چیستی و واقعیت طی الارض
39 بازدید
تاریخ ارائه : 9/25/2014 1:07:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

چيستي و واقعيت طي الارض

طي الارض چيست؟ نظرعلم و دين راجع به آن چيست؟

طي الارض» اصطلاحي تركيبي است كه در آن، «طي» به معناي «گذر لحظه اي و بسته» است؛ يعني گذار دفعه اي و كوتاه را «طي» مي گويند. (حسين راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، ص 533)
برخي آن را به معناي جمع كردن و پيچيدن چيزي كه باز است گرفته اند. در اين معنا مي گويند: «كَطَي السِّجِلِّ» (انبياء: 104) كه تعبير قرآني و عربي است، به معناي جمع پراكنده (يعني كلمات و صفحات) و پيچيدن طومار است. (حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 7، ص 149) برخي نيز آن را به معناي «دَرج» گرفته اند كه همان معناي پيچيدن است. (همان، ج 3، ص 191) «طي العمر» يعني: پيچيده شدن عمر. و در همين معنا، طي الارض يعني پيچيده شدن زمين (سيدغلامرضا خسروي، ترجمه و تحقيق: مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص 667)؛ بر طبق لغت نامه دهخدا طي الارض در معناي لغوي عبارت است از: نوعي كرامت كه بجاي گام برداشتن و رفتن، زمين در زير پاي آدمي به تندي پيچيده شود و او به مقصد خويش هر چند دور باشد در مدتي بسيار كم رسد.
در تعريف اصطلاحي آن آورده اند: «اعدام جسم و بدن در مكان اوّل، و احضار و ايجادش در مكان مقصود، به طوري كه صاحب طي الارض با اراده الهيه و ملكوتيه كه به او افاضه شده است، در آن واحد مي تواند خود را در محل منظور احضار و ايجاد كند.»( كتاب مهرتابان / قسمت پانزدهم)
بر طبق دلايل نقلي از آيات قرآن كريم، وقوع طي الأرض، في الجمله، قابل تشكيك نيست. قرآن كريم چنين چيزي رابه ذي القرنين نسبت داده است. (كهف/89(
از ديدگاه قرآن كريم، طي الارض، ريشه در آيات ۳۸-۴۰ ازسوره مباركه نمل دارد: سليمان گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما مى توانيد كاخ او (ملكه سبا) را براى من بياوريد، قبل از اينكه آنها به عنوان تسليم شدگان به اينجا برسند(38) يك عفريت از جن ها گفت: من مى توانم قبل از اينكه تو بايستى، آن را نزد تو بياورم. من قدرت كافى براى انجام اين كار را دارم(39) آن كسى كه از كتاب علم داشت گفت:من مى توانم تا چشم بر هم زنى آن را نزد تو بياورم.هنگامى كه او (سليمان) آن را جلوى خود مستقر ديد گفت:اين رحمتى است از جانب پروردگار من، كه با آن من را امتحان مى كند، تا نشان دهد كه من سپاسگزار هستم يا ناسپاس. هر كسى كه سپاسگزار باشد به نفع خود سپاسگزار است و اگر كسى ناسپاس شود، پس پروردگار من به او نيازى ندارد.(40)

در اين آيات، اعتقاد بر اين است كه شخص مطرح در آيه سوم همان آصف ابن برخيا است، كه مقام پيامبري نداشت اما يكي از بندگان واقعي زمان خود بود. حديثي از امام جعفر صادق عليه السلام، انتقال تخت ملكه صبا را توسط آصف با «طي الارض» بيان كرده است (جواد مولوي نيا. تاريخ انبيا. شابك 964-7447-30-2 ۲۰۰۲ ص۲۶۸) و حديث ديگري از امام محمد باقرعليه السلام، قدرت آصف بن برخيا را به دانش وي از اسامي خداوند نسبت مي‌دهد و در اين باره گويد: اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف است. آصف بن برخيا ، فقط يكي از آن حروف را مي‌دانست كه توانست زمين را درهم نوردد و قبل از يك چشم بر هم زدن، تخت بليقس را از سرزمين سبا نزد سليمان حاضر سازد؛ و ما ائمّه معصومين هفتاد و دو حرف از آن را ميدانيم. يك حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده و تنها نزد اوست(همان)
در روايات نيز به اين مساله اشاره شده است. به طور مثال در اصول كافي نيز سخن از طي الارض نيز به ميان آمده(اصول كافي شيخ كليني. جلد ۲ ص۴۱۳)، و اسناد مكتوبي در باب طي الارض امامان شيعه در تاريخ(مكتوبات خطي / جُنگ 16/ صفحه3: هفت مورد بحث كلامي علامه اميني با مخالفان شيعه، بحث در طي الارض و امكان آن) و مهدي موعود نيز موجود است.( كرامات المهدي، انتشارات مسجد جمكران. ۲۰۰۳. شابك 964-6705-15)
و علماي شيعه نيز، وقوع چنين امري را محال نمي‌دانند. مرحوم علامه طباطبايي(ره) كه خود از عارفان و سالكين الي الله بود در پاسخ به اين سؤال در رساله «لب اللّباب»، صفحه 305 مي فرمايد: «حقيقت طي الارض، پيچيدن زمين در زير گام رونده است. برادر ما مرحوم آقاسيدمحمدحسن الهي قاضي، يك روز به وسيله شاگردي كه داشت و او احضار ارواح مي نمود (نه با آيينه و نه با ميز سه گوش، بلكه دستي به چشم خود مي كشيد و فورا احضار مي كرد) از روح مرحوم حاج ميرزاعلي آقاي قاضي(ره)، راجع به طي الارض سؤال كرده بود. مرحوم قاضي جواب داده بودند كه: طي الارض شش آيه از اول سوره طه است كه مي‌فرمايد: «اي پيغمبر ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا تو به زحمت و رنج بيفتي! مگر براي يادآوري براي كسي كه از خدا مي ترسد. قرآن، فرو فرستادني است از كسي كه زمين و آسمان هاي بالا را آفريده است. خداوند رحمان بر عرش خود قرار گرفت- از براي خداست آنچه در آسمان ها است و آنچه در زمين است و آنچه در مابين آسمان و زمين و آنچه در زير خاك است- و اگر صداي خود را در گفتار بلند كني. پس خدا مي داند سخن مخفي و پنهان تر از آن را- الله است كه هيچ معبودي جز او نيست، از براي اوست اسماي حسني...»
اين آيات بسيار عجيب است، به خصوص آيه «الله لا اله الا هو، له الاسماء الحسني» چون اين آيه، تمام اسماء را در وجود مقدس حضرت حق جمع مي كند، و مانند جامعيت اين آيه در قرآن كريم نداريم.
در رابطه با مرحوم قاضي نقل است كه ايشان هميشه در ايام زيارتي، از نجف اشرف به كربلا مشرف مي شد. هيچ گاه كسي نديد كه او سوار ماشين شود و از اين سر احدي مطلع نشد، جز يك نفر از كسبه بازار ساعت (بازار بزرگ) كه به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضي را در مشهد ديده بود و از ايشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود و ايشان هم اصلاح كرده بودند. آن مرد چون به نجف آمد افشا كرد كه من آقاي قاضي را در مشهد ديدم. مرحوم قاضي خيلي ناراحت شدند، و گفتند: همه مي دانند كه من در نجف بوده ام و مسافرتي نكرده ام.» علامه طبرسي نيز شش نظر و احتمال را در تأويل و شرح كيفيت تحقق انتقال تخت ملكه ي سرزمين سبا از يمن به پيش سليمان ذكر كرده كه از اين قرار است: 1. ملائكه با امر الهي حمل كرده اند؛ 2. باد آن را حمل كرده است؛ 3. خداوند در آن حركات متوالي ايجاد نموده است؛ 4. جاي خود را شكافته و در پيشگاه حضرت سليمان از زمين خارج شده است؛ 5. زمين پيچيده شده است (بنابر نقل از امام صادق ع)؛ 6. خداوند آن را در همان جايگاه خودش معدوم كرده و در مجلس حضرت سليمان اعاده (ايجاد) كرده است. اين امر بنابر عقيده ي ابوهاشم جبائي صحيح نيست و بنابر مسلك ابوعلي جبائي في الجمله صحيح است. (39)
طبرسي در واقع، با اين مطلب نظر ويژه اي اظهار نكرده است، مگر اينكه بيان آخر، يا نظر پنجم را نظر خود او تلقي كنيم و با توجه به تأكيد وي بر نام امام صادق (ع)، احتمالاً نظر پنجم نظر وي به شمار رود.
ابن عربي يكي از عارفان برجسته كه مطالب و نظراتش در باب طي الارض نيز مثل ساير مباحث عرفاني، مطالب ساير عرفا و دانشمندان را تحت الشعاع قرار داده است، نظر ويژه اي دارد كه از جهتي مي توان آن را معطوف به نظر ششم (بيان ابوعلي جبائي) در بيان طبرسي دانست، با اين فرق كه نظر جبائي بر فرضيه ي نادرست اعاده ي معدوم مبتني است و ابن عربي اين فرضيه را باطل مي داند. با اين حال، تعبير ابن عربي، «اعدام و ايجاد» است كه مي گويد: آصف بن برخيا با قدرت الهي كه تحت اشراف «علمي از كتاب» يافته بود، توانست تخت ملكه ي سبا را در همان موضع خود معدوم ساخته و در نزد سليمان ايجاد كند. دليل او بر نظريه ي خود اين است كه اين كار بدون دخالت مادي حركت و زمان اتفاق افتاده است؛ زيرا اگر با حركت و انتقال صورت گرفته باشد، لزوماً گرفتار مسافت و زمان خواهد شد كه در مقياس مزبور، پديدار شدن چنين زمان اندكي (ارتداد بصر: گوشه ي چشم برگرداندن) در مسافت بسيار زياد آن تخت از سليمان، امري محال مي باشد. در ارتداد بصر، زمان قول و فعل متحد است و انتقالي در آن وجود ندارد. بنابراين، بر اساس حكم الهي «بَل هُم فِي لَبسٍ مِّن خَلقٍ جَدِيدٍ» (ق/15): (41) اعدام و ايجاد است كه تخت بلقيس را منتقل كرد. (داوود قيصري، شرح فصوص الحكم، ص925) در اين نظريه، ساير فرضيه ها به اين دليل كنار گذاشته شده اند كه مستلزم حركت در مسافت هاي بسيار طولاني با زمان هاي بسيار كم هستند و اين امر مشكل و محال است.

(بنابر آن‌چه گفته شد)، طي الارض اختصاص به نفوس قدسيه الهيه دارد و تا افراد به معرفت نفس كه ملازم معرفت رب باشد نرسيده باشند و تصرف در مواد كائنات ننمايند، نمي توانند طي الارض كنند... اما كساني كه كاملا به مقام كمال نرسيده اند، طي الارض آن‌ها ناقص است و براي خلاقيت ابدان در محل منظور، احتياج به صرف وقت و اعمال قوه بيشتري دارند.
بنابراين منظور از پيچيدن زمين در زير گام رونده اين است كه با يك اراده الهيه «كن»(باش)، «يكون»(مي‌شود)، مي گردد. بدون پيمودن ذرات جسم با حركت جوهري و يا سلسله مراتب علت و معلولي طبيعي. يعني جسم اول در آن زمان و در آن مكان و با آن مشخصات جسم ثاني مي گردد.
البته خود طي الارض نيز به گونه‌هاي مختلفي انجام شده و بستگي به استعداد و قدرت معنوي شخص دارد؛ به طور مثال، گاه افراد وارسته و صالح به گونه اي هستند كه قادرند اجسامي غير از خود را در طي الارض به همراه داشته باشند. لذا اگر مي بينيد كه از برخي افراد كه به آن حد عالي از كمال و معرفت نرسيده اند، ولي با اين حال در مورد آنها نقل شده كه طي الارض داشته اند، به خاطر اين است كه شخص عارف و وارسته اي همراه آنها بوده و آن عارف وارسته اين فرد را در طي الارض به همراه خود برده است. البته، با اين حال، همين شخص نيز بايد آنقدر از شايستگي و لياقت و قابليت برخوردار باشد تا بتواند آن فرد عارف وارسته را همراهي كند. و يا برخي افراد هستند كه طي الارض آن‌ها با تاخير صورت گرفته و مدت زماني طول مي كشد تا اين شخص بتواند در مكان مورد نظر حاضر شود. اين حالت به خاطر اين است كه آن شخص به طور كامل به مقام مزبور نرسيده است، و لذا طي الارض او ناقص است؛ و براي همين نياز به صرف وقت و استفاده از توان و قوه بيشتري دارد.
دانشمندان گاه به نوع يا انواع ديگري از طي الارض نيز اشاره دارند. كه اولا تفصيل آن در اين مختصر نمي گنجد، و ثانيا وصول به اطمينان در آن مشكل است.
براي مثال، در ذيل همان آيه اي كه در صدر كلام گذشت، رواياتي از شيعه و سني وارد شده كه طي الارض ذي القرنين را به كمك و سببيت ابرها نسبت داده است.(ر.ك. به تفسيرالبرهان، ج2، ص484 و485 و ترجمه الميزان، ج3، ص513)
براي مطالعه بيشتر مي توانيد به كتاب مهر تابان نوشته علامه محمد حسين تهراني، كه در احوالات علامه بزرگوار سيد محمد حسين طباطبايي(ره) صاحب كتاب الميزان نگارش شده، مراجعه نماييد.
ذكر اين نكته نيز خالي از لطف نيست كه مفاهيم موازي و مشابه با آن‌چه كه در اسلام طي الارض نام دارد را مي‌توان در غرب نيز مشاهده نمود. بطور نمونه در گزارشي در سال ۲۰۰۴ به نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا، دكتر اريك ديويس به اين سازمان نظامي توصيه كرد كه نظريهٔ p-Teleportation را بررسي كنند. در تعريف اين پديده نوشته شده: انتقال انسان يا اشيا بي جان با توسل به نيروهاي ذهني (شماره سريال منتشره/ AFRL-PR-ED-TR/2003/0034)
در مجموعه فيلمها و رمانهاي تلماسه اثر فرنك هربرت، پديده‌اي شبيه به طي الارض، وجهه‌اي آميخته با فناوري پيدا كرده، و در اثري از هولتزمن كه به انگليسي Holtzman effect) ) نام دارد، انسان‌ها از اين قدرت براي جابجايي خود و اشيا ميان فضاي جهان هستي بصورت لحظه‌اي بصورت «جابجايي بدون حركت» استفاده مي‌كنند.
در جريان هاي نوظهوري كه در غرب پديد آمده؛ جرياني كه موسس آن ماهاريشي نام دارد مدعي است كه با برنامه هايي مي توان به چنين قدرتي دست پيدا كرد. اما به صورت عملي چنين نتيجه اي در روش او ديده نشده است.
در تصوف اسلامي، به طي الارض، «طي المكان» نيز گفته شده. در رساله قشيريه، اين‌گونه كرامات فقط مخصوص «اوليا الله» دانسته شده اند، و بر خلاف معجزات پيامبر، اكتسابي و غير دعوي مي‌باشند.( باب ۵۳ رساله قشيريه)
سخن از طي المكان و كرامات در كتب عرفاني بسيار به ميان آمده، كه بطور نمونه مي‌توان به روايات ابوسعيد ابوالخير(اسرار التوحيد. چاپ تهران. شابك 964-6290-67-1 ص۹۹) و يا داستان‌هاي منتسب به حضرت خضر در اين باب اشاره نمود. گزارش‌هاي زيادي نيز در اين ميان مي‌توان در ادبيات تصوف ديد و يا روايات ديگري را مي‌توان در تذكرة الاوليا منتسب به عطار نيشابوري، و يا نوشته‌هاي ابن عربي و روايات بايزيد بسطامي يافت.
در بيان عرفا و با توجه به مباني نظري آنان، «طي الارض» از اقتضائات كشف صوري كه يكي از اقسام كشف يا مكاشفه است به شمار مي رود. معناي اصلي آن در حقيقت، همان كنار زدن پرده است كه عرفا نيز به همان معنا به كار مي برند. و در اصطلاح عرفاني عبارت است از «سركشي كردن به آن سوي پرده و آگاهي يافتن بر معاني پنهان و امور حقيقي موجود در آن». در كاربرد عرفاني، علاوه بر كنار رفتن پرده، گذر كردن سالك به آن سوي پرده و يافتن امور پنهان در آن نيز لحاظ شده است. عرفا با اعتبارهاي متعددي به تقسيم و طبقه بندي اقسام آن پرداخته اند. در مهم ترين رويكرد آنان، دو قسم صوري و معنوي ياد شده است كه شرح هر كدام به ترتيب زير است:
الف. كشف صوري: اين كشف از طريق حواس پنج گانه ي بدن در عالم مثال (عالمي بين عالم ماده كه ما در آن هستيم و عالم عقل مي‌باشد كه موجودات داراي هيئت مثالي هستند كه همان عالم برزخ مي‌باشد.) حاصل مي شود و به اقسام پنج گانه ي حواس نيز تقسيم مي گردد. اين تقسيم مبتني بر اين جهت است كه هر يك از حواس انسان، حقايق مرتبط با ملكوت خود را درك مي كند و هر يك از آن ها ويژگي ها و اقتضائات متفاوتي مناسب با خود را دارا مي باشد به گونه اي كه عرفا حتي طي الارض را نيز مطرح كرده اند كه در آن گوش انسان وارسته اي مثل حضرت سليمان، با سرعت فوق العاده زيادي گفته ها و ناگفته هاي ديگران را مي شنود. اين ادراكات گاهي به امور مادي و حوادث دنيوي تعلق مي گيرند و گاهي به امور غيرمادي و ارواح عاليه
ب. كشف معنوي: اين نوع كشف بدون واسطه ي ابزار حسي و بدني، مستقيماً تحت حكومت دو اسم از اسامي پروردگار «العليم» و «الحكيم» تحقق مي يابد و معاني غيبي و حقايق الهي به حسب ظرفيت دل سالك بر او نمايان مي شود و سالك بر آن ها اطلاع و احاطه مي يابد.
اولياي الهي تصرفات انسان هاي كامل در امور و حوادث طبيعي مثل طي الارض، طي المكان، طي الزمان، تبديل اشيا به يكديگر (نظير تبديل خاك به طلا)، ميراندن زندگان و زنده كردن مردگان را از اقتضائات و تصرفات برخواسته از انواع كشف صوري دانسته و رتبه اي فراتر از اين بر آن قائل نيستند. (سيدحيدر آملي، المقدمات من نص النصوص، ص 85) از اين رو، عليرغم اين‌كه سختي هاي سير و سلوك براي رسيدن به چنين مقامي فراوان است و راه برايش پرخطر مي نمايد، اما حصول آن ها كرامتي براي اولياي دين نبوده و اساساً عرفا به چنين مقاماتي توجه و اعتنا ندارند. آنان مي گويند: طي الارض كرامت و مزيتي براي سالك ندارد؛ زيرا شيطان نيز در يك لحظه از مشرق به مغرب مي رود. (محي الدين ابن عربي، الفتوحات المكية، ج 4، ص 23) عده اي از عرفا نيز از نيل به چنين مقامي به خدا پناه برده و به محضر خدا استغفار كرده اند. (ابوطالب مكي، قوت القلوب في معامله المحبوب، ج 2، ص 116؛ ابوحامد غزالي، احياء علوم الدين، ج 14، ص 144) و در واقع، مردم عادي و عوام هستند كه تصرفات اين نوع كشف و موارد آن را از سنخ كرامات و امور خارق العاده تلقي كرده و گمان مي كنند كه تصرف در امور مادي و طبيعي مثل طي المكان، طي الزمان، راه رفتن بر روي سطح آب، مخفي شدن از ديدگان ديگران، و خبر دادن از برخي امور عوالم غيبي (مربوط به گذشته، حال، يا آينده)، كرامت بسيار بزرگي است. و بر پايه ي همين گمان نادرست، نيل به آن ها آرزوي نهايي آنان به شمار مي رود. در حالي كه حضرت امام (ره) در توصيه هايي عرفاني به فرزند خود مي فرمايد: چنين آرزويي شرك است، به ويژه اين‌كه برخي از انسان ها عبادات و دعاهاي شرعي را با آن آرزو و نيت به جا مي آورند؛ زيرا عبادت غير خدا هر چه باشد شرك به شمار مي رود. (امام خميني، آداب الصلوة، ص106،284) از سوي ديگر، بر پايه ي مباني عرفاني ابن عربي، ظهور كرامات انسان (هم حسي و هم معنوي) برخاسته از تجلي اسم «البَرّ» حق تعالي بوده و مختص ابرار بندگان خداست. (محي الدين ابن عربي، الفتوحات المكية، ج 2، ص 369) هر يك از كرامت‌هاي حسي و معنوي نيز به سبب متّصف شدن سالك به مقتضاي يكي از اسماي الهي بروز مي كند و چون مردم عامي و عادي چيزي از حقايق و اسماي الهي ندانسته و نچشيده اند، ظهور تصرف هاي مادي ابرار كه براي خود ابرار كرامت و فضيلت به شمار نمي رود، در نظر آنان كرامت والايي به شمار مي رود. (امام خميني، آداب الصلوة، ص106)
در مورد پرسش شما نسبت به دلايل عقلي بايد گفت كه اين مسأله به عنوان يكي از مسائل عرفاني به شمار مي رود و بحث درباره ي اين پرسش ها از حيطه ي بررسي هاي دانش هايي همچون كلام، فلسفه و طبيعيات خارج است؛ و جريان‌هاي نوظهور نيز عمده دليل خود را تجربي مي‌دانند و نه استدلال و برهان.

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1302

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما