برای اینکه میزان غفلت انسان کم شود چه راههایی وجود دارد؟
27 بازدید
تاریخ ارائه : 9/10/2014 3:11:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

برای اینکه میزان غفلت انسان کم شود چه راههایی وجود دارد؟

  غفلت گاهی اختیاری و گاهی جبری است و آنچه مورد نکوهش است غفلت اختیاری است یعنی آن جایی که ما می توانیم توجه کنیم و نمی کنیم غفلت مورد نکوهش قرآن در مورد سه امر است. 1. غفلت از یاد خدا. 2. غفلت از آیات و نشانه های خدا. 3. غفلت از آخرت[1] در نگاهی اجمالی می توانیم ریشه غفلت ها را در دو امر ببینیم[2] الف. عوامل درونی: هوای نفس ب. عوامل بیرونی (دنیا، شیطان و...)
حال با توجه به این مقدمه نکاتی بیان می دارم که هر کدام به نحوی می تواند سبب کاهش غفلت گردد.
1. بینش: بچه ای که نمی داند آتش می سوزاند به راحتی نزدیک آن می شود و حتی دست را داخل آن می کند انسانی که به جایگاه خود (کرامت، فضیلت و...) در هستی واقف نیست وظائف خود را در قبال خدا، خود و دیگران نمی داند و نسبت به خالق هستی و صفات او اطلاعات خوبی ندارد مسلماً برنامة خودسازی و زندگی خوبی نخواهد داشت و بعید نیست که در سرازیری غفلت قرار گیرد به همین منظور اولین قدم هوشیاری  وشناخت مسائل فوق است که در این زمینه باید مطالعه کرد و شبهات را پرسید.
2. امور دنیوی: ما انسان ها به امور اطراف خود و امور مادی (زندگی، تحصیل، شغل و...) توجه زیادی می کنیم و این امر می تواند ما را ساعت ها و روزها و... به خود مشغول کند و از امور معنوی غافل کند به همین خاطر باید با جهان بینی الهی به دنیا نگاه کنیم پشت هر نشانه ای از هستی حکمتی از خدا ببینیم، اختلاف رنگ ها و زبان ها و... ما را به یاد خدا بیندازد برای این که امور دنیوی ما را به خود مشغول نکند چه کارهایی باید انجام دهیم؟ برای پاسخ این سؤال به نکات زیر توجه کنید:
الف) تفکر: در مورد نشانه های خدا، آفرینش، هدف خلقت، تفکر کنید از خود بپرسید از کجا آمده ام به کجا خواهم رفت و... .
شاعر گوید:روزها فکر من این است و همه شب سخنم   /  که چرا غافل از احوال خود و خویشتنم /  زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟/به کجا می روم آخر ننمایی وطنم  ...  ودر روایت آمده است:رحم الله امراً علم من این وفی این والی این یعنی خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده ودر کجا است وبه کجا می رود؟!
ب) اهل ذکر باشید: ذکرهای کوتاه و پرمغز وقتی با تأمل گفته شوند حالتی از هوشیاری دائمی را در انسان ایجاد می کند و باعث می شود که نفس دائماً سپاسگزار خدا باشد و نسبت به توطئه های هوس و شیطان حالت دفاعی به خود بگیرد و از آرامش حاصل از آن استفاده کنیم چرا که وقتی انسان همیشه متوجه یک «پایگاه ایمن» قادر، حکیم، عالم، مهربان و... باشد پیوسته احساس راحتی می کند می داند که آنکه خالق اوست درهمه حال حافظ اوست به همین خاطر است که حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند مؤمن دائم در حال ذکر است و زیاد اهل فکر کردن. (المؤمن دائم الذکر کثیر الفکر)[3] و نیز می فرماید کسی که مشغول به ذکر خداست همنشین ونزدیک به خداست (ذکر الله سبحانه مجالسه)
ج) موعظه: یکی از امتیازات شیعه داشتن مجالس وعظ و سخنرانی است این سخنان پیوسته انسان را در حال بیداری نگه می دارند افرادی که اهل این مجالس می باشند و از وعظ مستقیم و یا غیرمستقیم (سخنرانی و...) استفاده می کنند نسبت به افرادی که به این امور توجه ندارد حالات معنوی بهتری دارند.
د) نصیحت و خیرخواهی: مؤمنان دلسوز همدیگرند وقتی می بینند که دوست مؤمنشان در اشتباه است نمی توانند بی تفاوت باشند. آنها را به خوبی ها سفارش می کنند و از بدیها باز می دارند پس ما می توانیم با گزینش دوستان مؤمن، امین و عالم و عامل از خیرخواهی های آنها استفاده کنیم و حتی خودمان برای پیشرفتمان از آنها بخواهیم که عیب های ما را گوشزد کنند به همین خاطر است که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند بهترین برادران من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند یعنی همان گونه که هدیه انسان را خوشحال می کند مؤمن نیز از شناخت صفات خود برای برطرف کردن آنها خوشحال می شود (احبُّ اِخوانی الیّ مَن اهدی الی عیوبی)[4]
هـ) فعال باشید: گاهی انسان متوجه غفلت خود می شود بهترین کار در آن موقع جلوگیری از ضرر است یعنی اینکه نگوئیم همین چند لحظه است بعد جبران می کنم بگوئیم چه تضمینی است بازگردم و وقت آن را داشته باشم و بدانیم که سقوط در درة غفلت گام به گام و تدریجی است به همین خاطر است که اغلب متوجه سقوط خود نیستیم اگر چشم باز کنیم و به گذشته خود نگاه کنیم می بینیم که چقدر گام به گام از مسیر رشد دور شده ایم و نفس و شیطان به ما گفته اند مشکلی ندارد همین بار است (درست مثل فرد سیگاری که از یک نخ یک نخ شروع کرد وقتی به خود آمده که یک پاکت یک پاکت سیگار می کشد و ترک آن برایش سخت است) به همین خاطر خداوند توبه را واجب فوری اعلام داشته اند (توبه از گناه اشتباه و خطا) همین طور باید نسبت به مجالس خود انتخابگر باشیم یعنی اگر می بینیم که این مجالس ما را از مسیر رشد دور می کند تلاش کنیم آن را تغییر دهیم اگر نمی توانیم آن را تغییر دهیم از آن مجلس فاصله بگیریم.[5]
و) محاسبه: در معارف ما به ما توصیه شده که برای رشد خود برنامه خودسازی داشته باشیم و طبق محاسبه به پیش برویم امام کاظم ـ علیه السلام ـ می فرمایند کسی که همه روزه به حساب خویشتن رسیدگی نکند از ما نیست (150 درس زندگی، ص 51) پس طبق این برنامه حرکت کنید. 1. مشارطه: از اول صبح با خود شرط کنید که آن روز وظائف خود را به خوبی انجام دهید و از گناهان نیز بپرهیزید. 2. مُراقبه: یعنی در طول روز مراقب خود و اعمال خود باشید تا از آنچه با خود عهد کرده اید تخطّی نکنید. 3. مُحاسبه: در آخر شب به حساب کارهای خود برسید. بررسی کنید تا چه مقدار به وظایف خویش موفق بوده اید و چه مقدار کوتاهی کرده اید. 4. مُعاتبه: یعنی اگر در محاسبه متوجه لغزش ها و اشتباهاتی در رفتار شدید خود را تنبیه کنید (روزه ـ انفاق ـ تلاوت قرآن یا کار خیر دیگری انجام دهید تا گذشته جبران شود)[6] دفتری به این کار اختصاص دهید.
3. دیدار علماء: در برنامه خود از دیدار علماء و دوستان صالح غفلت نورزید اصحاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ به ایشان گفتند ما با چه افرادی مجالست بکنیم ایشان فرمودند: با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد. سخن او به دانش شما بیفزاید و عمل او رغبت به آخرت را در شما ایجاد کند.
4. دیدار و عیادت مریض: به عیادت بیمار بروید در آن هنگام انسان متوجه نعمت سلامتی خود می شود و سبب خوشحالی و نشاط بیمار می گردد که خود این نیز مایه رشد انسان است.
5. تشییع جنازه: در تشییع جنازه و مراسم مؤمنین شرکت کنید یادآوری مرگ بهترین موعظه برای ما انسان هاست.
6. زیارت قبور مخصوصاً ائمه و امام زادگان و علماء:
7. مطالعه کتب اخلاقی: با مطالعه کتب اخلاقی با استعدادهای مثبت و منفی خود آشنا شوید بیماری های روحی را بشناسید برای این منظور بهتر است مطالعه اندک و مداوم داشته باشید نه اینکه آن را یک دوره با عجله از اول تا آخر بخوانید خود این کار (اندک و مداوم) باعث توجه دائمی ما می گردد.
8. مطالعه حالات عرفا: این مباحث شیرین است و انسان با خواندن آن می تواند به مقام و درجه ای که می تواند برسد واقف می شود و انگیزه حرکت و غفلت زدایی بیشتری در ما ایجاد می شود.[7]
9. اعتدال: همیشه اعتدال را حفظ کنید (مطالعه، تفریح، کار، خواب، رسیدگی به امور زندگی و...) قرآن در توصیف مؤمنین می فرماید آنها افرادی هستند که تجارت و کار، آنها را از خداوند باز نمی دارد یعنی انسان باید در همه حال حالت توجه را حفظ کند نه اینکه برای خودسازی از همه فاصله بگیرد و در گوشه ای بخزد.
منابع برای مطالعه بیشتر:
1. چکیده اخلاق در قرآن، علی شیروانی، دارالفکر، قم.
2. اخلاق اسلامی محمد علی سادات، انتشارات سمت.
3. پندهای امام صادق، استاد مصباح یزدی، انتشارات مؤسسه امام خمینی، قم.
امام صادق ـ علیه السلام ـ :
لاینبغی للمؤمن ان یجلس مجلساً یعصی الله فیه و لایقدر علی تغییره
سزاوار نیست افراد با ایمان در مجلس بنشینند که در آن گناه می شود و توانایی بر تغییر آن را ندارند.[8]
پی نوشتها:
[1] . چکیده اخلاق در قرآن، علی شیروانی، 1379، چاپ دوم، ج دوم، ص 60.
[2] . همان، ج 1، ص 59.
[3] . میزان الحکمه دورة چهار جلدی، ج 2، چاپ اول، 1416، ص 966، دارالحدیث قم.
[4] . پندهای امام صادق به ره جویان صادق، استاد مصباح یزدی، 1381، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص 172، اقتباس.
[5] . 150 درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی، 1380، چاپ 17، مدرسه امام علی بن ابیطالب، ص 130.
[6] . پندهای امام صادق، ص 27 (خلاصه).
[7] . شما می توانید به کتاب نشان از بی نشان ها اثر شیخ رجبعلی خیاط، کیمیای محبت اثر محمدی ری شهری، مراجعه کنید.
[8] . 150 درس زندگی، ص 130.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1296/
وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما