آیات خدا در آفاق و انفس(تفسیر قرآن)
614 بازدید
تاریخ ارائه : 9/6/2014 8:21:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 388
آیه 20-22
آیه و ترجمه
وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشرٌ تَنتَشِرُونَ(20)
وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فى ذَلِک لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(21)
وَ مِنْ ءَایَتِهِ خَلْقُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اخْتِلَف أَلْسِنَتِکمْ وَ أَلْوَنِکمْ إِنَّ فى ذَلِک لاَیَتٍ لِّلْعَلِمِینَ(22)
  ترجمه :20 - از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس انسانهائى شدید و در روى زمین انتشار یافتید.
21 - و از نشانه هاى او اینکه همسرانى از جنس خود شما براى شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه هائى است براى گروهى که تفکر مى کنند.
22 - و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست ، در این نشانه هائى است براى عالمان .
 تفسیر:
آیات خدا در آفاق و انفس !
این آیات و قسمتى از آیات بعد نکات جالبى از دلائل توحید و نشانه هاى پروردگار را در نظام عالم هستى بازگو کرده ، و بحثهاى گذشته را تکمیل مى نماید
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 389
و مى توان گفت رویهمرفته بخش مهمى از آیات توحیدى قرآن را همین آیات تشکیل مى دهد.
این آیات که همه با تعبیر من آیاته (یکى از نشانه هاى خدا...) آغاز مى شود و آهنگ مخصوص و لحن گیرا و جذاب و تعبیرات مؤ ثر و عمیقى دارد مجموعا از هفت آیه تشکیل شده که شش آیه آن پشت سر هم و یک آیه جداگانه است (آیه 46 همین سوره ).
این هفت آیه تقسیم بندى جالبى از نظر آیات آفاقى و انفسى دارد، به طورى که سه آیه در باره آیات انفسى (نشانه هاى خدا در وجود خود انسان ) و سه آیه در باره آیات آفاقى (نشانه هاى عظمت پروردگار در بیرون وجود انسان ) و یک آیه از آیات انفسى و هم از آیات آفاقى سخن مى گوید.
قابل توجه اینکه آیاتى که با این جمله شروع مى شود در قرآن یازده آیه بیش نیست که هفت آیه آن در همین سوره روم است ، و دو آیه در سوره فصلت (آیه 37 و 39) و دو آیه در سوره شورى است (آیه 29 و 32) و مجموع این یازده آیه حقا یک دوره کامل توحید است .
ذکر این نکته را قبل از ورود در تفسیر آیات نیز لازم مى دانیم که آنچه را قرآن در این آیات به آن اشاره مى کند گرچه مسائلى است که در بدو نظر براى عموم مردم قابل درک و تشخیص است ، ولى با پیشرفت علم و دانش بشرى همواره نکته هاى تازهاى در زمینه آن براى دانشمندان آشکار مى شود که به قسمتى از آن در لابلاى تفسیر این آیات اشاره خواهیم کرد.
قرآن در اینجا نخست به سراغ آفرینش انسان که اولین و مهمترین موهبت الهى بر او است مى رود و مى گوید: ((یکى از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس شما انسانهائى شدید که در روى زمین منتشر گشتید)) (و من آیاته ان خلقکم من تراب ثم اذا انتم بشر تنتشرون ).
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 390
در این آیه به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده : یکى آفرینش انسان از خاک که ممکن است اشاره به آفرینش نخستین انسان یعنى آدم بوده باشد، یا آفرینش همه انسانها از خاک چرا که مواد غذائى تشکیل دهنده وجود انسان همه ، مستقیما یا بطور غیر مستقیم از خاک گرفته مى شود.
دیگر تکثیر نسل انسان و انتشار فرزندان آدم در سراسر روى زمین است که اگر ویژگى گسترش در آدم آفریده نشده بود به زودى از میان مى رفت و نسل او برچیده مى شد.
راستى خاک کجا و انسانى با این ظرافت کجا؟ اگر پرده هاى ظریف چشم که از برگ گل هم لطیفتر و حساستر و ظریفتر است ، همچنین سلولهاى فوق العاده حساس و ظریف مغز را در کنار خاک بگذاریم و با هم مقایسه کنیم آنگاه مى فهمیم که آفریدگار جهان چه قدرت عجیبى به کار گرفته که از آن ماده تیره کم ارزش چنین دستگاه هاى ظریف و دقیق و پرارزشى را به وجود آورده است ؟.
خاک نه نور دارد، نه حرارت ، نه زیبائى و نه طراوت ، و نه حس و نه حرکت ولى در عین حال خمیر مایه انسانى شده است داراى همه این صفات ، آن کس که از چنین موجود مردهاى که کم ارزشترین موجودات محسوب مى شود چنان موجود زنده شگرفى بیافریند شایسته هرگونه ستایش بر این قدرت و علم و دانش بیحساب است ((تبارک الله احسن الخالقین )).
این تعبیر ضمنا بیانگر این واقعیت است که در میان انسانها تفاوتى نیست و ریشه همه به یکجا بازمیگردد، همگى پیوند ناگسستنى با خاک دارند و طبعا سرانجام نیز همه به همان خاک بازمى گردند.
قابل توجه اینکه کلمه ((اذا)) در لغت عرب معمولا در مورد امور ناگهانى به کار مى رود، ذکر این تعبیر در اینجا ممکن است اشاره به آن باشد که خداوند
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 391
آنچنان قدرت تکثیر مثل به آدم داد که در مدتى کوتاه ناگهان نسل او در سراسر زمین منتشر شد و جامعه متشکل انسانى را به وجود آورد.
دومین آیه مورد بحث نیز بخش دیگرى از آیات انفسى را که در مرحله بعد از آفرینش انسان قرار دارد مطرح کرده مى فرماید: ((دیگر از نشانه هاى خدا این است که از جنس ‍ خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بیابید)) (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها).
و از آنجا که ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا، و در میان همه انسانها عموما، نیاز به یک جاذبه و کشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى کند: ((و در میان شما مودت و رحمت آفرید)) (و جعل بینکم مودة و رحمه ).
و در پایان آیه براى تاءکید بیشتر مى فرماید: ((در این امور نشانه هائى است براى افرادى که تفکر مى کنند)) (ان فى ذالک لایات لقوم یتفکرون ).
جالب اینکه قرآن در این آیه هدف ازدواج را سکونت و آرامش قرار داده است ، و با تعبیر پر معنى ((لتسکنوا)) مسائل بسیارى را بیان کرده و نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است .
به راستى وجود همسران با این ویژگیها براى انسانها که مایه آرامش زندگى آنها است یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود.
این آرامش از اینجا ناشى مى شود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى باشند بطورى که هر یک بدون دیگرى ناقص است ، و طبیعى است که میان یک موجود و مکمل وجود او چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد.
و از اینجا مى توان نتیجه گرفت آنها که پشت پا به این سنت الهى مى زنند وجود ناقصى دارند، چرا که یک مرحله تکاملى آنها متوقف شده (مگر آنکه
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 392
به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد کند).
به هر حال این آرامش و سکونت هم از نظر جسمى است ، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى .
بیماریهائى که به خاطر ترک ازدواج براى جسم انسان پیش مى آید قابل انکار نیست .
همچنین عدم تعادل روحى و ناآرامیهاى روانى که افراد مجرد با آن دست به گریبانند کم و بیش بر همه روشن است .
از نظر اجتماعى افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت مى کنند و به همین جهت انتحار و خودکشى در میان مجردان بیشتر دیده مى شود، و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سرمیزند.
هنگامى که انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى گذارد شخصیت تازهاى در خود مى یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى کند و این است معنى احساس ‍ آرامش در سایه ازدواج .
و امّا مساءله ((مودت )) و ((رحمت )) در حقیقت ((ملاط)) و ((چسب )) مصالح ساختمانى جامعه انسانى است ، چرا که جامعه از فرد فرد انسانها تشکیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشکوهى که از آجرها و قطعات سنگها تشکیل مى گردد.
اگر این افراد پراکنده ، و آن اجزاء مختلف ، با هم ارتباط و پیوند پیدا نکنند ((جامعه )) یا((ساختمانى )) به وجود نخواهد آمد.
آن کس که انسان را براى زندگى اجتماعى آفریده این پیوند و ربط ضرورى را نیز در جان او ایجاد کرده است .
فرق میان ((مودت )) و ((رحمت )) ممکن است از جهات مختلفى باشد:
1 - ((مودت )) انگیزه ارتباط در آغاز کار است ، اما در پایان که یکى از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد ((رحمت )) جاى
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 393
آن را مى گیرد.
2 - ((مودت )) در مورد بزرگترها است که مى توانند نسبت بهم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه رحمت پرورش مى یابند.
3 - ((مودت )) غالبا جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است ، زیرا براى بقاء یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلاعوض که نیاز به ایثار و ((رحمت )) دارد.
البته آیه مودت و رحمت را میان دو همسر بیان مى کند ولى این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر ((بینکم )) اشاره به همه انسانها باشد، که دو همسر یکى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى که زندگى در کل جامعه انسانى بدون این دو اصل یعنى مودت و رحمت امکانپذیر نیست ، و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و کمبود آن ، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است .
آخرین آیه مورد بحث معجونى از آیات آفاقى و انفسى است : نخست به مساءله خلقت آسمانها و زمین اشاره کرده مى گوید: ((از نشانه هاى بزرگ خدا آفرینش آسمانها و زمین است )) (و من آیاته خلق السموات و الارض ).
آسمانها با آنهمه کرات ، با آنهمه منظومه ها و کهکشانها، آسمانهائى که اندیشه بلند پرواز انسان از درک عظمت آن عاجز و فکر از مطالعه آن خسته مى شود و هر قدر علم و دانش ‍ انسان پیش مى رود نکته هاى تازهاى از عظمتش آشکار مى گردد.
یک روز بود که انسان کواکب آسمان را همین تعدادى مى دانست که با چشم دیده مى شود (دانشمندان آنچه را با چشم غیر مسلح دیده مى شود حدود پنج الى ششهزار احصاء کرده اند).
اما هر قدر تلسکوپهاى قویتر و عظیمترى ساخته شد عظمت و کثرت ستارگان
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 394
آسمان فزونتر گردید، تا آنجا که امروز معتقدند تنها کهکشان ما که یکى از انبوه کهکشانهاى آسمان است بیش از یکصد میلیون ستاره دارد که خورشید ما با عظمت خیره کننده اش ‍ یکى از ستارگان متوسط آن محسوب مى شود!، و تنها خدا مى داند که در همه کهکشانها که تعداد آنها بر هیچکس روشن نیست چقدر ستاره وجود دارد.
همچنین هر قدر علوم طبیعى ، زمینشناسى ، گیاهشناسى ، حیوانشناسى و علم تشریح و فیزیولوژى و روانشناسى و روانکاوى پیشرفت مى کند عجائب تازهاى درباره آفرینش زمین کشف مى شود که هر یک آیتى از آیات عظمت خدا است .
سپس به یکى از آیات بزرگ انفسى سخن را منتقل ساخته مى گوید: ((اختلاف زبانها و رنگهاى شما نیز از آیات عظمت او است ))! (و اختلاف السنتکم و الوانکم ).
بى شک زندگى اجتماعى بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممکن نیست که اگر یک روز همه انسانها یک شکل و یک قیافه و داراى یک قد و قواره باشند در همان یک روز شیرازه زندگى آنها بهم میریزد، نه پدر و فرزند و همسر از بیگانه شناخته مى شوند، و نه مجرم از بیگناه ، بدهکار از طلبکار، فرمانده از فرمانبر و رئیس از مرئوس ، و میزبان از مهمان ، دوست از دشمن شناخته نمى شود و چه جنجال عجیبى بر پا خواهد شد! اتفاقا گاهى این مساءله در مورد برادران دوقلو که از هر نظر شباهت با هم دارند پیش مى آید و چه مشکلاتى در برخورد مردم و مناسبات با آنها روى مى دهد تا آنجا که شنیده ایم گاهى یکى از برادران دو قلوى همرنگ و هم شکل ، بیمار بوده و مادر دارو را به دیگرى داده است ! لذا براى سازمان یافتن اجتماع بشر خداوند صداها و رنگها را مختلف قرار داده است .
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 395
به گفته ((فخر رازى )) در ذیل آیه مورد بحث ، شناسائى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله ((گوش ))، خداوند براى تشخیص چشم رنگها و صورتها و شکلها را مختلف آفریده ، و براى تشخیص گوش اختلاف آوازها و آهنگهاى صدا را ایجاد کرده است ، بطورى که در تمام جهان نمى توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات یکسان باشند یعنى صورت انسان که عضو کوچکى است و آهنگ صداى انسان که موضوع ساده اى است به قدرت پروردگار به میلیاردها شکل مختلف در مى آید و این از آیات عظمت او است .
البته این احتمال نیز وجود دارد - و بعضى از مفسران بزرگ به آن اشاره کرده اند - که اختلاف السنه به معنى اختلاف زبانها از قبیل عربى و فارسى و مانند آن باشد، و اختلاف رنگها اشاره به اختلاف نژادها که هر نژادى رنگى دارد.
ولى مى توان معنى وسیعى از کلمه ((اختلاف )) استفاده کرد که شامل این تفسیر و تفسیر ما قبل آن هر دو شود، و به هر معنى این تنوع خلقت شاهد عظمت و قدرت او است .
((فرید وجدى )) در دائرة المعارف خود از قول ((نیوتن )) دانشمند معروف غربى چنین نقل مى کند که مى گوید: ((درباره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید، زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور به تنهائى رهبر وجود باشد، چون ضرورت کور و یکسان در هر مکان و هر زمان متصور نیست که اینهمه کائنات متنوع و موجودات رنگارنگ از او صادر گردد، و ممکن نیست که وجود با نظام و ترتیب اجزائش و تناسبهاى لازم و هماهنگ با تغییرات زمان و مکان ظاهر گردد، بلکه همه این امور حتما باید از مبدئى سرچشمه گرفته باشد
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 396
که داراى علم و حکمت و اراده است )).
قرآن در پایان آیه فوق مى گوید: ((در این امور نشانه هائى است براى عالمان و اندیشمندان )) (ان فى ذالک لایات للعالمین ).
چرا که آنها بیش از هر کس از این اسرار آگاه مى شوند.
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 397
آیه 23-25
آیه و ترجمه
وَ مِنْ ءَایَتِهِ مَنَامُکم بِالَّیْلِ وَ النهَارِ وَ ابْتِغَاؤُکُم مِّن فَضلِهِ إِنَّ فى ذَلِک لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَسمَعُونَ(23)
وَ مِنْ ءَایَتِهِ یُرِیکمُ الْبرْقَ خَوْفاً وَ طمَعاً وَ یُنزِّلُ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَیُحْىِ بِهِ الاَرْض ‍ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فى ذَلِک لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ(24)
وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَن تَقُومَ السمَاءُ وَ الاَرْض بِأَمْرِهِ ثمَّ إِذَا دَعَاکُمْ دَعْوَةً مِّنَ الاَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تخْرُجُونَ(25)
  ترجمه :23 - و از نشانه هاى او خواب شما در شب و روز است ، و تلاش و کوششتان براى بهره گیرى از فضل پروردگار (و تامین معاش ) در این امور نشانه هائى است براى آنها که گوش شنوا دارند!
24 - و از آیات او این است که برق (و رعد) را به شما نشان مى دهد که هم مایه ترس است و هم امید (ترس از صاعقه ، و امید به نزول باران ) و از آسمان آبى فرو مى فرستد که زمین را بعد از مردن به وسیله آن زنده مى کند، در این نشانه هائى است براى جمعیتى که عقل خود را به کار مى گیرند.
25 - و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست سپس هنگامى که شما را (در قیامت ) از زمین فرا مى خواند ناگهان همه خارج مى شوید (و در صحنه محشر حضور مى یابید).
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 398
 تفسیر:
باز هم نشانه هاى عظمت او در برون و درون
به دنبال بحثهاى گذشته پیرامون آیات پروردگار در آفاق و انفس ، آیات مورد بحث به گفتگو پیرامون بخش دیگرى از این آیات بزرگ مى پردازد.
نخست پدیده خواب را به عنوان یک پدیده مهم آفرینش و نمودارى از نظام حکیمانه آفریننده آن مورد توجه قرار داده مى گوید:
((از آیات او خواب شما در شب و روز است ، و نیز تلاش و کوشش شما براى بهره گیرى از فضل پروردگار و تامین نیازمندیهاى زندگى )) (و من آیاته منامکم باللیل و النهار و ابتغاءکم من فضله ).
و در پایان مى افزاید: ((در این امور آیات و نشانه هائى است براى آنها که گوش شنوا دارند)) (ان فى ذلک لایات لقوم یسمعون ).
این حقیقت بر هیچ کس پوشیده نیست که همه موجودات زنده براى تجدید نیرو و به دست آوردن آمادگى لازم براى ادامه کار و فعالیت نیاز به استراحت دارند، استراحتى که به طور الزامى به سراغ آنها بیاید، و حتى افراد پر تلاش و یا حریص را ناگزیر به انجام آن سازد.
چه عاملى براى وصول به این هدف بهتر از خواب تصور مى شود که الزاما به سراغ انسان مى آید و او را وادار مى کند که تمام فعالیتهاى جسمانى و بخش مهمى از فعالیتهاى فکرى و مغزى خویش را تعطیل کند، تنها دستگاه هائى از جسم همانند قلب و ریه و بخشى از فعالیتهاى مغزى که براى ادامه حیات لازم است به کار خود ادامه مى دهند آنهم بسیار آرام و آهسته .
این موهبت بزرگ الهى سبب مى شود که جسم و روح انسان به اصطلاح سرویس شود، و با بروز حالت خواب که یک نوع وقفه و تعطیل کار بدن است
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 399
آرامش و رفع خستگى حاصل گردد، و انسان حیات و نشاط و نیروى تازهاى پیدا کند.
مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان بسیار زود پژمرده و فرسوده مى شد، و بسیار زود پیرى و شکستگى به سراغ او مى آمد، به همین دلیل خواب متناسب و آرام ، راز سلامت ، و طول عمر، و دوام نشاط جوانى است .
قابل توجه اینکه اولا خواب را قبل از ((ابتغاء فضل اللّه )) که در آیات قرآن به معنى تلاش براى روزى است قرار داده ، اشاره به اینکه پایه اى براى آن محسوب مى شود، چرا که بدون خواب کافى ((ابتغاء فضل اللّه )) مشکل است . ((ثانیا)) درست است که خواب معمولا در شب است و تلاش معاش در روز، اما چنان نیست که انسان نتواند این برنامه را به هنگام لزوم تغییر دهد، بلکه خداوند انسان را چنان آفریده که مى تواند برنامه خواب خود را تغییر داده ، و بر ضرورتها و نیازها منطبق سازد، تعبیر به ((منامکم باللیل و النهار)) (خواب شما در شب و روز) گویا اشاره به همین نکته است .
بدون شک برنامه اصلى خواب مربوط به شب است ، و شب به خاطر آرامشى که از تاریکى پدید مى آید اولویت خاصى در این مورد دارد، اما گاه شرائطى در زندگى انسان پیدا مى شود که مثلا مجبور مى شود شبانه سفر کند و روز استراحت نماید، اگر برنامه تنظیم خواب در اختیار انسان نبود چه مشکلى پیش مى آمد؟ اهمیت این مطلب مخصوصا در عصر ما که بسیارى از مؤ سسات صنعتى و پزشکى و درمانى مجبورند بطور مداوم در تمام شبانه روز کار کنند و تعطیل برنامه هاى آنها ممکن نیست ، و لذا کارگران در سه نوبت به کار مى پردازند، از هر زمان دیگرى روشنتر است .
نیاز جسم و روح انسان به خواب به اندازهاى زیاد است که توانائى و تحمل انسان در برابر بیخوابى بسیار کم است و از چند شبانه روز تجاوز نمى کند،
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 400
به همین جهت جلوگیرى از خواب همیشه به عنوان یکى از دردناکترین شکنجه ها نزد جباران و طاغوتیان شناخته شده است .
و نیز به همین دلیل یکى از طرق درمان مؤ ثر بسیارى از بیماریها این است که بیمار را در خواب عمیق فرو مى برند، و از این راه توان و نیروى بیمار را افزایش مى دهند.
البته هیچ کس نمى تواند مقدار معینى را به عنوان ((مقدار خواب لازم )) براى عموم انسانها تعیین کند، چه اینکه این امر بستگى به سن و سال و وضع و موقعیت اشخاص و چگونگى ساختمان روحى و جسمى آنها دارد، آنچه مهم است اینکه ((خواب کافى )) مقدارى است که انسان بعد از آن احساس کند از این نظر اشباع شده است ، درست همانگونه که در مورد آب و مقدار غذا احساس سیرى مى کند.
این نیز قابل توجه است که علاوه بر ((طول )) زمان خواب ، عمق آن نیز اهمیت ویژهاى دارد، اى بسا یک ساعت خواب عمیق کار چند ساعت خواب سطحى را در بازسازى روح و جسم انسان انجام مى دهد.
البته در آنجا که خواب عمیق ممکن نباشد ((نعاس )) (خواب خفیف ) هم یکى از نعمتهاى الهى است ، چنانکه در آیه 11 سوره انفال در مورد مجاهدان بدر از آن یاد شده ، چرا که در میدان جنگ خواب عمیق نه امکان پذیر است و نه مفید و سودمند.
به هر حال نعمت خواب ، و آرامش و آسایش ناشى از آن و نیز قدرت و نشاطى که بعد از خواب پیدا مى شود از نعمتهائى است که با هیچ بیانى قابل توصیف نیست .
آیه بعد که پنجمین قسمت از آیات عظمت خدا را بیان مى کند باز به سراغ آیات آفاقى مى رود، و مسئله باران و رعد و برق و حیات زمین را پس از مرگ
تفسیر نمونه جلد 16 صفحه 401
مورد توجه قرار داده ، مى گوید: ((از نشانه هاى خدا این است که برق را که هم مایه ترس است هم مایه امید، به شما نشان مى دهد)) (و من آیاته یریکم البرق خوفا و طمعا).
((ترس )) از خطرات ناشى از برق که گاه به صورت ((صاعقه )) در مى آید و هر چیز را در حوزه آن قرار گیرد آتش مى زند و خاکستر مى کند، و ((امید)) از نظر نزول باران که غالبا بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو مى ریزد.
بنابراین ، برق آسمان پیشاهنگى است براى نزول باران (علاوه بر فوائد گوناگون مهمى که در این برق نهفته شده و دانش امروز از آن پرده برداشته و ما در آغاز سوره رعد به آن اشاره کردیم ).
سپس مى افزاید: ((و از آسمان آبى نازل مى کند که زمین را بعد از مرگش حیات مى بخشد)) (و ینزل من السماء ماءا فیحیى به الارض بعد موتها).
زمین خشک و سوزانى که بوى مرگ از تمام آن به مشام مى رسد بعد از نزول چند باران حیاتبخش آنچنان جان مى گیرد و زنده مى شود و آثار حیات به صورت گلها و گیاهان در آن نمایان مى گردد که گاه باورکردنى نیست که این همان زمین مرده سابق


مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

متن کامل تفسیر نمونه

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1824/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما