انسان گل سر سبد موجودات(تفسیر)
24 بازدید
تاریخ ارائه : 9/8/2014 10:47:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

متن کامل تفسیر نمونه


تفسیرآیات 70 تا 72 از سوره اسراء
آیه و ترجمه
وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنى ءَادَمَ وَ حَمَلْنَهُمْ فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَهُم مِّنَ الطیِّبَتِ وَ فَضلْنَهُمْ عَلى کثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً(70)
یَوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُنَاسِ بِإِمَمِهِمْ فَمَنْ أُوتىَ کتَبَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَئک یَقْرَءُونَ کتَبَهُمْ وَ لا یُظلَمُونَ فَتِیلاً(71)
وَ مَن کانَ فى هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فى الاَخِرَةِ أَعْمَى وَ أَضلُّ سبِیلاً(72)

  ترجمه :

70 - ما بنى آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم ، و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنها روزى دادیم ، و بر بسیارى از خلق خود برترى بخشیدیم .
71 - به یاد آورید روزى را که هر گروهى را با پیشوایشان مى خوانیم ، آنها که نامه عملشان به دست راستشان است آنرا (با شادى و سرور) مى خوانند و سر سوزنى به آنها ظلم و ستم نمى شود.
72 - اما آنها که در این جهان (از دیدن چهره حق ) نابینا بودند در آنجا نیز نابینا هستند و گمراه تر!

  تفسیر:

انسان گل سر سبد موجودات
از آنجا که یکى از طرق تربیت و هدایت ، همان دادن شخصیت به افراد است ، قرآن مجید به دنبال بحثهائى که مشرکان و منحرفان در آیات گذشته داشت ،

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 197 در اینجا به بیان شخصیت والاى نوع بشر و مواهب الهى نسبت به او مى پردازد، تا با توجه به این ارزش فوق العاده به آسانى گوهر خود را نیالاید و خویش را به بهاى ناچیزى نفروشد، مى فرماید: ((ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم )) (و لقد کرمنا بنى آدم ).
سپس به سه قسمت از مواهب الهى ، نسبت به انسانها اشاره کرده مى گوید:
((ما آنها را با مرکبهاى مختلفى که در اختیارشان قرار داده ایم در خشکى و دریا حمل کردیم )) (و حملناهم فى البر و البحر)
دیگر اینکه ((آنها را از طیبات روزى دادیم )) (و رزقناهم من الطیبات ).
با توجه به وسعت مفهوم کلمه ((طیب )) که هر موجود پاکیزه اى را شامل مى شود، گستردگى این نعمت بزرگ الهى آشکار مى گردد.
سوم اینکه ((ما آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود فضیلت و برترى دادیم )) (و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا).
چند نکته :
1 - مرکب ، نخستین نعمت انسان
در اینجا این نکته جلب توجه مى کند که چرا خداوند از میان تمام مواهبى که به انسان بخشیده نخست به مساله حرکت او در خشکى و دریا اشاره مى کند؟
این ممکن است به آن جهت باشد که بهره گیرى از طیبات و انواع روزیها بدون حرکت امکانپذیر نیست و حرکت انسان بر صفحه زمین نیاز به مرکب راهوار دارد، آرى ((حرکت )) مقدمه هر گونه ((برکت )) است .
و یا به این جهت که مى خواهد سلطه او را بر کل پهناى زمین ، اعم از دریا و صحرا مشخص کند چرا که هر یک از انواع موجودات بر قسمتى از محدوده زمین سلطه دارند، تنها انسان است که بر کل این کره خاکى حکومت مى کند،

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 198 بر دریا، صحرا، و فراز هوا.
2 - گرامى داشت انسان از سوى خداوند
در اینکه خداوند انسان را به چه چیز گرامى داشته که در آیه فوق به طور سربسته مى گوید ما انسان را گرامى داشتیم ، در میان مفسران گفتگو است ، بعضى به خاطر اعطاى قوه عقل و نطق و استعدادهاى مختلف و آزادى اراده مى دانند.
بعضى اندام موزون و قامت راست .
بعضى موهبت انگشتان که انسان با آن بسیار کارهاى ظریف و دقیق را مى تواند انجام دهد و همچنین قدرت بر نوشتن دارد.
بعضى به اینکه انسان تقریبا تنها موجودى است که مى تواند غذاى خود را با دست بخورد.
بعضى به خاطر سلطه او بر تمام موجودات روى زمین .
و بعضى به خاطر شناخت خدا و قدرت بر اطاعت فرمان او مى دانند.
ولى روشن است که این مواهب در انسان جمع است ، و هیچگونه تضادى با هم ندارند، بنابراین گرامیداشت خدا نسبت به این مخلوق بزرگ با همه این مواهب و غیر این مواهب است .
خلاصه اینکه انسان امتیازات فراوانى بر مخلوقات دیگر دارد که هر یک از دیگرى جالبتر و والاتر است .
و روح انسان علاوه بر امتیازات جسمى مجموعه اى است از استعدادهاى عالى و توانائى بسیار براى پیمودن مسیر تکامل بطور نامحدود.
3 - تفاوت ((کرمنا)) و ((فضلنا)).
در اینکه میان این دو چه تفاوتى است ؟ نظرات گوناگونى اظهار شده است .
بعضى گفته اند ((کرمنا)) اشاره به مواهبى است که خدا ذاتا به انسان داده است ، و ((فضلنا)) اشاره به فضائلى است که انسان به توفیق الهى ، اکتساب مى کند.

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 199 این احتمال نیز بسیار نزدیک به نظر مى رسد که جمله ((کرمنا)) به جنبه هاى مادى اشاره مى کند و ((فضلنا)) به مواهب معنوى ، زیرا کلمه ((فضلنا)) غالبا در قرآن به همین معنى آمده است .
4 - معنى ((کثیر)) در اینجا چیست ؟
بعضى از مفسران آیه فوق را دلیل بر فضیلت فرشتگان بر کل بنى آدم دانسته اند، چرا که قرآن مى گوید ما انسانها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى دادیم ، و طبعا گروهى در اینجا باقى مى ماند که انسان برتر از آنها نیست و این گروه جز فرشتگان نخواهند بود.
ولى با توجه به آیات آفرینش آدم و سجود و خضوع فرشتگان براى او و تعلیم علم اسماء به آنها از سوى آدم ، تردیدى باقى نمى ماند که انسان از فرشته برتر است ، بنابراین ، ((کثیر)) در اینجا به معنى جمیع خواهد بود و به گفته مفسر بزرگ طبرسى در مجمع البیان ، در قرآن و مکالمات عرب ، بسیار معمول است که این کلمه به معنى جمیع مى آید.
طبرسى مى گوید: معنى جمله این است انا فضلناهم على من خلقناهم و هم کثیر: ((ما انسان را بر سایر مخلوقات برترى بخشیدیم و سایر مخلوقات بسیارند)).
قرآن درباره شیاطین مى گوید: و اکثرهم کاذبون (سوره شعراء آیه 223) بدیهى است که شیاطین همه دروغگو هستند نه اکثر آنها.
و به هر حال اگر این معنى را خلاف ظاهر بدانیم آیات آفرینش ‍ انسان قرینه روشنى براى آن خواهد بود.
5 - چرا انسان برترین مخلوق خدا است ؟
پاسخ این سؤ ال چندان پیچیده نیست ، زیرا مى دانیم تنها موجودى که از نیروهاى مختلف ، مادى و معنوى ، جسمانى و روحانى تشکیل شده ، و در لابلاى

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 200 تضادها مى تواند پرورش پیدا کند، و استعداد تکامل و پیشروى نامحدود دارد، انسان است .
حدیث معروفى که از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) نقل شده نیز شاهد روشنى بر این مدعا است :
((خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفرید: فرشتگان و حیوانات و انسان ، فرشتگان عقل دارند بدون شهوت و غضب ، حیوانات مجموعه اى از شهوت و غضبند و عقل ندارند، اما انسان مجموعه اى است از هر دو تا کدامین غالب آید، اگر عقل او بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است و اگر شهوتش بر عقلش ‍ چیره گردد، از حیوانات پست تر)).
در اینجا یک سؤ ال باقى مى ماند و آن اینکه آیا همه انسانها از فرشتگان برترند؟ در حالى که گروهى بى ایمان و شرور و ستمگر هستند که از پست ترین خلق خدا محسوب مى شوند و به تعبیر دیگر آیا بنى آدم در آیه مورد بحث همه انسانها را شامل مى شود یا تنها گروهى از آنها را.
پاسخ این سؤ ال را در یک جمله مى توان خلاصه کرد، و آن اینکه : آرى همه انسانها برترند، اما بالقوه و بالاستعداد، یعنى همگى این زمینه و شایستگى را دارند، حال اگر از آن استفاده نکنند، و سقوط نمایند مربوط به خودشان است .
گر چه برترى اساسى انسان بر سایر موجودات روى جنبه هاى معنوى و انسانى او است ولى بى مناسبت نیست که بدانیم به گفته دانشمندان انسان حتى از نظر نیروهاى جسمانى در بعضى از جهات از سایر جانداران قویتر و نیرومندتر است (هر چند از پاره اى جهات ضعیفتر به نظر مى رسد).
نویسنده کتاب ((انسان موجود ناشناخته )) ((الکسیس کارل )) مى گوید: ((بدن انسان داراى استحکام و ظرافت فوق العاده اى مى باشد و در مقابل هر نوع

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 201 حادثه استقامت مى ورزد، همچنین در مقابل بى غذائى ، بى خوابى ، خستگى ، غصه افراطى ، درد، بیمارى ، رنج ، پرکارى و در مورد حفظ موازنه و تعادل حیرت انگیز بدن و روح خویش ، تحمل عجیبى از خود نشان مى دهد، حتى مى توان گفت که انسان از تمام حیوانات پردوامتر، پرتلاشتر است ، با این توانائى جسمى و فکرى شگرفش توانسته است ، اینهمه امور، صنایع ، و تمدن کنونى را به وجود آورد و برتریش را بر همه جانداران به اثبات رساند)).
آیه بعد به یکى دیگر از مواهب الهى نسبت به انسان ، و سپس ‍ مسئولیتهاى سنگینى را که به موازات این مواهب متوجه او مى شود اشاره مى کند:
در آغاز به ((مساله رهبرى )) و نقش آن در سرنوشت انسانها پرداخته ، مى گوید: ((روز قیامت هر گروهى را با امام و رهبرشان مى خوانیم )) (یوم ندعوا کل اناس بامامهم )
یعنى آنها که رهبرى پیامبران و جانشینان آنانرا در هر عصر و زمان پذیرفتند، همراه پیشوایشان خواهند بود، و آنها که رهبرى شیطان و ائمه ضلال و پیشوایان جبار و ستمگر را انتخاب کردند همراه آنها خواهند بود.
خلاصه اینکه پیوند ((رهبرى )) و ((پیروى )) در این جهان بطور کامل در آن جهان منعکس مى شود، و بر اساس آن گروههائى که اهل نجات و اهل عذابند مشخص مى گردند.
گر چه بعضى از مفسران ، خواسته اند ((امام )) را در اینجا منحصرا به معنى پیامبران ، و بعضى به معنى کتابهاى آسمانى ، و بعضى به معنى علما و دانشمندان تفسیر کنند، ولى روشن است که امام در اینجا معنى وسیعى دارد که هر پیشوائى
تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 202 را اعم از پیامبران و ائمه هدى و دانشمندان و کتاب و سنت ، و همچنین ائمه کفر و ضلال را شامل مى شود، و به این ترتیب هر کس ‍ در آنجا در خط همان رهبرى قرار خواهد گرفت که در این جهان خط او را انتخاب کرده بود.
این تعبیر در عین اینکه یکى از اسباب تکامل انسان را بیان مى کند، هشدارى است به همه افراد بشر که در انتخاب رهبر فوق العاده دقیق و سختگیر باشند، و زمام فکر و برنامه خود را به دست هر کس ‍ نسپرند.
سپس مى گوید: آنجا مردم دو گروه مى شوند: ((کسانى که نامه اعمالشان به دست راستشان داده مى شود آنها با سرفرازى و افتخار و خوشحالى و سرور نامه اعمالشان را مى خوانند و کوچکترین ظلم و ستمى به آنها نمى شود)) (فمن اوتى کتابه بیمینه فاولئک یقرءون کتابهم و لا یظلمون فتیلا).
((اما کسانى که در این جهان ، کوردل بودند، آنها در سراى آخرت نیز نابینا خواهند بود)) (و من کان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى ).
و طبیعى است که این کوردلان نابینا از همه گمراهترند (و اضل سبیلا).
نه در این دنیا راه هدایت را پیدا مى کنند و نه در آخرت راه بهشت و سعادت را، چرا که چشم خود را به روى همه واقعیات بستند و از دیدن چهره حق و آیات خداوند و آنچه مایه هدایت و عبرت است و آنهمه مواهبى که خدا به آنها بخشیده بود، خود را محروم ساختند، و از آنجا که سراى آخرت بازتاب و انعکاس عظیمى است از این جهان ، چه جاى تعجب که این کوردلان به صورت نابینایان وارد عرصه محشر شوند؟!
تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 203

  نکته ها:

          1 - نقش رهبرى در زندگى انسانها
قبول زندگى جمعى در حیات انسانها نمى تواند از مساله رهبرى جدا باشد، چرا که براى مشخص کردن خط اصلى یک جمعیت ، همیشه نیاز به رهبر و پیشوائى است ، اصولا پیمودن راه تکامل بدون استفاده از وجود رهبر ممکن نیست ، و سر ارسال پیامبران و انتخاب اوصیا براى آنان همین است .
در علم عقائد و کلام نیز با استفاده از قاعده لطف و توجه به نقش ‍ رهبر در نظم جامعه و جلوگیرى از انحرافات ، بعثت انبیاء و لزوم وجود امام در هر زمان اثبات شده است .
اما به همان اندازه که یک رهبر الهى و عالم و صالح ، راه وصول انسان را به هدف نهائى ، آسان و سریع مى کند، تن دادن به رهبرى ائمه کفر و ضلال ، او را به پرتگاه بدبختى و شقاوت مى افکند.
در تفسیر این آیه در منابع اسلامى ، احادیث متعددى وارد شده که روشنگر مفهوم آیه و هدف از امامت است :
در حدیثى که شیعه و اهل تسنن از امام على بن موسى الرضا (علیه السلام ) به سندهاى صحیح نقل کرده اند چنین مى خوانیم که آن امام (علیه السلام ) از پدرانش از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در تفسیر این آیه نقل فرمود: یدعى کل اناس بامام زمانهم و کتاب ربهم و سنة نبیهم : ((در آن روز هر قومى همراه امام زمانشان و کتاب پروردگار و سنت پیامبرشان خوانده مى شوند)).
و نیز از امام صادق (علیه السلام ) چنین مى خوانیم : الا تحمدون الله اذا کان یوم القیامة فدعا کل قوم الى من یتولونه و دعانا الى رسول الله و فزعتم الینا

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 204 فالى این ترون یذهب بکم الى الجنة و رب الکعبة - قالها ثلاثا -: ((آیا شما حمد و سپاس خدا را بجا نمى آورید؟ هنگامى که روز قیامت مى شود خداوند هر گروهى را با کسى که ولایت او را پذیرفته مى خواند، ما را همراه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و شما را همراه ما، فکر مى کنید در این حال شما را به کجا مى بردند، به خداوند کعبه به سوى بهشت - سه بار امام این جمله را تکرار کرد -)).
          2 - کرامت بنى آدم
بنى آدم معمولا در قرآن عنوانى است براى انسانها توام با مدح و ستایش و احترام ، در حالى که کلمه انسان با صفاتى همانند ((ظلوم )) ((جهول )) ((هلوع )) (کم ظرفیت ) ((ضعیف )) طغیانگر، ناسپاس و مانند آن توصیف شده است و این نشان مى دهد که بنى آدم به انسان تربیت یافته اشاره مى کند و یا حداقل نظر به استعدادهاى مثبت انسان دارد. (توجه به افتخارات آدم و فضیلت او بر فرشتگان که در کلمه بنى آدم نهفته شده نیز موید این معنا است ) در حالى که کلمه انسان به معنى مطلق و گاهى احیانا اشاره به جنبه هاى منفى او است . لذا در آیات مورد بحث که سخن از کرامت و بزرگوارى و فضیلت انسان است تعبیر به ((بنى آدم )) شده . (در مورد معنى انسان در قرآن کریم در جلد 8 تفسیر نمونه صفحه 239 به بعد بحث مشروحى داشتیم ).
          3 - نقش رهبرى در اسلام
در حدیث معروفى که از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده هنگامى که سخن از ارکان اصلى اسلام به میان مى آورد ((ولایت )) (رهبرى ) را پنجمین و مهمترین رکن معرفى مى کند در حالى که نماز که معرف پیوند خلق با خالق است و روزه که رمز مبارزه با شهوات است و زکات که پیوند خلق با خلق است و حج که جنبه هاى

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 205 اجتماعى اسلام را بیان مى کند چهار رکن اصلى دیگر.
سپس امام (علیه السلام ) اضافه مى کند: ((هیچ چیز به اندازه ولایت و رهبرى اهمیت ندارد)). (چرا که اجراى اصول دیگر در سایه آن خواهد بود).
و نیز به همین دلیل در حدیث معروفى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده : من مات بغیر امام مات میتة الجاهلیة . ((کسى که بدون امام و رهبر از دنیا برود مرگ او مرگ جاهلیت است )).
تاریخ نیز بسیار بخاطر دارد که گاهى یک ملت در پرتو رهبرى یک رهبر بزرگ و شایسته در صف اول در جهان قرار گرفته ، و گاه همان ملت با همان نیروهاى انسانى و منابع دیگر بخاطر رهبرى ضعیف و نالایق آنچنان سقوط کرده که شاید کسى باور نکند این همان ملت پیشرو است .
مگر عرب جاهلى نبود که در جهل و بدبختى و فساد و ذلت و نکبت و پراکندگى و انحطاط غوطه ور بود؟ چرا که رهبر لایقى نداشت ، ولى با ظهور رهبر الهى یعنى محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنان راه ترقى و تکامل و عظمت را با سرعت پیمود که دنیائى را در شگفتى فرو برد، آرى این است نقش رهبر در آن زمان و این زمان و هر زمان .
البته خداوند براى هر عصر و زمانى رهبرى براى نجات و هدایت انسانها قرار داد؟ چرا که حکمت او ایجاب مى کند فرمان سعادت بدون ضامن اجرا نباشد، اما مهم این است که مردم رهبرشان را بشناسند، و در دام رهبران گمراه و فاسد و مفسد گرفتار نشوند که نجات از چنگالشان دشوار است .
اعتقاد شیعه به وجود یک امام معصوم در هر عصر و زمان فلسفه اش ‍ همین است آن گونه که على (علیه السلام ) فرمود: (اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم لله بحجة ،

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 206 اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بیناته . ((آرى به خدا سوگند صفحه روى زمین هرگز از رهبرى که با حجت الهى قیام کند خالى نشود، خواه ظاهر و آشکار باشد یا (بر اثر نداشتن پیروان کافى ) ترسان و پنهان ، تا نشانه هاى الهى و دلائل فرمان او از میان نرود)).
در زمینه معنى امامت و لزوم آن در جهان انسانیت در جلد اول ذیل آیه 124 سوره بقره نیز بحث کرده ایم .
          4 - کوردلان !
قرآن تعبیر جالبى از مشرکان و بیدادگران در آیات فوق دارد، از آنها به عنوان ((اعمى )) توصیف مى کند که اشاره به این حقیقت است که چهره حق همه جا آشکار است اگر چشم بینائى باشد، چشمى که آیات خدا را در پهناى این جهان به بیند، چشمى که درسهاى عبرت را در صفحات تاریخ ، بخواند، چشمى که سرنوشت جباران و ستمگران را مشاهده کند، خلاصه چشمى باز و حق نگر!
اما هنگامى که پرده هاى ضخیمى از جهل ، غرور، تعصب ، لجاجت و شهوت این چشم بیناى دل آدمى را از کار انداخت دیگر توان دید ندارد، و با اینکه جمال حق حجاب و پرده ندارد او از مشاهده آن ناتوان است .
در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم : که در تفسیر آیه فوق فرمود: من لم یدله خلق السموات و الارض ، و اختلاف اللیل و النهار، و دوران الفلک و الشمس و القمر و الایات العجیبات على ان وراء ذلک امر اعظم منه ، فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبیلا ((کسى که آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز و گردش ستارگان و خورشید و ماه و نشانه هاى شگفت انگیز او را از حقیقت بزرگترى که وراى آن نهفته است آگاه نسازد او در آخرت اعمى

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 207 و گمراه تر است ))
و نیز در روایات متعددى این آیه به کسى تفسیر شده است که استطاعت بر حج دارد ولى تا پایان عمر انجام نمى دهد.
بدون شک این یکى از مصادیق این آیه است ، نه تمام آن ، و شاید ذکر این مصداق بخاطر آن باشد که با شرکت در مراسم حج و مشاهده آن کنگره عظیم اسلامى و اسرار عبادى و سیاسى که در آن نهفته است چشم انسان بینا مى شود و حقایق بسیارى به او مى آموزد.
در بعضى دیگر از روایات بدترین نابینائى ، نابینائى دل شمرده شده . شر العمى عمى القلب .
به هر حال همانگونه که بارها گفته ایم عالم قیامت بازتابى از این عالم ، و اعتقادات و اعمال ما در این عالم است ، به همین دلیل در آیه 124 تا 126 سوره طه مى خوانیم : و من اعرض عن ذکرى فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیمة اعمى قال رب لم حشرتنى اعمى و قد کنت بصیرا قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسى . ((کسى که از ذکر ما روى گردان شود زندگى سخت و دردناکى خواهد داشت ، و روز قیامت نابینا محشور مى شود، عرض مى کند پروردگارا چرا مرا اعمى محشور کردى در حالى که قبلا بینا بودم ؟! مى فرماید این گونه که آیات ما به سراغ تو آمد و چشم از آن فرو بستى و به فراموشى سپردى ، امروز به فراموشى سپرده خواهى شد))!

تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 208 آیه 73 - 75
آیه و ترجمه
وَ إِن کادُوا لَیَفْتِنُونَک عَنِ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْک لِتَفْترِى عَلَیْنَا غَیرَهُ وَ إِذاً لاتخَذُوک خَلِیلاً(73)
وَ لَوْ لا أَن ثَبَّتْنَک لَقَدْ کِدت تَرْکنُ إِلَیْهِمْ شیْئاً قَلِیلاً(74)
إِذاً لاَذَقْنَک ضِعْف الْحَیَوةِ وَ ضِعْف الْمَمَاتِ ثمَّ لا تجِدُ لَک عَلَیْنَا نَصِیراً(75)

  ترجمه :

73 - نزدیک بود آنها (با وسوسه هاى خود) تو را از آنچه وحى کرده ایم بفریبند، تا غیر آنرا به ما نسبت دهى ، و در آن صورت تو را دوست خود انتخاب کنند!
74 - و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم (و در پرتو مقام عصمت مصون از انحراف نبودى ) نزدیک بود کمى به آنها تمایل کنى !
75 - و اگر چنین مى کردى ما دو برابر مجازات (مشرکان ) در حیات دنیا، و دو برابر (مجازات آنها) را بعد از مرگ ، به تو مى چشانیدیم ، سپس در برابر ما یاورى نمى یافتى !.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1636/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما