واکاوی مفهوم آرزو در نهج البلاغه و روایات ائمه معصومین (علیهم السلام)
107 بازدید
تاریخ ارائه : 9/11/2014 8:19:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان



واکاوي مفهوم آرزو در نهج البلاغه و روايات ائمه معصومين (ع): آرزوها فريبنده اند


نويسنده: هاجر باختري ، استاد دانشگاه


    واژه آرزو و اميد که در روايات با مشتقات امل- مني- منيه از آن تعبيراتي آمده عبارت است از انديشه رسيدن به امري يا دست يافتن به چيزي.
    انسان همواره به گذشته، حال و آينده خود مي انديشد و اين امر بر افکار و روحيات او اثر مي گذارد. وي همواره آرزوهايي در سر مي پروراند اما بسياري از آرزوهاي او دست نيافتني، غيرمعقول و حتي بعضا محال و نشدني است. اين اميد و آرزوست که انسان را به پيشرفت وا مي دارد و با رسيدن به آرزويي، آرزويي ديگر در دل مي پروراند اما اگر اين آرزوها محال و دست نيافتني باشند اثرات ناگوار و نامطلوبي بر روح و روان او خواهند گذاشت و با خود ياس و نااميدي را به همراه خواهند آورد. در اين مقاله سعي شده تا ابتدا تفاوت دو واژه اميد و آرزو تبيين گردد و سپس علت ذم آرزو در روايات و فرازهاي نهج البلاغه مطرح شود.
    قبل از ورود به بحث ذکر اين نکته لازم است که در نهج البلاغه بيش از 38 مرتبه از اميد و آرزو صحبت شده و در اکثر موارد از آن پرهيز داده شده عباراتي چون:
    آرزوها فريبنده اند(1)، هرگز بر آرزوها تکيه مکن که سرمايه احمقان است(2) کسي که آرزوهايش طولاني است کردارش نيز ناپسند است.(3)
    از آرزو پرهيز داده شده و آن امري مذموم تلقي گرديده که صاحب آرزو را به ترک آن تشويق و تحريض مي نمايد.
    از ديگر سو مي دانيم همان گونه که انسان براي حيات مادي خويش به پوشاک و خوراک و ساير موارد محتاج است به اميد و آرزو نياز دارد چرا که اگر اميد از زندگي وي حذف گردد چراغ حياتش رو به خاموشي گراييده و افول مي کند در واقع اميد و آرزو همچون محرکي نيروبخش عمل کرده و انسان ها را به جلو سوق مي دهد در صورت عدم اميد و آرزو زندگي قابليت استمرار نخواهد داشت يا حداقل با سستي و تنبلي و رخوت همراه خواهد بود.
    اما چگونه مي توان اين دوگانگي را پاسخ گفت. براي حل اين تضاد ابتدا تفاوت دو واژه اميد و آرزو را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
    اميد عبارت است از خواستن مطلوبي که در آينده قابل تحقق است و چون قابل تحقق است بالضروره مبتني بر واقعيت مي باشد لذا اميد پديده رواني است که هرچه بيشتر بر واقعيات و حقايق تکيه کند مفيدتر و محرک تر خواهد بود.
    آرزو: نوعي خواستن است که خواسته شده فعلاتحققي ندارد واز علل و عواملي که ممکن است آن خواسته شده را در آينده تحقق بخشد اثري و نشاني وجود ندارد. به همين جهت است که انسان در حال آرزوهاي دور و دراز مجبور است انرژي هاي مغزي خود را در ساختن تصنعي علل و عوامل و جابه جا کردن حقايق و حذف آنها و انتخاب نامعقول واقعيات به کار گيرد در صورتي که اين نيروها و انرژي ها ممکن است بتواند آرمان هاي بسيار مفيدتر و ضروري تر از آن خواسته هاي آرزويي را تحقق بخشد.(4)
    آرزوها يک امواج زودگذر و ناپايدار مغزي نيستند که لحظاتي سرکشيده و سپس فرو نشينند بلکه آرزوها همواره در سطوح رواني امروز را که روياروي حقايق و واقيعات و متاثر از آنهاست مي تراشد و قشري از مفاهيم حقيقت نما و مطلوب نما در آينده را بر آن سطوح مي چسباند و جلوي فعاليت هاي طبيعي روح رامي گيرد.
    با توجه به تعريف دو واژه اميد و آرزو اينک مشخص مي گردد که دليل طرد و ذم آرزو چيست؟ در خطبي(5) که آرزو به عنوان امري مذموم نام برده شده همگي حاکي از امري است که فعلامحقق نيست و عواملي که بتواند به آن آرزوها عينيت بخشد نيز فعلاوجود ندارد و فرد فقط با ساختار ذهني خويش سعي در جابه جايي حقايق و حذف و انتخاب نامعقول واقعيات دارد. اين امر سبب ناپديد شدن آخرت و سراي ابديت و لقاءالله از افق روح آدمي است و اين همان خطر بزرگي است که بر سر راه حيات هدف دار انسان ها قرار گرفته و او را از حرکت در مسير تکاملي حيات معقول باز مي دارد.
    آرزوهاي دور و دراز عقل را غافل و ياد خدا را به فراموشي مي سپارد. آرزوهاي ناروا را دروغ انگاريد که آرزوها فريبنده اند و صاحبش فريب خورده.(6)
    براي تعادل بخشيدن به حوزه انديشه و تفکر حضرت امير افراد را به زهد و پارسايي دعوت نمود و مي فرمايند:
    الزهاده قصر الامل(7)
    قصر الامل يا کوتاه کردن آرزو عنصري است که شامل لزوم جلوگيري از ورود هرگونه خيالات و آرزوها و وسوسه ها و روياهاي بي اساس مي باشد. اين عنصر است که مغز و روان انسان را با واقعيات محض در ارتباط قرار مي دهد و چه توفيقي بالاتر از ارتباط آدمي با واقعيات- حيات آدمي با هر نوعي از گسيختگي از واقعيات بعدي از ابعاد خود را مي بازد و تباهش مي کند. اين عنصر بزرگترين تلاشي که مي کند اين است که فريبکاري و دروغ و ظاهرسازي که منجر به محو جمال معني و حقيقت از افق حيات انساني مي شود را از حوزه انديشه وي دور مي سازد به شناخت هاي او اصالت بخشيده و اعمال او را منطبق بر همان شناخت هاي اصيل استوار مي سازد.
    اي بندگان خدا از سرايي کوچ کنيد که سرانجام آن نابودي است مبادا آرزوها بر شما چيره گردد. مپنداريد که عمر طولاني خواهيد داشت.(8)
    حضرت در توصيف دوستان الهي که شناختشان منطبق بر واقعيات واعمالشان منطبق بر همان شناخت هاي اصيل است مي فرمايند:
    آنان کساني هستند که آرزوهاي دنيايي را دروغ خواندند.(9)
    و نيز در توصيف متقين مي فرمايند:
    تراه قريبا امله
    او را مي بيني که آرزويش کوتاه است.
    اما اين کوتاهي آرزو به چه معناست؟ آيا به معني پيش پا را ديدن و دورانديشي نکردن است؟ و به اين معني چه ملازمتي با ياد آخرت دارد؟
    نداشتن آرزوهاي بلند براي بعضي از اذهان غيرعملي و حتي مضر به نظر رسيده و از انديشه هاي صوفيانه تلقي خواهد شد. حال آنکه ذم طول الامل به اين معناست که هرچه ياد مرگ و معاد را از ذهن انسان مي برد مطرود است و درازي آرزو باعث مي شود تا انسان با غفلت در دنيا عمل کرده و آخرت را فراموش نمايد. (10)
    آيا نديدي آنان را که آرزوهاي دور و دراز داشتند و کاخ هاي استوار مي ساختند و مال هاي فراوان مي اندوختند.(11)
    و نيز آنان که پيش از شما زندگي مي کردند به خاطر آرزوهاي دراز و پنهان بودن زمان اجل ها نابود گرديدند تا ناگهان مرگ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد.(12)
    در فرازي ديگر حضرت امير مي فرمايند:
    “از کساني مباش که توبه را با آرزوهاي دراز به تاخير مي اندازند.”(13)
    در واقع آرزوي دراز يکي از عواملي است که سبب پيوند با دنياپرستي مي شود.
    “آن کس که قلب او با دنياپرستي پيوند خورد همواره جانش گرفتار سه مشکل است. اندوهي جدانشدني، حرصي جدانشدني و آرزويي نيافتني.”(14)
    انگيزه آرزوهاي دراز:
    عمده ترين چيزي که سبب آرزوهاي دراز مي شود جهل و بي خبري نسبت به خويش نسبت به دنيا و جهل نسبت به قدرت و لطف خدا جهل نسبت به ناپايداري و بي وفايي دنياست تا جايي که سلمان فارسي مي گويد:
    سه کس مرا در شگفتي فرو برده تا آنجا که به خنده واداشته است کسي که دنيا را آرزو مي کند در حالي که مرگ در پي اوست، کسي که از اجل خويش غافل است در حالي که اجل از او غافل نيست و کسي که با تمام وجودش مي خندد در حالي که نمي داند پروردگار جهانيان از او راضي است يا نه.(15)
    گاه نيز جهل به آخرت و نعمت هاي بي پايان آن سراي جاويدان سبب مي شودکه انسان به آرزوهاي دراز به اين جهان کشيده شود.
    پيامدهاي آرزوهاي دراز
    از آنجا که آرزوهاي دراز تاثير بسيار مخربي بر زندگي معنوي و اخلاقي و حتي مادي انسان ها دارد در روايات اسلامي با تعبيرات گوناگوني از آن نکوهش گرديده و علل منطقي آن نيز بيان گرديده است.
    حضرت رسول مي فرمايند:
    “چهار چيز است که نشانه شقاوت و بدبختي انسان است، خشک بودن چشم ها، سنگدلي، آرزوهاي دراز و حرص بر دنيا.” (16)
    نيز حضرت امير مي فرمايند:
    1- هرکس آرزوي طولاني داشته باشد عملش بد خواهد شد. (17)
    2- آن کس که آرزويش از همه طولاني تر است عملش از همه زشت تر و بدتر است.(18)
    اما به طور اخص آثار طول امل عبارت است از:
    1- طول امل سرچشمه بسياري از گناهان
    يکي از بدترين آثار طول امل و آرزوهاي دراز اين است که انسان را به انواع گناهان دعوت مي کند زيرا رسيدن به اين آرزوها معمولااز طريق مشروع ممکن نيست بنابراين گرفتاران اين رذيله اخلاقي خود را ناگزير مي بينند که در کسب درآمدها چشم بر هم نهاده از غصب حقوق ديگران، خوردن مال يتيم، کم فروشي، رباخواري، رشوه و مانند اين امور ابا نداشته باشند.
    2- طول امل يکي از سبب هاي قساوت قلب
    طول امل انسان را از خدا غافل مي کند و به دنيا حريص مي سازد و آخرت او را به دست فراموشي مي سپارد و اينها همه اسباب سنگدلي و قساوت است.
    به همين دليل در حديثي آمده است که خداوند به موسي فرمود:
    “اي موسي آرزوي خود را در دنيا طولاني مکن که قسي القلب خواهي شد و قسي القلب از من دور است.”(19)
    3- طول امل سبب فراموشي مرگ است
    گرفتاران اين رذيله اخلاقي هرگز نه سخني از مرگ بر زبان مي رانند و نه در فکر آخرتند بلکه دائما در گرداب غفلت غوطه ورند.
    کسي که آرزويش از همه طولاني تر است از همه کمتر به ياد مرگ است.(20)
    4- زندگي پررنج محصول ديگري از طول امل
    بديهي است هرقدر آرزو طولاني تر باشد تهيه مقدمات بيشتري را مي طلبد همچنين صرفه جويي بيشتري براي اموال و ثروت ها جهت رسيدن به آن آرزوهاي دور و دراز لازم است. نتيجه اين دو يک زندگي توام با درد و رنج و سخت گيري بر خود و خانواده توام با تلاش شبانه روزي بي رويه است.
    5- طول امل و زندگي ذلت بار
    صاحبان آرزوهاي دراز نه تنها در رنج و تعب دائمي به سر مي برند بلکه ناچارند شخصيت انساني خود را نيز بشکنند و براي رسيدن به مقصود خيالي در برابر هرکس و ناکسي خضوع کنند و دست التماس به سوي اين و آن دراز نمايند و به زندگي ذلت بار تن دهند.
    علي(ع) مي فرمايند: اشرف الغني ترک المني(21)
    برترين بي نيازي ترک آرزوهاست
    چرا که آرزوي دور و دراز سبب مي شود که انسان دائما خود را نيازمند ببيند و دست حاجت به سوي هرکسي دراز کرده و شخصيت انساني خود را به خاطر اموري که هرگز به آن نمي رسد بشکند.
    ذل الرجال في خيبه الامال
    خواري مردان در ناکامي آرزوهاست. (22)
    6- محروميت از نعمت ها
    اين گونه افراد مرتبا به سراغ صرفه جويي و سخت گيري هرچه بيشتر در استفاده از مواهب حيات و زندگي مي روند تا به آرزوهاي دور و دراز خود برسند به همين لحاظ تحت عنوان تامين آينده از مواهبي که در اختيار دارند استفاده نکرده و محروم مي مانند.
    7- طول امل و محروم بودن از درک حقايق
    آرزوهاي دراز چون سرابي که تشنگان را در بيابان زندگي به دنبال خود مي کشاند و تشنه تر مي سازد افراد را به دنبال خويش برده بي آنکه به جايي برسند. اين آرزوها چهره هاي واقعيت را به گونه اي دروغين نشان مي دهند و انسان به خاطر آن درک نمي کند کجاست، به کجا مي رود و وظيفه اصلي او چيست.
    آرزوهاي دراز ديدگان بصيرت را نابينا مي کند.(23)
    کسي که مي تواند چهره زيباي حقيقت را همان گونه که هست ببيند و به سرچشمه زلال معرفت برسد که ديده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در ميان ابرهاي تيره و تار طول امل قرار نگيرد.
    8- طول امل سبب کفران نعمت است
    بديهي است آرزوهاي دراز انسان را به آنچه ندارد و شايد هرگز به آن نرسد دلبند مي سازد و به همين دليل آنچه را از نعمت هاي الهي در دست دارد کوچک مي شمارد و نسبت به آن بي اعتنا مي گردد واين کفران نعمت هاي الهي پيامدهاي شومي براي وي در بر دارد. از آرزوهاي دراز بپرهيزيد که زيبايي نعمت هاي الهي را از نظر شما مي برد و آنها را نزد شما کوچک مي کند و به کمي شکر از سوي شما منتهي مي شود.(24)
    درمان طول امل
    با توجه به اينکه طول امل ريشه در جهان بيني فرد داشته و در حوزه انديشه است مي توان نتيجه گرفت که براي زدودن آثار طول امل بايد به تفکر وانديشه پرداخت، بايد خود را خوب شناخت، بايد فهميد که انسان موجودي است آسيب پذير و از سوي ديگر درک اين امر نيز مهم است که جهان منزلگاهي بر سر راه است و هدف از بودن در اين جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهي براي هميشه ماندن و نيز بايد فهميد که حرص در اندوختن و ذخيره کردن اموال و برنامه ريزي براي رسيدن به آرزوها و آمال هرگز مايه سعادت انسان نمي شود بلکه دائما او را به دوزخ گرفتار مي سازد.
    بهترين شيوه براي وصول به اين هدف در اين حديث نبوي است که مي فرمايد:
    از دنيايت براي آخرتت بهره گير و از زندگانيت براي مرگ و زندگي بعد از آن و از تندرستيت براي زمان بيماري استفاده کن چرا که نمي داني فردا نام تو چيست؟ (25)
    (آيا تو را بيمار مي خوانند يا سالم، مرده مي نامند يا زنده)
    عامل ديگر آرزوهاي دور و دراز هواپرستي و عشق به دنياست.
    هرقدر از اين علاقه کاسته شود، دامنه آرزوها کوتاه تر مي گردد.
    براي رسيدن به اين هدف يکي از موثرترين راهها ياد مرگ است.
    به هوش باشيد و به ياد چيزي بيفتيد که لذات را در هم مي کوبد و شهوات را برهم مي زند و آرزوها را قطع مي کند. (26)
    پي نوشتها:
    1- خطبه 64 نهج البلاغه دشتي
    2- حکمت 36
    3- نامه 31
    4- شرح نهج البلاغه، علامه جعفري، ذيل خطبه 42
    5- خطبه 42
    6) خطبه 86
    7) خطبه 81 نهج البلاغه ارفع
    8- خطبه 52
    9- خطبه 114 نهج البلاغه فيض الاسلام
    10- اوصاف پارسايان، عبدالکريم سروش، ص 284
    11- خطبه 132
    12- خطبه 147
    13- حکمت 150
    14- حکمت 228
    15- المجحه البيضاء، ج8، ص 246
    16- تفسير قرطبي، ج5، ص 3619
    17- بحارالانوار، ج7، ص 163، حديث 9
    18- تصنيف غررالحکم، ص 312
    19- ميزان الحکمه، ج1، ص 104
    20- تصنيف الغرر، ص 312، ج 7215
    21- کلمات قصار، 211 و 34
    22- غررالحکم، ج2، ص 405
    23- غررالحکم، حديث 1375
    24- تصنيف الغرر، ص314
    25- بحارالانوار، ج74، ص 122
    26- خطبه 599
    
    
    
    
    
    هاجر باختري ، استاد دانشگاه
    


 روزنامه رسالت، شماره 6164 به تاريخ 16/3/86، صفحه 18 (انديشه)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1418220

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما