تفسیر سوره قلم
132 بازدید
تاریخ ارائه : 9/18/2014 12:30:00 PM
موضوع: تفسیر

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 363 َسوره قلم
مقدمه
اين سوره در مكه نازل شده و داراى 52 آيه است

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 365 محتواى سوره قلم
گرچه بعضى از مفسران در ((مكى )) بودن تمام سوره ترديد كرده اند، يا معتقدند قسمتى از آن در ((مدينه ))، و قسمتى در ((مكه )) نازل شده ، ولى لحن سوره و محتواى آيات كاملا هماهنگ با سوره هاى ((مكى )) است ، چرا كه بيش از هر چيز بر محور مساءله نبوت پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )، و مبارزه با دشمنانى كه او را مجنون مى خواندند، و دعوت به صبر و استقامت ، و انذار و تهديد مخالفان به عذاب الهى ، دور مى زند.
رويهمرفته مباحث اين سوره را مى توان در هفت بخش خلاصه كرد:
1 - نخست به ذكر قسمتى از صفات ويژه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مخصوصا اخلاق برجسته او مى پردازد، و آنرا با قسمتهاى مؤ كدى تاءكيد مى كند.
2 - سپس قسمتى از صفات زشت و اخلاق نكوهيده دشمنان او را بازگو مى نمايد.
3 - در بخش ديگرى داستان ((اصحاب الجنة )) كه در حقيقت هشدارى است به مشركان زشت سيرت بيان شده .
4 - در قسمت ديگرى مطالب گوناگونى راجع به قيامت و عذاب كفار در آن روز آمده است .
5 - در بخش ديگرى انذارها و تهديدهائى نسبت به مشركان بازگو شده .
6 - در بخش ديگرى به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور مى دهد كه در برابر دشمنان سرسخت ، استقامت و صبر نشان دهد.
7 - سرانجام در پايان سوره نيز سخن از عظمت قرآن و توطئه هاى مختلف

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 366 دشمنان بر ضد پيامبر به ميان آورده .
انتخاب نام ((قلم )) براى اين سوره به تناسب نخستين آيه آن است ، بعضى نيز نام آن را سوره ((ن )) ذكر كرده اند، و از بعضى از روايات كه در فضيلت اين سوره آمده استفاده مى شود كه نام آن سوره ((ن و القلم )) است .
فضيلت تلاوت سوره قلم
در فضيلت تلاوت اين سوره از پيغمبر گرامى اسلام نقل شده كه فرمود: من قراء سورة ((ن و القلم )) اعطاه الله ثواب الذين حسن اخلاقهم : ((كسى كه سوره ((ن و القلم )) را تلاوت كند خداوند ثواب كسانى را كه داراى حسن اخلاقند به آنها مى دهد)).
و در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : من قراء سورة ((ن و القلم )) فى فريضة او نافلة آمنه الله ان يصيبه فى حياته فقر اءبدا، و اعاذه اذا مات من ضمة القبر ان شاء الله :
((كسى كه سوره ن و القلم را در نماز واجب يا نافله بخواند خداوند او را براى هميشه از فقر در امان مى دارد، و هنگامى كه بميرد او را از فشار قبر پناه مى دهد)).
اين ثوابها تناسب خاصى با محتواى سوره دارد، و نشان مى دهد كه هدف تلاوتى است كه تواءم با آگاهى و به دنبال آن عمل باشد.

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 367 آيه 1-7
آيه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسطرُونَ(1)
مَا أَنت بِنِعْمَةِ رَبِّك بِمَجْنُونٍ(2)
وَ إِنَّ لَك لاَجْراً غَيرَ مَمْنُونٍ(3)
وَ إِنَّك لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ(4)
فَستُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ(5)
بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ(6)
إِنَّ رَبَّك هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضلَّ عَن سبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(7)

 ترجمه :

نام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 - ن ، سوگند به قلم ، و آنچه را با قلم مى نويسند
2 - به بركت نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى .

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 368 3 - و براى تو اجر و پاداشى عظيم و هميشگى است .
4 - و تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى .
5 - و به زودى تو مى بينى و آنها نيز مى بينند.
6 - كه كداميك از شما مجنون هستيد.
7 - پروردگار تو بهتر از هر كس مى داند چه كسى از راه او گمراه شده ، و هدايت يافتگان را نيز بهتر مى شناسد.


 تفسير :

عجب اخلاق برجسته اى دارى !
اين سوره تنها سورهاى است كه با حرف مقطع ((ن )) آغاز شده است ، مى فرمايد: (ن )
و درباره تفسير حروف مقطعه بارها مخصوصا در آغاز سوره ((بقره ))، و ((آل عمران )) و ((اعراف )) (جلد 1 - 2 - 6) بحث كرده ايم ، چيزى كه در اينجا بايد بيفزائيم اين است كه بعضى در اينجا ((ن )) را مخفف كلمه ((رحمان )) و اشاره به آن دانسته اند و بعضى آن را به معنى ((لوح )) يا به معنى ((دوات )) و يا ((نهرى )) در بهشت تفسير كرده اند، ولى هيچيك از اين تفسيرها قرينه و شاهد روشنى ندارد.
بنابراين تفسير اين حرف مقطع از تفسير كل حروف مقطعه كه در بالا اشاره كرديم جدا نيست .
سپس به دو موضوع از مهمترين مسائل زندگى بشر سوگند ياد كرده ، مى افزايد: سوگند به ((قلم )) و آنچه را با قلم مى نويسند:)) (و القلم و ما يسطرون ).
چه سوگند عجيبى ؟ در واقع آنچه به آن در اينجا سوگند ياد شده است

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 369 ظاهرا موضوع كوچكى است : يك قطعه نى ، و يا چيزى شبيه به آن ، و كمى ماده سياه رنگ ، و سپس سطورى كه بر صفحه كاغذ ناچيز رقم زده مى شود.
اما در واقع اين همان چيزى است كه سرچشمه پيدايش تمام تمدنهاى انسانى ، و پيشرفت و تكامل علوم ، و بيدارى انديشه ها و افكار، و شكل گرفتن مذهبها، و سرچشمه هدايت و آگاهى بشر است ، تا آنجا كه دوران زندگى بشر را به دو دوران تقسيم مى كند ((دوران تاريخ )) و ((دوران قبل از تاريخ ))، دوران تاريخ بشر از زمانى شروع مى شود كه خط اختراع شد، و انسان توانست ماجراى زندگى خود را بر صفحات نقش كند، و يا به تعبير ديگر دورانى است كه انسان دست به قلم گرديد، و از او ((ما يسطرون )) يادگار ماند.
عظمت اين سوگند هنگامى آشكارتر مى شود كه توجه داشته باشيم آن روزى كه اين آيات نازل گشت ، نويسنده و ارباب قلمى در آن محيط وجود نداشت ، و اگر كسانى مختصر سواد خواندن و نوشتن را داشتند تعداد آنها در كل سرزمين مكه كه مركز عبادى و سياسى و اقتصادى حجاز بود به بيست نفر نمى رسيد، آرى سوگند به قلم ياد كردن در چنين محيطى عظمت خاصى دارد.
و جالب اينكه : در نخستين آياتى كه در ((جبل النور)) و غار ((حرا)) بر قلب پاك پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شد نيز به مقام والاى قلم اشاره شده ، آنجا كه مى فرمايد: اقراء باسم ربك الذى خلق - خلق الانسان من علق - اقراء و ربك الاكرم - الذى علم بالقلم - علم الانسان ما لم يعلم :
((بخوان به نام پروردگارت كه مخلوقات را آفريد، و انسان را از خون بسته اى ايجاد كرد، بخوان به نام پروردگار بزرگت ، هم او كه انسان را به وسيله ((قلم )) تعليم داد، و آنچه را نمى دانست به او آموخت )) (سوره علق 1 - 5).
و از همه جالبتر اينكه : همه اين سخنان از زبان كسى تراوش ‍ مى كند

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 370 كه خودش درس نخوانده بود، و هرگز به مكتب نرفت و خط ننوشت ، و اين هم دليل بر آن است كه چيزى جز وحى آسمانى نيست .
بعضى از مفسران ((قلم )) را در اينجا به قلمى تفسير كرده اند كه فرشتگان بزرگ خدا وحى آسمانى را با آن مى نويسند، و يا نامه اعمال آدميان را با آن رقم مى زنند، ولى مسلما آيه مفهوم گسترده اى دارد كه اين تفسير بيان يكى از مصداقهاى آن است ، همانگونه كه ((ما يسطرون )) نيز مفهوم وسيعى دارد، و تمام آنچه را در طريق هدايت و تكامل فكرى و اخلاقى و عملى بشر به رشته تحرير مى آورند شامل مى شود و منحصر به وحى آسمانى يا اعمال انسانها نيست .
سپس به چيزى كه سوگند براى آن ياد شده پرداخته ، مى فرمايد: ((به بركت نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى )) (ما انت بنعمة ربك بمجنون )
آنها كه اين نسبت ناروا را به تو مى زنند كوردلانى هستند كه اينهمه نعمت الهى را درباره تو نمى نگرند، نعمت عقل و درايت سرشار، نعمت امانت و صدق و راستى و نعمت علم و دانش آشكار، و نبوت و مقام عصمت .
ديوانه آنها هستند كه مظهر عقل كل را متهم به جنون مى كنند، و

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 371 رهبر و راهنماى انسانها را با اين نسبت ناروا از خود دور مى سازند.
و به دنبال آن مى افزايد: ((براى تو اجر عظيم و هميشگى است )) (و ان لك لاجرا غير ممنون ).
چرا چنين پاداشى نداشته باشى ؟ در حالى كه در برابر اين تهمتهاى زشت و ناروا استقامت مى كنى ، و براى آنها آرزوى هدايت و نجات دارى ، و هرگز از تلاش و كوشش در اين راه خسته نمى شوى .
((ممنون )) از ماده ((من )) به معنى ((قطع )) آمده است ، يعنى اجر و پاداشى كه هرگز قطع نمى شود و دائما باقى است بعضى گفته اند ريشه اين معنى از منت گرفته شده زيرا منت باعث قطع نعمت است .
بعضى نيز گفته اند منظور از غير ممنون اين است كه خداوند در مقابل اين اجر عظيم هرگز بر تو منت نمى گذارد ولى تفسير اول مناسبتر است .
آيه بعد در توصيف ديگرى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى گويد: ((تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته اى هستى )) (و انك لعلى خلق عظيم ).
اخلاقى كه عقل در آن حيران است لطف و محبتى بى نظير، صفا و صميميتى بى مانند، صبر و استقامت و تحمل و حوصله اى توصيف ناپذير.
اگر مردم را به بندگى خدا دعوت مى كنى تو خود بيش از همه عبادت مى نمائى ، و اگر از كار بد بازمى دارى تو قبل از همه خوددارى مى كنى آزارت مى كنند و تو اندرز مى دهى ، ناسزايت مى گويند و براى آنها دعا مى كنى ، بر بدنت سنگ مى زنند و خاكستر داغ بر سرت مى ريزند و تو براى هدايت آنها

تفسير نمونه جلد 24 صفحه 372 دست به درگاه خدا برمى دارى .
آرى تو كانون محبت و عواطف و سرچشمه رحمتى .
((خلق )) از ماده ((خلقت )) به معنى صفاتى است كه از انسان جدا نمى شود و همچون خلقت و آفرينش انسان مى گردد.
بعضى از مفسران خلق عظيم پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به ((صبر در راه حق ، و گستردگى بذل و بخشش ، و تدبير امور، و رفق و مدارا، و تحمل سختيها در مسير دعوت به سوى خدا، و عفو و گذشت ، و جهاد در راه پروردگار، و ترك حسد و حرص )) تفسير كرده اند، ولى گرچه همه اين صفات در پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود، ولى ((خلق عظيم )) او منحصر به اينها نبود.
در بعضى از تفاسير نيز ((خلق عظيم )) به قرآن يا آئين اسلام تفسير شده است كه مى تواند از مصاديق مفهوم وسيع فوق باشد، و به هر حال وجود اين خلق عظيم در پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دليل بارزى بر عقل و درايت آن حضرت و نفى نسبتهاى دشمنان بود.
و به دنبال آن مى افزايد: ((به زودى تو مى بينى و آنها نيز مى بينند)) (فستبصر و يبصرون ).
((كه كداميك از شما مجنون هستيد))؟! (بايكم المفتون ).
((مفتون )) اسم مفعول از ((فتنه )) به معنى ابتلاء، و در اينجا به معنى ابتلاى به جنون است .

...................................

http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemona/j24/tna24017.htm#link173

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما