امید در قرآن و کتاب مقدس
24 بازدید
تاریخ ارائه : 10/14/2014 4:24:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

اميد در قرآن و کتاب مقدس

ظلم، ستم، بي عدالتي، حق کشي، قتل، جنگ و غارت عده اي از انسانها توسط عده اي ديگر همواره خرد انساني را مشغول اين فکر کرده است که آيا اين وضعيت بر همين منوال خواهد بود يا نه؟ انسانها همواره در طول تاريخ به فراخور فکر و خرد و دين خود در انتظار و آرزومند اين بوده اند...

ظلم، ستم، بي عدالتي، حق کشي، قتل، جنگ و غارت عده اي از انسانها توسط عده اي ديگر همواره خرد انساني را مشغول اين فکر کرده است که آيا اين وضعيت بر همين منوال خواهد بود يا نه؟ انسانها همواره در طول تاريخ به فراخور فکر و خرد و دين خود در انتظار و آرزومند اين بوده اند که بالاخره اين مسائل پايان يافته، ظلم و ستم جاي خود را به عدل و داد خواهد داد، حق کشي جاي خود را به عدالت و رعايت حوق ديگران و قتل و غارت تبديل به مهر و دوستي و محبت و جنگ تبديل به صلح خواهد شد. اين اميد و آرزو و انتظار در اديان مختلف هم به اشکال وتعابير گوناگوني بيان گرديده و اميد به ظهور منجي و روز آخر يا روز داوري در تمام اديان و مذاهب وجود داشته است. مسئله اي که هم عقل و هم دين آن را تاييد مي کند.

چکيده
از ابتداي هبوط حضرت آدم (عليه السلام ) تاکنون همواره انسان در رنج (۱) و سختي فراوان به سر برده است.
ظلم، ستم، بي عدالتي، حق کشي، قتل، جنگ و غارت عده اي از انسانها توسط عده اي ديگر همواره خرد انساني را مشغول اين فکر کرده است که آيا اين وضعيت بر همين منوال خواهد بود يا نه؟
انسانها همواره در طول تاريخ به فراخور فکر و خرد و دين خود در انتظار و آرزومند اين بوده اند که بالاخره اين مسائل پايان يافته، ظلم و ستم جاي خود را به عدل و داد خواهد داد، حق کشي جاي خود را به عدالت و رعايت حوق ديگران و قتل و غارت تبديل به مهر و دوستي و محبت و جنگ تبديل به صلح خواهد شد.
اين اميد و آرزو و انتظار در اديان مختلف هم به اشکال وتعابير گوناگوني بيان گرديده و اميد به ظهور منجي و روز آخر يا روز داوري در تمام اديان و مذاهب وجود داشته است. مسئله اي که هم عقل و هم دين آن را تاييد مي کند.
در طول تاريخ پيامبران به عنوان کساني که وظيفه هدايت و ارشاد و انذار مردم را داشته اند به اين اميد دامن زده و مردم را در اين مسير راهنمايي و هدايت کرده اند، کتابهاي مقدس يهوديان، مسيحيان و مسلمانان و تعاليم بودا، زرتشت و هندوئيسم سرشار است از روحيه و اميد دادن به مردم که روزي خواهد آمد و مشکلات و مصائبشان حل خواهد شد. و منجيي خواهد آمد که آنها را از زير بار همه ي بديها نجات خواهد داد و مردمان بسياري ساليان سال با اين اميد زيسته اند و خواهند زيست.
اين نوشتار به بررسي مفهوم اميد در کتاب مقدس و قرآن کريم مي پردازد:

معناي اميد
اميد به معناى انتظار وقوع خيرى مسرّت بخش مي باشد. معانى ترس، توقع، انتظار و شوق نيز براى آن ذکر شده است.(۲)
مستر هاکس در کتاب قاموس کتاب مقدس ذيل عنوان اميد مي گويد:«اميد يعني آرزو و انتظار از براي چيزهاي نيک و مقاصد پسنديده.»(۳)
در اصطلاح علم اخلاق، به راحتى و لذتى که از انتظار تحقق امرى محبوب، در قلب حاصل مى‌شود اميد مى‌گويند.(۴)

اميد در قرآن
موضوع اميد در بسيارى از آيات قرآن کريم با مشتقات واژه «رجاء» و «عسى» طرح شده است.
مَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
کسي که اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بکوشد!) زيرا سرآمدي را که خدا تعيين کرده فرامي‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۵)
قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن يُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَيَسْتَخْلِفَکُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ کَيْفَ تَعْمَلُونَ
گفتند: «پيش از آنکه به سوي ما بيايي آزار ديديم، (هم اکنون) پس از آمدنت نيز آزار مي‌بينيم! (کي اين آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مي‌کنيد!»(۶)
در برخى از آيات نيز اميد با واژه‌هايى مانند عسى و لعلّ به خداوند نسبت داده شده است.
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ
(ولي) کساني را که در دلهايشان بيماري است مي‌بيني که در (دوستي با آنان)، بر يکديگر پيشي مي‌گيرند، و مي‌گويند: «مي‌ترسيم حادثه‌اي براي ما اتفاق بيفتد (و نياز به کمک آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزي يا حادثه ديگري از سوي خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد؛ و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند!(۷)
ولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَکَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ
اما بنرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذکّر شود، يا (از خدا) بترسد!(۸)
در اين‌گونه موارد، اگر نگوييم استعمال اميد مجازى است، بايد آن را با توجه به انسانها و اعمال و رفتار آنها تصور کرد و گفت خداوند در موارد مزبور خواسته است با اين روش مخاطب را نسبت به وقوع امري اميدوار سازد.(۹)
اميد عامل حرکت است
بر اساس تعاليم قرآن و روايات اميد، عامل حرکت انسان به سوى کمال است، هرکس به چيزى اميد داشته باشد، براى رسيدن به آن مى‌کوشد.(۱۰) انجام اعمال مناسب و پرهيز از امور منافى نشانه اميد است:
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
بگو: «من فقط بشري هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است که) به من وحي مي‌شود که تنها معبودتان معبود يگانه است؛ پس هر که به لقاي پروردگارش اميد دارد، بايد کاري شايسته انجام دهد، و هيچ کس را در عبادت پروردگارش شريک نکند!(۱۱)
بنابراين، تنها کسى که از گناهان پرهيز و به وظيفه خود عمل کرده و اسباب اميد را فراهم کند، شايسته است به فضل الهى اميد داشته باشد، چنان‌که قرآن کريم ايمان، هجرت و جهاد را عوامل اميد به رحمت حق دانسته است:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولٰئِکَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
کساني که ايمان آورده و کساني که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنها اميد به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.(۱۲)
دليل مطلب ياد شده آن است که هرگونه راحتى قلبى، اميد نيست، بلکه امر محبوبى که انسان توقع آن را دارد، اگر بيشتر اسباب آن فراهم بود راحتى قلبى ناشى از انتظار آن اميد است و اگر اسباب آن فراهم نبود، غرور و حماقت است و اگر معلوم نبود که اسباب آن موجود است يا معدوم، تمنى و آرزوست.
حرکت تکاملى انسان بايد به خداوند، سراى آخرت، لقاى خدا و رحمت الهى منتهى شود و انسان تا به امور ياد شده اميد نداشته باشد حرکت تکاملى او تحقق نخواهد يافت. از اين رو در قرآن کريم,
اميد به خدا:
لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا
مسلّماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‌کنند.(۱۳)

و جهان آخرت:
وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و ما بسوي «مدين»، برادرشان «شعيب» را فرستاديم؛ گفت: «اي قوم من! خدا را بپرستيد، و به روز بازپسين اميدوار باشيد، و در زمين فساد نکنيد!»(۱۴)

لقاء الله:
مَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
کسي که اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بکوشد!) زيرا سرآمدي را که خدا تعيين کرده فرامي‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۱۵)

و رحمت حق:
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَ

حْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ
(آيا چنين کسي با ارزش است) يا کسي که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مي‌ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا کساني که مي‌دانند با کساني که نمي‌دانند يکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر مي‌شوند!»(۱۶)
را مطرح کرده و در حد ضرورت و لزوم از آنها ياد کرده و نيز بيان داشته است که اگر کسى به لقاى الهى اميد داشته باشد قطعاً به آن خواهد رسيد.
مَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
کسي که اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بکوشد!) زيرا سرآمدي را که خدا تعيين کرده فرامي‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۱۷)

اميد به چه چيزهايي تعلق مي گيرد؟
حال اين سوال مطرح مي شود که اميد در قرآن به چه چيزهايي تعلق مي گيرد و متعلًّق اميد چيست؟
اميد در قرآن کريم به امور گوناگونى تعلق گرفته است:

امور عادى و دنيوى
گاهى اميد، به امرى دنيوى تعلق گرفته است، چنان که
يعقوب(عليه السلام) اميد داشت خداوند همه فرزندان وى را نزد او جمع آورد:
«قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَکِيمُ
(يعقوب) گفت: «(هواي) نفس شما، مسأله را چنين در نظرتان آراسته است! من صبر مي‌کنم، صبري زيبا (و خالي از کفران)! اميدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند؛ چرا که او دانا و حکيم است! »(۱۸)
موسى(عليه السلام) اميد داشت آتشى بياورد تا خانواده وى خود را گرم کنند:
« إِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيکُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ
(به خاطر بياور) هنگامي را که موسي به خانواده خود گفت: «من آتشي از دور ديدم؛ (همين جا توقف کنيد؛) بزودي خبري از آن براي شما مي‌آورم، يا شعله آتشي تا گرم شويد.»(۱۹)
و همسر فرعون اميد داشت موسى(عليه السلام) براى وى و فرعون سودى داشته باشد.
«وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَکَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
همسر فرعون (چون ديد آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشيد شايد براي ما مفيد باشد، يا او را بعنوان پسر خود برگزينيم!» و آنها نمي‌فهميدند (که دشمن اصلي خود را در آغوش خويش مي‌پرورانند)! »(۲۰)

امور معنوى و الهى
در آيات فراوانى اميد به امور معنوى و الهى تعلق گرفته است؛ مانند:

اميد به آخرت
وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و ما بسوي «مدين»، برادرشان «شعيب» را فرستاديم؛ گفت: «اي قوم من! خدا را بپرستيد، و به روز بازپسين اميدوار باشيد، و در زمين فساد نکنيد!»(۲۱)

اميد به عفو الهى
فَأُولٰئِکَ عَسَى اللَّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا
ممکن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد؛ و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است.(۲۲)

اميد به رحمت حق
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
و نماز را برپا داريد، و زکات را بدهيد، و رسول (خدا) را اطاعت کنيد تا مشمول رحمت (او) شويد.(۲۳)

اميد به رستگارى
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن يَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ
اما کسي که توبه کند، و ايمان آورد و عمل صالحي انجام دهد، اميد است از رستگاران باشد!(۲۴)

اميد به پوشاندن گناهان و وارد کردن به بهشت:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن يُکَفِّرَ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُمْ وَيُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اي کساني که ايمان آورده‌ايد بسوي خدا توبه کنيد، توبه‌اي خالص؛ اميد است (با اين کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايي از بهشت که نهرها از زير درختانش جاري است وارد کند، در آن روزي که خداوند پيامبر و کساني را که با او ايمان آوردند خوار نمي‌کند؛ اين در حالي است که نورشان پيشاپيش آنان و از سوي راستشان در حرکت است، و مي‌گويند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چيز توانائي!»(۲۵)

اميد به هدايت يافتگى
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَىٰ أُولٰئِکَ أَن يَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ
مساجد خدا را تنها کسي آباد مي‌کند که ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ اميد است چنين گروهي از هدايت‌يافتگان باشند.(۲۶)

اميد به تقوا
أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِي خَلَقَکُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ
اي مردم! پروردگار خود را پرستش کنيد؛ آن کس که شما، و کساني را که پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزکار شويد.(۲۷)

اميد به شکرگزارى
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهي که قرآن، براي راهنمايي مردم، و نشانه‌هاي هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بيمار يا در سفر است، روزهاي ديگري را به جاي آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتي شما را مي‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است که اين روزها را تکميل کنيد؛ و خدا را بر اينکه شما را هدايت کرده، بزرگ بشمريد؛ باشد که شکرگزاري کنيد!(۲۸)

اميد به تعقّل
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ما آن را قرآني عربي نازل کرديم، شايد شما درک کنيد (و بينديشيد)!(۲۹)

اميد به تفکّر
أَيَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذٰلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ
آيا کسي از شما دوست دارد که باغي از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زير درختان آن، نهرها بگذرد، و براي او در آن (باغ)، از هر گونه ميوه‌اي وجود داشته باشد، در حالي که به سن پيري رسيده و فرزنداني (کوچک و) ضعيف دارد؛ (در اين هنگام،) گردبادي (کوبنده)، که در آن آتش (سوزاني) است، به آن برخورد کند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همين‌طور است حال کساني که انفاقهاي خود را، با ريا و منت و آزار، باطل مي‌کنند.) اين چنين خداوند آيات خود را براي شما آشکار مي‌سازد؛ شايد بينديشيد (و با انديشه، راه حق را بيابيد)!(۳۰)

اميد به تذکّر
وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْکَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَىٰ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذٰلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ
و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براي اصلاح)، نزديک نشويد، تا به حد رشد خود برسد! و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا کنيد! -هيچ کس را، جز بمقدار تواناييش، تکليف نمي‌کنيم- و هنگامي که سخني مي‌گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتي اگر در مورد نزديکان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا کنيد، اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش مي‌کند، تا متذکّر شويد!(۳۱)

اميد به يقين پيدا کردن به لقاى الهى
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ
خدا همان کسي است که آسمانها را، بدون ستونهايي که براي شما ديدني باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معيني حرکت دارند! کارها را او تدبير مي‌کند؛ آيات را (براي شما) تشريح مي‌نمايد؛ شايد به لقاي پروردگارتان يقين پيدا کنيد!(۳۲)

اميد به تسليم
وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْجِبَالِ أَکْنَانًا وَجَعَلَ لَکُمْ سَرَابِيلَ تَقِيکُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيکُم بَأْسَکُمْ کَذٰلِکَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ
و (نيز) خداوند از آنچه آفريده است سايه‌هايي براي شما قرار داده؛ و از کوه‌ها پناهگاه‌هايي؛ و براي شما پيراهنهايي آفريده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ مي‌کند؛ و پيراهنهايي که به هنگام جنگ، حافظ شماست؛ اين گونه نعمتهايش را بر شما کامل مي‌کند، شايد تسليم فرمان او شويد!(۳۳)

اميد به منع کافران از آسيب‌رساندن به مؤمنان
فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَن يَکُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ کَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنکِيلًا
در راه خدا پيکار کن! تنها مسؤول وظيفه خود هستي! و مؤمنان را (بر اين کار،) تشويق نما! اميد است خداوند از قدرت کافران جلوگيري کند (حتي اگر تنها خودت به ميدان بروي)! و خداوند قدرتش بيشتر، و مجازاتش دردناکتر است.(۳۴)

اميد به پيروز کردن مؤمنان
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ
(ولي) کساني را که در دلهايشان بيماري است مي‌بيني که در (دوستي با آنان)، بر يکديگر پيشي مي‌گيرند، و مي‌گويند: «مي‌ترسيم حادثه‌اي براي ما اتفاق بيفتد (و نياز به کمک آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزي يا حادثه ديگري از سوي خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد؛ و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند!(۳۵)

اميد به نابود ساختن دشمنان و جانشين کردن مؤمنان در زمين
قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن يُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَيَسْتَخْلِفَکُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ کَيْفَ تَعْمَلُونَ
گفتند: «پيش از آنکه به سوي ما بيايي آزار ديديم، (هم اکنون) پس از آمدنت نيز آزار مي‌بينيم! (کي اين آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مي‌کنيد!»(۳۶)

اميد به توبه الهى
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
و گروهي ديگر، به گناهان خود اعتراف کردند؛ و کار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مي‌رود که خداوند توبه آنها را بپذيرد؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!(۳۷)

اميد به هدايت الهى
إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذَا رَشَدًا
مگر اينکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردي، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بياور؛ و بگو: «اميدوارم که پروردگارم مرا به راهي روشنتر از اين هدايت کند!»(۳۸)

اميد به برخوردارشدن از نعمتهاى خداوند
فَعَسَىٰ رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِکَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا
شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد؛ و مجازات حساب شده‌اي از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‌اي که آن را به زمين بي‌گياه لغزنده‌اي مبدّل کند!(۳۹)

اميد به ايجاد دوستى بين مؤمنان و دشمنانشان
عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَکُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
اميد است خدا ميان شما و کساني از مشرکين که با شما دشمني کردند (از راه اسلام) پيوند محبّت برقرار کند؛ خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است.(۴۰)
در برخى آيات نيز به
راضى شدن رسول اکرم(صلى الله عليه وآله):
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ ‌[٢٠-١٣٠]
پس در برابر آنچه مي‌گويند، صبر کن! و پيش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و همچنين (برخي) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبيح گوي؛ باشد که (از الطاف الهي) خشنود شوي!(۴۱)
و رسيدن ايشان به مقام محمود که مقام شفاعت است اظهار اميد شده است.
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا
و پاسي از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يک وظيفه اضافي براي توست؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامي در خور ستايش برانگيزد!(۴۲)
در آياتى، اميد به لقاى الهى تعلق گرفته است؛
مانند:
مَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
کسي که اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بکوشد!) زيرا سرآمدي را که خدا تعيين کرده فرامي‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۴۳)
نوع مفسران در اين‌گونه موارد اميد ]به] خدا را با حذف مضاف به معناى اميد به ثواب و نعمت خداوند گرفته يا با تأويل بردن کلمه «يرجوا» به معناى «يخاف» و «يَخْشى»، جمله «يرجوا اللّه» را «از خدا مى‌ترسند» معنا مى‌کنند؛ ليکن تحقيق در اين زمينه آن است که آيه از معناى ظاهر و حقيقى خود خارج نگشته و در تفسير آن به اراده خلاف ظاهر يا تقدير گرفتن احتياجى نيست، بر اين اساس اميد به خداوند مفهوم لطيف خود را دارد، زيرا رجاء و اميد به ثواب الهى مرتبه‌اى از اميد براى انسانهايى است که خداوند را از روى حجاب مى‌شناسند و به او ايمان دارند؛ امّا متعلق اميد انسانهاى اهل يقين، خود خداوند سبحان است؛ به گفته‌اى ديگر: اميد به خدا به معناى تعلق قلب به خداوند و ايمان به اوست، چنان‌که رسول‌خدا(صلى الله عليه وآله)و ائمه هدى(عليهم السلام) در دعاها و مناجاتهايشان خداوند سبحان را تنها اميد خود: «اللّهم أنت الْمُرْجى» «اللّهم أنت المَرْجُوّ» «أنت رجائي» و نهايت اميد خويش در مسير بازگشت، «إنّک… و غاية رجائي فى منقلبي و مثواي» دانسته‌اند.
ازاين‌رو انسانهاى کامل برخلاف ديگر انسانها که متعلق اميد آنان ثواب، نعمت و بهشت بوده و از کيفر الهى بيمناک‌اند، متعلق اميد و بيم آنها وصل و هجران خداوند سبحان است، چنان‌که در دعاى کميل آمده است: «فهبني يا الهي و سيدي و مولاي و ربّي صبرتُ على عذابک فکيف أصبر على فراقک»

گستره ي اميد در قرآن کريم
قرآن گستره و وسعت اميد را تا کجا مي داند؟ آيا گستره ي اميد تا همين دنياست يا به جهان آخرت هم مي رسد؟
همه انسانها به نوعى اميدوارند؛ امّا هرگز وسعت محدوده اميد انسان مادّى که تنها به دنيا و نعمتهاى زوال‌پذير آن دل بسته است به اندازه محدوده اميد انسان الهى نيست که افزون بر نعمتهاى دنيا
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
بگو: «چه کسي زينتهاي الهي را که براي بندگان خود آفريده، و روزيهاي پاکيزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اينها در زندگي دنيا، براي کساني است که ايمان آورده‌اند؛ (اگر چه ديگران نيز با آنها مشارکت دارند؛ ولي) در قيامت، خالص (براي مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براي کساني که آگاهند، شرح مي‌دهيم! (۴۴)
چشم روشنى او در نعمتهاى ماندگار آخرت
لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا ‌[٣٣-٢١]
مسلّماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‌کنند.(۴۵)
و بالاتر از آن لقاى الهى
مَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‌کسي که اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بکوشد!) زيرا سرآمدي را که خدا تعيين کرده فرامي‌رسد؛ و او شنوا و داناست!(۴۶)
است
و اساساً اين دو قابل قياس نيستند:
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ کَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
آنچه به شما داده شده، متاع زندگي دنيا و زينت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است؛ آيا انديشه نمي‌کنيد؟! *آيا کسي که به او وعده نيکو داده‌ايم و به آن خواهد رسيد، همانند کسي است که متاع زندگي دنيا به او داده‌ايم سپس روز قيامت (براي حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!(۴۷)
از جمله تفاوتهاى اساسى و بنيادين بين موحدان و غير آنان تفاوت در کيفيت نگرش به فرجام انسانها و چگونگى سرانجام وضع زمين است؛ پيروان اديان الهى براساس داده‌هاى کتب آسمانى، معتقد به ظهور و بروز منجى انسانها بوده و جهان را به سوى صلح و صفا در حرکت مى‌بينند و به فرا رسيدن روزى اميد دارند که متقيان و صالحان بر دنيا حکومت کنند:
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ
در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‌ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد!»(۴۸)
انسانهاى بهره‌مند از تعليمات انبيا و مؤمن به غيب بر اين باورند که زندگى همراه با سعادت، خوشبختى و مقرون با عدل و آزادى در انتظار بشر است؛ امّا انسان مادى مسلک که از تعليمات پيامبران و غيب بهره‌اى ندارد ممکن است به آينده بشر بدبين بوده و حتى احتمال دهد که زندگى بشر قبل از رسيدن به کمال خاتمه يافته و عمر جهان به انجام برسد،
ازاين‌رو شيعه با الهام از تعاليم نورانى معصومين(عليهم السلام)به فرا رسيدن روزى اميدوار است که جهان با ظهور حضرت قائم(عج) از ظلم و بيداد رهايى يافته و از عدل و داد پرشود، زمين برکات خود را ظاهر کند و تهيدستى يافت نشود و اين همان تحقق معناى سخن خداوند است که عاقبت از آن متقيان است، چنان که باطل از بين رفتنى و حق پايدار و ثابت است:
أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ کَذٰلِکَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْکُثُ فِي الْأَرْضِ کَذٰلِکَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ ‌خداوند از آسمان آبي فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه‌اي به اندازه آنها سيلابي جاري شد؛ سپس سيل بر روي خود کفي حمل کرد؛ و از آنچه (در کوره‌ها،) براي به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگي، آتش روي آن روشن مي‌کنند نيز کفهايي مانند آن به وجود مي‌آيد -خداوند، حق و باطل را چنين مثل مي‌زند!- امّا کفها به بيرون پرتاب مي‌شوند، ولي آنچه به مردم سود مي‌رساند [= آب يا فلز خالص ] در زمين مي‌ماند؛ خداوند اينچنين مثال مي‌زند!(۴۹)
و کسانى که به ايام اللّه ـ که براساس روايتى از مصاديق آن، روز ظهور حضرت مهدى(عج) و رجعت ائمه(عليهم السلام)است ـ اميد ندارند بايد منتظر کيفر سخت الهى باشند:
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ بلکه ما حق را بر سر باطل مي‌کوبيم تا آن را هلاک سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مي‌شود! امّا واي بر شما از توصيفي که (درباره خدا و هدف آفرينش)مي‌کنيد!(۵۰)

آثار اميد در قرآن کريم
آثار اميد در زندگي مردم بر اساس آموزه هاي قرآن کريم کدام است؟
از آيات قرآن مى‌توان آثار گوناگونى براى اميد استفاده کرد؛ از جمله:
صدور اعمال صالح
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ‌[١٨-١١٠]
بگو: «من فقط بشري هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است که) به من وحي مي‌شود که تنها معبودتان معبود يگانه است؛ پس هر که به لقاي پروردگارش اميد دارد، بايد کاري شايسته انجام دهد، و هيچ کس را در عبادت پروردگارش شريک نکند!(۵۱)
صبر در برابر مشکلات:
وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَکَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَکِيمًا
و در راه تعقيب دشمن، (هرگز) سست نشويد! (زيرا) اگر شما درد و رنج مي‌بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مي‌بينند؛ ولي شما اميدي از خدا داريد که آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حکيم است.(۵۲)
برخورد نيکو با مستمندان:
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّکَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا (۵۳)
و هرگاه از آنان [= مستمندان‌] روي برتابي، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشي (تا گشايشي در کارت پديد آيد و به آنها کمک کني)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو!
۳-۵- اميد بخش ترين آيات قرآن کدامند:
برخى درصدد برآمده‌اند تا اميد بخش‌ترين آيات را شناسايى کنند.
در اين زمينه آيات زيل ذکرشده است:
إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَکَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذٰلِکَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا
خداوند (هرگز) شرک را نمي‌بخشد! و پايين‌تر از آن را براي هر کس (بخواهد و شايسته بداند) مي‌بخشد. و آن کسي که براي خدا، شريکي قرار دهد، گناه بزرگي مرتکب شده است.(۵۴)
به نقل حضرت اميرالمؤمنين از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)اميدبخش‌ترين آيات، اين آيه است:
وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذٰلِکَ ذِکْرَىٰ لِلذَّاکِرِينَ
در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مي‌برند؛ اين تذکّري است براي کساني که اهل تذکّرند!(۵۵)
برخى از امام باقر(عليه السلام)نقل کرده‌اند که اميدبخش‌ترين آيات، اين آيه سوره ي ضحي است:
وَلَسَوْفَ يُعْطِيکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
و بزودي پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوي!(۵۶)
۳-۶- آيا اميد به تنهايي کافي است؟
برخى، از آيات لزوم همراهى خوف و رجا را استفاده کرده‌اند:
نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‌** وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! **و (اينکه) عذاب و کيفر من، همان عذاب دردناک است(۵۷)
زيرا آيه اول بشارت به مغفرت و رحمت الهى و آيه دوم انذار به عذاب دردناک است. جالب‌تر از آيه ياد شده در اين باره اين آيه ي سوره ي آل عمران است:
يَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ
روزي که هر کس، آنچه را از کار نيک انجام داده، حاضر مي‌بيند؛ و آرزو مي‌کند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانيِ زيادي باشد. خداوند شما را از (نافرماني) خودش، برحذر مي‌دارد؛ و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.»(۵۸)
و لطيف‌تر از آيات پيشين آيه ۳۳ سوره ي «ق» است؛ آنجا که مى‌فرمايد:
مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ
آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبي پرانابه در محضر او حاضر شود!(۵۹)
زيرا خوف و خشيت، به رحمان که بيانگر رحمت الهى است معلق شده تا دربردارنده خوف در متن امنيت باشد.
در آيه‌اى نيز به خوف و رجاى اولياى الهى، تصريح شده است:
أُولٰئِکَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا
کساني را که آنان مي‌خوانند، خودشان وسيله‌اي (براي تقرب) به پروردگارشان مي‌جويند، وسيله‌اي هر چه نزديکتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مي‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است!(۶۰)
راز لزوم همراهى بيم و اميد اين است که تقويت يک جانبه روح اميد در انسان آفاتى در پى دارد؛ بر پايه روايتى اميد و بيم همواره بايد توأم باشد، تا انسان با داشتن اميد از خطر ورود در زمره کافران رهايى يافته و با دارا بودن بيم، خود را از مکر الهى در امان نبيند:
يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو کنيد؛ و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأيوس مي‌شوند!»(۶۱)
اميرمؤمنان، امام على(عليه السلام) بيم و اميد را به دو بالى تشبيه مى‌کند که انسان [بنده [با آن به سوى رضوان الهى پر مى‌کشد و دو چشمى که به وسيله آن وعده‌ها و وعيدهاى خدا را مى‌بيند.
از مسائلى که در باره همراهى بيم و اميد مطرح شده لزوم، برابرى يا ترجيح يکى از آن دو است؛ امام باقر(عليه السلام)فرمودند: بنده مؤمنى نيست مگر اينکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بيم و نور اميد، که هر يک اگر وزن شود از ديگرى فزون‌تر و سنگين‌تر نخواهد بود.

ابن‌عربى مى‌گويد: سزاوار است در هنگام احتضار اميد انسان بر بيم او غلبه کند؛ ولى قبل از آن بايد خوف و رجاى انسان يکسان باشد.

نا اميد ي و يأس و آثار آن در قرآن
نظر قرآن در باره ي نا اميدي و يأس چيست؟
نااميدى:
يأس و نااميدى از رحمت خدا از گناهان کبيره است و خداوند از آن نهى کرده است:
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‌[٣٩-٥٣]
بگو: «اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مي‌آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.(۶۲)
و تنها گمراهان:
قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ‌[١٥-٥٦]
گفت: «جز گمراهان، چه کسي از رحمت پروردگارش مأيوس مي‌شود؟!»(۶۳)
و کافران از رحمت حق نااميدند.
يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو کنيد؛ و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأيوس مي‌شوند!»(۶۴)
در ادعيه و روايات اهل بيت(عليهم السلام)برخى از گناهان موجب نااميدى شخص دانسته شده است..
انسان بايد در هر شرايطى به رحمت خدا اميدوار باشد، زيرا گاهى در اوج نااميدى رحمت حق شامل حال بندگانش مى‌شود
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
او کسي است که باران سودمند را پس از آنکه مأيوس شدند نازل مي‌کند و رحمت خويش را مي‌گستراند؛ و او وليّ و (سرپرست) و ستوده است.(۶۵)
کفر به آيات خدا و لقاى الهى را عامل نااميدى از رحمت حق دانسته است:
وَالَّذِينَ کَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولٰئِکَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
کساني که به آيات خدا و ديدار او کافر شدند، از رحمت من مأيوسند؛ و براي آنها عذاب دردناکي است!(۶۷)

و در آياتى ديگر تأکيد شده است که نبايد هنگام وقوع سختيها و مشکلات از رحمت حق نااميد شد:
لَّا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاءِ الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ
انسان هرگز از تقاضاي نيکي (و نعمت) خسته نمي‌شود؛ و هرگاه شرّ و بدي به او رسد، بسيار مأيوس و نوميد مي‌گردد!(۶۸)
نااميدى از لقاى الهى و آخرت، داراى پيامدهاى ناگوارى مانند داخل شدن در آتش جهنم:
إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ‌*أُولٰئِکَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا يَکْسِبُونَ
آنها که ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند، و به زندگي دنيا خشنود شدند و بر آن تکيه کردند، و *آنها که از آيات ما غافلند، (همه) آنها جايگاهشان آتش است، بخاطر کارهايي که انجام مي‌دادند!(۶۹)
رها شدن در طغيان:
وَلَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبي»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب مي‌کرد، (بزودي) عمرشان به پايان مي‌رسيد (و همگي نابود مي‌شدند)؛ ولي کساني را که ايمان به لقاي ما ندارند، به حال خود رها مي‌کنيم تا در طغيانشان سرگردان شوند!(۷۰)
درخواستهاى نادرست از پيامبران(عليهم السلام):
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَکُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
و هنگامي که آيات روشن ما بر آنها خوانده مي‌شود، کساني که ايمان به لقاي ما (و روز رستاخيز) ندارند مي‌گويند: «قرآني غير از اين بياور، يا آن را تبديل کن! (و آيات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پيش خود آن را تغيير دهم؛ فقط از چيزي که بر من وحي مي‌شود، پيروي مي‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرماني کنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مي‌ترسم!»(۷۱)
و نزول عذاب الهى است:
وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَکُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ کَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا
آنها [= مشرکان مکّه‌] از کنار شهري که باران شرّ [= باراني از سنگهاي آسماني‌] بر آن باريده بود [= ديار قوم لوط] گذشتند؛ آيا آن را نمي‌ديدند؟! (آري، مي‌ديدند) ولي به رستاخيز ايمان نداشتند!(۷۲)

اميد در کتاب مقدس
اميد يعني آرزو و انتظار از براي چيزهاي نيک و مقاصد پسنديده.(۷۳) در کتاب مقدس از دو کلمه ي اميد و انتظار براي رساندن معني اميد استفاده شده است. در نامه اول قرنتيان (۱۰:۹) اينگونه مي خوانيم:
«بلي براي ما مکتوب است که شخم کننده مي‏بايد به اميد شخم نمايد و خورد کننده خرمن در اميد يافتن قسمت خود باشد.»(۷۴)
يا در نامه به روميان(۲۲:۸):
«در انتظار پسر خواندگي يعني خلاصي جسم خود»
اين اميد با توجه و انتظار بدست مي آيد، انتظاري که سرمنشاء نجات و برکاتي است که نجات در پي دارد. برکاتي که هم در دنيا و هم در آخرت مي باشد. نجات هم به وسيله ي لياقت و توجهي است که به حضرت عيسي(ع) اعطا گرديده است.
کتاب مقدس(۷۵) به اميد توجه خاصي نموده است و براي اميد در زندگي يک فرد مسيحي نقش خاصي قائل شده است.در عهد عتيق و جديد(۷۶) در مورد اميد و نجات بشر آيات فراواني آمده است. به طور مثال: در نامه اول قرنطيان (۱۳:۱۳) اينگونه مي خوانيم:
«و الحال اين سه چيز باقيست يعني ايمان و اميد و محبّت امّا بزرگتر از اينها محبّت است.»(۷۷)
اميد به معني صبر مي باشد:
براي مسيحيان کلمه ي اميد حائز اهميت بسياري است، زيرا که تحقق وعده هاي خدا و ميراث فرزند خواندگي و نجات را نه در جهان کنوني بلکه در عالم آتي تجربه خواهند کرد. در حال حاضر نجات و هديه ي روح القدس و وعده ها همگي وديعه و بيعانه ي آن نجات کاملي است که در روز آخر نصيب ايشان مي گردد:
«که بيعانه ميراث ما است براي فداي آن ملک خاصّ او تا جلال او ستوده شود»(۷۸)
ميراث کامل، نجات کامل، و خلاصي از جسم خود همگي در آينده به وقوع خواهد پيوست. از اين جهت اس
نويسنده:محمد هاشم نعمت الهي

http://www.mohakeme.com/وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما