پرسش وپاسخ هایی در باره شیطان
40 بازدید
تاریخ ارائه : 9/16/2014 5:12:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

پرسش وپاسخ هایی در باره شیطان

شیطان

آقای سید مرتضی میرکتولی
سوال – در مورد شیطان توضیحاتی بدهید.
پاسخ – ما در ابتدای خلقت آفرینش موجودات عالم ، عنصری بنام شیطان نداشتیم اما در ادامه ی زندگی و مسیر حیاط و در داستان مهم تعیین خلیفة الله در روی زمین ، موجودی خودش را بعنوان شیطان یا ابلیس به همه ی موجودات عالم معرفی کرد. موجودی که قبلا به این نام و نشان و ویژگی حتی برای ملائکه ی عالم بالا هم شناخته شده نبود اما کم کم   همه ی موجودات با چنین موجود عجیب و نابغه ی عالم هستی و موجودی که همه ی   نعمت های الهی را یکجا زیر پاگذاشت و از همه ی آنها سوء استفاده کرد و نام او شیطان بود آشنا شدند . آنچه که از متون ادیان دینی و آسمانی مقدس بخصوص قرآن و روایات بدست می آید این است که خداوند سه دسته موجودات در عالم خلقت داشته است که همه ی آنها موجودات حقیقی و واقعی هستند . بعد از عالم لاهوت که عالم فیض الهی است و در آنجا وجود حضرت حق قرار دارد ، عالم بعد عالم ملکوت است که در آنجا موجودات مجردی هستند که ویژگی های مادی و جسمی مانند خشم ، غضب و شهوت را ندارند که آنها بنام فرشتگان هستند .  وقتی پایین تر می آییم به عالم ناسوت می رسیم و در این عامل سخن از مادیات، عالم زیستن یعنی از خورشید ، زمین ، مجموعه ی شمسی و کهکشان های راه شیری و از موجوداتی بنام جن و انس سخن به میان آمده است . خداوند از این دو دسته برای نظام آفرینشی که در آن تکلیف و حساب و کتاب و سلوک مطرح است سخن به میان می آورد . این دو شاخه ی جن و انس شاخه هایی هستند که بعدا با نام شیطان و ابلیس آشنا می شوند . شیطان نام عام است یعنی هر موجود خبیث اغواگر ویرانگر . یعنی یک نام عمومی است برای هر موجودی که می تواند از جن یا انس باشد یا حتی از حیواناتی باشد که باعث آزار و اذیت موجودات دیگر بشوند . این یک حقیقت واقعی است . شیطان بغیر از غرایز وجودی انسان مثل نفس اماره است . بعد از اینکه شیطان بعنوان اولین موجود در عالم هستی خودش را معرفی کرد ، بعنوان کسی که در عالم هستی در مقابل اوامر حضرت حق ایستاد و سینه سپر کرد ، بنام ابلیس معرفی شد . در عرب ابلیس از ماده ی بَلَسَ است یعنی کسی که از رحمت حق مایوس شد یعنی یک بار عصیانگری کرد و در مقابل خدا ایستاد و بدنبال عصیانگری ، راه تبهکاری و راهزنی همه ی موجودات را در پیش گرفت .
سوال – آیا ما تعریف مجسمی از شیطان داریم ؟ آیا شیطان یک  موجود تعریف شده است ؟
پاسخ – نام اولین شیطان عالم ابلیس است ، خدا در داستان خلقت بشر و خلافت انسان در زمین پرده بر می دارد و در آنجا خودش را نشان می دهد که چرا با حضرت حق به مخالفت برخاست . شیطان نه تنها درمقابل انسان ،گل سر سبد آفرینش سجده نکرد بلکه در مقابل حکم حضرت حق ایستاد . ابلیس پدر شیاطین عالم است و به همین دلیل هم هست که آیات قرآن او را از جن معرفی می کند زیرا جن در عالم ماده است و زاد و ولد دارد . اولین وجود خبیث ابلیس است که خداوند او را در قرآن بنام ابلیس خطاب می کند.بعضی ها می گویند که اشتقاق ای از ماده ی دیابلس است که یک لغت عبرانی است که وارد لغت عرب شده است . این موجود وقتی از رحمت درگاه حق رانده شد از خدا معذرت خواهی نکرد و به مسیر عصیانگری و تمرد خودش ادامه داد . جنس ابلیس از جن است . روی این بحث زیادی شده است . مرحوم شیخ طوسی معتقد بود که شیطان از ملائکه بوده است و بعد تمرد کرده و از حیطه ی ملائک خارج شده است . در خطبه ی قاصعه حضرت علی (ع) داریم که تکبر نورزید .اگر تکبر را سرلوحه ی زندگی تان قرار دادید خداوند نمی گذارد که وارد بهشت او بشوید . تکبر گناهی است که خداوند بخاطر آن ملکی را از بهشت بیرون کرد و اگر ملکی بخاطر این جرم از بهشت بیرون می شود هرگز انسانی بخاطر داشتن تکبر وارد بهشت نخواهد شد . عده ای تصور کردند که ابلیس از ملائکه ای بوده که تمرد کرده و از عالم بالا به عالم پایین سقوط کرده است ولی آیات قرآن این را نمی گوید . قرآن صراحتاً می فرماید : او از جنس جن بود یعنی موجودی آتشین بود و خود ابلیس هم آنرا قبول کرد . ابلیس در مقاومتی که در مقابل دستور حق می کند می گوید که چرا تو دستور دادی که من در مقابل آدم سجده کنم ؟ من را از آتش و انسان را از خاک و گِل آفریدی . خدا در قرآن می فرماید که ما جن را از آتش افروخته ی دود و سیاهی آفریدیم .
سوال – آیا شیطان از جنس جن بوده و آنها زاد و ولد کرده اند و شیاطین را بوجود آورده اند ؟
پاسخ – یکی از ویژگی های ابلیس این است که ابلیس از جنس جن است نه ملائکه زیرا ملائکه غریزه ی شهوت ندارند و داستان تناسل و زاد و ولد در آنها دیده نمی شود. خلقت آنها خلقت تکوینی و بدوی است و خداوند میلیاردها ملک را در عالم خلق کرده است اما  جن ها از آتش هستند و عنصر مادی هستند ، زاد و ولد دارند ،تناسل دارند و ازدواج دارند . وقتی شیطان از درگاه خدا رانده می شود چندین خواسته را از درگاه خدا درخواست می کند . او می گوید : حالا که از درگاه تو رانده شده ام و تا روز ابد به من فرصت زنده ماندن داده ای چند درخواست از تو دارم و خدا آنرا اجابت می کند . یکی از خواسته های او این بود که خدایا من بگونه ای زندگی بکنم که فرزندان آدم ، من و فرزندان من را نبینند. قرآن به ما هشدار می دهد که او و فرزندانش و قبیله ی شیطان شما را خوب می بینند ولی شما آنها را نمی بیند و او از جلو و پشت ، چپ و راست به شما حمله می کند. پس شیطان تمرد کرده و از درگاه الهی طرد شده است و بعد صحبت هایی با حضرت حق کرده و یکی از خواسته هایش این بوده که موجودی نامرئی باشد . اساسا جن موجودی است که دیده   نمی شود . در لغت عرب جن یعنی موجودی نامرئی در مقابل انس که موجودی مرئی است قرار دارد . در عرب به جنت باغ سرپوشیده گفته می شود که از بالا دیده نمی شود یا بخاطر اینکه جنین درشکم مادر دیده نمی شود به آن جنین گفته می شود. و جن هم از همین ماده است و مسطور است .
سوال – اگر شیطان تمرد نمی کرد عامل شر در جهان وجود نداشت ؟ آیا شیطان عامل تحریک نفس اماره است یا خودش شر بود ؟
پاسخ – دستور عمومی حضرت حق به همه ی موجودات کنگره ی عرش ، ملائکه حَمَله ی عرش ، ملائکه ی عالم وسطی و ملائکه ی عامل عدنی که به ملکه ی زمینی شناخته می شوند . دستور می رسد که در برابر آدم که پدرهمه ی انسانها است سجده بکنند . قرآن حکایت واقع را نقل می کند. قرآن یک کتاب سمبولیک نیست که شخصیت های داستانی آن ساختگی باشد ، تمام عناصر این داستان در مسئله ی خلافت آدم و تمرد شیطان حقیقی هستند و تمام صحنه هایی که نقل می شود عین واقعیت و حقیقت است . قرآن می فرماید که همه جز ابلیس بر آدم سجده کردند . آیا ابلیس نمی توانست در برابر آدم سجده بکند ؟ می توانست . آیا ابلیس نمی دانست که نباید در مقابل دستور حکیمانه ی حق تمرد کند ؟ می دانست که نباید این کار را بکند و توان مقاومت را ندارد. دو عامل باعث شد که شیطان تمرد بکند و در مقابل دستور خدا بایستد . عامل اصلی آن تکبر بیش از حد او بود . تکبر از توهم موجودات انگیخته می شود . همه ی تکبرها برانگیخته از خیال و وهمی است که در وجود انسان یا جن وجود دارد . روایتی از حضرت علی (ع) در نهج البلاغه است که  می فرماید : شیطان موجود ساده ای نبود که بتوان از آن به سادگی گذشت . حضرت علی (ع) می فرماید : ابلیس شش هزار سال در دستگاه خدا عبادت کرده و نشان داده که  بنده ی سالک و عابدی و مطیعی در مقابل حق است . یکی از القاب شیطان اَعزازییل است . یعنی عزت زیادی پیش ملائک داشت و وقتی پیش آنها می ایستاد همه در مقابل شیطان می ایستادند و به او احترام می کردند . او از آسمان اول بالا می رود و هزار سال در آسمان دوم و هزار سال در آسمان سوم و هزار سال در آسمان چهارم و... تا آسمان هفتم بالا می رود که حتی ملائک عالم بالا مثل جبراییل و عزرائیل هم به مقاومت و جدیت این موجود غبطه می خوردند . اگر ابلیس در آنجا تمرد نمی کرد اتفاق خاصی نمی افتاد و  می توانست در زمره ی ملائک زندگی بکند و نه خودش گمراه می شد و نه راهزن آدم و حوا می شد و نه باعث سقوط آدم و حوا به زمین سمی شد . گاهی این سوال مطرح است که آیا می شود یک نفر سالها عبادت و خوشنامی بکند و با یک خطا رانده بشود ؟ بله .مثلا ما می بینیم که یک رئیس جمهوری سالیان سال به یک کشوری خدمت می کند اما وقتی یکجا خیانت آشکار می کند برای همیشه از چشم ملت خودش و همه ی مردم دنیا می افتد . ممکن است که بگویند خدا غفوراست و می بخشد . قرآن می فرماید :خدا خط مرز مغفرت را روشن کرده است .هر کس از حریم توحید خارج بشود و به خدا شرک و عناد بورزد این مغفرت شامل حال او نمی شود. رحمت شامل کسانی است که از این دایره خارج نشوند. خدا قسم یاد کرده است که هر کسی که به دنبال شیطان برود جایش در جهنم است و اصلا خدا جهنم را برای شیطان و پیروانش آفریده است .
سوال – شیطان با یک سجده نکردن رانده نشد بلکه در قرآن می فرماید که او کافر شده بود .راهنمایی بفرمایید . 
پاسخ – کان من الکافرین در اینجا به این معناست که قبلا هم کافر بوده است . بعضی ها معتقد هستند که کان به معنای صار است زیرا در مورد پسر نوح هم گفته شد که کان من المغرقین یعنی غرق شد نه اینکه از قبل غرق بود . بسیاری معتقد هستند که کان من الکافرین معنای خودش را دارد . یک دفعه نمی شود که فردی در مقابل گروهی بایستد . مثلا در یک خانواده که زن ومرد هستند یک دفعه نمی شود که زن در مقابل مرد غوغا بپا بکند و مقاومتی بکند و کار را به پلیس بکشاند . این طبق یک پروسه و جریان متداول و زمینه دار انجام شده است . این زخم ، زخم عمیقی است و زخم تازه نیست . در مقابل حکومت ها هم همین طور است . پس معلوم می شود که زمینه ی اعتراض از قبل فراهم بوده است وعقده ها انباشته شده است و سعی کرده که در یک جایی موج درست بکند. و یک مقاومت علنی را از خودش نشان بدهد . شیطان چنین موجودی بود ، او یک موجود ناراحتی بود . او موجود معترضی به درگاه حق بود . روایات نشان می دهند که عبادتهای ابلیس عبادتهای خالصانه نبود . ابلیس در کنگره ی عرش و آسمان بالا اسنادی را پیدا کرده بود که خداوند به خیلی ها که عبادت می کنند در دنیا به آنها عزت و مقام می دهد . مثل الان که خیلی ها می گویند که الان خانه ، ماشین ، استخر و .. داشته باشیم در آخرت را یک کاری می کنیم . این فکر فکر ابلیسانه است . ابلیس فکر کرده بود که با عبادت های روزانه اش و با لیاقتی که در درگاه حق نشان می دهد یک مقام عالی دنیوی را کسب  می کند . ابلیس اعتقادی به مسئله ی قیامت نداشت . وقتی او به خدا اعتراض می کند که من برای تو عبادت های خالصانه کردم ، خدا می فرماید که تو چه موقع عبادت خالصانه کردی ؟ مسئله ی تعیین خلیفه در زمین یعنی تعیین  امام و رهبر نقطه ی بسیار حساس برای شناسایی افرادی است که اعتراض علنی به دستگاه حق دارند . ما این داستان را در تعیین مسئله ی خلیفه بودن پیامبر یا علی می بینیم که خیلی ها اعتراض می کنند و در آنجا نشان می دهند که ایمان به خدا هم ندارند . ابلیس حرفش این بود که من شش هزار سال عبادت کرده ام و همه ی  فرشته ها به من احترام می گذارند و حالا خدا یک فردی را که از خاک و گل آفریده است و چند روزی است که روح در آن دمیده است و می خواهد او را جانشین در کل عالم هستی بکند، به من می گوید که در برابر این موجود سجده بکن . من هرگز این کار را نمی کنم . در اینجا بود که ابلیس اعتراض خودش را بصورت علنی و بصورت شورش اعلام کرد و بعد در مقابل دستگاه حضرت حق ایستاد . البته آدم هم دچار خطا و ترک اولی شد ولی او بعدا معذرت خواهی کرد و از کارش دست کشید. ولی شیطان هیچ گاه از خطایی که کرد دست نکشید .
سوال – در مورد پنج نوری که در عالم بالا بود توضیحاتی بدهید . 
پاسخ – روایاتی که در مورد شجره ممنوعه وارد شده است  مختلف است . شخصی از امام صادق (ع) پرسیدند که این درخت چه بود ؟ پیامبر نقل کردند که شجره ممنوعه گندم بود. بعضی روایات نقل کرده اند که درخت انگور بود و بعضی ها می گویند که درخت انار بوده است . امام صادق (ع) می فرمایند که همه ی اینها درست بوده است ولی باز اینها نیست زیرا درخت های بهشت مثل درخت های دنیا نیستند که وقتی یک میوه دادند میوه ی دوم را تولید نکنند. ما در کرج دیدیم که از یک درخت هجده نوع میوه بعمل آمده بود . درخت های بهشت به این صورت هستند که هر میوه ای را که انسان مومن هوس کند برایش تولید می کند. اما آن درخت، درخت علم محمد و آل محمد بود که اگر آدم از آن درخت می خورند خدا علم همه ی کاینانت را به آنها می داد و آدم و حوا نمی توانستند از آن درخت بخورند زیرا این مقام مخصوص معصومین و آل عبا بود  ولی بعد این اتفاق افتاد و شیطان می دانست که اگر بحث آدم  ادامه پیدا بکند فقط بحث خلافت نبود . خدا فرمود که من می خواهم یک نوع خلیفه برای همیشه درعالم خلق بکنم  و بعد از آدم باید فرد دیگری این خلافت را بپذیرد . بحث اصلی بحث ولایت و رهبری است که شیطان فکر می کرد که با عبادتهایی که او کرده ، او صلاحیت دریافت آن مقام را دارد نه آدم و فرزندان او که بعدا می خواهند متولد بشوند .
سوال – آیا مسئله ی شیطان می تواند دستاویزی برای جرم و جنایت در دنیا باشد ؟
پاسخ – خیر . وقتی قرآن کریم داستان محاکمه ی شیطان را در قیامت نقل می کند ، می فرماید که وقتی صحنه ی قیامت بپا می شود ، تبهکاران و ظالمان تا شیطان را می بینند به سوی او هجوم می آورند و با فریاد به او حمله می کنند و می گویند که تو باعث شدی که ما گرفتار بشویم . شیطان با جسارت و صلابت در مقابل آنها می ایستد و می گوید که من فقط شما را به تبهکاری دعوت کردم  و من هیچ گاه بر شما سلطه ای نداشتم . خدا شما را دعوت به خوبی ها ، خیرات ، کارهای پسندیده و انسانی کرد و من شما را دعوت به کارهای ناشایست کردم . شما دعوت حق را زیر پا گذاشتید و دعوت من را پذیرفتید .پس خودتان را ملامت کنید . چرا من را ملامت می کنید ؟ شما می دانستید که دعوت خدا راست و دعوت من دروغین است ، چرا به دنبال من راه افتادید ؟ در اینجا مجرمان جوابی ندارند که به شیطان بدهند . اساسا خدا این دو مسیر را در جلوی انسان گذاشت . می فرماید : ما شاه راههای سعادت و شقاوت را به انسان نشان دادیم . خدا خوبی ها را به ما الهام کرد که جزو فطرت ماست و بدی ها را هم الهام کرد زیرا فطرت ما اصلا آنرا نمی پذیرد و برای ما ناشناخته است. شیطان به همان میزان که وسوسه و ترغیب می کند گناهکار است . گاهی در محاکم قضایی می گویند که سبب اقوای از مباشر است . یک وقت کسی قتلی را مرتکب می شود ولی کسی که تحریک می کند و سبب است قویتر از مباشر است . هر دو باید پاسخگو باشند . 
سوال – خداوند از همه ی این اتفاقات آگاه بوده است ، پس ما نمی توانیم بگوییم که تکبر باعث این اتفاقات شده است . راهنمایی بفرمایید .
پاسخ – این سوالی است که خود شیطان از ملائکه کرد . شیطان بعد از اینکه از بهشت رانده شد هفت شبه با ملائک مطرح کرد و گفت که شما از خدا بپرسید که مگر تو نمی دانستی که من در مقابل تو می ایستم و حالا چرا من را نکشتی که من تا قیامت زنده نمانم ؟ آقای شهرستانی که یکی از شخصیت های بزرگ اسلام است به این شبهات جواب داده است . بزرگان اسلام پاسخ های خوبی به آن داده اند . اساس خلقت رحمت است یعنی خداوند همه ی موجودات را آفریده که رحمت بی پایان خودش را به پای موجودات بریزد . همین ابلیس در بهشت زندگی می کرد و از همه ی نعمتها استفاده می کرد ولی چه اتفاقی افتاد که این نعمت ها از او گرفته شد ؟ قرآن می فرماید : شما خودتان باعث عذاب خودتان می شوید . پس اصل خلقت شیطان برای خودش رحمت و لطف و فیض الهی است  . مثلا یکی معتاد می شود ، از خانواده و جامعه طرد می شود و به پست ترین کارها دست می زند . او نمی تواند بگوید که چرا خدا من را خلق کرد ؟ مگر خدا نمی دانست که من به این سرنوشت دچار می شوم ؟ خدا همه ی اینها را می دانست ولی برای اینکه حجت را بر خود موجودات وهمه ی انسانها و سایر موجودات تمام بکند ، فرصت را می دهد که همه خودشان را نشان بدهند ، انسانهای پاک سیرت خودشان نشان بدهند که کدام طرفی هستند .اصل خلقت شیطان بر اساس رحمت و لطف الهی بوده است . این مثل استادی است که   می داند که در پایان کار کدام دانش آموز قبول می شود و کدام دانش آموز مردود می شود. اما علم استاد علت قبولی یا مردودی فرد نیست . انسانها خودشان تلاش می کنند که مردود یا قبول بشوند.
سوال – آیا این ادعا درست است که سجده نکردن شیطان بر آدم یک حرکت نمایشی است که خدا آنرا برای عبرت انسان گذاشته است ؟
پاسخ – تمرد و عصیانگری شیطان یک واقعیت است و اینکه شیطان بعد از این عصیانگری بعنوان یک قطب منفی در همه ی عالم مطرح می شود مسئله ی دیگری است و اینکه همیشه قطب مثبت و منفی باید در مقابل هم باشند تا تعادل واقع بشود و انتخاب آسان بشود و معنای اختیارخودش را نشان بدهد مسئله ی دیگری است. اگر انسان حق انتخاب داشته باشد کامل تر است .پس ما از ملائکه کامل تر هسیتم زیرا حق انتخاب داریم. ما با اختیار خودمان مسیر به سوی حق را انتخاب می کنیم . بخاطر همین انسان گل سرسبد آفرینش می شود و کار به جایی می رسد که ملائک خادم انسانهایی مثل انبیاء و اولیاء و معصومین می شوند . خدا عالم را برای انسان خلق کرده است و ملائک مدبرات خلق این عالم هستند .پس همه ی آنها در خدمت آدم هستند .شیطان خودش راهزنی را انتخاب کرد و پسندید . و چون آن پیشینه را داشت خدا به او مهلت داد . داریم که ما به شیطان فرصت دادیم که شما انسانها را بشناسیم یعنی شیطان سگ تربیت شده ی دستگاه خدا شد . خدا در سوره ی مریم آیه 83 می فرماید: ما شیاطین را بسمت کافرین و منافقان فرستادیم تا آنها را بیازارند و زندگی را بر آنها تلخ کنند .

http://ch3.ir

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما