ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)قسمت چهارم
17 بازدید
تاریخ ارائه : 9/13/2014 6:25:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

{نقل از سایت شهیدآوینی}

فصل اول : جلوه هاى عبادت
شخصیت ملکوتى حضرت زهرا(س )
امام جعفر صادق علیه السلام از قول رسول اکرم صلى الله علیه و آله شخصیت ملکوتى حضرت صدیقه کبرى علیها السلام را چنین وصف مى کند:
خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آسمان و زمین آفرید.
عده اى سوال کردند: پس فاطمه علیهاالسلام از سنخ انسان نیست ؟
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: حوریه اى است در لباس انسان .
پرسیدند: چگونه چنین چیزى ممکن است ؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند قبل از آن که آدم را خلق کند، فاطمه را آفرید، در آن هنگام ارواح خلق شده بودند. چون خداوند آدم را خلق کرد، ارواح را بر او عرضه داشت .
پرسیدند: در آن زمان فاطمه کجا بود؟
آن حضرت فرمود: در جایگاه مخصوص خود در ساق عرش .
پرسیدند: غذایش چه بود؟
پیامبر جواب داد: ذکر خدا (تقدیس ، تهلیل ، تحمید و تسبیح ) و الله اکبر. چون خداوند، آدم را خلق کرد و دوست داشت که نسل من از فاطمه باشد، او را به سیب بهشتى تبدیل کرد. جبرئیل آن سیب را بر من آورد و گفت : سلام و رحمت خدا بر تو اى محمد. این سیب میوه اى از میوه هاى بهشت است که خداوند براى تو هدیه فرستاده است .
پس آن را گرفتم به سینه چسباندم . جبرئیل گفت آن را بخور.
سیب را دو نیم کردم . نور درخشان و گسترده اى از آن پرتوافشانى کرد. از آن به هوس افتادم . جبرئیل گفت : اى محمد صلى الله علیه و آله چرا سیب را نمى خورى ، تمام آن را بخور که این نور منصوره در آسمان و نور فاطمه در زمین است . (1)
2 - دائم در رکوع و سجود
امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود:
در شب جمعه اى مادرم فاطمه علیهاالسلام را دیدم که در محراب عبادت ایستاده است و تا سپیده صبح ، دائم در رکوع و سجود بود، و مى شنیدم که براى مومنین و مومنات دعا مى نمود و نام آن ها را مى برد و براى آن ها بسیار دعا مى کرد، ولى براى خود هیچ دعایى نمى نمود. گفتم : اى مادر! چرا همان طور که براى دیگران دعا مى کنى ، براى خود دعا نمى کنى ؟
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: فرزندم ! اول ، همسایه ؛ سپس خانه .(2)
3 - نور افشانى هنگام نماز
ابن عمره از پدرش نقل مى کند که گفت : از امام صادق علیه السلام پرسیدم : چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام زهرا نامیده شد؟
فرمود: براى آن که وقتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در محراب عبادت (به نماز) مى ایستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشید، همان طورى که نور ستارگان براى اهل زمین مى درخشد. (3)
4 - سفارش رسول خدا (ص ) به نماز
رسول خدا صلى الله علیه و آله پیوسته هنگام نماز به منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام و حضرت على علیه السلام مى رفت ، و مى فرمود: خداوند شما را مورد لطف و رحمت نماز قرار داد، خداوند مى خواهد که شما را از هر پلیدى ، مبرا قرار دهد. (4)
5 - تربیت الهى فاطمه (س )
حضرت فاطمه علیهاالسلام رابطه انس خود را با خداوند و عبادت و نیایش ‍ با تمام وجود را مرهون تربیت پیامبر صلى الله علیه و آله است . او در خانه اى به دنیا آمد که در آن شیوه پرستش پروردگار دائما در صحنه نمایش ‍ بود. از خردسالى بانگ و نواى آسمانى تکبیر را مى شنید، زمزمه هاى مناجات مادر و پدر را استماع مى کرد.
آن گاه که مادر را از دست داد، پدرى بسان مادر او را در برگرفت و به رشد و تربیت او همت گماشت ، همان پدرى که ثلث آخر شب در حال احیا و عبادت بود و فاطمه علیهاالسلام خردسال گاهى تماشاگر پدر در عبادت و زمانى همپاى پدر در عبادت مى شد و طبیعى است در این بیدارى و همگامى با خلوت شب و روح سحر انس و آشنائى یافت .
از سوى دیگر او توصیه هاى پدر را به یاد داشت که مى فرمود:
حلوا انفسکم الطاعة و البسوها قناع المخافة ، واجعلوا آخرتکم لانفسکم و سعیکم لمستقرکم ؛
طاعت خداى را بر خود حلول دهید، جامه خوف از خدا را بر خود بپوشانید، و آخرت خود را براى وجودتان آماده سازید و کوشش تان براى محل جاوید و مستقرتان باشد.
او در عبادت تا جایى به پیش مى رود که نوعى انقطاع از سوى الله براى او پدید مى آید و بینش او در واگذارى نفس به دست خداوند بینش کسى مى شود که خداى را طبیب و خود را بیمار مى داند و صلاح خویش را در این اقدام که خود را کاملا در اختیار طبیب قرار دهد نه جز آن چه که خود میل و هوس دارد یا عباد الله ! انتم کالمرضى و رب العالمین کالطبیب فصلاح المرضى فیما یعلم الطبیب و تدبیره به ، لا فیما یشتهیه المریض و یفرحه الا فسلموا لله امره ، تکونوا من الفائزین . (5)
6 - خوف در نماز
در حدیثى آمده : فاطمه علیهاالسلام در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره مى افتاد. (6)
7 - فاطمه ثمره چهل روز عبادت
روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با على علیه السلام و عده اى از اصحاب از جمله عمار یاسر، حمزه و عباس در ابطح نشسته بودند. جبرئیل به صورت اصلى خود نازل شد، و گفت :
اى محمد! خداوند به شما سلام رسانده ، مى فرماید باید چهل روز از خدیجه کناره گیرى کنى .
بدین جهت ، آن حضرت دیگر به خانه نرفت ، روزها روزه بود و شب ها تا صبح به عبادت مى پرداخت . پیامبر صلى الله علیه و آله براى رفع دلتنگى همسر وفادارش ، عمار را به خانه فرستاد و به او فرمود: به خدیجه علیهاالسلام بگو:
این که تو را ترک کردم از روى بى مهرى نیست ، بلکه به دستور پروردگار است ؛ گویا امر مهمى در کار است . نگران مباش که شما در نیکى برترى دارى و زن شایسته اى هستى ، خداوند تعالى روزى چند بار به تو بر ملائکه افتخار مى کند. هر شب در خانه را ببند و در بستر خود بیاساى . من تا پایان مدت تعیین شده ازسوى خداوند حکیم در خانه فاطمه بنت اسد خواهم بود.
حضرت خدیجه علیهاالسلام روزها از فراق شوى مهربان خود مى گریست . از این که تا مدتى سیماى مبارکش را زیارت نمى کرد بسیار اندوهگین بود.
جبرئیل پس از چهل روز بر رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شد و عرض کرد: اى محمد صلى الله علیه و آله خدا به تو سلام مى رساند و مى فرماید: امشب خود را براى هدیه و کرامت من مهیا ساز.
پس از آن میکائیل طبقى را که دستمالى از حریر بهشتى روى آن کشیده شده بود، پیش روى آن حضرت گذاشت و عرض کرد: پروردگارت فرمود: امشب با این خوراک افطار کن .
حضرت على علیه السلام دراین باره فرمود: پیامبر هر شب هنگام افطار به من فرمود: در را بگشا تا هر کس میل دارد با پیامبر افطار کند. اما آن شب فرمود: در خانه بنشین و نگذار کسى وارد شود، زیرا این خوراک بر غیر من حرام است .
پیامبر پارچه حریر را از روى طبق غذا برداشت . در آن طبق یک خوشه خرما، یک خوشه انگور و جامى از آب بهشت بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله از آن خوراک میل کرد تا سیر شد. سپس آب بهشتى را نوشید تا سیراب گشت . پس از آن جبرئیل با کوزه بهشتى آب بر دست مبارک آن حضرت ریخت و میکائیل دست ایشان را شست و اسرافیل دست حضرتش را با دستمال خشک کرد. بعد از آن بقیه طعام دوباره به آسمان برگشت . چون رسول اکرم صلى الله علیه و آله براى نماز آماده شد، جبرئیل عرض کرد. در این هنگام لازم نیست نماز مستحبى به جاى آرى ، همین الان به خانه خدیجه برو و در کنار او باش ، زیرا حق تعالى اراده کرده است در این شب از نسل تو ذریه پاکیزه اى خلق کند. از این رو پیامبر صلى الله علیه و آله روانه خانه خدیجه شد.
حضرت خدیجه علیهاالسلام ماجراى چهل روز هجران ، و وصال دوباره اش ‍ را چنین بازگو کرده است :
من با تنهایى انس گرفته بودم . هنگام شب درها را مى بستم و پرده ها را مى کشیدم و نماز مى گزاردم . سپس چراغ را خاموش کرده ، به بستر مى رفتم . شب چهلم ، در بین خواب و بیدارى متوجه شدم که کسى در مى زند. سوال کردم : چه کسى در خانه مرا مى زند، در حالى که جز وجود مقدس پیامبر صلى الله علیه و آله کسى حق ندارد کوبه در را به صدا درآورد.
ناگاه از پشت در صداى دلنوازى شنیدم که فرمود: منم محمد صلى الله علیه و آله در را باز کن .
چون آن صداى روح بخش را شنیدم با اشتیاق بسیار از جا برخاستم و در را گشودم . پیامبر صلى الله علیه و آله وارد شد و این بار بر خلاف عادت دیرینه اش که هنگام خواب آب طلبیده و تجدید وضو مى کرد و دو رکعت نماز خوانده ، سپس وارد بستر مى شد، یکراست به بستر آمد. طولى نکشید که من نور حضرت فاطمه علیهاالسلام را درون خود یافتم . (7)
8 - کسب معنویت در سنین جوانى
درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام هر چه انسان بیشتر فکر کند و در حالات آن بزرگوار بیشتر تدبر کند، بیشتر دچار شگفتى خواهد شد. تعجب انسان نه فقط از این جهت است که چطور یک موجود انسانى در سنین جوانى مى تواند به این رتبه از کمالات معنوى و مادى نایل بشود - که البته این خود هم یک حقیقت شگفت انگیز است - بلکه بیشتر از این جهت است که اسلام با چه قدرت عجیبى توانسته است تربیت والاى خود را به حدى برساند که یک زن جوان در آن شرایط دشوار بتواند این منزلت عالى را کسب کند. هم عظمت این موجود و این انسان والا تعجب آور و شگفت انگیز است ، و هم عظمت مکتبى که این موجود عظیم القدر و جلیل المنزلة را پدید آورده است .
9- نورافشانى در سه وقت
ابان بن تغلب مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : یابن رسول الله ! چرا حضرت فاطمه ، زهرا نامیده شدند؟
حضرت فرمود: به خاطر این که روزى سه بار براى امیرالمومنین علیه السلام نورافشانى مى کرد: وقت نماز صبح ، در حالى که مردم در خواب بودند، جمالش نورافشانى کرده و سفیدى نورش به خانه هاى مردم در مدینه مى تابید و دیوارها سپید مى گشت و آنها تعجب کرده و خدمت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى رسیدند و از آن چه دیده بودند مى پرسیدند، حضرت ایشان را روانه منزل فاطمه علیهاالسلام مى کرد و آن ها به منزل فاطمه آمده و مى دیدند که حضرت در محراب عبادتش نشسته و نماز مى گزارد و نور جمالش از محراب ساطع است و (آن گاه ) مى دانستند که آن نورى که دیده بودند، از نور فاطمه زهرا علیهاالسلام بوده است .
و نیز هنگام نیمه روز، که براى نماز آماده مى شد، جمال آن حضرت نور زردى پرتوافشانى مى کرد و در خانه هاى مردم مى تابید و لباس ها و رنگشان زرد مى شد، آنها خدمت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رسیده و از آن چه دیده بودند، سوال مى کردند و حضرت آن ها را به منزل فاطمه علیهاالسلام روانه مى کرد، مى دیدند که حضرت در محراب عبادتش ایستاده و جمال آن فاطمه - صلوات و رحمت خداوند بر او و پدر بزرگوار و شوهر و پسرانش ‍ باد - به نور زرد مى درخشد (و آن گاه ) مى دانستند که آن چه دیده بودند، از نور و جمالش بوده است .
و نیز در هنگام آخر روز، که آفتاب غروب مى کرد، صورت فاطمه علیهاالسلام سرخ شده و جمالش از شادى و به جهت شکر خداى تعالى به سرخى مى درخشید و نور جمالش به خانه هاى مردم مى تابید و دیوارها سرخ مى شد، آنان تعجب کرده و خدمت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رسیده و از آن سوال مى کردند، حضرت رسول باز آنان را روانه منزل فاطمه علیهاالسلام مى کرد، مى دیدند آن بانوى بزرگوار نشسته و مشغول تسبیح و تحمید و ثناى الهى است و نور جمالش به سرخى مى درخشد و (آن گاه ) مى دانستند که آن چه دیده بودند از نور جمال فاطمه علیهاالسلام بوده است . (8)
10 - عابدترین افراد
امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود: در دنیا کسى عابدتر از حضرت فاطمه علیهاالسلام نبود. آن قدر به عبادت مى ایستاد تا پاهایش ورم مى کرد. (9)
11 - استعمال عطر هنگام نماز
از مستحبات نماز آن است که انسان بوى خوش به بدن و لباسش بزند، و با لباس پاکیزه نماز بخواند و با احترام و وقار براى عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بود چند لحظه اى به اذان مغرب باقى مانده بود، نزدیک بود که وقت نماز فرا برسد. فاطمه علیهاالسلام به اسماء بنت عمیس فرمود: عطر مرا بیاور تا خود را خوشبو سازم ، و آن لباس را که با آن نماز مى خوانم بیاور، سپس وضو گرفت ، و در این هنگام که مى خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمین نهاد، به اسماء گفت : کنار سرم بنشین ، هنگامى که وقت نماز فرا رسید، مرا بلند کن تا نمازم را بخوانم ، اگر برخاستم که چیزى نیست و اگر برنخاستم شخصى را نزد على بفرست ، تا خبر فوت مرا به او بدهد.
اسماء مى گوید: وقت نماز فرا رسید، گفتم :
الصلاة یا بنت رسول الله ؛ اى دختر رسول خدا! وقت نماز است .
جوابى نشنیدم ، ناگاه متوجه شدم که حضرت زهرا علیهاالسلام از دنیا رفته است . به راستى باید از زهراى اطهار علیهاالسلام درس پاکیزگى و مقید بودن به آداب اسلام را آموخت ، در آن حال لباس نماز را پوشید و بوى خوش استعمال کرد، تا نماز بخواند و قبل از وقت خود را آماده نماز کند.
12 - حضرت زهرا (س ) در قله شامخ عرفان
در مورد فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلى الله علیه و آله ، رمز و راز عزت و سرافرازى ، قدرت و عظمتش را باید در عبادت جستجو کند. او زنى بود کم سال و جوان ، ولى در عبادت چون پیرى عارف ، دستش به سوى خدا بلند و قامتش در راه عبادت او دائما در خم وراست .
او در عالم وجود تنها زنى است که خداى را با تمام ذرات وجودش پرستش ‍ کرده و تنها بانوئى است که مى تواند مظهر عبادت به معناى واقعى باشد. او در سایه عبادت خود را به مقام قربى رسانده که حاصلش چشم و گوش خدا شدن و امرش موثر در کون و هستى شدن بود.
فاطمه زهرا علیهاالسلام داراى خانواده و همسر و فرزندان است ، و مسئولیت اداره خانه و تربیت فرزندان و کارهاى خانه از قبیل نان پختن و غیره بر عهده اوست . و از طرفى دیگر از خدمت کردن به محرومان دریغ نمى کند و مشکلات آن ها را برطرف مى کند، او به همه اینها رنگ الهى مى دهد و با تمام مشکلات از انجام نوافل و قرآن خواندن و دعا کردن باز نمى ماند.
روزها پس از فراغت از کارهاى جارى زندگى و شبها پس از به خواب رفتن دیدگان مردم و فرزندان ، وارد محراب عبادت و غرق در مناجات و راز و نیازبا خدا مى شد. او در این راه مصداق خطاب خدا با موسى مى شود که خدا به او فرموده بود: یا موسى فاعبدنى و قم بین یدى مقام العبد الحقیر و یا مصداق آیات قرآن در خطاب به پیامبر اسلام که :
قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه .
او به واقع مصداق این آیه قرآن بود که :
و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما. (10)
کسانى که شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مى کنند.
13 - مقام حضرت زهرا (س ) در پیشگاه خدا
فاطمه علیهاالسلام درمسیر عبادت به درجه اى مى رسد که حتى خود را فراموش و فانى فى الله مى کند. جان خود را سپر محبت خدا قرارداده و حتى آن را در راه دین مایه مى گذارد و مصداق این سخن مى شود که جان خود را سپر دین قرار دهید فاجعلوا انفسکم دون دینکم .
در سیر و سلوک و در معرفت به درجه اى مى رسد که جز خواست خدا خواستى ندارد و مشیت خود را همگام با مشیت الهى مى سازد.
و ما تشاؤ ون الا ان یشاء الله رب العالمین .
او از کسانى است که از همه چیز گسسته و به خدا پیوسته است و طبیعى است که خداى را بر چنین بنده اى نظر باشد تا حدى که علاوه بر نفوذ دادن امرش در جهان هستى بر او مائده آسمانى نازل گرداند. (11)
14 - نماز حضرت فاطمه (س ) و غذاى بهشتى
حضرت فاطمه علیهاالسلام شخصا به نماز علاقه فراوانى داشت و هرگاه حاجتى از خدا داشت متوسل به نماز مى شد.
حضرت على علیه السلام به منزل خود وارد شد، بعد از آن که سه روز بر حضرت على و زهرا علیهماالسلام گذشت که چیزى به عنوان غذا نخورده بودند، على علیه السلام وارد منزل شد که رسول خدا صلى الله علیه و آله نشسته و فاطمه علیهاالسلام نماز مى خواند و بین این دونفر چیزى سرپوشیده است . وقتى که فاطمه علیهاالسلام از نماز فارغ شد، روپوش از آن برداشت ، دید که کاسه اى بزرگ مملو از نان و گوشت است .
حضرت على علیه السلام فرمود: یا فاطمه ! این از کجا برایت آمده ؟
گفت : از جانب خدا نازل گردیده ، خدا به هر که بخواهد روزى مى دهد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: آیا مى خواهید نظیر این را براى شما نقل کنم ؟
گفتند: بلى .
فرمود: یا على ! مثال شما زکریا است که هر وقت بر حضرت مریم علیهاالسلام وارد مى شد، مى دید که او در محراب عبادت است و در پیشگاه وى خوراک مهیا نهاده است ، مى فرمود: اى مریم ! این از کجا آمده است ؟ مریم درجواب مى گفت : از جانب خدا، خدا به هر کس که بخواهد روزى مى دهد. آن گاه آن غذا را یک ماه خوردند و آن کاسه همان ظرفى است که حضرت قائم مهدى (عج ) در آن غذا مى خورد. (12)
15 - روح عبادت و اخلاص حضرت زهرا (س )
از زیباترین جلوه هاى روحى فاطمه علیهاالسلام جلوه عبادت اوست که توام با اخلاص است . مصداق آیه انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا است ، خوف الهى سراسر وجودش را فراگرفته رهبة و رغبة به عبادت او مى پردازد. در عبادت عاشقى است بى مانند. با او راز و نیاز مى کند، ملتمسانه حرف مى زند، به او متوسل مى شود.
در راه خدا اطعام مى کند، ولى در آن جز رضاى او را نمى جوید. انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولا شکورا. سجده هاى طولانى دارد، اشک و آه و ناله دارد، صداى گریه نیمه شبش گاهى حسنین علیهاالسلام را از خواب بیدار مى کند ؛ سرپا مى ایستد تا حدى که پاهایش ‍ ورم مى کند، خضوع دارد، خشوع دارد و....
در دعایش مى گوید: خداوندا! وجودم را در نظرم خوارگردان که از بلند پروازى سر درنیاورم ، شان خودت را در جانم بزرگ گردان ، راه و رسم طاعت خود را به من بیاموز، توفیقم به عملى ده که تو را راضى سازد، و از همه آن چه که موجب سخط توست مرا دور دار اللهم ذلل نفسى ، و الهمنى طاعتک ، و العمل بما یرضیک ، و التجنب لما یسخطک یا ارحم الراحمین . (13)
16 - رکوع و سجود در عرش
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هنگامى که خداوند متعال ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او دمید، آدم به جانب راست عرش نگریست ، پنج هیکل و شبح نورى را در حال رکوع و سجود دیده گفت : پروردگارا! آیا قبل از من کسى را از خاک و گل آفریده اى ؟
فرمود: نه ، اى آدم ، گفت : پس این پنج هیکلى که به شکل و قیافه خودم مى بینم ، کیستند؟
فرمود: اینان پنج نفر از فرزندان تو مى باشند که اگر آنان نبودند تو را نمى آفریدم . اینها پنج تنى هستند که براى آنان پنج اسم از اسامى خودم را جدا ساخته (آنان را به آن اسامى نامیدم ) اگر آنان نبودند، بهشت و دوزخ ، عرش و کرسى ، آسمان و زمین و ملائکه و انس و جن را نمى آفریدم . من محمودم و این محمد است ، من عالى هستم و این على است ، من فاطرم و این فاطمه است ، من احسانم و این حسن است ، و من محسنم و این حسین است . به عزت خود سوگند یاد کرده ام که هیچ کس به اندازه یک ذره بغض ‍ و کینه آنان را نزد من نیاورد مگر این که او را به دوزخ خود وارد سازم و از این کار باکى هم ندارم .
اى آدم ! اینان برگزیدگان من از میان آفریدگانم مى باشند، به وسیله آنان رهاى بخشیده ، و به وسیله آنان هلاک مى کنم . اگر تو به من نیازى دارى به اینان توسل بجوى !
پیامبر اکرم پس از این سخنان فرمود: ما کشتى نجاتیم ، هر کس به آن چنگ زند نجات یافته و هر کس از آن دورى گزیند نابود شده است . هر کس نیازى به خداوند دارد به وسیله ما خاندان از خداوند درخواست کند.
17 - شرط قبولى عبادت به شرط ولایت
درضمن حدیث معراج آمده است که خداوند فرمود:
اى محمد! تو، على ، فاطمه ، حسن ، حسین و امامان از فرزندان حسین را من از نور خودم آفریدم و ولایت شما را بر اهل آسمانها و زمین عرضه کردم . هر کس آن را پذیرفت ، نزد من از مومنان به شمار مى آید، و هر کس آن را منکر شود، نزد من از گمراهان (از ستمگران ) خواهد بود.
اى محمد! اگر بنده اى از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت کند که از کار افتد و از لاغرى و ناتوانى بسان مشک خشکیده و فرسوده اى شود و بعد به هنگام ورود بر من منکر ولایت شما باشد، او را نخواهم آمرزید تا اینکه اقرار به ولایت شما نماید.
اى محمد! آیا دوست دارى آنان را ببینى !
گفتم : آرى ، پروردگارا!
فرمود: نگاه کن ! من به طرف راست عرش نگریستم و نام خود را دیدم و نام على و فاطمه و حسن و حسین و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن را و نام مهدى را در وسط آن به گونه اى دیدم که گویا ستاره اى درخشان است . فرمود: اى محمد! اینان حجت هاى من بر آفریدگانم مى باشند و این ، آن کس از فرزندان توست که به شمشیر قیام مى کند و از دشمنانت انتقام مى گیرد.
18 - خضوع و خشوع حضرت زهرا (س )
حضرت زهرا براى عبادت و راز و نیاز با خدا جایگاه مخصوصى داشت ، لباسى مخصوص ، سجاده اى مخصوص و آداب و سبکى مخصوص . خانه اش را معبد ساخت ، و در آن چنان به عبادت مى پرداخت که فرشتگان خدا به نظاره مى ایستادند. خضوع داشت و در آن چنان تواضع جسمى که گویى ایمان در مغز و استخوان او نفوذ کرده بود. و خشوع داشت به گونه اى که گوئى ترس از خدا در رگ ها و خون او جارى شده و او را به چنان حال مى کشاند.
مهم این است که خود خواستار چنین خشوع و خضوع و مصداق خطاب خدا در ارتباط با موسى علیه السلام که فرمود:
یابن عمران هب لى من قلبک الخشوع و من بدنک الخضوع و من عینیک الدموع فى ظلم اللیل ، و ادعنى فانک تجدنى قریبا مجیبا.
علامه طباطبائى قدس سره فرماید: خشوع اثر خاصى است که به افراد مقهور دست مى دهد که در برابر سلطانى قاهر قرار گرفته به طورى که همه توجه وى و همه واهمه اش معطوف او گشته و از هر جاى دیگر قطع مى شود. و فاطمه علیهاالسلام این چنین بود.
او در قیام به عبادت تنها به خدا مى اندیشید و هیچ خاطره و خیالى جز عشق و پرستش معبود در درون او پدید نمى آمد. به تعبیر پیامبر صلى الله علیه و آله دلش خالى براى عبادت بود (و تفرغ لها) فقط او بود و خدایش . اما این که زندگى چگونه است و چه باید کرد اندیشه اش از آن فارغ بود. (14)
1است . (15)

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1091/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما