شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیآء آبادی - 1
53 بازدید
تاریخ ارائه : 9/6/2014 10:57:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان


بسم الله الرحمن الرحیم


شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیآء آبادی - قسمت 56

صفیر ولایت

سلسله مباحث امام شناسی آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

{ شرح زیارت جامعه کبیره }

{ 56 }

 { بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَی أَسْمَاءَ‌کُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَی عَهْدَکُمْ وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ}

معنای دقیق تفدیه

جمله‌ی (بأبی انتم و امّی...) در این زیارت تکرار شده است و قبلاً نیز توضیحاتی راجع به آن داشتیم؛ حال به طور اجمال عرض می ‌کنیم که این جمله و یا جمله‌ی (بأبی انت و امّی...) را به اصطلاح "دعای تفدیه" می ‌گویند.تفدیهیعنی فدایی دادن،چیزی را فدای چیز دیگری قرار دادن.چیزی که در نظر انسان بسیار محبوب است، چیز دیگری را فدای آن امر محبوب قرار دهد.این معنای حقیقی تفدیه است؛چنان که قرآن کریم راجع به روزه‌ی ماه مبارک رمضان می ‌فرماید :

]...وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌْْ طَعامُ مِسْکِینٍ...[؛[1]

...کسانی که توانایی روزه گرفتن ندارند باید فدیه بدهند ؛ یعنی به جای آن روزه که نگرفته‌اند، فدا بدهند.آن فدیه چیست ؟ طعام مسکین است.یعنی باید برای هر یک روز، یک مسکین را طعام بدهند.هر کسی با شرایطی که آقایان فقها بیان فرموده ‌اند (پیرمرد، پیرزن،مریض و...) نتواند روزه بگیرد، برای هر روزی، به یک مسکین طعام بدهد.یعنی خداوند حکیم از هر کسی که عذر دارد، دادن یک مُدّ(ده سیر) طعام را به جای هر یک روز، قبول می ‌کند.این فدیه، جای آن روزه‌ی فوت شده را پر می ‌کند و "فدایی روزه" می‌ شود.

معنای کنایی تفدیه

ما نیز در محاورات خود می ‌گوییم، فدایت شوم :

(جُعِلْتُ فِداکَ،فِداکَ مَنْ سِواکَ، فِداکَ مَن عَداکَ)؛

منظور این است که آن قدر تو در نظر من محبوب و عزیز و بزرگ هستی که اگر قرار باشد بلایی به تو برسد، من حاضرم سپر بلای تو باشم و بلای تو را به جان بخرم یا اگر اجل تو رسیده باشد، حاضرم بمیرم و تو زنده بمانی ؛ ولی آنچه در محاورات ما گفته می ‌شود، تفدیه‌ی حقیقی نیست زیرا کسی حاضر نمی ‌شود به جای دیگری بمیرد یا حاضر نمی‌ شود به جای دیگری کور شود.این‌ها تفدیه‌ی حقیقی نیست بلکه کنایی است؛ یعنی کنایه از تجلیل و تکریم و اظهار محبّت شدید است و این نیز در حدّ خود ممدوح است زیرا بنا نیست هر جمله‌ای که گفته می ‌شود،معنای حقیقی آن، مراد باشد، بلکه کثیراً معنای کنایی آن مراد است و لذا نه دروغ است و نه غلط ،بلکه منظور، اظهار محبّت است و این درست است که کسی در مقام اظهار محبّت شدید بگوید : فدایت شوم.او دروغگو نیست بلکه مقصودش تجلیل و تکریم و اظهار محبّت شدید است. یا می‌ گوییم :

(رُوحِی فِداکَ)؛

فدایت شوم،قربانت شوم.هیچ ‌یک از این جملات دروغ و غلط نیست بلکه صدق و صحیح است منتها معنای کنایی آن‌ها منظور است و معنای حقیقی تفدیه منظور نیست. حتی در زیارت وارث،زیارت عاشورا و در زیارت جامعه‌ی کبیره نیز این جملات که نسبت به امامان (علیهم السلام ) داریم تفدیه‌ی حقیقی نیست؛ زیرا در تفدیه‌ی حقیقی،(فادی) و(مَفدِی) باید هر دو زنده باشند.مثلاً من و شما هر دو زنده‌ایم؛ اگر من بگویم که حاضرم اگر قرار شد شما بمیری، من بمیرم، این تفدیه‌ی حقیقی است؛امّا اگر طرف مقابل در دنیا حضور ندارد و در دنیا زنده نیست، تفدیه‌ی حقیقی نمی ‌باشد زیرا تفدیه یعنی اگر قرار شد تو بمیری، به جای تو، من بمیرم و وقتی کسی در دنیا زنده نیست،فدا شدن برای او معنا ندارد.

ضرورت حضور طرف مقابل در تفدیه‌ی حقیقی

مثلاً در زیارت امام حسین (ع)می ‌خوانیم :

(بِاَبِی اَنتَ وَ اُمِّی و نَفْسِی ...)؛

در صورتی که امام حسین(ع)در حال حاضر در دنیا نیست که بگویم، من حاضرم به جای شما بمیرم.این، حرف نامعقولی خواهد بود.

گاهی هر دو طرف از دنیا رفته‌اند مثلاً پدر من از دنیا رفته،امام حسین(ع)هم که از دنیا رفته است، حال که می ‌گویم پدرم فدای شما بشود،یعنی اگر قرار باشد شما از دنیا بروی، پدر من به جای شما از دنیا برود در صورتی که هر دو از دنیا رفته‌اند و حرفی نامعقول است.پس این تفدیه،تفدیه‌ی حقیقی نیست؛ زیرا در تفدیه‌ی حقیقی، هر دو(فادی)و(مفدی)باید در دنیا باشند.پس این جملات در نبود شرایط حقیقی، معنای کنایی دارند،یعنی در مقام تجلیل و تکریم و اظهار حبّ شدید القا می‌ شوند.حتی در مورد حضرت امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ نیز حقیقی نیست زیرا آن حضرت اگرچه در دنیا زنده هستند، امّا غایبند و در تفدیه‌ی حقیقی باید طرف مقابل حاضر باشد.

آیا ممکن است تفدیه، تنزیلی باشد؟

حال ببینیم آیا ممکن است در مورد امامان (علیهم السلام ) تفدیه را "تنزیلی" بدانیم یعنی بگوییم، اگر شما در دنیا زنده و حاضر بودید، من حاضر بودم فدای شما بشوم؟ مثلاً یا اباعبدالله‌الحسین! اگر شما در دنیا زنده بودید، من حاضر بودم که شمشیرها مرا قطعه‌ ـ قطعه کنند تا شما زنده بمانید.این معنا اشکالی ندارد؛ولی در بعض موارد این معنا از تفدیه‌ی تنزیلی هم معقول و مناسب به‌نظر نمی‌ رسد.مثلاً در زیارت وارث، حضرت امام عصر(عج)مقابل شهدای کربلا(اصحاب امام حسین(ع))بایستند و بفرمایند:

(اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَولِیاءَ الله یا اَحِبّاءَ الله یا اَنْصارَ اَبِی عَبدِالله بَأبی اَنتُم وَ اُمِّی طِبْتُم وَ طابَتِ الاَرْضُ الَّتِی فیها دُفِنْتُمْ)؛

یعنی اگر شما اصحاب امام حسین(ع)زنده بودید، من حاضر بودم پدرم امام حسن عسکری(ع)را فدای شما کنم در حالی که عقلاً و شرعاً روا نیست که امام، فدای غیر امام بشود؛ نه تحقیقاً و نه تنزیلاً.این جمله در نوحه ‌سرایی حضرت عقیله‌ی بنی‌هاشم زینب کبری(س)کنار نعش آغشته به خون برادر بزرگوارش آمده است:

بِأبِی الْمَهمُومُ حَتَّی مَضیََ ------بِأبِی الْعَطْـشانُ حَتَّی قَضَی

«پدرم فدای آن غصّه‌ داری که با قلبی پر از غصه و غم درگذشت. پدرم فدای آن تشنه‌ای که با جگر تشنه جان داد».

آیا می‌ شود گفت،حضرت زینب کبری(س)حاضر بود اگر پدرش امیرالمؤمنین و برادرش امام حسین ?زنده بودند، امیرالمؤمنین را فدای امام حسین کند؟ امیرالمؤمنین اشرف و افضل از امام حسین است و فدا کردن اشرف برای غیر اشرف صحیح نیست.

پس اینجا تفدیه‌ی تنزیلی هم صحیح نیست.پس تنها معنای صحیح و معقول در اینگونه موارد، تفدیه به معنای کنایی آن است یعنی اظهار حبّ و علاقه‌ی شدید از جانب فادی نسبت به مفدی.

(بِأَبی اَنتُم وَ اُمِّی وَ نَفْسِی...)؛

یعنی: پدرم،مادرم،خودم،مالم، خاندانم و همه چیز من فدای شما، که از شدّت محبّت زائر نسبت به اهل بیت نبوّت (علیهم السلام ) حکایت می‌ کند.

نماز حسین بن علی(ع)کجا و نماز دیگران کجا!

(ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ و...)؛

ذکر شما در میان ذاکران و اسم‌ های شما در میان اسم‌ها و...خلاصه! شما در میان تمام ابعاد و نواحی زندگی مادّی و معنوی مردم حضور دارید، امّا شما کجا و مردم کجا؟! مردم ذاکرند و اسم دارند، شما هم اسم دارید؛ مردم جان دارند، شما هم جان دارید؛ مردم بدن دارند، شما هم بدن دارید؛ مردم قبر دارند، شما هم قبر دارید،امّا این کجا و آن کجا؟!

دانه‌ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه           هر دو جانسوزند امّا این کجا و آن کجا؟!

نقل از پایگاه اینترنتی احادیث

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1717/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما