نوروز در تشیع
19 بازدید
تاریخ ارائه : 9/13/2014 9:22:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

نوروز در تشیع

از ویکی‌پدیا، دانشنامه? آزاد

از جشن‌های قدیمی ایرانی، بیش از همه جشن سال نو و نیز در پایان تابستان جشن پاییز (مهرگان) طبیعتاً بر اساس تقویم قدیمی برگزار می‌شد. البته مسلمانان، به‌ویژه در زمان عمر دوم، عمر بن عبدالعزیز از خلفای امویه که از مخالفان شیعیان و ایرانیان بودند، کوشش کردند تا این اعیاد را ملغی کنند و کسانی را که در این مواقع به طور کلی هدایای متداولی برای مقامات بالاتر می‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.

اما این رسم چنان عمیق با اندیشه و احساس مردم ایران وابسته بود که به زودی پیروزمندانه برای خود جایی باز کرد و با اوج گرفتن کار عباسیان و به واسطه? نفوذ خاندان ایرانی برمکیان در وزارت کشور رواجی دوباره یافت. به‌ویژه در زمان دودمان بوییان (آل‌بویه) که نخستین دودمان شیعی ایرانی را در ایران تشکیل داده بودند، کاملاً در همه جا متداول شد و حتی در میانرودان (در بغداد و بصره) رسمی همه‌گیر شد. در سوریه، مصر و شمال آفریقا نیز این جشن در برخی از زمان‌ها به طور نامنظم برگزار می‌شد.

بدین ترتیب نوروز با ورود اسلام به ایران و فراگیری این مذهب در عرصه‌ای گسترده از شبه قاره هند تا شمال آفریقا، فرصت آن را پیدا کرد تا در میان اقوام غیر ایرانی نیز رایج گردد.

احادیث و روایات تشیع درباره? نوروز

  • به علی بن ابیطالب هدیه نوروزی پیشکش شد، پرسید: «این (هدیه) چیست؟» گفتند: «یا امیرالمؤمنین (هدیه) روز نوروز است» پس علی فرمود: «هر روز را برای ما نوروز بسازید».[1]
  • محمد بن سیرین می‌گوید: به علی هدیه نوروزی داده شد، گفت: «هر روز را روز پیروزی قرار دهید». ابو اسامه می‌گوید: (علی) اکراه داشت از این که بگوید: «(هر روزی) نوروز است».[2]
  • اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه گفت: «من اسماعیل پسر حماد پسر ابی حنیفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده‌است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پیش علی بن ابی طالب (رضی‌الله عنه) بردند در حالی که او کوچک بود، پس علی برای جدم دعا کرد که خداوند به او و به ذریه‌اش برکت بدهد و ما امیدواریم از جانب خدا که این دعا در حق ما به خاطر علی مستجاب شده باشد.» اسماعیل بن حماد گفت: «نعمان بن مرزبان، آن همان کسی است که فالوذج را در روز نوروز به علی هدیه داد، پس علی‌علیه السلام فرمود: هر روزی نوروز ماست.»[3]
  • نیز از او (علی‌علیه السلام) نقل شده‌است که به او پالوده هدیه دادند، فرمود: «به چه مناسبت است؟» گفتند: «به مناسبت روز نوروز»، فرمود: «اگر قدر بدانید پس هر روزی نوروز است».[4]

روایات دیگری هم در این خصوص وجود دارد که بیانگر آن است که در آن عهد بسیاری از مردم به خدمت علی بن ابیطالب پیشکش (هدیه) نوروزی می‌برده‌اند و آن حضرت پذیرا می‌شدند. هدیه‌ها بیش‌تر شامل شکر، پالوده، سمنو و گاه جامه‌های گران‌بهای زرباف که در ظروفی نقره‌ای می‌گذاشتند و به نزد او برده می‌شده‌است، بوده‌است.

همانا نوروز، همان روزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله برای علی علیه السلام در غدیر خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار کردند به ولایت پس خوشا به حال کسی که به عهد خود ثابت قدم ماند و وای به حال کسی که آن را شکست.

و آن همان روزی است که رسول خداصلی الله علیه وآله علی‌علیه السلام را به سوی وادی جن روانه کرد پس از آنها عهد و پیمان گرفت.

و آن همان روزی است که علی‌علیه السلام در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثدیه را کشت.

و آن همان روزی است که قائم ما اهل بیت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه می‌دهد، پس آن حضرت دجال را بر کناسه کوفه به دار می‌کشد. و هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن انتظار فرج را داریم، برای این که نوروز از ایام ماست، ایرانیان آن را حفظ کرده‌اند، و شما (عرب‌ها) آن را ضایع کرده‌اید.

پس پیامبری از پیامبران بنی‌اسرائیل از خداوند خواست که زنده کند قومی را که از ترس مرگ از خانه‌هایشان بیرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بمیراند.

پس خداوند به آن پیامبر وحی کرد که در گورهای آن‌ها آب بریزید، پس ریختن آب به آنها در همین روز بود پس زنده شدند و حال این که سی هزار نفر بودند پس آب ریختن در روز نوروز سنت قدیمی گردید، اما هیچ کس علت آن را نمی‌داند مگر راسخان در علم و آن اولین روز از سال ایرانیان است.

معلی گفت: «امام‌علیه السلام این حدیث را به من املاء کرد و من از املاء امام نوشتم.»

  • و همچنین از معلی روایت شده که[6]: بر جعفر صادق در بامداد روز نوروز وارد شدم، که ایشان پرسید: «ای معلی آیا این روز را می‌شناسی؟» گفتم: «نه. ولی روزیست که ایرانیان از آن تجلیل می‌کنند و در آن به همدیگر تبریک گفته و دعای خیر می‌کنند.» فرمود: «این چنین نیست قسم به خانه کهن (کعبه) که در دل (شهر) مکه‌است، نیست این روز مگر برای یک امر قدیمی که آن را برای تو تفسیر می‌کنم. تا این که از آن مطلع شو.»

پس گفتم: «اگر این علمی را که نزد شما را فرا گیرم برای من دوست داشتنی‌تر است از این که تا ابد زندگی کنم، و خداوند دشمنان شما را نابود کند.»

پس جعفر صادق چنین گفت:

ای معلی روز نوروز همان روزیست که خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت که او را عبادت کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که به رسولان و انبیاء و اولیایش ایمان بیاورند و آن اولین روزیست که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیده‌است و گلها و شکوفه‌های زمین آفریده شده‌است. و آن روزیست که کشتی نوح‌علیه السلام به کوه جودی قرار گرفته. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه‌های خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را می‌راند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل گردید. و آن همان روزیست که ابراهیم‌علیه السلام بت‌های قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که رسول خداصلی الله علیه وآله امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد.

  • معلی بن خنیس از جعفر صادق درباره نوروز روایت کرد که امام شیعیان فرمود:

هر وقت نوروز شد، پس غسل کن، و پاکیزه‌ترین لباس‌هایت را بپوش و خوش‌بو کن خود را با بهترین عطرهایت. و آن روز را روزه بدار.

پس زمانی که نافله‌های (نمازهای ظهر و عصر) و خود نمازهای ظهر و عصر را خواندید پس بعد از اینها چهار رکعت نماز بخوان (به این نحو:) در اول هر چهار رکعت‌سوره فاتحةالکتاب بخوان و ده بار سوره «انا انزلناه فی لیلةالقدر» و در رکعت دوم فاتحةالکتاب و بعد ده مرتبه «قل یا ایها الکافرون» و در رکعت‌سوم فاتحةالکتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله احد» و در رکعت چهارم فاتحةالکتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان.

و بعد از خواندن این چهار رکعت (که به رو رکعت‌باید خوانده شود) سحده شکر کن و در سجده دعا کنه(برا یخودت) که گناه پنجاه سال تو آمرزیده شود.

  • از پیامبر اسلام روایت شده‌است که فرمود[7]: «برای علی‌علیه السلام هفده اسم است.» پس ابن عباس گفت: «یا رسول الله به ما خبر بده که آن اسماء چه هستند؟» پس پیامبر اسلام چنین فرمود:

اسم او نزد عرب «علی» و نزد مادرش «حیدره» و در تورات «الیا» و در انجیل «بریا» و در زبور «قریا» و نزد روم «بظرسیا» و نزد فرس «نیروز» و نزد عجم «شمیا» و نزد دیلم «فریقیا» و نزد کرور «شیعیا» و نزد زنج «حیم» و نزد حبشه «تبیر» و نزد ترک «حمیرا» و نزد ارمن «کرکر» و نزد مؤمنین «سحاب» و نزد کافرین «مرگ سرخ» و نزد مسلمین «وعد» و نزد منافقین «وعید» و نزد من «طاهر مطهر» است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست‌خدای عزوجل.

سپس پیامبر اسلام به این دو آیه از قرآن استشهاد کرد: «خداوند شما را از نفس خود بیم می‌دهد.» و آیه? دیگر: «بل دستان او بازند، هر گونه که بخواهد، روزی می‌دهد.»

دعای تحویل سال

در کتاب‌های مشهور ادعیه همچون اقبال الاعمال سیدابن‌طاووس و مصباح المتهجد شیخ طوسی اشاره‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشیع سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما مجلسی در کتاب زادالمعاد در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در کتب غیر مشهوره روایت کرده‌اند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال. بنابراین با توجه به این گزارش دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده‌است.

در هر حال جدا از این که دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در کدام یک از مأخذ حدیثی نقل شده‌است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد. حتی بعضی‌ها معتقدند که عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است که در معتبرترین مأخذ شیعی نظیر «التهذیب» شیخ توسی نقل شده‌اند.

پانویس

  1. و اتی علی علیه السلام بهدیة النیروز، فقال: ما هذا؟ قالوا: یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز، فقال: اصنعوا لنا کل یوم نیروزا» (من لا یحضره‌الفقیه: ج3، ص 300).
  2. اخبرنا ابوعبدالله الحافظ، ثنا ابوالعباس محمد بن یعقوب، ثنا الحسن بن علی بن عفان ثنا ابو اسامة عن حماد بن زید، عن هشام عن محمد بن سیرین قال: اتی علی(رضی الله عنه) بهدیة النیروز، فقال: ما هذه؟ قالوا: یا امیرالمؤمنین هذا یوم النیروز. قال: فاصنعوا کل یوم فیروز» قال ابو اسامة کره ان یقول نیروز» (سنن بیهقی: ج1، ص 234).
  3. قال اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه انا اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه بن النعمان بن المرزبان من ابناء فارس الاحرار و الله ما وقع علینا رق قط، ولد جدی سنة ثمانین(نسخه‌ای که نگارنده دیده، «ثمانین» می‌باشد. ولی احتمال هست که در اصل «ثلاثین» باشد؛ زیرا اگر ثمانین باشد با دوران زندگانی امیرالمؤمنین‌علیه السلام سازگار نیست) و ذهب به الی علی بن ابی طالب و هو صغیر فدعا له بالبرکة فیه و فی ذریته و نحن نرجو من الله ان یکون قد استجاب لعلی. قال: و النعمان بن المرزبان هو الذی اهدی الی علی بن ابی طالب الفالوذج فی یوم النیروز، فقال علی «نوروزنا کل یوم». (الانساب: ج2، ص 37).
  4. دعائم الاسلام: ج2، ص 326.
  5. حدثنی المولی السید المرتضی العلامة بهاء الدین علی بن عبدالحمید الساریة باسناده الی المعلی بن خنیس عن الصادق ان یوم الینروز هو الیوم الذی اخذ فیه النبی لامیرالمؤمنین علی العهد بغدیر خم فاقروا فیه بالولایة فطوبی لمن ثبت علیها و الویل لمن نکثها و هو الیوم الذی وجه فیه رسول الله علیا الی وادی الجن فاخذ علیهم العهود و المواثیق. و هو الیوم الذی ظفر فیه باهل النهروان و قتل ذا الثدیه. و هو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا اهل البیت و ولاة الامر، و یظفره الله تعالی بالدجال فیصلبه علی کناسة الکوفة. و ما من نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا حفظه الفرس و ضیعتموه ثم ان نبیا من انبیاء بنی‌اسرائیل سال ربه ان یحیی القوم الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فاماتهم الله فاوحی الیه ان صب علیهم الماء فی مضاجعهم، فصب علیهم الماء فی هذا الیوم فعاشوا و هم ثلاثون الفا. فصار صب الماء فی یوم النیروز سنة ماضیة لا یعرف سببها الا الراسخون فی العلم و هو اول یوم من سنة الفرس قال المعلی و املی علی ذلک و کتبته من املائه. و عنه انه اهدی الیه فالوذج فقال: ما هذا؟ قالوا: یوم نیروز قال: فنیروزا ان قدرتم کل یوم یعنی تمادوا و تواصلوا فی الله. (عوالی اللئالی: ج3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج56، ص 116 - وسائل الشیعة: ج5، ص 288).
  6. و روی عن المعلی ایضا قال: دخلت علی ابی عبدالله علیه السلام فی صبیحة یوم النیروز، فقال: یا معلی اتعرف هذا الیوم؟ قلت لا. و لکنه یوم یعظمه العجم و تتبارک فیه قال: کلا، و البیت العتیق الذی ببطن مکة، ما هذا الیوم الا لامر قدیم، افسره لک حتی تعلمه. فقلت: لعلمی هذا من عندک احب الی من ان اعیش ابدا. و یهلک الله اعدائکم. قال: یا معلی یوم النیروز، و هو الیوم الذی اخذ الله فیه میثاق العباد ان یعبدوه و لا یشرکوا به شیئا و ان یدینوا فیه برسله و حججه و اولیائه، و هو اول یوم طلعت فیه الشمس و هبت فیه الریاح اللواقح، و خلقت فیه زهرة الارض، و هو الیوم الذی استوت فیه سفینة نوح علی الجودی. و هو الیوم الذی احیا الله فیه القوم الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم. و هو الیوم الذی هبط فیه جبرئیل علی النبی و هو الیوم الذی کسر فیه ابراهیم اصنام قومه. و هو الیوم الذی حمل فیه رسول الله امیرالمؤمنین علی علیه السلام علی منکبیه حتی رمی اصنام قریش من فوق بیت الحرام فهشمها. (عوالی اللئالی: ج3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج56، ص 116 - وسائل الشیعة: ج5، ص 288)
  7. قد روی عن النبی‌صلی الله علیه وآله انه قال: لعلی‌علیه السلام سبعة عشر اسما فقال ابن عباس اخبرنا ما هی یا رسول الله؟ فقال: اسمه عند العرب علی و عند امه حیدره و فی التوراة الیا و فی الانجیل بریا و فی الزبور قریا و عند الروم بظرسیا و عند الفرس نیروز و عند العجم شمیا و عند الدیلم فریقیا و عند الکرور شیعیا و عند الزنج‌حیم و عند الحبشه تبیر و عند الترک حمیرا و عند الارمن کرکر و عند المؤمنین السحاب و عند الکافرین الموت الاحمر و عند المسلمین وعد و عند المنافقین وعید و عندی طاهر مطهر و هو جنب الله و نفس الله و یمین الله عزوجل قوله «و یحذرکم الله نفسه» و قوله: «بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء» (الفضائل تالیف شاذان بن جبرئیل قمی، ص 175).
  8. http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/878/
  9. وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما