تفسیر(سوره بقره) آیه 111 - 112
260 بازدید
تاریخ ارائه : 10/21/2014 9:17:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

تفسیر(سوره بقره)

آیه 111 - 112
آیه و ترجمه
وَ قَالُوا لَن یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلا مَن کانَ هُوداً أَوْ نَصرَى تِلْک أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَنَکمْ إِن کنتُمْ صدِقِینَ(111)
بَلى مَنْ أَسلَمَ وَجْهَهُ للَّهِ وَ هُوَ محْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ(112)

 ترجمه :

111 آنها گفتند هیچکس جز یهود یا نصارى هرگز داخل بهشت نخواهد شد، این آرزوى آنها است ، بگو اگر راست مى گوئید دلیل خود را (بر این موضوع ) بیاورید.
112 آرى کسى که در برابر خداوند تسلیم شود و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است ، نه ترسى بر آنها است و نه غمگین خواهند شد (بنا بر این بهشت خداوند در انحصار هیچ طایفهاى نیست ).

 تفسیر:

انحصار طلبان بهشت
قرآن در آیات فوق اشاره به یکى دیگر از ادعاهاى پوچ و نابجاى گروهى از یهودیان و مسیحیان کرده و سپس پاسخ دندانشکن به آنها مى گوید: ((آنها گفتند: هیچکس جز یهود و نصارى داخل بهشت نخواهد شد)) (و قالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصارى )

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه :402 در پاسخ ابتدا مى فرماید: ((این تنها آرزوئى است که دارند)) (و هرگز به این آرزو نخواهند رسید) (تلک امانیهم ).
بعد روى سخن را به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) کرده مى گوید: ((به آنها بگو هر ادعائى دلیلى مى خواهد چنانچه در این ادعا صادق هستید دلیل خود را بیاورید)) (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ).
پس از اثبات این واقعیت که آنها هیچ دلیلى بر این مدعى ندارند و ادعاى انحصارى بودن بهشت ، تنها خواب و خیالى است که در سر میپرورانند، معیار اصلى و اساسى ورود در بهشت را به صورت یک قانون کلى بیان کرده ، مى گوید: آرى کسى که در برابر خداوند تسلیم گردد و نیکوکار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است )) (بلى من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه ).
و بنا بر این چنین کسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگین مى شوند (و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ).
خلاصه اینکه بهشت و پاداش خداوند و نیل به سعادت جاودان در انحصار هیچ طایفه نیست ، بلکه از آن کسانى است که واجد دو شرط باشند: در مرحله اول تسلیم محض در مقابل فرمان حق و ترک تبعیض در احکام الهى ، چنان نباشد که هر دستورى موافق منافعشان است بپذیرند و هر چه مخالف آن باشد پشت سر اندازند، آنها به طور کامل تسلیم حقند.
و در مرحله بعد آثار این ایمان در عمل آنها به صورت انجام کار نیک منعکس گردد، آنها نیکوکارند، نسبت به همگان و در تمام برنامه ها.
در حقیقت قرآن با این بیان مساءله نژاد پرستى و تعصبهاى نابجا را بطور کلى نفى مى کند و سعادت و خوشبختى را از انحصار طایفه خاصى بیرون مى آورد

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه :403 ضمنا معیار رستگارى را که ایمان و عمل صالح است ، مشخص مى سازد.
نکته ها
نکته : 1
((امانیهم )) جمع ((امنیة )) به معنى آرزوئى است که انسان به آن نمى رسد.
البته در اینجا این مدعیان اهل کتاب یک آرزو بیشتر نداشتند و آن انحصار بهشت به آنها بود، ولى از آنجا که این آرزو خود سرچشمه آرزوهاى دیگر و به اصطلاح داراى شاخ و برگهاى دیگرى است به صورت ((جمع )) (امانى ) ذکر شده .
نکته : 2
جالب توجه اینکه در آیه فوق اسلام به وجه نسبت داده شده (آنها صورت خود را در برابر خدا تسلیم مى کنند) این به خاطر آن است که روشنترین دلیل براى تسلیم در برابر چیزى آن است که انسان با تمام صورت متوجه آن شود.
این احتمال نیز وجود دارد که ((وجه )) به معنى ذات بوده باشد، یعنى آنها با تمام وجود خود تسلیم فرمان پروردگارند.
نکته : 3
آیات فوق ، ضمنا این نکته را به همه مسلمانان تعلیم مى کند که در هیچ مورد زیر بار سخنان بى دلیل نروند و هر کس ادعائى کرد، از او مطالبه دلیل کنند، و به این ترتیب سد تقلیدهاى کورکورانه را بشکنند و تفکر منطقى بر جامعه آنان حاکم شود.
نکته : 4
ذکر جمله ((و هو محسن )) بعد از بیان مساءله تسلیم ، اشاره به این است که تا ایمان راسخ وجود نداشته باشد، نیکوکارى به معنى وسیع کلمه حاصل نخواهد شد.

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه :404 ضمنا این جمله نشان مى دهد که نیکوکارى براى این افراد با ایمان جنبه یک فعل زودگذر ندارد، بلکه وصف آنها شده و در عمق جانشان نفوذ کرده است .
نفى خوف و غم از پیروان خط توحید، دلیلش روشن است چرا که آنها تنها از خدا میترسند، و از هیچ چیز دیگر وحشت ندارند، ولى مشرکان خرافى از همه چیز ترس دارند، از گفته هاى این و آن ، از فال بد زدن ، از سنتهاى خرافى و از بسیار چیزهاى دیگر.
آیه 113
آیه و ترجمه
وَ قَالَتِ الْیَهُودُ لَیْستِ النَّصرَى عَلى شىْءٍ وَ قَالَتِ النَّصرَى لَیْستِ الْیَهُودُ عَلى شىْءٍ وَ هُمْ یَتْلُونَ الْکِتَب کَذَلِک قَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ یحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِ فِیمَا کانُوا فِیهِ یخْتَلِفُونَ(113)

ترجمه :

113 یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتى (نزد خداندارند، و مسیحیان نیز گفتند: یهودیان هیچ موقعیتى ندارند (و بر باطلند) در حالى که هر دو دسته ، کتاب آسمانى را مى خواندند (و باید از این گونه تعصبها بر کنار باشند) افراد نادان (دیگر همچون مشرکان ) نیز سخنى همانند سخن آنها داشتند، خداوند در روز قیامت در اختلاف آنها داورى خواهد کرد.

 شان نزول :

جمعى از مفسران از ابن عباس چنین نقل کردند: هنگامى که گروهى از مسیحیان نجران خدمت رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) آمدندعدهاى از علماى یهود نیز در آنجا حضور یافتند، بین آنها و مسیحیان در محضر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نزاع و مشاجره

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه :405 در گرفت ، رافع بن حرمله یکى از یهودیان رو به جمعیت مسیحیان کرد و گفت : آئین شما پایه و اساسى ندارد و نبوت عیسى و کتاب او انجیل را انکار کرد، مردى از مسیحیان نجران نیز عین این جمله را در پاسخ آن یهودى تکرار نمود و گفت آئین یهود پایه و اساسى ندارد، در این هنگام آیه فوق نازل شد و هر دو دسته را بخاطر گفتار نادرستشان ملامت نمود.

 تفسیر:

تضادهاى ناشى از انحصارطلبى
در آیات گذشته گوشهاى از ادعاهاى بیدلیل جمعى از یهود و نصارى را دیدیم آیه مورد بحث نشان مى دهد که وقتى پاى ادعاى بى دلیل به میان آید نتیجه اش انحصارطلبى و سپس ‍ تضاد است .
مى گوید: ((یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتى نزد خدا ندارند، و مسیحیان نیز گفتند یهودیان هیچ موقعیتى ندارند و بر باطلند)) (و قالت الیهود لیست النصارى على شى ء و قالت النصارى لیست الیهود على شى ء).
جمله ((لیست ... على شى ء)) اشاره به این است که آنها در پیشگاه خدا مقامى ندارند، یا اینکه دین و آئین آنها چیز قابل ملاحظهاى نیست .
سپس اضافه مى کند: ((آنها این سخنان را مى گویند در حالى که کتاب آسمانى را مى خوانند))! (و هم یتلون الکتاب ).
یعنى با در دست داشتن کتابهاى الهى که میتواند راهگشاى آنها در این مسائل باشد این گونه سخنان که سرچشمهاى جز تعصب و عناد و لجاج ندارد بسیار عجیب است .

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه :406 سپس قرآن اضافه مى کند: ((مشرکان نادان نیز همان چیزى را مى گفتند که اینها مى گویند)) (با اینکه اینها اهل کتابند و آنها بت پرست ) (کذلک قال الذین لا یعلمون مثل قولهم ).
این آیه سرچشمه اصلى تعصب را، جهل و نادانى معرفى کرده ، چرا که افراد نادان همواره در محیط زندگى خود محصورند و غیر آن را قبول ندارند، به آئینى که از کودکى با آن آشنا شده اند هر چند خرافى و بى اساس باشد سخت دل میبندند، و غیر آن را منکر مى شوند.
در پایان آیه آمده است ((خداوند داورى این اختلاف را در قیامت به عهده خواهد گرفت )) (فالله یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون ).
آنجا است که حقایق روشنتر مى شود و اسناد و مدارک هر چیز آشکار است ، کسى نمى تواند حق را منکر شود و به این ترتیب اختلافات بر چیده خواهد شد، آرى یکى از ویژگیهاى قیامت پایان یافتن اختلافات است .
ضمنا آیه فوق به مسلمانان دلگرمى میدهد که اگر پیروان این مذاهب به مبارزه با آنها برخاسته اند و آئین آنها را نفى مى کنند، هرگز نگران نباشند، آنها خودشان را هم قبول ندارند، هر یک چوب نفى بر دیگرى میزند، و اصولا جهل و نادانى سرچشمه تعصب و تعصب سرچشمه انحصارگرى است .


مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

متن کامل تفسیر نمونه

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما