آیت الله حاج محمد واصف گیلانی....
170 بازدید
تاریخ ارائه : 9/17/2014 4:54:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 آیت الله حاج محمد واصف گیلانی


پدید آورنده : محمدتقی ادهم نژاد ، (نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه)

تولد و تحصیلات

آن فقید سعید، به سال 1305 (ه . ش) در یکی از دهات شهرستان آستانه اشرفیه و در خانواده ای متدین و کشاورز متولد شد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در لاهیجان به انجام رساند . پدرش یکی از خرده مالکان منطقه بود و در عین داشتن ثروت، از نعمت ایمان و عشق به اهلبیت نیز برخوردار و ملجاء و پناهگاه محرومان منطقه بود . در منزل این مرد بزرگ - در اغلب ایام سال - مجالس روضه خوانی منعقد و بهترین وعاظ منطقه در آنجا رفت و آمد داشتند . مرحوم واصف با تشویق پدر و روحانیون منطقه، بعد از اتمام تحصیلات متوسطه، وارد حوزه علمیه قم گردید .

در ابتدای ورود به حوزه علمیه قم با مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی رحمه الله آشنا شد و در کنار ایشان مقدمات را نزد مرحوم آیت الله شیخ علیرضا ممجد و آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی از مدرسین به نام حوزه علمیه قم به تلمذ و مباحثه پرداختند .

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد واصف، بعد از طی کردن سطوح متوسطه، خارج فقه و اصول را در محضر آیات بزرگواری; همچون:

1 . حضرت آیت الله بروجردی رحمه الله

2 . حضرت امام خمینی رحمه الله

3 . حضرت آیت الله سید مرتضی لنگرودی رحمه الله

4 . حضرت آیت الله محقق داماد رحمه الله

5 . حضرت آیت الله گلپایگانی رحمه الله

6 . حضرت آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله

7 . حضرت آیت الله میرزا هاشم آملی رحمه الله

8 . حضرت آیت الله بهجت (دامت برکاته)

9 . علامه سید محمد حسین طباطبائی رحمه الله

تلمذ و سپری نمود .

وی از برخی از اعلام یاد شده، مجوز اجتهاد کم نظیری دریافت نموده است (1) .

آیت الله واصف از منظر بزرگان

درباره اوصاف و کمالات این دانشمند فرزانه، از سوی بزرگان و شخصیتهای دینی اظهار نظرهای مختلفی شده است که برخی از آنها را ذیلا می آوریم:

× حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا هاشم آملی قدس سره بارها در مجامع عمومی و خصوصی به طلاب و فضلا می فرمودند:

«آقای واصف; مغزی متفکر است و خوب است از افکار بلند ایشان، طلاب، محصلین و فضلا استفاده نمایند . (2) »

× حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی (دامت برکاته) در مورد ایشان می فرماید:

«درباره مرحوم حجة الحق جناب آقای واصف، همین قدر بس که من ایشان را از پنجاه سال پیش در حالی که یک طلبه نوجوانی بود، در حوزه علمیه قم شناختم . ایشان و فرزند مرحوم حضرت امام رحمه الله جناب حاج آقا مصطفی رحمه الله با هم رفیق و دوست بودند و به خاطر دوستی که با ایشان داشت - و مرحوم حاج آقا مصطفی پیش من درس می خواند - سبب شد که ایشان هم پای درس منطق شمسیه ما بیاید . پس از درس هم رابطه دوستی ما برقرار بود . من در مدت دوستی ام با ایشان چیزی که لمس کردم یک جهان استعداد بود، خصوصا استعداد ادبی و ذوق شعری! هر موضوعی را که برای ایشان معین می کردیم یک قصیده کامل و تمام می سرود و بعدها دوره کامل کفایة الاصول را به نظم درآورد . او آدم بسیار صدیق و پاکی بود و به اهلبیت علیهم السلام علاقه مند بود .

آقای صادقی (واعظ قم) از قول آیت الله سبحانی گفتند: «آقای واصف; شیخ بهائی عصر ما بود، ولی قدرش ناشناخته ماند . (4) »

× حضرت آیت الله حاج سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی، از علماء قم (سلمه الله) درباره آن مرحوم می فرماید:

«. . . معظم له در علوم و معارف دینیه مانند علم صرف، نحو، منطق، معانی و بیان، بدیع، عروض، حساب، هندسه، جغرافیا، اصول و فقه ورود کامل داشت و در اغلب; بلکه تمام این علوم، تالیف و یا تصنیف داشت و می توان گفت که این مرد علم و دانش، از نوابغ عصر خویش به شمار می رفت . . . . (5) »

× مرحوم آیت الله واصف با همه اشتغالات علمی و تراکم کارهای عام المنفعه از حال و روزگار طلاب و همنوعان خود غافل نبود، در این باره حضرت آیت الله حاج شیخ زین العابدین قربانی، نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت که مدتی در محضر معظم له تلمذ می نمود، می فرمایند:

«در ایام تحصیل در حوزه علمیه قم، به قدری از لحاظ مالی در مضیقه بودم که ناچار تصمیم گرفتم از حوزه بیرون روم و در کارخانه ای اشتغال به کار داشته باشم . استادم حضرت آیت الله واصف، ضمن اطلاع از این وضعیت من، از محل صوم و صلاة کمکم نمود و من توانستم با حمایت ایشان به تحصیلاتم ادامه دهم . (6) »


آثار و خدمات اجتماعی

1 . تاسیس بیمارستان حضرت ولی عصر: ایشان در زمان آیت الله بروجردی با همکاری و همیاری مردم منطقه، موفق شد بیمارستان صاحب الزمان را در یکی از روستاهای محروم آستانه اشرفیه، با همه امکانات لازم، احداث نماید . حتی برخی از مراجع بزرگوار قم در این امر خیر، او را تشویق و مساعدت نمودند . اما قبل از آغاز فعالیت، این بیمارستان به دستور شاه خائن مصادره و به طور کلی تخریب شد و در همان مکان بیمارستانی به نام «بیمارستان شاه » تاسیس گردید! علت این اقدام شاه; کاهش قدرت و محبوبیت روحانیت نزد مردم بود .

2 . فعالیت در آلمان: آیت الله واصف گیلانی در سال 1350 (ه . ش) به عنوان نماینده حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی به کشور آلمان اعزام شد و در شهرهای فرانکفورت و اشتوتکارت، پاسخ گویی به نیازهای علمی، معنوی و دینی مسلمانان و خصوصا ایرانیان آنجا را به عهده گرفت . او با همکاری برخی از تجار مسلمان ایرانی و غیرایرانی برای وحدت و انسجام مسلمانان و نیز ارتقای سطح دینی و معنوی آنان، گامهای مؤثری برداشت .

برای ساختن مسجدی در فرانکفورت اقدامات جدی صورت گرفت، ولی متاسفانه با ایجاد موانعی از سوی شهرداری آنجا، ساخت مسجد متوقف شد .

وی به علت برخورداری از قدرت جاذبه اجتماعی، محبوبیت زیادی کسب کرد به طوری که جلسات علمی، حتی مجالس روضه در منازل مسلمانان و شیعیان مقیم آلمان، از رونق خاصی برخوردار بود . معظم له در مدت اقامت خود در آلمان که بیش از دو سال طول کشید موفق به انتشار بیش از 100 جزوه علمی و دینی در ابعاد مختلف گردید .

3 . ساختن مسجد: آن فقید سعید، در ماه رمضان یکسال، برای تبلیغ به روستایی محروم در اطراف اصفهان می رود و در آنجا متوجه فقر فرهنگی و مادی مردم منطقه می شود; لذا با همت عالی و اراده پولادین، اقدام به ساختن مسجدی زیبا و بزرگ در آنجا می کند . تا یک سال در آن منطقه محروم اقامت می گزیند و به تعلیم احکام و مسایل اسلامی برای مردم آن سامان می پردازد . وی در این راه، زحمات زیادی متحمل می گردد .

*در طول عمر گرانقدرش دویست جلد اثر نفیس و ارزشمند از خود به یادگار گذاشت . مجموعه آثار ایشان به چهارگونه تقسیم می شود:

1 . تالیفات و تصنیفات;

2 . دیوانهای مختلف شعر در موضوعات متنوع; شامل چندین دیوان اشعار بی نقطه، چندین دیوان اشعار بی الف، اشعار لب نچسب (هنگام خواندن لبها به هم نمی رسد)، مدایح، مراثی، . . . ;

3 . ارجوزها و رسالات گوناگون;

4 . ترجمه آثار بزرگان و تقریرات درسی .

حافظه قوی و ذوق هنری وی، باعث گردید تا در سن 21 سالگی، منطق را به نظم درآورد و به نام «کفایة المیزان » خدمت آیت الله بروجردی تقدیم نموده و مورد تشویق و تحسین فراوان وی قرار گیرد . اشعار او در پنج زبان فارسی، عربی، ترکی، گیلکی و کردی نگاشته شده است .

با کمال تاسف باید یادآوری کرد که بسیاری از دیوانها و تالیفات، خصوصا اشعار بی نقطه و بی الف وی، در اثر آتش سوزی منزل مرحوم آیت الله مهدوی در لاهیجان - در سال 1367 شمسی - از بین رفت .

برخی از ویژگیهای اخلاقی معظم له

الف . اخلاص در تبلیغ:

وی با این معلومات گسترده و اشتغالات علمی، هیچ گاه تبلیغ و منبر را فراموش نکرد و اکثر اوقات عمرش را در همان روستای کوچک که زادگاه وی و پدران و اجدادش بود به وعظ و ارشاد مردم مشغول بود . ایشان در پاسخ به کسانی که به وی گفته بودند: «در شان شما نیست منبر بروید» فرموده بودند: «من که کسی نیستم، بسیاری از فقهاء و بزرگان شیعه به منبر رفتن شان مباهات می کردند .» و نیز در پاسخ به کسانی که می گفتند: «لااقل در شهر منبر بروید» می فرمودند: «ادای تکلیف شهر و روستا نمی شناسد . »

ب . دفاع از مرزهای عقیدتی:

در سالیانی که کتاب «شهید جاوید» چاپ و برخی از مطالب موهن آن، اعتراض گروهی از علماء را برانگیخته بود; آیت الله واصف به دور از هیاهو، دست به قلم برد و سه جلد کتاب درباره زندگانی حضرت سید الشهداء علیه السلام نگاشت . به ویژه یک جلد آن، تحت عنوان «فی هامش علم الامام » که به علم امام اختصاص یافته بود، مورد استقبال گسترده حوزویان و دانشجویان قرار گرفت و تحسین و تشویق آنان را برانگیخت .

با توجه به اوج فعالیتهای کمونیستی حزب توده - سالهای 1328 و 29 ه . ش - که با تبلیغات گسترده خود، در شمال ایران، موجب شده بود تا مردم و خصوصا جوانان بسیاری جذب این حزب شوند; آیت الله واصف که خود را مرزبان و حافظ مرزهای فکری و عقیدتی می دانست، سکوت در برابر عقاید الحادآمیز حزب توده را روا ندانست و به مقابله با آنان پرداخت . او علاوه بر آگاهی بخشیدن به مردم در منابر، برای قشر جوان و تحصیل کرده کتابی تحت عنوان «احراق لانه های فساد» تالیف کرد که این کتاب نیز با استقبال کم نظیری مواجه شد; زیرا در این کتاب با شواهد و استدلالهای عقلی و منطقی، اندیشه های حزب توده به خوبی نقد و ابطال و اهداف پلید و استعماری پدیدآورندگان آن با قلمی شیوا و محکم تبیین شده بود .

همچنین ایشان مجوز نشریه ای به نام «راه نجات » را در دهه بیست شمسی اخذ کرد، ولی به علت مخالفت عوامل دولتی; عدم حمایت و استقبال حوزه و حوزویان، هزینه زیاد و امکانات مالی اندک، این نشریه بعد از دو شماره تعطیل گردید .

او در چاپخانه «نشر اسلام » در بحبوحه قیام حضرت امام راحل رحمه الله با وجود مراقبت و نظارت شدید دستگاه امنیتی ساواک، به چاپ و نشر اعلامیه های حضرت امام و سایر بزرگان اقدام می ورزید .

آیت الله واصف، عشق و علاقه توصیف ناپذیری نسبت به خاندان عصمت و طهارت داشت . دکتر جعفر واصف در این باره می فرماید: «در سفر آلمان یک شب بنده به همراه ایشان به مناسبت شب قدر به مسجد هامبورگ (مسجد آیت الله بروجردی) رفتیم، جمعیت فراوانی در آنجا حضور داشتند . سخنران که یکی از شخصیتهای نظام بود مشغول سخنرانی شد و خیلی خوب سخنرانی کرد . پس از جلسه دیدم آیت الله والد با ناراحتی فرمود: من به این سخنران گفتم خوب سخنرانی کردید، ولی سخنی از مظلومیت علی علیه السلام به میان نیاوردید! چرا باید علی علیه السلام در شبی که متعلق به اوست مظلوم واقع شود؟»

حساسیت آیت الله واصف به این نکته نشانه ارادت و علاقه عمیق وی به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله است (8) .

د . عشق به امام خمینی رحمه الله:

وی به امام راحل عشق می ورزید و همواره صلابت، استواری، غیرت، دین مداری، تقوا، هوشمندی، زیرکی و مبارزه بی امان و مقدس او را می ستود . او درباره امام اشعار زیادی سروده است که اگر این سروده ها جمع آوری گردد، دیوان بزرگ و قطوری تدوین می شود .

نمونه ای از اشعار بی نقطه وی درباره امام رحمه الله چنین است:

هرکس که در دل مهر روح الله دارد

مهر رسول الله (ص) را همراه دارد

..................

آیت الله واصف، پس از عمری تلاش و مجاهدت خستگی ناپذیر در راه خدمت به اسلام و به جا گذاردن آثار حسنه و تحمل مشقات و رنجهای فراوان، در سحرگاه روز چهارشنبه 2 آبان 1375 (ه . ش) دار فانی را وداع و در روز پنجشنبه پیکر پاکش از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام در قم تا حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام تشییع و حضرت آیت الله بهجت (دامت برکاته) بر او نماز گذارد، سپس در قبرستان ابوحسین قم بخاک سپرده شد .

«عاش سعیدا و مات حمیدا»

10)  ( جناب  حجت الاسلام ابراهیم ادهم نژاد)بیش از 210 اثر از این مؤلف را فهرست و تنظیم و گردآوری نموده است .

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/707/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما