل جهنم مخصوص کسى است که فردى را به راه خدا خواندوآن فرد پذیرفت وعمل کرد وخـداونـد اورا وارد بـهشت نمود, اما خودش داخل جهنم گردید, چون علمش را ترک واز هواى نفسش تبعیت نمود. سعید بن هشام روایت کرده است که شنیدم حضرت صادق (ع ) در مورد آیه : (فکبکبوا فیها هم والغاوون ) ((70)) . یعنى : معبودهاى دروغین وغاوون را در جهنم سرنگون اندازند فرمود:

ـ الغاوون هم الذین عرفوا الحق وعملوا بخلافه . یعنى : غاوون , کسانى هستند که حق را شناختند ولى بر خلافش عمل کردند. ونیز فرمود: ـ اشد الناس عذابا عالم لا ینتفع من علمه شیئا. یعنى : شدیدترین عذاب را عالمى دارد که از علمش بهره اى نبرده است . ونیز فرمود: ـ تعلموا ما شئتم ان تعلموا فلن ینفعکم اللّه بالعلم حتى تعملوا به , لا ن العلماءهمتهم الرعایة , والسفهاء همتهم الروایة . یـعـنى : هر چه مى خواهید بیاموزید ولى خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره مى رساند , نه عـلـمـتان , چون علما سعیشان در به کار بستن دانسته هاست ولى , بى خردان وسفیهان , همتشان جمع آورى ونقل سخنان مى باشد. در رابطه با فضیلت علم وعلما آیات وروایات بسیارى وارد شده منجمله : (شهد اللّه انه لا اله الا هو والملائکة واولوا العلم ) ((71)) . یـعـنـى : ذات اقـدس الـهى شهادت مى دهد که وجزا معبودى نیست وملائکه واهل علم نیز (این چنین شهادت مى دهند). (هل یستوى الذین یعلمون والذین لا یعلمون ) ((72)) . یعنى : آیا آنانکه مى دانند با آنانکه نمى دانند برابرند؟.

امام صادق (ع ) فرمود: ـ اذا کان یوم القیامة جمع اللّه الناس فى صعید ووضعت الموازین فیوزن دماءالشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء على دماء الشهداء. یعنى : وقتى روز قیامت فرا برسد, همه مردم در یک سرزمین جمع شده ترازوهاى سنجش اعمال نـهـاده مى شود, آنگاه خونهاى شهدا را با جوهر قلم علما مى سنجندکه در این سنجش , جوهر قلم علما بر خونهاى شهدا برترى مى یابد. یـکى از علما در تفسیر این حدیث گفته است : سر برترى این است که خون شهیدبعد از مرگش , نفعى نمى رساند , ولى جوهر قلم عالم , پس از مرگ او, براى دیگران نفع دارد ((73)) . ونیز فرمود: ـ اذا مـات الـمـؤمـن وتـرک ورقـة واحدة علیها علم تکون تلک الورقة سترا بینه وبین النار, واعطاه اللّه بکل حرف علیها مدینة اوسع من الدنیا سبع مرات . یعنى : اگر مؤمن هنگام مرگش یک برگه از او باقى بماند که در آن علمى گنجانده شده باشد, این برگ , مانع وپوششى مى شود بین او وآتش جهنم . وخداوند متعال درمقابل هر یک حرفى که بر آن ورقه نوشته شده , یک شهر در بهشت به او مى دهد که هفت برابر دنیاست .

بـایـد توجه داشت که منظور از این علم , فقط حاضر ساختن مسائل علمى در صفحه ذهن یا بحث وجـدل واسـتدلال نیست , بلکه علمى است که خوف بنده از خداوندمتعال را زیاد کند ونسبت به اعمالى که در آخرت نافع است , نشاط ایجاد نمایدوموجب ازدیاد زهدش گردد. امام موسى بن جعفر (ع ) فرمود: ـ اولـى الـعلم بک ما لا یصلح لک العمل الا به , واوجب العلم علیک ما انت مسؤول عن العمل بـه , والـزم الـعلم لک ما دلک على صلاح قلبک واظهر لک فساده واحمد العلم عاقبة ما زادک فى عملک العاجل , فلا تشغلن بعلم ما لا یضرک جهله , ولا تغفلن عن علم ما یزید فى جهلک ترکه .

یـعـنـى : سـزاوارتـریـن علمى که باید به دنبالش باشى آن علمى است که بدون آن عملت خراب مـى شـود وواجب ترین علم آن است که فرداى قیامت در مورد عمل بدان ازتو سؤال خواهند کرد ولازمترین علم آن است که صلاح وفساد جانت را به توبنمایاند وپسندیده ترین عاقبت وسرانجام را علمى دارد که موجب ازدیاد اعمال نیک دنیاى تو شود, پس مبادا وقت وعمر خودرا صرف آموختن چـیـزى کـنـى کـه اگـرنـدانى ضررى به حال تو ندارد ومبادا از علمى که ترکش موجب ازدیاد جهلت مى گردد غافل بمانى .

اگـر بـه قـرآن کـریـم نـظـر کنى مى بینى که این کتاب انسان سازى , علما را این چنین توصیف مى کند: (انما یخشى اللّه من عباده العلماء) ((74)) . یعنى : از بین بندگان , تنها علما هستند که از خدا مى ترسند. در ایـن آیـه خـداوند متعال علما را متصف به وصف خشیت نمود, یعنى آن که خشیت ندارد, عالم نیست . (امـن هو قانت اناء اللیل ساجدا وقائما یحذر الاخرة ویرجو رحمة ربه قل هل یستوى الذین یعلمون والذین لا یعلمون ) ((75)) . یعنى : آیا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته یا در سجوداست یا درقیام واز آخرت بیمناک است وبه رحمت پروردگارش امیدوار, با آن که چنین نیست یکسان است ؟ بگو آیا آنانى که مى دانند با آنانى که نمى دانند برابرند؟. در این آیه علما را توصیف نموده است به : شب زنده دارى . نماز شب خواندن . راکع وساجد بودن . وخوف ورجا داشتن . (ذلک بان منهم قسیسین ورهبانا وانهم لا یستکبرون ) ((76)) . یـعـنـى : چـون بعض از اینان قسیس هستند وبعض دیگر رهبانى که تکبر نمى ورزند,(قبل از این مى فرماید: دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین یهودند ومهربانترین آنان نصارى هستند).

منظور از قسیس , عالم مسیحى است که نباید تکبر داشته باشد. امام صادق (ع ) فرمود: ـ الـخشیة میراث العلم , والعلم شعاع المعرفة وقلب الا یمان , ومن حرم الخشیة لا یکون عالما وان شق الشعیر بمتشابهات العلم , کما قال اللّه تعالى : انما یخشى اللّه من عباده العلماء. یـعنى : هراس از پروردگار, میراث دانش است ودانش , شعاع نور معرفت وجان ایمان . آن کس که خشیت وهراس ندارد, عالم نیست اگر چه با دانسته هاى شبیه به علمش دانه جورا شکافد ((77)) , چون ذات اقدس الهى فرمود: در بین بندگان خدا تنهاعلمایند که از او هراسناکند.

رسول خدا ـ صلى اللّه علیه وآله وسلم ـ فرمود: ـ لا تـجلسوا عند کل داع مدع یدعوکم من الیقین الى الشک , ومن الا خلا ص الى الریاء, ومن الـتواضع الى التکبر, ومن النصیحة الى العداوة , ومن الزهد الى الریاء, ومن التواضع الى التکبر, ومن الـنصیحة الى العداوة , ومن الزهد الى الرغبة ,وتقربوا من عالم یدعوکم من الکبر الى التواضع , ومن الریاء الى الا خلا ص , ومن الشک الى الیقین , ومن الرغبة الى الزهد, ومن العداوة الى النصیحة . یـعنى : نزد هر صاحب ادعایى که شمارا به گرد خویش مى خواند ننشینید که یقین شمارا به شک تـبـدیـل مـى کند و اخلاصتان را مبدل به ریا مى نماید. تواضع را از شماگرفته , متکبرتان مى کند. ونـصـیـحت وخیر خواهى را زدوده , تخم عداوت ودشمنى را در دلتان مى کارد وبالاخره زهدتان تـبـدیـل به دنیاگرایى مى گردد, بلکه به عالمى نزدیک شوید که به عکس , بخواهد کبر شمارا به تواضع تبدیل کند وریاءتان را به اخلاص مبدل نماید. شکتان بدل به یقین گردد واز دنیا گرایى به زهد روى نماییدودشمنى وعداوت را مبدل به خیر خواهى ونصیحت گرداند. حضرت عیسى (ع ) فرمود: ـ اشقى الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله .

یعنى : بدبخت ترین فرد کسى است که تنها به علمش معروف و نسبت به عملش ناشناخته باشد. ونیز از آن حضرت نقل است که فرمود: ـ راءیـت حـجـرا مکتوبا علیه اقلبنى فقلبته فاذا علیه من باطنه : من لا یعمل بمایعلم مشوم علیه طلب ما لا یعلم , ومردود علیه ما علم . یـعـنـى : سـنـگـى را دیدم که بر رویش نوشته بود: مرا برگردان , وقتى که برگرداندم دیدم در اندرونش نوشته شده : کسى که به دانسته ها وعلومش عمل نمى کند, علم آموزیش به ضررش تمام مى شود وهرچه مى داند علیه او به کار گرفته خواهدشد ((78)) .

خداوند متعال بر داوود نبى اینگونه وحى فرستاد: ـ ان اهون ما انا صانع بعبد غیر عامل بعلمه من سبعین عقوبة باطنیة ان اخرج من قلبه حلاوة ذکرى . یـعنى : اگر عالم به علمش عمل نکند, اورا به هفتاد عقوبت وعذاب باطنى ودرونى دچار مى کنم که کمترین وکوچکترینش این است که شیرینى ذکرم را از قلبش مى برم . واز رسول خدا (ص ) نقل است که فرمود: ـ الـعلم الذى لا یعمل به کالکنز الذى لا ینفق منه اتعب صاحبه نفسه فى جمعه ولم یصل الى نفعه . یـعـنـى : علمى که بدان عمل نشود مانند گنجى است که خرج نگردد , صاحبش خودرادر جمع آورى آن به زحمت انداخته ولى به نفعش نرسیده است . واز امیرالمؤمنین (ع ) نقل شده است که : ـ العلم مقرون الى العمل , فمن علم عمل , ومن عمل علم , والعلم یهتف بالعمل فان اجابه والا ارتحل . یعنى : علم همراه عمل است , هر کس که مى داند عمل مى کند وهرکس که عمل مى کند, مى داند. علم صاحبش را با صداى بلند به عمل مى خواند, اگر او این دعوت را بپذیرد, علمش باقى مى ماند, اما اگر این دعوت را رد نماید, علمش کوچ خواهدکرد. واز امام صادق (ع ) در تفسیر آیه شریفه : (انما یخشى اللّه من عباده العلماء)آمده است :

ـ یعنى من یصدق قوله فعله , ومن لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم . یـعـنـى : عالم کسى است که کردارش , گفتارش را تصدیق نماید وکسى که گفتارش به وسیله کردارش تصدیق نگردد, عالم نیست . از رسول خدا (ص ) نقل شده است که فرمود: ـ اوحـى اللّه الى بعض انبیائه : قل للذین یتفقهون لغیرالدین , ویتعلمون لغیرالعمل , ویطلبون الـدنـیـا لـغیر الا خرة , یلبسون للناس مسوک الکباش وقلوبهم کقلوب الذئاب , السنتهم احلى من العسل , واعمالهم امر من الصبر: ایاى یخادعون ؟! وبى یستهزؤون ؟! ولا تیحن لکم فتنة تذر الحکیم حیرانا.

یعنى : خداوند متعال بر پیامبرى این چنین وحى فرستاد: به کسانى که فهمشان را درغیر راه دین صـرف مـى کـنـند, وعلم مى آموزند نه براى آنکه عمل نمایند, ودنیارا طلب مى کنند نه آخرت را, وپوست میش بر تن مى کنند ولى در واقع مانند گرگ درنده اند,وزبانشان شیرین تر از عسل است وکـارهـایـشـان تـلـخـتـر از صبر ((79)) , بگو که : آیا با من خدعه ونیرنگ مى کنند آیا مرا مسخره مى نمایند؟ شمارا به فتنه اى دچار کنم که حکما ودانشمندان از آن به حیرت بیفتند. ونیز فرمود: ـ مثل الذى یعلم ولا یعمل به مثل السراج یضى ء للناس ویحترق نفسه . یـعنى : آن کس که مى داند ولى عمل نمى کند, مانند چراغى است که به مردم نورمى رساند, ولى خود را به آتش مى دهد.

وظایف شاگرد در برابر استاد

تا اینجا تکالیف عالم در برابر پروردگارش بیان گردید, در اینجا مناسب است تکالیف عالم در برابر استادش نیز ذکر گردد. عبداللّه بن حسن از جدش (ع ) نقل کرده است که فرمود: ـ ان من حق المعلم على المتعلم ان لا یکثر السؤال علیه , ولا یسبقه فى الجواب , ولا یلح علیه اذا اعرض عنه , ولا یاءخذ ثوبه اذا کسل , ولا یشیر الیه بیده ,ولا یخزره بعینه , ولا یشاور فى مجلسه , ولا یـطـلـب عـوراته , وان لا یقول : قال فلان خلاف قولک , ولا یفشى له سرا, ولا یغتاب عنده , وان یـحـفـظه شاهدا وغائبا, ویعم القوم بالسلام , ویخصه بالتحیة , ویجلس بین یدیه , و ان کان له حاجة سـبـق الـقـوم الـى خـدمـتـه , ولا یمل من طول صحبته , فانما هو مثل النخلة ینتظر متى تسق ط علیک منها منفعة والعالم بمنزلة الصائم القائم المجاهد فى سبیل اللّه , واذا مات العالم ,انثلم فى الا سلا م ثلمة لا تنسد الى یوم القیامة , وان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفا من مقربى السماء. یعنى : از حقوق استاد بر شاگرد این است که : زیاد از او سؤال نکند.

اگر کسى سؤال کرد, او پیش از استاد جواب نگوید. اگر استاد رویش را برگرداند, وى پافشارى وسماجت نکند. اگر استاد حالش مناسب نیست , دست به دامن او نگردد. با دستش به سوى او اشاره نکند. با گوشه چشم به او نگاه نکند. در محضر استاد با دیگران گفتگو ومشورت ننماید. از استاد عیبجویى نکند. نزد استاد نگوید: فلانى بر خلاف گفته شما چنین گفت . اسرار اورا فاش ننماید. در محضرش غیبت نکند. هم در حضور وهم در غیاب , حافظ او باشد. غیر از سلامى که به جمع مى کند, تحیتى مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد .

در مقابلش بنشیند. اگر استاد چیزى خواست براى انجامش از دیگران پیشى بگیرد. از طولانى شدن سخنانش دلگیر نشود, چون استاد نظیر درخت خرمایى است که باید در انتظارش نشست که چه وقتى منفعتى از او تراوش کند. عـالـم نـظـیر روزه دارشب زنده دار مجاهد در راه خداست , وقتى عالمى بمیرد,شکافى در اسلام ایجاد مى شود که تا روز قیامت , مسدود نخواهد گردید. طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهى مى کنند. از ابن عباس نقل شده است که گفت : کوچکى طلب علم را تحمل کن تا بعدها به صورت بزرگ درآیى که دیگران به تو مراجعه کنند.

حـکـیـمى گفت : کسى که در کوچکى دوران دانش آموزى را تحمل نکند تا ابد درجهلش باقى خواهد ماند. از رسول خدا (ص ) نقل است که فرمود: ـ لیس من اخلاق المؤمن الملق الا فى طلب العلم . یعنى : تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست , مگر در راه کسب دانش . انواع علوم حضرت صادق (ع ) فرمود: ـ وجـدت علوم الناس کلها فى اربع خصال : اولها ان تعرف ربک والثانیة ان تعرف ما صنع بک والثالثة ان تعرف ما اراد منک والرابعة ان تعرف ما یخرجک من دینک . یعنى : تمام دانشهاى مردم را در چهار خصلت یافتم :

اول اینکه : پروردگارت را بشناسى . دوم اینکه : بدانى او با تو چه کرده است . سوم اینکه : بدانى از تو چه مى خواهد. چهارم اینکه : بدانى چه چیزى تورا از دینت خارج مى سازد. واز آن حضرت نقل شده است که فرمود: ـ مـا بـعث اللّه عز وجل نبیا قط حتى یاءخذ علیه ثلاثا: الا قرار بالعبودیة وخلع الا نداد وان اللّه تبارک وتعالى یمحو ما یشاء ویثبت ما یشاء. یـعنى : خداوند متعال پیامبرى را مبعوث نکرد مگر اینکه از او سه پیمان گرفت : اقراربه بندگى , ترک شرک و اینکه همه چیز دست خداست , هرچه را بخواهد محووهرچه را بخواهد نگه مى دارد.

پـس از درک فـضیلت وارزش دو گوهر گرانبهاى علم وعمل باید بدانى که غیر از این دو بقیه هـمـه بـاطلند وهیچ خیرى در آنها نیست ولغو وبیهوده اند وحاصلى ندارند,چون غیر از این دو, یا ضروریات زندگى است یا اضافه بر آن . .....

http://library.tebyan.net= سایت تبیان


****************************************************

امام صادق (ع):

قال الصادق(ع): الخَشْیَةُ مِیرَاثُ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ شُعَاعُ الْمَعْرِفَةِ وَ قَلْبُ الْإِیمَانِ وَ مَنْ حُرِمَ خَشْیَةَ لَا یَکُونُ عَالِماً وَ إِنْ شَقَّ الشَّعْرَ فِی مُتَشَابِهَاتِ الْعِلْمِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ وَ آفَةُ الْعُلَمَاءِ ثَمَانِیَةُ أَشْیَاءَ الطَّمَعُ وَ الْبُخْلُ وَ الرِّیَاءُ وَ الْعَصَبِیَّةُ وَ حُبُّ الْمَدْحِ وَ الْخَوْضُ فِیمَا لَمْ یَصِلُوا إِلَی حَقِیقَتِهِ وَ التَّکَلُّفُ فِی تَزْیِینِ الْکَلَامِ بِزَوَائِدِ الْأَلْفَاظِ وَ قِلَّةُ الْحَیَاءِ مِنَ اللَّهِ وَ الِافْتِخَارُ وَ تَرْکُ الْعَمَلِ بِمَا عَلِمُوا. 

قال عیسى ع- أشقى الناس من هو معروف‏ بعلمه مجهول بعمله- و قال النبی ص لا تجلسوا عند کل داع مدع- یدعوکم من الیقین إلى الشک- و من الإخلاص إلى الریاء- و من التواضع إلى الکبر- و من النصیحة إلى العداوة و من الزهد إلى الرغبة- و تقربوا إلى عالم یدعوکم إلى التواضع من الکبر- و من الریاء إلى الإخلاص و من الشک إلى الیقین- و من الرغبة إلى الزهد و من العداوة إلى النصیحة- و لا یصلح لموعظة الخلق إلا من جاوز هذه الآفات بصدقة- و أشرف على عیوب الکلام و عرف الصحیح من السقیم- و علل الخواطر و فتن النفس و الهوى-

مصباح‏الشریعة > ص 21 و22

الباب الثامن فی آفة العلماء

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما