احترام پدر و مادر در منطق اسلام
64 بازدید
تاریخ ارائه : 9/27/2014 4:17:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

  نکته ها:

          1 - احترام پدر و مادر در منطق اسلام
گر چه عواطف انسانى و مساله حقشناسى به تنهائى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است ، ولى از آنجا که اسلام حتى در مسائلى که هم عقل در آن استقلال کامل دارد، و هم عاطفه آن را به وضوح در مى یابد، سکوت روا نمى دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر مى کند در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله اى دیده مى شود.
به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى کنیم :
الف در چهار سوره از قرآن مجید نیکى به والدین بلافاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته این همردیف بودن دو مساله بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است .
در سوره بقره آیه 83 مى خوانیم : لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا:
و در سوره نساء آیه 36 و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا.
و در سوره انعام آیه 151 مى فرماید: الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا.
و در آیات مورد بحث نیز این دو را قرین با هم دیدیم و قضى ربک ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا.
ب - اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه مى کنند که حتى اگر پدر و مادر کافر باشند رعایت احترامشان لازم است . در سوره لقمان آیه 15 مى خوانیم : و ان جاهداک على ان تشرک بى ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنیا معروفا: ((اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوى اطاعتشان مکن ، ولى در زندگى دنیا به نیکى با آنها معاشرت نما))!

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 79 ج - شکرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شکرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده چنانکه مى خوانیم : ان اشکر لى و لوالدیک (سوره لقمان آیه 14) با اینکه نعمت خدا بیش از آن اندازه است که قابل احصا و شماره باشد، و این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران مى باشد.
د - قرآن حتى کمترین بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است . در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: لو علم الله شیئا هو ادنى من اف لنهى عنه ، و هو من ادنى العقوق ، و من العقوق ان ینظر الرجل الى والدیه فیحد النظر الیها:
((اگر چیزى کمتر از ((اف )) وجود داشت خدا از آن نهى مى کرد (اف همانطور که گفتیم کمترین اظهار ناراحتى است ) و این حداقل مخالفت و بى احترامى نسبت به پدر و مادر است ، و از این جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر کردن مى باشد)).
ه - با اینکه جهاد یکى از مهمترین برنامه هاى اسلامى است ، مادام که جنبه وجوب عینى پیدا نکند یعنى داوطلب به قدر کافى باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است ، و اگر موجب ناراحتى آنها شود، جایز نیست .
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که مردى نزد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و عرض کرد من جوان بانشاط و ورزیده اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم که از این موضوع ناراحت مى شود، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ارجع فکن مع والدتک فو الذى بعثنى بالحق لانسها بک لیلة خیر من جهاد فى سبیل الله سنة : ((برگرد و با مادر خویش ‍ باش ، قسم به آن خدائى که مرا به حق مبعوث ساخته است یک شب مادر با تو ماءنوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 80 است ))!
ولى البته هنگامى که جهاد، جنبه وجوب عینى پیدا کند و کشور اسلامى در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى پذیرفته نیست ، حتى نارضائى پدر و مادر.
در مورد سایر واجبات کفائى و همچنین مستحبات ، مساله همانگونه است که در مورد جهاد گفته شد.
و - پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق : ((بترسید از اینکه عاق پدر و مادر و مغضوب آنها شوید، زیرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هیچگاه به کسانى که در مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید)).
این تعبیر اشاره لطیفى به این موضوع است که چنین اشخاص نه تنها در بهشت گام نمى گذارند بلکه در فاصله بسیار زیادى از آن قرار دارند، و حتى نمى توانند به آن نزدیک شوند.
سید قطب در تفسیر فى ظلال حدیثى به این مضمون از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل مى کند که مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را در همان حال مشاهده کرد عرض کرد آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم ، فرمود: نه حتى جبران یکى از ناله هاى او را (به هنگام وضع حمل ) نمى کند!
و اگر بخواهیم عنان قلم را در اینجا رها کنیم سخن بسیار به درازا مى کشد و از شکل تفسیر خارج مى شویم ، اما با صراحت باید گفت هر قدر در این زمینه گفته شود باز هم کم است چرا که آنها حق حیات بر انسان دارند.

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 81

در پایان این بحث ذکر این نکته را لازم مى دانیم که گاه مى شود پدر و مادر پیشنهادهاى غیر منطقى و یا خلاف شرع به انسان مى کنند، بدیهى است اطاعت آنها در هیچیک از این موارد لازم نیست ، ولى با این حال باید با برخورد منطقى و انجام وظیفه امر به معروف در بهترین صورتش با این گونه پیشنهادها برخورد کرد
سخن خود را در این زمینه با حدیثى از امام کاظم (علیه السلام ) پایان مى دهیم : امام (علیه السلام ) مى گوید کسى نزد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و از حق پدر و فرزند سؤ ال کرد فرمود: لا یسمیه باسمه ، و لا یمشى بین یدیه ، و لا یجلس قبله ، و لا یستسب له : ((باید او را با نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم !) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و کارى نکند که مردم به پدرش ‍ بدگوئى کند)) (نگویند خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردى !).


مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

متن کامل تفسیر نمونه


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1226/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما