تفسیر آیات ا تا11 از سوره مؤمنون
203 بازدید
تاریخ ارائه : 9/9/2014 7:37:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 187

تفسیر آیات ا تا11  از سوره مؤمنون

آیه 1 - 11
آیه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1)
الَّذِینَ هُمْ فى صلاتهِمْ خَشِعُونَ(2)
وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضونَ(3)
وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَعِلُونَ(4)
وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَفِظونَ(5)
إِلا عَلى أَزْوَجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنهُمْ فَإِنهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ(6)
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِک فَأُولَئک هُمُ الْعَادُونَ(7)
وَ الَّذِینَ هُمْ لاَمَنَتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَاعُونَ(8)
وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى صلَوَتهِمْ یحَافِظونَ(9)
أُولَئک هُمُ الْوَرِثُونَ(10)
الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْس هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ(11)

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 193

  ترجمه :


به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 - مؤ منان رستگار شدند.

2 - آنها که در نمازشان خشوع دارند.
3 - و آنها که از لغو و بیهودگى رویگردانند.
4 - و آنها که زکات را انجام مى دهند.
5 - و آنها که دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى کنند.
6 - تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند که در بهره گیرى از آنها ملامت نمى شوند.
7 - و هر کس غیر این طریق را طلب کند تجاوزگر است .
8 - و آنها که امانتها و عهد خود را مراعات مى کنند.
9 - و آنها که از نمازها مواظبت مى نمایند.
10 - (آرى ) آنها وارثانند.
11 - که بهشت برین را ارث مى برند، و جاودانه در آن خواهند ماند.

  تفسیر:


صفات برجسته مؤ منان
همانگونه که قبلا گفتیم انتخاب نام مؤ منون براى این سوره به خاطر آیات آغاز این سوره است که ویژگیهاى مؤ منان را در عباراتى کوتاه ، زنده و پر محتوا تشریح مى کند، و جالب اینکه نخست به سرنوشت لذتبخش و پر افتخار مؤ منان - پیش ‍ از بیان صفات آنها - اشاره مى نماید تا شعله هاى شوق و عشق را در دلها براى رسیدن به این افتخار بزرگ زنده کند.
مى فرماید: ((مؤ منان رستگار شدند))، و به هدف نهائى خود در تمام ابعاد رسیدند (قد افلح المؤ منون ).
((افلح )) از ماده ((فلح و فلاح )) در اصل به معنى شکافتن و بریدن است ، سپس به هر نوع پیروزى و رسیدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است .
در حقیقت افراد پیروزمند و رستگار و خوشبخت موانع را از سر راه بر مى دارند

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 194

و راه خود را به سوى مقصد مى شکافند و پیش مى روند.
البته فلاح و رستگارى معنى وسیعى دارد که هم پیروزیهاى مادى را شامل مى شود، و هم معنوى را، و در مورد مؤ منان هر دو بعد منظور است .
پیروزى و رستگارى دنیوى در آن است که انسان آزاد و سربلند، عزیز و بى نیاز زندگى کند، و این امور جز در سایه ایمان امکان پذیر نیست ، و رستگارى آخرت در این است که در جوار رحمت پروردگار، در میان نعمتهاى جاویدان ، در کنار دوستان شایسته و پاک ، و در کمال عزت و سربلندى به سر برد.
((راغب )) در ((مفردات )) ضمن تشریح این معنى مى گوید: ((فلاح دنیوى در سه چیز خلاصه مى شود: بقاء و غنا و عزت ، و فلاح اخروى در چهار چیز: بقاء بلا فناء، و غنى بلا فقر، و عز بلا ذل ، و علم بلا جهل : ((بقاى بدون فنا، بى نیازى بدون فقر، عزت بدون ذلت ، و علم خالى از جهل )).
سپس به بیان این صفات پرداخته و قبل از هر چیز انگشت روى نماز مى گذارد و مى گوید: ((آنها کسانى هستند که در نمازشان خاشعند)) (الذینهم فى صلاتهم خاشعون ).
((خاشعون )) از ماده ((خشوع )) به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا مى شود، و آثارش ‍ در بدن ظاهر مى گردد.
در اینجا قرآن ((اقامه صلوة )) (خواندن نماز) را نشانه مؤ منان نمى شمارد بلکه خشوع در نماز را از ویژگیهاى آنان مى شمرد، اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتى بى روح و فاقد معنى نیست ، بلکه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا مى شود که از غیر او جدا مى گردند و به او مى پیوندند، چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار مى شوند که

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 195

بر تمام ذرات وجودشان اثر مى گذارد، خود را ذره اى مى بینند در برابر وجودى بى پایان ، و قطره اى در برابر اقیانوسى بیکران .
لحظات این نماز هر کدام براى او درسى است از خودسازى و تربیت انسانى و وسیله اى است براى تهذیب روح و جان .
در حدیثى مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مردى را دید که در حال نماز با ریش خود بازى مى کند فرمود: اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه !: ((اگر او در قلبش خشوع بود اعضاى بدنش نیز خاشع مى شد)).
اشاره به اینکه خشوع یک حالت درونى است که در برون اثر مى گذارد.
پیشوایان بزرگ اسلام آنچنان خشوعى در حالت نماز داشتند که به کلى از ما سوى الله بیگانه مى شدند، تا آنجا که در حدیثى مى خوانیم : پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) گاه به هنگام نماز به آسمان نظر مى کرد اما هنگامى که آیه فوق نازل شد دیگر سر برنمى داشت و دائما به زمین نگاه مى کرد)).
دومین صفتى را که بعد از صفت خشوع براى مؤ منان بیان مى کند این است که : ((آنها از هر گونه لغو و بیهودگى رویگردانند)) (و الذینهم عن اللغو معرضون ).
در واقع تمام حرکات و خطوط زندگى آنان هدفى را دنبال مى کند، هدفى مفید و سازنده چرا که لغو به معنى کارهاى بى هدف و بدون نتیجه مفید است .
در حقیقت لغو همانگونه که بعضى از مفسران بزرگ گفته اند هر گفتار و عملى است که فایده قابل ملاحظه اى نداشته باشد، و اگر مى بینیم بعضى از مفسران آن را به باطل تفسیر کرده اند.

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 196

و بعضى به معنى همه معاصى .
و بعضى به معنى دروغ .
و بعضى به معنى دشنام یا مقابله دشنام به دشنام .
و بعضى به معنى غنا و لهو و لعب .
و بالاخره بعضى به معنى شرک ، تفسیر کرده اند همه اینها مصداقهاى آن مفهوم جامع و کلى است .
البته لغو تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمى شود بلکه افکار بیهوده و بى پایه اى که انسان را از یاد خدا غافل و از تفکر در آنچه مفید و سازنده است به خود مشغول مى دارد همه در مفهوم لغو جمع است .
در واقع مؤ منان آنچنان ساخته شده اند که نه تنها به اندیشه هاى باطل و سخنان بى اساس و کارهاى بیهوده دست نمى زنند، بلکه به تعبیر قرآن از آن ((معرض )) و رویگردانند.
در آیه بعد به سومین صفت مؤ منان راستین که جنبه اجتماعى و مالى دارد اشاره کرده مى گوید: ((آنها کسانى هستند که زکات را انجام مى دهند)) (و الذین هم للزکوة فاعلون ).
و از آنجا که این سوره - همانگونه که قبلا نیز گفتیم - از سوره هایى است که در مکه نازل شده و در آن هنگام حکم زکات معمولى نازل نگردیده بود، مفسران در تفسیر این آیه گفتگوهاى مختلفى دارند.

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 197

آنچه صحیحتر به نظر مى رسد این است که زکات منحصرا به معنى زکات واجب نیست ، بلکه زکاتهاى مستحب در شرع اسلام فراوان است ، آنچه در مدینه نازل شد زکات واجب بود ولى زکات مستحب قبلا نیز بوده است .
بعضى از مفسران نیز این احتمال را داده اند که زکات به صورت یک حکم وجوبى اما بدون حد و حدود در مکه بوده است ، یعنى مسلمانان موظف بودند مقدارى از اموال خود را به نیازمندان بپردازند، ولى بعد از تشکیل حکومت اسلامى و تاءسیس بیت المال زکات تحت برنامه مشخصى قرار گرفت و نصابها و مقدارهاى معینى براى آن قرار داده شد و ماءمور این جمع زکات از طرف پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به هر سو اعزام شدند.
اما اینکه بعضى از مفسران مانند فخر رازى و آلوسى در روح المعانى و راغب در مفردات نقل کرده که زکات در اینجا به معنى هر گونه کار نیک و یا تزکیه و پاکسازى روح و جان است بسیار بعید به نظر مى رسد، زیرا در قرآن مجید هر جا نماز و زکات همراه با هم ذکر مى شود زکات به همان معنى انفاق مالى است ، و استفاده معنى دیگر نیاز به قرینه روشنى دارد که در اینجا نیست .
چهارمین ویژگى مؤ منان را مساءله پاکدامنى و عفت به طور کامل ، و پرهیز از هر گونه آلودگى جنسى قرار داده ، چنین مى گوید: ((آنها کسانى هستند که فروج خویش را از بى عفتى حفظ مى کنند)) (و الذینهم لفروجهم حافظون ).
((مگر نسبت به همسران و کنیزانشان که در بهره گیرى از آنها هیچگونه ملامت و سرزنش ندارند)) (الا على ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین ).

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 198

از آنجا که غریزه جنسى سرکشترین غرائز انسان است و خویشتن دارى در برابر آن نیاز به تقوى و پرهیزگارى فراوان و ایمان قوى و نیرومند دارد، در آیه بعد بار دیگر روى همین مساءله تاءکید کرده و مى گوید: ((هر کس غیر این طریق را (جهت بهره گیرى جنسى ) طلب کند تجاوزگر است )) (فمن ابتغى وراء ذلک فاولئک هم العادون ).
تعبیر به محافظت ((فروج )) گویا اشاره به این است که اگر مراقبت مستمر و پیگیر در این زمینه نباشد، بیم آلودگى فراوان است .
و تعبیر به ((همسران )) شامل همسران دائم و موقت هر دو مى شود، هر چند بعضى از مفسران اهل سنت در اینجا گرفتار اشتباهى شده اند که در نکات به آن اشاره خواهد شد.
تعبیر به ((غیر ملومین )) (آنها مورد ملامت قرار نمى گیرند) ممکن است اشاره به طرز فکر غلطى باشد که براى مسیحیت انحرافى پیدا شده که آنها هر گونه آمیزش جنسى را خلاف شان انسان مى پندارند و ترک مطلق آن را فضیلت مى دانند تا آنجا که کشیشان کاتولیک و همچنین زنان و مردان تارک دنیا، در تمام عمر، مجرد زندگى مى کنند، و هر گونه ازدواج را مخالف این مقام روحانى تصور مى کنند! (هر چند این مساءله بیشتر جنبه ظاهرى دارد اما در خفا جمعى از آنها طرقى براى اشباع غریزه جنسى خود انتخاب مى کنند و کتابهاى نویسندگان خودشان پر است از داستانهائى که در این زمینه نوشته اند.
به هر حال امکان ندارد خداوند غریزه اى را به عنوان بخشى از نظام احسن در انسان بیافریند و بعد آن را به کلى تحریم یا مخالف مقام انسانى بداند.
این نکته چندان نیاز به یاد آورى ندارد که حلال بودن همسران مخالف با بعضى از موارد استثنائى نیست ، مانند حالت عادت ماهانه و امثال آن .

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 199

همچنین حلال بودن کنیزان (زنان برده ) مشروط بر شرائط متعددى است که در کتب فقهى آمده و چنان نیست که هر کنیزى به صاحب آن حلال باشد، و در واقع در بسیارى از جهات و شرائط، همان شرائط همسران را دارد.
در هشتمین آیه مورد بحث به پنجمین و ششمین صفت برجسته مؤ منان اشاره کرده ، مى گوید: ((آنها کسانى هستند که امانتها و عهد خود را مراعات مى کنند)) (و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون ).
حفظ و اداى امانت - به معنى وسیع کلمه - و همچنین پایبند بودن به عهد و پیمان در برابر خالق و خلق از صفات بارز مؤ منان است .
در مفهوم وسیع امانت ، امانتهاى خدا و پیامبران الهى و همچنین امانتهاى مردم جمع است ، نعمتهاى مختلف خدا هر یک امانتى از امانات او هستند، آئین حق ، کتب آسمانى ، دستورالعملهاى پیشوایان راه حق و همچنین اموال و فرزندان و پستها و مقامها، همه امانتهاى اویند که مؤ منان در حفظ و اداى حق آنها مى کوشند تا در حیاتند از آن پاسدارى مى کنند و به هنگام ترک دنیا آنها را به نسلهاى برومند آینده خود مى سپارند، و چنین نسلى را براى پاسدارى آن تربیت مى کنند.
دلیل بر عمومیت مفهوم امانت در اینجا علاوه بر گستردگى و اطلاق لفظ، روایات متعددى است که در تفسیر امانت وارد شده ، گاهى امانت به معنى امامت ((امامان معصوم )) که هر امام آن را به امام بعد از خود مى سپارد تفسیر شده و گاه به مطلق ولایت و حکومت .
جالب اینکه ((زراره )) که از شاگردان بزرگ امام باقر (علیه السلام ) و امام صادق (علیه السلام ) است چنین مى گوید: ((منظور از جمله ان تؤ دوا الامانات الى اهلها (آیه 58 سوره نساء) این است که ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید))!.

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 200

و این نشان مى دهد که حکومت از مهمترین ودیعه هاى الهى است که باید آن را به اهلش سپرد.
همچنین دلیل عمومیت عهد و پیمان ، تعبیراتى است که در سایر آیات قرآن آمده از جمله و اوفوا بعهد الله اذا عاهدتم : ((به عهد خداوند وفا کنید هنگامى که عهد و پیمان بستید)) (نحل - 91).
قابل توجه اینکه در بعضى از آیات قرآن تعبیر به ((اداى امانت )) و یا((عدم خیانت در امانت )) شده ، در حالى که در آیه مورد بحث تعبیر به ((رعایت امانت )) شده که هم شامل ادا مى شود هم محافظت و مراقبت کامل از آن .
بنابراین اگر کوتاهى در اصلاح چیزى که مورد امانت است باعث ضرر یا خطرى بشود شخص امین موظف است که در اصلاح آن نیز بکوشد (و به این ترتیب سه کار لازم است اداء و حفظ و اصلاح ).
به هر حال مسلم است که پایبند بودن به تعهدات و حفظ و اداى امانات از مهمترین پایه هاى نظام اجتماعى بشر است و بدون آنها هرج و مرج در سرتاسر جامعه به وجود خواهد آمد، به همین دلیل حتى افراد و ملتهائى که اعتقاد الهى و مذهبى نیز ندارند براى مصون ماندن از این هرج و مرج اجتماعى ناشى از خیانت در عهد و امانت ، خود را موظف به انجام این دو برنامه - لااقل در مسائل کلى اجتماعى - مى دانند.
در زمینه اهمیت امانت در جلد سوم تفسیر نمونه صفحه 432 به بعد (ذیل آیه 58 سوره نساء) و در جلد هفتم تفسیر نمونه صفحه 136 (ذیل آیه 27 سوره انفال ) و در زمینه وفاء به عهد جلد چهارم صفحه 242 (ذیل آیه یک سوره مائده ) و جلد 11 صفحه 382 (ذیل آیه 91 سوره نحل ) مشروحا بحث کرده ایم .
بالاخره در نهمین آیه آخرین ویژگى مؤ منان را که محافظت بر نمازها است

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 201

بیان کرده مى گوید: ((آنها کسانى هستند که در حفظ نمازهاى خویش ‍ مى کوشند)) (و الذین هم على صلواتهم یحافظون ).
جالب اینکه : نخستین ویژگى مؤ منان را خشوع در نماز و آخرین صفت آنها را محافظت بر نماز شمرده است ، از نماز شروع مى شود و به نماز ختم مى گردد چرا که نماز مهمترین رابطه خلق و خالق است .
نماز برترین مکتب عالى تربیت است .
نماز وسیله بیدارى روح و جان و بیمه کننده انسان در برابر گناهان است .
خلاصه نماز هر گاه با آدابش انجام گیرد زمینه مطمئنى براى همه خوبیها و نیکیها خواهد بود.
یادآورى این نکته نیز لازم است که آیه نخست و آیه اخیر اشاره به دو مطلب متفاوت مى کند، و به همین دلیل در آیه نخست ، صلاة به صورت ((مفرد)) و در آیه اخیر به صورت ((جمع )) است ، اولى به مساءله خشوع و توجه خاص درونى که روح نماز است و اثر بر تمام اعضاء مى گذارد اشاره مى کند، و دومى به مساءله آداب و شرائط نماز از نظر وقت و زمان و مکان و همچنین از نظر تعداد نمازها، و به نمازگزاران و مؤ منان راستین توصیه مى کند در همه نمازها مراقب همه این آداب و شرائط باشند.
در مورد اهمیت نماز در مجلدات مختلف این تفسیر مشروحا بحث کرده ایم :
به جلد نهم صفحه 267 (ذیل آیه 114 سوره هود).
و جلد چهارم صفحه 104 (ذیل آیه 103 سوره نساء).
و جلد سیزدهم (ذیل آیه 14 سوره طه ) مراجعه فرمائید.
بعد از ذکر این صفات ممتاز، نتیجه نهائى آن را به این صورت بیان مى کند: ((آنها وارثانند)) (اولئک هم الوارثون ).

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 202

همان وارثانى که فردوس و بهشت برین را به ارث مى برند و جاودانه در آن خواهند ماند (الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ).
((فردوس )) در اصل - به گفته بعضى - یک لغت رومى است و بعضى آن را عربى و بعضى اصل آن را فارسى مى دانند و به معنى ((باغ )) است ، یا باغ مخصوصى که تمام نعمتها و مواهب الهى در آن جمع است و لذا مى توان آن را به عنوان ((بهشت برین )) (بهترین و برترین باغهاى بهشت ) نامید.
تعبیر به ((ارث بردن )) ممکن است اشاره به این باشد که مؤ منان بدون زحمت به آن مى رسند همانند ارث که انسان زحمتى براى آن نکشیده است ، درست است که نائل شدن به مقامات عالى بهشت ، بسیار تلاش و کوشش و پاکى و خودسازى مى خواهد ولى آن پاداش عظیم در مقابل این اعمال ناچیز بقدرى زیاد است که گوئى انسان بى زحمت به آن رسیده است .
توجه به این نکته نیز لازم است که در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین نقل شده : ما منکم من احد الا و له منزلان : منزل فى الجنة ، و منزل فى النار، فان مات و دخل النار ورث اهل الجنة منزله : ((هر یک از شما بدون استثنا داراى دو منزل است : منزلى در بهشت ، و منزلى در دوزخ ، اگر دوزخى شود و وارد جهنم گردد اهل بهشت منزلگاه او را به ارث مى برند)).
تعبیر به ((ارث )) در آیه مورد بحث ممکن است اشاره به این نکته نیز باشد.
این احتمال را نیز بعضى از مفسران دور ندانسته اند که تعبیر به ارث در اینجا اشاره به سرانجام کار مؤ منان است ، همچون میراث که در پایان کار به وارث مى رسد.
و به هر حال این مرحله عالى بهشت طبق ظاهر آیات فوق مخصوص مؤ منانى است که داراى صفات بالا هستند، به این ترتیب دیگر بهشتیان در مراحل پائینتر قرار دارند.

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 203



نکته ها:


انتخاب فعل ماضى ((افلح )) در مورد رستگارى مؤ منان براى تاءکید هر چه بیشتر است ، یعنى رستگارى آنها آنقدر مسلم است که گوئى قبلا تحقق یافته ، و ذکر کلمه ((قد)) قبل از آن نیز تاءکید دیگرى براى موضوع است .
تعبیراتى همچون ((خاشعون )) ((معرضون )) ((راعون )) و ((یحافظون ))... (به صورت اسم فاعل یا فعل مضارع ) همه دلیل بر آن است که برنامه هاى مؤ منان راستین در این اوصاف برجسته موقتى و محدود نیست بلکه مستمر و دائمى است .
2 - همسر دائم و موقت
از آیات فوق ، استفاده مى شود که تنها دو گروه از زنان بر مردان حلال هستند: نخست همسران و دیگر کنیزان (با شرائط مخصوص ) و به همین جهت این آیه در کتب فقهیه در بحثهاى نکاح در موارد بسیارى مورد استناد قرار گرفته است .
جمعى از مفسران و فقهاى اهل سنت خواسته اند از این آیه شاهدى براى نفى ازدواج موقت بیاورند، و بگویند آن هم در حکم زنا است !.
اما با توجه به این حقیقت که ((ازدواج موقت )) (متعه ) به طور مسلم در زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حلال بوده است و احدى از مسلمانان آن را انکار نمى کنند، منتها بعضى مى گویند در آغاز اسلام بوده و بسیارى از صحابه نیز به آن عمل کرده اند سپس نسخ شده و بعضى مى گویند: عمر بن خطاب از آن جلوگیرى به عمل آورد.
با توجه به این واقعیتها مفهوم سخن این دسته از دانشمندان اهل تسنن این خواهد بود که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) العیاذ بالله زنا را - حداقل براى مدتى - مجاز شمرده است ، و این غیر ممکن است .

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 204

از این گذشته (دقت کنید) متعه بر خلاف پندار این گروه یکنوع ازدواج است ازدواجى است موقت و داراى اکثر شرائط ازدواج دائم ، بنابراین قطعا در جمله ((الا على ازواجهم )) داخل است ، و به همین دلیل به هنگام خواندن صیغه ازدواج موقت از همان صیغه هاى ازدواج دائم (انکحت و زوجت ) با قید مدت استفاده مى شود، و این بهترین دلیل بر ازدواج بودن آن است .
درباره ازدواج موقت و دلائل مشروعیت آن در اسلام و عدم نسخ این حکم و همچنین فلسفه اجتماعى آن و پاسخ به ایرادات مختلف در جلد سوم صفحه 335 به بعد (ذیل آیه 24 سوره نساء) مشروحا بحث کرده ایم .
3 - خشوع ، روح نماز است - اگر رکوع و سجود و قرائت و تسبیح را جسم نماز بدانیم ، حضور قلب و توجه درونى به حقیقت نماز و کسى که با او راز و نیاز مى کنیم روح نماز است .
خشوع نیز در واقع چیزى جز حضور قلب تواءم با تواضع و ادب و احترام نیست و به این ترتیب روشن مى شود که مؤ منان تنها به نماز به عنوان یک کالبد بى روح نمى نگرند بلکه تمامى توجه آنها به باطن و حقیقت نماز است .
بسیارند کسانى که اشتیاق فراوان به حضور قلب و خشوع و خضوع در نمازها دارند اما هر چه مى کوشند توفیق آن را نمى یابند.
براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات ، امور ذیل را دقیقا توصیه مى کنیم :
1 - بدست آوردن آنچنان معرفتى که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند، تا هیچ کار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.
2 - توجه به کارهاى پراکنده و مختلف ، معمولا مانع تمرکز حواس است

تفسیر نمونه جلد 14 صفحه 205

و هر قدر انسان ، توفیق پیدا کند که مشغله هاى مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادات خود کمک کرده است .
3 - انتخاب محل و مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل ، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهائى که ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مکروه است ، و همچنین در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم ، در مقابل آئینه و عکس و مانند اینها، به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا که به حضور قلب کمک مى کند.
4 - پرهیز از گناه نیز عامل مؤ ثرى است ، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد، و از حضور قلب مى کاهد.
5 - آشنائى به معنى نماز و فلسفه افعال و اذکار آن ، عامل مؤ ثر دیگرى است .
6 - انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز کمک مؤ ثرى به این امر مى کند.
7 - از همه اینها گذشته این کار، مانند هر کار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پیگیرى دارد، بسیار مى شود که در آغاز انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه قدرت تمرکز فکر پیدا مى کند، اما با ادامه این کار و پیگیرى و تداوم آنچنان قدرت نفس پیدا مى کند که مى تواند به هنگام نماز دریچه هاى فکر خود را بر غیر معبود مطلقا ببندد! (دقت کنید).

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1313/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما