نور در قرآن
25 بازدید
تاریخ ارائه : 11/12/2014 8:53:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

نور در قرآن

خداوند در قرآن مي فرمايد: ‹‹الله نور السموات و الارض›› و يا در دعاها مي خوانيم نور عقل، نور ايمان و غيره.

شبهه: خدا نور است و نور هم محسوس است پس خداوند محسوس است لطفا بفرماييد منظور از نور در اين آيه و نور عقل و ايمان چيست و انواع نور را بيان كنيد و چرا به نور مثال زده و درباره تجزيه نور و طيف نور و غيره.

----------
نخست بايد دانست برخي اسماء و اوصافي كه براي خداوند به كار مي رود با رعايت چند مطلب است به طور اختصار اشاره مي شود؛
1. تشبيه معقول به محسوس: مانند آيه شريفه «يدالله فوق ايديهم؛ دست خداوند برتر از دست هايشان مي باشد» (فتح، آيه 10).
كه منظور از دست، نماد قدرت و يا نماد عهد و پيمان است و در بسياري از موارد استعمال به منظور پنجه دست نيست و از آنجا كه به دليل علمي و ساير دلايل ثابت شده كه خداوند جسم ندارد و اعضا ندارد به جهت نزديكي مفهوم به ذهن از آنچه نزد شنونده محسوس است براي بيان يك مفهوم عقلي استفاده شده است.
2. آثار و فرايند صفات؛ مانند «باء بسخط من الله؛ به خشمي از خدا گرفتار گرديد» (آل عمران، آيه 162).
كه منظور از خشم، برافروختگي صورت و تغيير حالت از سوي خدا نيست، بلكه منظور قطع رحمت و فرود عذاب و تنبيه بر تبهكاران است، لذا آنچه مهم است انجام پذيرفتن نتيجه است اگر چه اين نتيجه از سوي انسان ها با برافروختگي و هيجان همراه است. اما خداوند جليل و اعلي منزه از برافروختگي و هيجان دروني است.
با توجه به آنچه گفته شد نام «نور» براي خداوند نيز مفهوم «هستي بخشي» دارد چنان كه با روشنايي همه چيز پيدا مي شود علاوه بر اين كه «نور» حجم فيزيكي در فضا اشغال نمي كند و مي تواند محدود به مكاني نباشد، بنابراين مفهوم «نور» مي تواند از طريق تشبيه معقول به محسوس ما را در شناخت خدا كمك كند بدون اين كه «فوتون»ها و ذرات معلق نور را به خداوند نسبت دهيم.
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

معناى نور:
«نور» عبارت است از آنچه كه در ذات و كون و خود، ظاهر و روشن باشد، و از نظر اثر بيرونى هم، مظهر و روشن كننده غير خود باشد. اين مفهوم مصاديق گوناگونى دارد كه در شدت و ضعف صدق مفاد آن بر آنها، متفاوت مى‏شوند؛ مثلاً مى‏توان بر خورشيد، اطلاق نور كرد و بر يك لامپ روشن نيز مى‏توان اطلاق نور كرد؛ زيرا هم خورشيد و هم لامپ، در ذات و گوهر خود ظاهر و روشن بوده و هم روشن‏كننده غير خود مى‏باشند؛ ولى روشنى و روشنگرى خورشيد كجا و روشنى و روشنگري لامپ كوچك كجا؟!
گفتنى است هر چه كه در ذات خود، ظاهر و روشن است و هر چيزى را ظاهر و روشن مى‏سازد ـولو اين كه روشنگر يك مجهول، سؤال، راه معنوى و بازنمودن يك حقيقت باشد نور است و بر آن نور اطلاق مى‏شود. به همين دليل گفته مى‏شود: علم نور است، زيرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است كه مى‏توان بسيارى از راه‏ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد، چرا كه علم روشنگر نيز هست. بنابراين، نبايد پنداشت كه واژه «نور»، تنها بر امور حسي و چيزى كه داراى فوتون‏هاى به خصوصى است و در علم فيزيك از كم و كيف آن بحث مى‏شود، اطلاق مى‏گردد، بلكه اين تنها يكى از مصاديق بارز و روشن اين واژه است.
با توجه به اين توضيح، مى‏توان بر «وجود» نيز «نور» اطلاق كرد؛ زيرا وجود در ذات خود امرى ظاهر و روشن بوده و با تعلق «وجود» به اشيا، آنها نيز ظاهرگرى و روشنگرى مى‏كنند.
به هر حال، نور هم بر نور حسي، اطلاق مى‏شود و هم بر نور فراحسى و چه بسا كه نور حسي، از نور غيبى فروغ و نور مى‏گيرد.

http://quran.porsemani.ir/node/1717

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما