ابعاد شخصیت حضرت فاطمه (س)قسمت چهارم
35 بازدید
تاریخ ارائه : 9/13/2014 6:47:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

نقل از سایت شفقناشفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)

معنا و مفهوم فاطمه (س)، اسامی و القاب فاطمه (س)،امّ أبیها و بتول بودن فاطمه(س)، ابعاد شخصیت حضرت فاطمه (س)...

تأکید ائمه (ع) بر تغایر این مصحف با قرآن

از برخی روایات به دست می آید که مصحف فاطمه نزد اهل سنت امری شناخته شده بود و آنان می پنداشتند که شیعه بر اساس آموزه های اهل بیت (ع) معتقدند که بخشی از آیات تحریف و حذف شده در قرآن در این مصحف آمده است، از این رو ائمه به شدت، وجود هر گونه آیات قرآن در این مصحف را انکار کرده اند.[134] علامه عسگری می نویسد: «برخی نویسندگان اهل سنت تهمت دیگری به مدافعان مکتب اهل بیت می زنند و می گویند که آنان قرآن دیگری دارند به نام مصحف فاطمه؛ زیرا نام کتاب فاطمه مصحف است و برخی از مسلمانان در صدر اسلام قرآن را مصحف می نامیدند».[135] در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم : «به خدا قسم مصحف فاطمه نزد ما است و در آن یک آیه قرآن هم وجود ندارد».[136]

نشانه امامت

در حدیثی طولانی امام رضا (ع) نشانه های امام را می شمارد و می فرماید: یکی از علامت های امام این است که مصحف فاطمه نزد او است.[137] امام صادق (ع) نیز می فرماید: پیش از این که امام باقر (ع) شهید شوند مصحف فاطمه را به من سپردند.[138]

این مصحف از زمان تدوین آن در دست ائمه بوده و در میان آنان دست به دست گشته است و اکنون در دست امام زمان (عج) است.

علم پیامبر(ص) نسبت به مصحف


از آن جایی که مصحف فاطمه بنابر مفاد بیشتر روایات پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و در زمان ائمه تدوین شده است. ما معتقدیم که پیامبر اکرم (ص) با اذن خدا از آینده با خبر بود. ایشان اکنون نیز طبق آیات قرآن، ناظر هستند و شاهد تمام اعمال و حوادث می باشند. این کتاب اختصاص به ائمه دارد و از نشانه های امامت است.

نکته آخر این که مصحف فاطمه (ع) جزء آیات قرآن نیست تا پیامبر (ص) موظف به ابلاغ و بیان آن باشد. و از طرفی پیامبر اسلام (ص) بسیاری از مسائل را بیان نفرموده و بیان آن را به عترت واگذر کرده است[139].



[1]. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 21، ص 389-388، روایت 27374، مؤسسه آل البیت، قم، 1409 هـ ق.

[2]. همان، ج 21، ص 389-388، روایت 27374?

[3]. همان، ج 21، ص 390، روایت 27379?

[4]. همان، ج 21، ص 391، روایت 27381?

[5]. ابن منظور، لسان العرب، ج 12، ص 454?

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 43، ص 10، باب 2، روایت 1، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

[7]. همان، ج 43، ص 12، روایت 4?

[8]. همان، ج 43، ص 13، روایت 9?

[9]. صحیح بخاری، ج 4 ، ص 219، دار الفکر،  بیروت، 1401 هـ ق.

[10]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 43، ص 17?

[11] بحارالأنوار، ج 97، ص 200?

[12]. فراهیدى، خلیل بن احمد ،العین ج 8، ص 124، انتشارات هجرت‏، قم‏، چاپ دوم ، 1410 ق‏. ‏

[13]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏43، ص 15?

[14]. علل‏الشرائع، ج 1، ص 181، ح 144?

[15]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 43، ص 19، ح 20?

[16]. آلوسى، سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، ج ‏2، ص 32، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1415 ق‏؛ اندلسى، ابو حیان محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، ج ‏3، ص 146، دار الفکر، بیروت، 1420 ق‏؛  فخرالدین رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏8، ص 218، دار احیاء التراث العربى‏، بیروت، 1420 ق‏؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 14، ص 193؛ طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏3، ص 295، دفتر انتشارات اسلامى جامع? مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم‏، 1374 ش‏.  و … .

[17]. صدوق، علل‏الشرائع، ج 1، ص 181، ح 144، ناشر داورى‏.

[18]. مریم، 33-30، من بنده خدایم او کتاب (آسمانى) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است! و مرا- هر جا که باشم- وجودى پربرکت قرار داده و تا زمانى که زنده‏ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است‏ … .

[19]. مصباح یزدی، محمد تقی، جامی از زلال کوثر، ص 21?

[20]. همان، ص 17?

[21]. شیخ طوسی، امالی، ج 1، ص 24?

[22]. بحارالانوار، ج 43، ص 24، روایت 20?

[23]. امالی، ج 1، ص 457 ، دلائل الامامة، ص 8 ؛ غایة المرام، ص 177، بحارالانوار، ج 43، ص 2?

[24]. همان.

[25]. الکافی ج 1، ص 538″ بَابُ الْفَیْ‏ءِ وَ الْأَنْفَالِ وَ تَفْسِیرِ الْخُمُسِ وَ حُدُودِهِ وَ مَا یَجِبُ فِیهِ”.

[26]. احقاق الحق، ج 4، ص 481?

[27]. بحارالانوار، ج 42، ص 117?

[28]. همان، ج 43، ص 12، روایت 6?

[29]. از وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی، صحیفه نور، ج 21، ص 171: ما مفتخریم‌ که‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد» می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌… «صحیفة‌ فاطمیه‌»  که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

[30]. وسائل الشیعة، ج 14، ص 43 و 172، بحارالانوار، ج 43، ص 54?

[31]. جامی از زلال کوثر، ص 145?

[32]. کشف الغمة، ج 1، ص 491 ، الاحتجاج، ص 102 ، دلائل الامامة، ص 37?

[33]. جامی از زلال کوثر، ص 149?

[34]. «إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا » مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص 65?

[35]. «العبودیة جوهر کنهها الربوبیة فما فقد من العبودیة وجد فی الربوبیة و ما خفی عن الربوبیة أصیب فی العبودیة»، مصباح الشریعه، ص7، مؤسسه الاغلمی للمطبوعات.

[36]. «مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَیْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر…»، مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص 65?

[37]. تنها در کتاب «القدیسه فی الاحادیث القدسیه» تألیف اسماعیل الانصاری ، تعداد 252 حدیث قدسی در شأن و منزلت حضرت فاطمه گردآوری شده است. انتشارات دلیل ما.

[38]. الأسرار الفاطمیة شیخ محمد فاضل مسعودی: «یا أحمد لولاک لما خلقت الأفلاک ، و لولا علی لما خلقتک، و لولا فاطمة لما خلقتکما»، الجنة العاصمة، ص 148؛ مستدرک سفینة البحار، ج 3، ص 334 عن مجمع النورین، ص 14 ، عن العوالم، ص 44? هذا الحدیث من الأحادیث المأثورة التی رواها جابر بن عبد الله الأنصاری عن رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) عن الله تبارک و تعالى. الشیخ محمد فاضل المسعودی، ص 231 .

[39]. گرامی، محمد علی، «لولا فاطمه» ص141-143 نقل به مضمون، ناشر: دفتر آیت الله محمد علی گرامی، 1385?

[40]. همان، ص34?

[41]. کلینی، الکافی، ج1، ص 89?

[42]. مریم، 31-29?

[43]. آل عمران، 46?

[44]. تحریم، 12- 11?

[45]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 461، ح 10، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.

[46]. صحیح بخاری، ج 4، ص 210، دار الفکر، بیروت، 1401 هـ ق.

[47]. همان، ص 209?

[48]. ابن شهر آشوب مازندرانی، المناقب، ج 3، ص 334?

[49]. طوسی، محمد بن الحسن، مصباح ‏المتهجد ص 793، انتشارات مؤسسه فقه شیعه، بیروت ، 1411هـ ق.

[50]. هاشمی بصری، محمد بن سعد بن منیع، طبقات الکبری،محمد عبد القادر عطا ، ج 8، ص 16 و 26، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1410/1990?

[51]. همان، ج 1، ص 106

[52]. احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن وهب واضح الکاتب العباسى المعروف بالیعقوبى (م بعد 292)، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 20  ، بیروت ، دار صادر، بى تا.؛ المسعودی أبو الحسن على بن الحسین بن على (م 346)، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 2، ص 291 ، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چ دوم، 1409?

[53]. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 115 .

[54]. مستدرک، ج 3، ص 176، ح 4769؛ ابن عبد البر أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد (م 463)،الاستیعاب فى معرفة الأصحاب – در حاشی? الاصابه – ج 4، ص 374، بحارالانوار، ج 43، ص 8 به نقل از حدائق الریاض شیخ مفید، مصباح المتهجد، طوسی، ص 554، چ هند، المصباح، کفعمی، ص 512، چ دارالکتب العلمیه، قم; نهایة الارب، ج 18، ص 213 .

[55]. مستدرک، ج 3، ص 178، ح 4765 .

[56]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار ج، 43، ص 9، دارالوفاء، بیروت، 1404هـ ق.

[57]. حلی، رضی الدین علی بن یوسف، العدد القویة، ص 219، انتشارات  کتابخانه آیت ا… مرعشی نجفی ، قم ، 1408هـ ق؛ مصباح‏المتهجد ص، 793

[58]؛ کلینی، کافی، ج 1، ص 458، ح 10، عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ وَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ جَمِیعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَبِیبٍ السِّجِسْتَانِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ “وُلِدَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ ص بَعْدَ مَبْعَثِ رَسُولِ اللَّهِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ تُوُفِّیَتْ وَ لَهَا ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْسَةٌ وَ سَبْعُونَ یَوْما”.

[59]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 95، ص 196، دارالوفاء، بیروت ، 1404هـ ق،” رُوِیَ أَنَّ فَاطِمَةَ وُلِدَتْ بِمَکَّةَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ بَعْدَ الْإِسْرَاءِ بِثَلَاثِ سِنِینَ فِی الْعَشْرِ مِنْ جُمَادَى الْآخِرَةِ”؛ حلی، رضی الدین علی بن یوسف، العدد القویة، ص 220، کتابخانه آیت ا… مرعشی نجفی، قم، 1408هـ ق.

[60]. حلی، رضی الدین علی بن یوسف، العدد القویة، ص 219 ، کتابخانه آیت ا… مرعشی نجفی ، قم ، 1408هـ ق، أن فاطمة (ع) ولدت بعد ما أظهر الله نبوة أبیها ص بخمس سنین.

[61]. صحیح مسلم، ص 3، کتاب الجهاد و السیر، ح 107?

[62]. مانند روایت نسائی; ابوبکر وی را خواستگاری کرد، اما رسول الله فرمود: وی خردسال است، سنن نسایی، ج 6، ص 62، دارالکتب العربیة. از راه های دیگر نیز این گزارش رسیده، افزوده شد: «منتظر حکم خدایم» ، و «او کوچک است » وجود ندارد . طبقات الکبری، ج 8، ص 19 . نیز آمده: رسول الله این امر را بر آن دو نپذیرفت، اسد الغابه، ج 7، ص 221 .

[63]. الشعرانی، الشیخ أبو الحسن ترجمه و شرح تبصره المتعلمین فی أحکام الدین، ج ‏2، ص 543، منشورات إسلامیة، تهران، چاپ پنجم، 1419 هـ ق‏؛ الخواجوئی المازندرانی الخاتون‏آبادی،( محمد) إسماعیل بن محمد حسین، جامع الشتات،‏ ج ‏4، ص 486، مؤسسة نشر اسلامی وابسته به جامعة مدرسین‏ ؛ النراقی، أحمد بن محمد مهدی، رسائل و مسائل، ج ‏2، ص 120؛ شبیری زنجانی، سید موسی، توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏ 2، ص 130، ذیل مسئله 1897 (نصاب‏ نقره).

[64]. مفید، محمد بن نعمان، الإرشاد ج  ص 354، باب ذکر أولاد أمیر المؤمنین (ع) و عددهم و أسمائهم و مختصر من أخبارهم :”… الحسن و الحسین و زینب الکبرى و زینب الصغرى المکناة أم کلثوم أمهم فاطمة البتول سیدة نساء العالمین بنت سید المرسلین محمد خاتم النبیین (ص)… .”

[65]. ابن سعد، طبقات، مهدوی، محمود ، ج 3، ص 13?

[66] .انساب الاشراف، بلاذری، ج 2، ص 136?

[67]. برگرفته از سؤال 2702 (سایت اسلام کوئست: 3198)، نمایه: فرزندان حضرت علی (ع).

[68]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 43، ص 20، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

[69]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 63، ح 264، انتشارات جهان، تهران، 1378 هـ ق.

[70]. ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج 3، ص 325، انتشارات علامه، قم، 1379 هـ ق؛ مقریزی، تقی الدین، امتاع الأسماع، ج 4، ص 196، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1420 هـ ق. و …

[71]. صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 11، ص 50، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1414 هـ ق.

[72]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 232، ح 1?

[73]. إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج 2، ص 310، مکتبة بنی هاشمی، تبریز، 1381 هـ ق.

[74]. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص 106، ح 3، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1361 هـ ش. (روایت قبلی این کتاب نیز در ارتباط با همین موضوع است)

[75]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 18، ص 252، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 هـ ق.

[76]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 281، مؤسسة امام مهدی عج، قم، 1409 هـ ق.

[77]. صحیح بخاری، ج 4، ص 42، دار الفکر، بیروت، 1401 هـ ق.

[78]. همان، ج 4، ص 210?

[79]. به عنوان نمونه می توانید به اینجا مراجعه کنید.

[80]. ابو الفداء،المختصر فی اخبار البشر(تایخ ابوالفداء)،ج 1،ص 107، باب اخبار ابی بکر الصدیق و خلافته؛ ابن عبد ربه،عقد الفرید،ج 2،ص 73 (بر اساس نسخه نرم افزار المکتبه الشاملة.)

[81]. بحارالانوار، ج ‏29، ص 127، ح 27 (نسخه معجم موضوعی بحار الانوار).

[82]. الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ الْبَحْرَانِیِّ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ الْبَکَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (ص) وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (ع) فَأَمَّا آدَمُ فَبَکَى عَلَى الْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِی خَدَّیْهِ أَمْثَالُ الْأَوْدِیَةِ وَ أَمَّا یَعْقُوبُ فَبَکَى عَلَى یُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِیلَ لَهُ تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکِینَ وَ أَمَّا یُوسُفُ فَبَکَى عَلَى یَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ فَقَالُوا إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ اللَّیْلَ وَ تَسْکُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ النَّهَارَ وَ تَسْکُتَ بِاللَّیْلِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدٍ مِنْهُمَا وَ أَمَّا فَاطِمَةُ (س) فَبَکَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَیْتِنَا بِکَثْرَةِ بُکَائِکِ وَ کَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ وَ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (ع) فَبَکَى عَلَى الْحُسَیْنِ (ع) عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَن، حر عاملی، وسائل‏الشیعة، ج 3، ص 281?

[83]. اجْتَمَعَ شُیُوخُ أَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) فَقَالُوا لَهُ یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ فَاطِمَةَ (ع) تَبْکِی اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ فَلَا أَحَدٌ مِنَّا یَتَهَنَّأُ بِالنَّوْمِ فِی اللَّیْلِ عَلَى فُرُشِنَا وَ لَا بِالنَّهَارِ لَنَا قَرَارٌ عَلَى أَشْغَالِنَا وَ طَلَبِ مَعَایِشِنَا وَ إِنَّا نُخْبِرُکَ أَنْ تَسْأَلَهَا إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ لَیْلًا أَوْ نَهَاراً. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 43، ص 177، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

[84]. با استفاده از سؤال 6188 (سایت اسلام کوئست: 6367).

[85]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 29، ص 234، دارالوفاء بیروت، 1404،” لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَنِیئَتِی”.

[86]. بحارالأنوار، ج 6، ص 128، “ابْنُ مَخْلَدٍ عَنْ أَبِی عَمْرٍو عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَاقِدِیِّ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الزُّهْرِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ الْهَادِ عَنْ هِنْدٍ بِنْتِ الْحَارِثِ الْفِرَاسِیَّةِ عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ قَالَتْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَلَى رَجُلٍ یَعُودُهُ وَ هُوَ شَاکٍ فَتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ فَإِنَّکَ إِنْ تَکُ مُحْسِناً تَزْدَدْ إِحْسَاناً إِلَى إِحْسَانِکَ وَ إِنْ کُنْتَ مُسِیئاً فَتُؤَخَّرُ لِتَسْتَعْتِبَ فَلَا تَمَنَّوُا الْمَوْتَ”.

[87]. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 193، ص 303، دارالهجرة، قم.

[88]. نهج البلاغه، صبحی صالح، نام? 69، دارالهجرة، قم.

[89] کلینی، الکافی، ج 2، ص 348؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 71، ص 61، با اندکی اختلاف.

[90] برای آگاهی بیشتر، نک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، ج 7، (تفسیر سوره‏های صف، جمعه، منافقون و تغابن )، ص 64-81?

[91] اقتباس از سوال 2188 (سایت اسلام کوئست: 2313).

[92] بحارالأنوار ج 43 ص 203روایت 31- ع، [علل الشرائع‏] حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ وَ زِیَادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَا أَتَى رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ یَرْحَمُکَ اللَّه‏…. فَلَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ ع مَرَضَهَا الَّذِی مَاتَتْ فِیهِ أَتَیَاهَا عَائِدَیْنِ وَ اسْتَأْذَنَا عَلَیْهَا فَأَبَتْ أَنْ تَأْذَنَ لَهُمَا فَلَمَّا رَأَى ذَلِکَ أَبُو بَکْرٍ أَعْطَى اللَّهَ عَهْداً لَا یُظِلُّهُ سَقْفُ بَیْتٍ حَتَّى یَدْخُلَ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ یَتَرَاضَاهَا فَبَاتَ لَیْلَةً فِی الصَّقِیعِ مَا أَظَلَّهُ شَیْ‏ءٌ ثُمَّ إِنَّ عُمَرَ أَتَى عَلِیّاً ع فَقَالَ لَهُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ شَیْخٌ رَقِیقُ الْقَلْبِ وَ قَدْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِی الْغَارِ فَلَهُ صُحْبَةٌ وَ قَدْ أَتَیْنَاهَا غَیْرَ هَذِهِ الْمَرَّةِ مِرَاراً نُرِیدُ الْإِذْنَ عَلَیْهَا وَ هِیَ تَأْبَى أَنْ تَأْذَنَ لَنَا حَتَّى نَدْخُلَ عَلَیْهَا فَنَتَرَاضَى فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَسْتَأْذِنَ لَنَا عَلَیْهَا فَافْعَلْ قَالَ نَعَمْ فَدَخَلَ عَلِیٌّ عَلَى فَاطِمَةَ ع فَقَالَ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ کَانَ مِنْ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ مَا قَدْ رَأَیْتِ وَ قَدْ تَرَدَّدَا مِرَاراً کَثِیرَةً وَ رَدَدْتِهِمَا وَ لَمْ تَأْذَنِی لَهُمَا وَ قَدْ سَأَلَانِی أَنْ أَسْتَأْذِنَ لَهُمَا عَلَیْکِ فَقَالَتْ وَ اللَّهِ لَا آذَنُ لَهُمَا وَ لَا أُکَلِّمُهُمَا کَلِمَةً مِنْ رَأْسِی حَتَّى أَلْقَى أَبِی فَأَشْکُوَهُمَا إِلَیْهِ بِمَا صَنَعَاهُ وَ ارْتَکَبَاهُ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ ع فَإِنِّی ضَمِنْتُ لَهُمَا ذَلِکِ قَالَتْ إِنْ کُنْتَ قَدْ ضَمِنْتَ لَهُمَا شَیْئاً فَالْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ النِّسَاءُ تَتْبَعُ الرِّجَالَ لَا أُخَالِفُ عَلَیْکَ بِشَیْ‏ءٍ فَأْذَنْ لِمَنْ أَحْبَبْتَ فَخَرَجَ عَلِیٌّ ع فَأَذِنَ لَهُمَا فَلَمَّا وَقَعَ بَصَرُهُمَا عَلَى فَاطِمَةَ ع سَلَّمَا عَلَیْهَا فَلَمْ تَرُدَّ عَلَیْهِمَا وَ حَوَّلَتْ وَجْهَهَا عَنْهُمَا فَتَحَوَّلَا وَ اسْتَقْبَلَا وَجْهَهَا حَتَّى فَعَلَتْ مِرَاراً وَ قَالَتْ یَا عَلِیُّ جَافِ الثَّوْبَ وَ قَالَتْ لِنِسْوَةٍ حَوْلَهَا حَوِّلْنَ وَجْهِی فَلَمَّا حَوَّلْنَ وَجْهَهَا حَوَّلَا إِلَیْهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّمَا أَتَیْنَاکِ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِکِ وَ اجْتِنَابَ سَخَطِکِ نَسْأَلُکِ أَنْ تَغْفِرِی لَنَا وَ تَصْفَحِی عَمَّا کَانَ مِنَّا إِلَیْکِ قَالَتْ لَا أُکَلِّمُکُمَا مِنْ رَأْسِی کَلِمَةً وَاحِدَةً حَتَّى أَلْقَى أَبِی وَ أَشْکُوَکُمَا إِلَیْهِ وَ أَشْکُوَ صُنْعَکُمَا وَ فِعَالَکُمَا وَ مَا ارْتَکَبْتُمَا مِنِّی‏.

[93] خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الأثر ص 65، انتشارات بیدار، قم، 1401هـ.ق.

[94] . بحار الانوار، ج 43، ص 214?

[95]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار ج 43 ص 189 ح 19، کشف الغمة] وَ نَقَلْتُ مِنْ کِتَابِ الذُّرِّیَّةِ الطَّاهِرَةِ لِلدُّولَابِیِّ فِی وَفَاتِهَا (ع) مَا نَقَلَهُ مِنْ رِجَالِهِ قَالَ لَبِثَتْ فَاطِمَةُ بَعْدَ النَّبِیِّ (ص) ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ قَالَ‏ ابْنُ شِهَابٍ سِتَّةَ أَشْهُرٍ وَ قَالَ الزُّهْرِیُّ سِتَّةَ أَشْهُرٍ وَ مِثْلُهُ عَنْ عَائِشَةَ وَ مِثْلُهُ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَیْرِ وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) خَمْساً وَ تِسْعِینَ لَیْلَةً فِی سَنَةِ إِحْدَى عَشْرَةَ وَ قَالَ ابْنُ قُتَیْبَةَ فِی مَعَارِفِهِ مِائَةَ یَوْمٍ وَ قِیلَ مَاتَتْ فِی سَنَةِ إِحْدَى عَشْرَةَ لَیْلَةَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثِ لَیَالٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ هِیَ بِنْتُ تِسْعٍ وَ عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ نَحْوِهَا.

[96]. ابو الفرج على بن الحسین الأصفهانى (م 356)،مقاتل‏الطالبیین، ص 59 و 60،، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دار المعرفة، بى تا.

[97]. طبرسی ،فضل بن حسن ،امین الاسلام، إعلام‏الورى، ص 152، الفصل الثالث فی ذکر وقت وفاتها و موضع قبرها (سلام الله علیها)، دارالکتب الاسلامیه، تهران؛ خزاز قمی، علی بن محمد، کفایةالأثر، ص 63، انتشارات بیدار، قم،1401هـ ق.

[98]. کلینی، کافی، ج 1، ص 458 باب مولدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (ع)، ح 1، مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ (ع) مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً.

[99] مصنف ابن ابى شیبه: 8/572، کتاب المغازى.

« انّه حین بویع لأبی بکر بعد رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) کان علی و الزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول اللّه، فیشاورونها و یرتجعون فی أمرهم. فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: یا بنت رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلینا من أبیک و ما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک، و أیم اللّه ما ذاک بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندک أن امرتهم أن یحرق علیهم البیت.

قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد جاءَنى، و قد حلف باللّه لئن عدتم لیُحرقنّ علیکم البیت، و أیم اللّه لَیمضین لما حلف علیه.»

[100] انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره. «انّ أبابکر أرسل إلى علىّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة على الباب. فقالت فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علىّ بابى؟ قال: نعم، و ذلک أقوى فیما جاء به أبوک…»

[101] الامامة و السیاسة: 12، چاپ مکتبة تجاریة کبرى، مصر.

« انّ أبابکر رضی اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بیعته عند علی کرم اللّه وجهه فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار على، فأبوا أن یخرجوا فدعا بالحطب و قال: والّذی نفس عمر بیده لتخرجن أو لاحرقنها على من فیها، فقیل له: یا أبا حفص انّ فیها فاطمة فقال، و إن!! »

[102] الامامة و السیاسیة، ص 13?

« ثمّ قام عمر فمشى معه جماعة حتى أتوا فاطمة فدقّوا الباب فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها یا أبتاه رسول اللّه ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب، و ابن أبی قحافة فلما سمع القوم صوتها و بکائها انصرفوا. و بقی عمر و معه قوم فأخرجوا علیاً فمضوا به إلى أبی بکر فقالوا له بایع، فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ فقالوا: إذاً و اللّه الّذى لا إله إلاّ هو نضرب عنقک…!»

[103] معجم المطبوعات العربیة: 1/212?

[104] تاریخ طبرى: 2/443، چاپ بیروت. « أتى عمر بن الخطاب منزل علی و فیه طلحة و الزبیر و رجال من المهاجرین، فقال و اللّه لاحرقن علیکم أو لتخرجنّ إلى البیعة، فخرج علیه الزّبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من یده، فوثبوا علیه فأخذوه.»

[105] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة هلال.« فأمّا علی و العباس و الزبیر فقعدوا فی بیت فاطمة حتى بعثت إلیهم أبوبکر، عمر بن الخطاب لیُخرجهم من بیت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتِلهم، فاقبل بقبس من نار أن یُضرم علیهم الدار، فلقیته فاطمة فقال: یا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخلت فیه الأُمّة!»

[106] الأموال: پاورقى 4، چاپ نشر کلیات ازهریة، الأموال، 144، بیروت و نیز ابن عبد ربه در عقد الفرید: 4/93 نقل کرده است چنان که خواهد آمد. « وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته و ان اغلق على الحرب»

[107] میزان الاعتدال:ج2، ص 195

[108] معجم کبیر طبرانى: 1/62، شماره حدیث 34، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفى.« أمّا الثلاث اللائی وددت أنی لم أفعلهنّ، فوددت انّی لم أکن أکشف بیت فاطمة و ترکته. »

[109] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة الهلال.« وودت انّی لم أکشف بیت فاطمة عن شی و إن کانوا اغلقوه على الحرب.»

[110] الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى: 1/57، چاپ دار المعرفة، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود. « انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت المحسن من بطنها.»

[111] شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر. « وددت انّی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته ولو أغلق على الحرب.»

[112] مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بیروت.« فوددت انّی لم أکن فتشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً! »

[113] میزان الاعتدال: 3/459? «   انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.»

[114] عبدالفتاح عبدالمقصود، علی بن ابى طالب: 4/276-277?« و الّذی نفس عمر بیده، لیَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فیها…! قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول فی عقبه: یا أبا حفص، إنّ فیها فاطمة…! فصاح لایبالى: و إن..! و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه… و بداله علىّ… و رنّ حینذاک صوت الزهراء عند مدخل الدار… فان هى الا طنین استغاثة…»

[115] کتاب الامامة و الخلافة، ص 160 و 161، تألیف مقاتل بن عطیّة که با مقدّمه اى از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چاپ بیروت، مؤسّسة البلاغ. « ان ابابکر بعد ما اخذ البیعة لنفسه من الناس بالارهاب و السیف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الى دار علىّ و فاطمه(علیه السلام) و جمع عمر الحطب على دار فاطمه و احرق باب الدار!..»

[116] این پاسخ با اقتباس و تلخیص، از مقاله حضرت آیت الله مکارم شیرازی تهیه شده است. همچنین می توانید به آدرس زیر رجوع کنید.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823

[117] صحیح بخاری، ج 20، ص 447 و ج 13، ص 135?

[118]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص 191 و 178 و 214، مؤسسه الوفاء، بیروت، لبنان، 1404 هـ ق؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 362؛ طبری، دلائل الامامه ص 42?

[119]. برای آگاهی بیشتر، نک:

قبر حضرت فاطمه سلام الله علیها کجاست؟

مدفن حضرت زهرا (سلام اللّه علیها) کجاست؟

قبر دختر پیغمبر

.[120]نک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 281 ؛ الشیخ عبدالله الناصر، محنة فاطمة بعد وفاة رسول الله (ص) ( نصوص تاریخیة من مصادر السنة المعتمدة)، ص197- 206?

[121]. طبق روایات یکی از مکان های بین منبر و محراب مسجد یا منزل خود حضرت و یا قبرستان بقیع، به عنوان محل دفن معرفی شده است.

[122]. ابن منظور، لسان العرب، ج 9، ص 186?

[123]. ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص 12?

[124]. کلینی، کافی، ج 1، ص 241?

[125]. کافی، ج 1، ص 238?

[126]. سیدجعفر مرتضی، خلفیات کتاب مأساة الزهراء، ج 6، ص 57- 58?

[127]. آل عمران،42?

[128]. الاحتجاج، ج 2، ص 134?

[129]. همان، ج 1، ص 241?

[130]. همان، ج 2، ص 134?

[131]. کافی، ج 1، ص 241?

[132]. همان.

[133]. همان.

[134]. مغنیه، محمد جواد، الشیعة فی المیزان، ص 61?

[135]. عسکری، معالم المدرستین، ج 2، ص 32?

[136]. کافی، ج1، ص 238?

[137]. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 419?

[138]. مجلسی، بحار الانوار، ج 26، ص 47?

[139]. چنان که در حدیث متواتر ثقلین آمده است.« إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ». حرعاملی، وسائل‏الشیعة، ج 27، ص 33?

منبع: اسلام پدیا

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1073/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما