شخصیت میرزا حسن لاهیجی از نگاه بزرگان(2)
201 بازدید
تاریخ ارائه : 9/9/2014 9:45:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

  نقل از لاهیجان نیوز

 شخصیت میرزا حسن لاهیجی از نگاه بزرگان

شخصیتهای برجسته تاریخ که در کتابهای خود به شرح حال میرزا حسن لاهیجی پرداخته اند، از وی تجلیل و تکریم کرده اند. در این بخش برای این که جایگاه والای این عالم توانا در میان علمای شیعه برای خوانندگان بیش از پیش روشن گردد، به ترجمه و تلخیص عبارتهای چند تن از این شخصیتها مرور می شود:

محمد علی حزین فرزند ابوطالب ( 1180 – 1103ق) معروف به «حزین لاهیجی» که از همشهریان میرزا حسن لاهیجی و از شخصیتهای مشهور شعر و ادب به شمار می آید، چنان که در کودکی همراه پدر به شهر قم آمده و از نزدیک با میرزا حسن لاهیجی دیدار کرده است. او در سفرنامه خود به این خاطر اشاره داشته و از میرزا حسن چنین توصیف می کند:

«.. یکی از افاضل و اعلامی که در این سفر با وی دیدار شد، فاضل محقق میرزا حسن فرزند مرحوم مولانا عبدالرزاق لاهیجی بود و این سعادت در حالی نصیب ما شد که وی دوران سالخوردگی و اواخر عمر خویش را در شهر دارالمؤمنین قم پشت سر می گذاشت. او در علم و تقوا یکی از آیات بود. تألیفاتی دارد مانند: «شمع یقین» در عقاید، «جمال الصالحین» در اعمال و «رسالهئ تقیه» و…»(26)

مولی عبداللّه افندی که از دانشمندان معاصر میرزا حسن لاهیجی است، در کتاب ارزشمند خود از وی چنین یاد می کند:

«مولی حسن فرزند عبدالرزاق فرزند علی فرزند حسین که اصلش لاهیجی است ولی در شهر قم تولد یافته و در این شهر ساکن شده است، یکی از شخصیتهای فاضل، عالم، حکیم، وصوفی دوران معاصر می باشد. من در شهر قم از محضر پدرش تلمذ نموده ام.»(27)

سپس عبداللّه افندی به شمارش تألیفات وی پرداخته و تاریخ رحلت میرزا حسن را بیان می دارد.

عبدالخالق دماوندی فرزند محمود که رساله موسوم به «آینه حکمت» میرزا حسن لاهیجی را در سال 1070ق تحریر نموده است، در پایان علاوه بر توصیف کتاب که آن را آیینه تمام نمای جهان هستی و حقیقت آن قلمداد نموده است، در توصیف مؤلف نیز چنین می نویسد:

«… این رساله به اشاره یک شخصیتی تألیف یافته است که… قطب فلک سعادت، احاطه کننده اکوان فضایل… و سیر کننده در فضای لاهوتی است. او پناهگاه اهل دقت وتأمل، تکیه گاه اصحاب نقل و ارباب تعقل بوده و افضل اولین و آخرین در میان حکمای اشراق می باشد…»(28)

این عبارت با توجه به تاریخ نگارش آن که در ایام کمتر از سی سالگی میرزا حسن لاهیجی نوشته شده است، به خوبی از میزان فضل و شهرت علمی وی حکایت می کند.

شیخ عبد النبی قزوینی از علمای برجسته قرن دوازدهم هجری در یکی از آثار خود از این شخصیت به طور مفصل یاد می کند که چکیده آن چنین است:

«… میرزا حسن فرزند مولانا عبدالرزاق لاهیجی یکی از عالمان کم نظیر زمانها و نادر دهرهاست. شخصیت فاضلی که از قدرت قلمش در ارائه مطالب محکم، همه به تعجب افتاده و تسلیم او شده اند. او در اعماق اقیانوسهای علم و حکمت فرو رفته و از آنجا اشیاء نافع به ارمغان آورده است… وقتی برای تعلیم معارف جلوس می کند، به خاطر طرح مسائل دقیق همه را نسبت به خود نرم و خاشع می سازد… کلام دقیق و ظریف وی را نمی فهمد مگر کسی که خداوند او را از جهالت و گمراهی نجات داده باشد. او فروع احکام و حکمت را از اعماق اصول اسلامی در می آورد، همانند شیری که از پستانها دوشیده می شود… اعتقاد من این است که وی از پدرش نیز افضل بود…»(29)

میرزا محمد حسن زنوری خوئی در اثر ارزشمند خود، از این شخصیت بزرگ نام برده و میرزا حسن لاهیجی را با عناوینی مانند عالم، فاضل، محقق، مدقق، عارف، حکیم و متبحر می ستاید.(30)

میرزا محمد علی مدرس تبریزی در کتاب خود، در ذیل شرح حال ملا عبدالرزاق لاهیجی چنین می نویسد:

«… فیاض پسری داشت میرزا حسن نام، فاضلی بوده صالح که در سال یکهزار و یکصد و بیست و یکم هجرت در قم وفات و قبرش در سمت شرقی قبرستان بزرگ قم نزدیک به شیخان می باشد و این نگارنده در ماه رجب هزار و سیصد و پنجاه و دوم هجرت، موقع تشرف بدان بلده طیّبه به سر قبر شریفش رفتم و اخیراً در موقع تسطیع طرق و شوارع، ملحق به جاده شده است…»(31)

مروری بر فضای حاکم

دوران زندگی میراز حسن لاهیجی ( 1121 – 1045ق) با حکومت سه تن از پادشاهان صفوی به نامهای: شاه عباس دوم (1077 – 1052) سلیمان اول (1105 – 1077) و شاه سلطان حسین (1135 – 1105) مصادف شد. در این ایام، کشور ایران آبستن رخدادهای زیادی بود ولی آنچه که در شرح حال میرزا حسن لاهیجی اهمیت دارد، وجود روحانیونی است که تحت عنوان «شیخ الاسلام» در حکومت صفوی حضور نافذ و چشمگیر داشتند و اینها در حقیقت نقش به سزایی را در اجرای احکام و امور مذهبی در سطح کشور ایفا می کردند و به خاطر همین نفوذ و مقام علمی در میان رجال سیاسی و توده مردم، حکومت نیز در بسیاری از موارد مجبور می شد از تصمیمات آنان پیروی کرده و به توصیه های آنان توجه نماید.

یکی از پرنفوذترین و مشهورترین آنها، مرحوم مولی محمد طاهر شیرازی قمی است. او چون مسلک ضد فلسفه و ضد عرفان داشت با علمای بزرگ و فیلسوفان عصر خود همچون: ملا محمد تقی مجلسی، ملا عبدالرزاق لاهیجی و ملا محسن فیض کاشانی به شدت درگیر بود و رساله هایی را در نفی افکار و اندیشه های عرفانی و فلسفی آنان نوشت.(32) اما با توجه به موقعیت والایی که این سه شخصیت بزرگ نیز در میان مردم داشتند، مخالفت وی نتوانست چندان مؤثر واقع شود. پس از رحلت ملا محمد تقی مجلسی در سال 1070و عبدالرزاق در سال 1072عرصه بر فرزندان و در واقع پیروان فکری آن دو، حسابی تنگ گردید چنان که علامه محمد باقر مجلسی مجبور شد در ظاهر با ملا محمد طاهر قمی کنار بیاید و ارتباط پدرش را با عرفان و فلسفه تکذیب نماید. در این میان که میرزا حسن لاهیجی نیز جانشین افکار و اندیشه های پدرش ملا عبدالرزاق به شمار می رفت، به خاطر مخالفتهای مستمر مخالفان حکمت، خود به خود در تنگنا قرار گرفت و در گوشه ای انزوا برگزید.

او در زمان حیات پدر و با تکیه بر موقعیت اجتماعی وی چند رساله پیرامون فلسفه به رشته تألیف درآورد و کتابهایی مانند: مصباح الدرایه، مصابیح الهدی و روایع الکلم و زواهر الحکم را در همین باب نوشت و در دو کتاب دیگرش به نامهای: آینه حکمت و الفة الفرقة هر چه در توان داشت تلاش کرد تا با منطق و اقامه استدلال و برهان به اشکالات مخالفین فلسفه و عرفان پاسخ گوید، اما پس از رحلت پدرش در اثر مخالفت شدید این گروه، فرصت از دست وی خارج گشت و شرایط کاملاً دگرگون شد. از این تاریخ میرزا حسن لاهیجی از اهتمام به مسائل فلسفی دست برداشت و به سوی مسائل کلامی، اخلاقی، ادعیه و تألیف فقه روی آورد.

از برخی کتب تایخی استفاده می شود که گویا مخالفین وی، حکمم تکفیر و اخراج او را از شهر قم صادر کردند و او نیز برای حفظ جان و دفاع از خویش با خود سلاح حمل می کرد؛ چنان که به همین مناسبت اشاره کرده اند که وی در کار تیراندازی و نشانه گیری هدف با تفنگ هم کمال شهرت و مهارت را داشت.(33) از بخشی نوشته های خود میرزا حسن لاهیجی نیز چنین بر می آید که وی در این دوران در تنگنای شدید قرار داشته و تهمت و افتراهای زیادی در حق وی شایع شده بود. او در آغاز کتاب «الفة الرفقة» چنین می نگارد:

«… عجیب تر از همه، با این که من انزوا برگزیده ام و هیچ نام و نشانی در میان مردم ندارم و از قدر و منزلت افتاده ام، باز یک عده صحبت از من می کنند و یک حرفهایی را به من استناد می دهند که آن را با گوش خود از من نشنیده اند و یک چیزهایی را به من نسبت می دهند که با چشمانشان ندیده اند… هر طور که دلشان می خواهد، مرا می خوانند و افتراهایی را به من می بندند که هرگز من آن را به زبان نیاوردم… پس ای خدایی که پاک و منزه هستی! من در این مصیبت به تو پناه می برم و در این امر به تو توکل می کنم و تو را شاهد می گیرم که تو در شهادت کفایت می کنی و…»(34)

میراز حسن لاهیجی در فصل دوم از باب سوم از کتاب «آینه حکمت» خود به دفاع از حیثیت و حقانیت علمای فیلسوف و عارف، قد علم کرده و چنین می نویسد:

«… هر کس را اندک معرفت به احوال علما باشد، داند که علمای اسلام همیشه در علم حکمت مختلف بوده اند و در هر زمانی جمعی کثیر از علمای معروف که شک و قدح در دانش و ایمام ایشان نیست و تشیع ایشان کمتر از شک در روشنی آفتاب و ماه نیست، اهل حکمت و معروف به آن بوده اند، چون: خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی، امیر محمد باقر داماد و غیر ایشان از علما – قدّس اللّه ارواحهم – که تفصیل اسامی ایشان مؤدی به اطناب می شود. این جماعت و جماعت دیگر از متقدمین و متأخرین و معاصرین و متقاربین زمان ما که همه معروف و مشهورند به فضل و ایمان و مدارست حکمت و رعایت آن، و از جمله علمای عظیم الشأن، سید علی بن طاووس(ره) در کتاب فرج المهموم که در تحقیق علم نجوم نوشته، گفته که: «ابرخس و بطلمیوس و اکثر حکما انبیا بوده اند، اما چون نامهای ایشان به زبان یونانی بوده، بر مردم مشتبه گشته و ایشان را نشناخته اند. و شیخ بهاء الملة و الدین در کتاب «حدائق الصالحین» بعد از نقل این کلام، گفته که «کلام سیّد استبعادی ندارد چه هر کس تأمل و تعمق در این علم شریف کند، توانست که اصول مطالب آن، مستفاد از انبیاء(ع) است و حکم جزم به این معنی کند به حیثیتی که هیچ شک و ریب در آن نداشته باشد.»

مبارزه با ظلم و ظالم

آزاد منشی و سلحشوری همواره سیره اختصاصی فقها و علمای بزرگ جهان تشیع در طول تاریخ بوده است. میرزا حسن لاهیجی نیز از جمله آن دانشمندانی است که از این ویژگی افتخارآمیز بی بهره نمانده است. او در مقابل عملکردهای خلاف و ظلم دست اندرکاران حکومت صفوی هرگز سکوت روا نمی داشت و بلکه در فرصتهای مناسب به اقشا و اصلاح آنان می پرداخت. او در ضمن کتاب فقهی خود موسوم به «هدیة المسافر» وقتی احکام مسافر را ذکر می کند، به گونه ظریف در لابلای بیان احکام به ظلم های جاری در جامعه آن دوران، اشاره کرده و چنین می نویسد:

«و ایضاً باید دانست که هر سفری که مشتمل است بر ظلم و جور بر مسلمانان و گرفتن اموال ایشان (در مقابل) اعانت و مدد ایشان، همه داخل سفر باطل است و بسا باشد که این معنی متضمن گشتنها و نشستهای حرام باشد و گاه باشد که این جماعت گمان کنند که حفظ اهل اسلام و سرحدها و دفع دشمنان از ایشان می کنند و از این جهت سفرشان حق است و جواب این شبهه این است که هر گاه دشمنی حرکت کند یا بیم ضرری از ایشان باشد، نهایتش این است که به قدر آنچه در رفع آن دشمن و رفع ضرر، ضروری باشد از جماعت مسلمین به قدر نسبت احوال ایشان توان گرفت.

اما این همه اموال زیاد که صرف زینتها و تجملات و تنعمات بلکه صرف فسق و معاصی می شود و به ضرب چوب و به انواع سیاسات اکثر از فقرا و عجزة و بیوه زنان و یتیمان و امثال ایشان می گیرند، معلوم است که هیچکدام حق نیست و نسبت و دخلی در حفظ اسلام و مسلمین ندارد بلکه اکثر اینها بلکه همه اینها سبب خرابی بلاد و آبادانیها می شود و به این سبب بسیار مسلمین مضطر به جلاء وطن و گدایی می شوند.

و همچنین نویسندگان که اعانت این کارها و ضبط دخل و خرج این مالها می کنند و همچنین وزراء و کلانتران و داروغگان و عمله و اعوان ایشان همه از این قبیل اند و همچنین ارباب مناصب شرعی و وقفی همه مثل ایشانند اگر چه گمان کنند که تحصیل معیشت می کنند چنانچه دانسته شد.»

شعر و ادب لاهیجی

میرزا حسن لاهیجی همانند اکثر دانشمندان عصر صفوی، توجه ویژه ای به زبان فارسی و فارسی نویسی داشت؛ چنان که اغلب آثار مکتوب این عالم پرتلاش که به این زبان تألیف یافته است، نشانگر این واقعیت می باشد. نوشته های فارسی این شخصیت علمی بسیار روان و شیوا به رشته تحریر درآمده است. او در آثار فارسی خود سعی بیشتر داشت تا نوشته هایش برای همه مردم قابل فهم باشد، به همین سبب از معلق نویسی و آوردن اصلاحات و واژه های سنگین علمی و نامأنوس که شیوه منشیان آن دوران بود، پرهیز داشت. این موضوع مهم که تا به حال کمتر هم مورد توجه محققان و پژوهشگران واقع شده، وی را از سایر اندیشمندان این عصر متمایز می سازد و نثر این شخصیت بزرگ را در جایگاه والایی قرار می دهد.

میرزا حسن همه آن موضوعاتی را که با مردم ارتباط تنگاتنگ داشت مانند: فقه، اخلاق، عقاید، دعا و… به زبان فارسی نگاشته است و این نشانه آن است که این شخصیت واقع نگر به هدایت و ارشاد مردم با زبان خودشان و به مشکلات اعتقادی و فقهی و… آنان توجه عمیقی از خویش مبذول می داشت. البته تألیفات عربی این عالم بزرگ که برای خواص و در رشته های خاص به طور تخصصی نوشته شده، در عین سنگینی و استحکام مطالب و محتوای آن، از یک نوع روانی و ساده نویسی شیوایی برخوردار است.

در مواردی از کتب و نسخ خطی، اشعاری با نام «حسن گیلانی» آمده است که به احتمالی منظور همین دانشمند باشد. در اینجا به این اشعار مرور می کنیم:

- 1یکی از این موارد، رباعی است که در نسخه خطی شماره 12188مجلس شورای اسلامی، درج شده است و به نام «حسن جیلانی» منسوب است:

ممکن بود که هستی واجب فنا شود

وین ممتنع که مهر تو از دل رها شود

در تنگنای عکس نقیض خیال تو

ترسم که صورتم زهیولی جدا شود.

- 2در تذکره نصرآبادی، مؤلف کتاب، ضمن شرح حال «حسن گیلانی» این اشعار را از وی چنین نقل کرده است:

نه در طلب سمور و نه اطلس باش

در دیده اعتبار خار و خس باش

خواهی که سری برون کنی از منزل

چون جاده، تو پامال کس و ناکس باش

از کثرت داغ توام، افلاکم

وز زور لگد کوب حوادث، خاکم

باران نشاط اگر ببارد، سنگم

ور آتش غم شعله کشد، خاشاکم

اثر شناس بزرگ قرن، آقا بزرگ تهرانی در یک مورد از کتابش این اشعار را به طور صریح به میرزا حسن لاهیجی و در مورد دیگر به شخصیتی به نام «میراز حسن گیلانی دیلمانی» نسبت داده است.(35)

وفات

وفات میرزا حسن بنا به نقل افندی در ریاض العلماء در سال 1121ق. در قم صورت گرفته است و این قول بعد از افندی در کتب تراجم نقل گردیده و اختلافی در این مورد یا قول دیگری نقل نشده است.

بدین ترتیب او 49سال بعد از پدر خود ملا عبدالرزاق لاهیجی و 31سال بعد از مادرش زندگی نموده است.

اما پیرامون مدت عمر وی چیزی نقل نشده است و طبق احتمالی که شیخ آقا بزرگ در تولد وی داده (یعنی سال 1045) میرزا حسن در هنگام مرگ قریب 76سال داشته است. و نقل حزین لاهیجی که در اواخر عمر، وی را در قم ملاقات نموده، عمر زیاد وی را تأیید می کند. حزین می نویسد:

«و از افاضل و اعلام که در آن سفر ملاقات شده، فاضل محقق میرزا حسن خلف مرحوم عبدالرزاق لاهیجی است. در دارالمؤمنین قم که موطنش بود، در سن کهولت و اواخر حیات، سعادت خدمت ایشان یافته ام.»(36)

مدفن

میرزا حسن لاهیجی که تقریباً تمام عمر خود را در شهر قم گذرانیده، وفاتش نیز در این شهر اتفاق افتاد و در همین شهر مدفون گردید. قبر وی در قبرستان بزرگ اطراف حرم مطهر حضرت معصومه(س)واقع بوده، که در خیابان سازیهای جدید در کنار خیابان ارم در تقاطع این خیابان با خیابان چهارمردان در ضلع جنوب شرقی واقع گردیده است.

و اخیراً توسط حضرت آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشی نجفی(ره) قبر وی تعمیر و سنگ قبری برایش تعبیه نموده اند. ولی متأسفانه در نوشته سنگ قبر دقت کافی نشده و اشتباهات فاحشی در آن روی داده است.

نوشته سنگ قبر وی چنین است:

هو الباقی. هذا مضجع العلامة الحکیم المتکلم المحدّث الفقیه المیرزا حسن الکاشفی ابن أسوة الحکماء المولی عبدالرزاق اللاهیجی صاحب الشوارق و أمّه بنت صدر المتألهین. توفّی سنة .1043

همانطور که ملاحظه می شود دو اشتباه واضح در این نوشته وجود دارد.

اوّل آنکه: لقب میرزا حسن در هیچ کتابی کاشفی ذکر نشده است. و فقط در اینجا بدون هیچ دلیلی بعد از اسم وی لقب کاشفی ذکر شده است.

دوم اینکه: تاریخ وفات میرزا حسن سال 1121می باشد که آن را افندی در ریاض العلماء ذکر کرده است و متأسفانه در اینجا با 78سال اختلاف می باشد. سال 1043ذکر شده که دو سال قبل از تولد وی می باشد.

امیدواریم که در آینده قبر وی به نحو شایسته بازسازی و سنگ قبر او نیز اصلاح گردد.

پی نوشتها:

1 شرح حال مفصل فیاض لاهیجی در مصادر زیر قابل دسترسی است:

روضات الجنات 196/4آتشکده آذر 846/2مجمع الفصاء 27/2ریحانة الادب 363/4تذکره نصرآبادی، 156تذکره ریاض العارفین، ص 382برگزیده گوهر مراد، ص 12و 13مقالات کنگره بزرگداشت حکیم ملا عبدالرزاق لاهیجی، مفاخر اسلام .24/7

2 مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، محمد حسن رجبی، ص .28

3 رک: ریاض العلماء. مولی عبداللّه افندی، ج 3ص .207

4 تتمیم امل الآمل، ص .108

5 همان.

6 تذکره نصرآبادی، ص 365و همچنین رک: طبقات اعلام الشیعه، الکواکب المنتشره، آقا بزرگ تهرانی، ص 180و الذریعه الی تصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانی، ج 9ص 686رقم .478

7 طبقات اعلام الشیعه، ص .179

8 فهرست کتابهای خطی کتابخانه مجلس سنا، ج 1ص .144

9 برای آشنایی بیشتر با یان کتاب ارزشمند به مقاله «میرزا حسن لاهیجی و شمع یقین او» منتشر در مجله وقف میراث جاویدان، سال دوم (373ش)، شماره پنجم، ص 93 – 88و فهرست نسخه های خطی فارسی، منزی .967/2فهرست کتابخانه مرعشی 189/27و فهرست کتابخانه تربیت تبریز، ص 93و فهرست کتابهای ادبی و عرفانی خطی کاخ گلستان، بدری اتابای، ص 513 – 511و الذریعه 233/14مراجعه شود.

10 این سه اثر یعنی اثر ردیف 2و 3و 4به تصحیح نگارنده، در ضمن وسایل فارسی حسن بن عبدالرزاق لاهیجی، در سال 1375منتشر شده است.

11 این اثر نیز در ضمن رسایل فارسی لاهیجی چاپ شده است.

12 این اثر نیز در ضمن رسایل فارسی لاهیجی چاپ شده است.

13 الذریعه الی تصانیف الشیعه، .349/13

14فهرست نسخه های خطی آستان قدس رضوی. .324/15

15 الذریعه 153/4و 90/6نسخه های خطی موجود از روایع الکلم در مقدمه رسائل فارسی لاهیجی ص 29معرفی گردید. در اینجا باید متذکر شد که نسخه دیگری از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 883موجود است و در فهرست نسخ خطی آن کتابخانه ج 3ص 298معرفی شده است.

16 الذریعه .67/1

17 این رساله در ضمن رسایل فارسی لاهیجی منتشر شده است.

18 نسخه های خطی این رساله در مقدمه رسایل فارسی لاهیجی ص 25بعد از سطر چهاردهم معرفی شده ولی تیتر آن که نام رساله بوده، در حروفچینی اشتباهاً حذف شده است.

19 الذریعه .229/6

20 همان 399/16رقم .1879

21 سوانح حزین، منتشره در اول دیوان حزین ص 16نجوم السماء ص 184الذریعه .404/4

22 فهرست نسخه های خطی دانشگاه تهران .1511/10

23 همان 675/16مجموعه شماره 7698برگهای 81و .82

24 فهرست نسخ خطی کتابخانه دانشکده الهیات، ص .110

25 الذریعه، .51/17

26 تاریخ و سفرنامه حزین، ص 16چاپ شده در مقدمه دیوان حزین لاهیجی، تصحیح: بیژن ترقی، تهران، .1350

27 ریاض العلماء، عبداللّه افندی، ج 3ص .207

28 فهرست نسخه های خطی کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، ش 256ج، ص .193

29 تتمیم امل الآمل، عبدالنبی قزوینی، ص .108

30 ریاض الجنة، میرزا محمد حسن زنوری خوئی، روضه رابعه، نسخه خطی شماره 7772کتابخانه حضرت آیت اللّه مرعشی نجفی؛

31 ریحانة الادب، میرزا محمد علی مدرس تبریزی، ج 4ص .363

32 روضات الجنات، خوانساری، ج 4ص 143و دین و سیاست در دوره صفوی، ص .267 – 241

33 ریاض الجنة، نسخه خطی شماره 7772کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، روضه رابعه.

34 با تصرّف و نقل به معنا.

35 رک: الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 1ص 184و ج 9ص .242

36 سوانح حزین، ص .16

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1335/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما