از کفار پیروی نکنید..(تفسیر قرآن کریم)
67 بازدید
تاریخ ارائه : 9/6/2014 8:30:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان


مرکز تخصصی قرآنی

(به سایت گروه قرآنی امام رضا شهرک رضوی بسطام خوش آمدید)

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 146
آیه 149-151
آیه و ترجمه
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِن تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکمْ عَلى أَعْقَبِکُمْ فَتَنقَلِبُوا خَسرِینَ(149)
بَلِ اللَّهُ مَوْلَامْ وَ هُوَ خَیرُ النَّصرِینَ(150)
سنُلْقِى فى قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْب بِمَا أَشرَکوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنزِّلْ بِهِ سلْطناً وَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ وَ بِئْس مَثْوَى الظلِمِینَ(151)

  ترجمه :

149 - اى کسانى که ایمان آورده اید اگر از کسانى که کافر شده اند اطاعت کنید شما را به عقب باز مى گردانند و سرانجام زیانکار خواهید شد.
150 - (آنها تکیه گاه شما نیستند) بلکه تکیه گاه و سرپرست شما خدا است و او بهترین یاوران است .
151 - به زودى در دلهاى کافران به خاطر اینکه بدون دلیل چیزهائى را براى خدا شریک قرار دادند، رعب و ترس مى افکنیم و جایگاه آنها آتش است و چه بد جایگاهى است جایگاه ستمکاران .

 تفسیر :

اخطارهاى مکرر
این آیات همانند آیات گذشته بعد از جنگ احد و براى تجزیه و تحلیل روى حوادث جنگ نازل گردیده است ، وضع آیات گذشته و این آیات نیز گواه بر این حقیقت است .

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 147
چنین به نظر مى رسد که بعد از پایان جنگ احد دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزى تخم تفرقه در میان مسلمانان میپاشیدند و با استفاده از وضع نامساعد روانى عده اى از مسلمانان تلاش مى کردند که آنها را نسبت به اسلام بد بین کنند، شاید یهود و مسیحیان نیز در این قسمت با منافقان همکارى داشتند، همانطور که در میدان احد نیز با دامن زدن به شایعه بى اساس کشته شدن پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله براى تضعیف روحیه مسلمانان کوشش مى کردند.
آیه نخست به مسلمانان اخطار مى کند و از پیروى آنها بر حذر مى دارد و مى گوید: ((اگر از کفار پیروى کنید شما را به عقب بر مى گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوى و مادى در پرتو تعلیمات اسلام ، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط مى دهند و در این موقع بزرگترین زیانکارى دامنگیر شما خواهد شد)) (یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم على اعقابکم فتنقلبوا خاسرین ).
چه زیانى از این بالاتر که انسان اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت و حقیقت را با باطل معاوضه کند.
سپس در آیه بعد تاءکید مى کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید مى گوید ((خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است )) (بل الله مولاکم و هو خیر الناصرین ).
یاورى است که هرگز مغلوب نمى شود و هیچ قدرتى با قدرت او برابرى ندارد در حالیکه یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودى شوند.
در آیه بعد اشاره به نجات معجزآساى مسلمانان بعد از جنگ احد مى کند و یکى از موارد حمایت و نفرت خود را از آنان بازگو مى نماید و آنها را نسبت به آینده دلگرم مى سازد و وعده پیروزى مى دهد،

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 148
((ما به زودى در دل کفار رعب و وحشت مى افکنیم )) (یعنى همانطور که در پایان جنگ احد افکندیم و نمونه آن را با چشم خود دیدید) بنابراین به آینده خویش امیدوار باشید.(سنلقى فى قلوب الذین کفروا الرعب ).
همانطور که در داستان احد گفتیم بت پرستان مکه با اینکه در جنگ احد پیروزى چشمگیرى پیدا کرده بودند
و لشکر اسلام ظاهرا از هم متلاشى شده بود مى بایست در بازگشت به سوى میدان و از بین بردن باقیمانده قدرت مسلمین و حتى غارت کردن مدینه و کشتن شخص پیامبر که از بى اساس بودن شایعه شهادت او آگاه شده بودند کمترین تردیدى به خود راه ندهند.
اما خداوند ترس و وحشت عجیبى در دلهاى آنها افکند، ترس و وحشت بى دلیلى که خاصیت کفر و بتپرستى و خرافه پرستى بود، سراسر وجود آنان را فرا گرفت به طورى که در روایات مى خوانیم : آنها هنگامى که از احد بازگشتند و به نزدیکى مکه رسیدند درست شکل و قیافه یک لشکر شکست خورده را داشتند.
جالب اینکه علت افکندن رعب و ترس را در دلهاى آنها چنین بیان مى کند: ((به این جهت که آنها چیزهائى را بدون دلیل شریک خدا قرار داده بودند)) (بما اشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطانا).
در حقیقت مردمى که خرافى هستند و تابع دلیل و برهان نمى باشند و کاهى را در نظر خود کوه مى کنند و سنگ و چوبى را معبود و پروردگار خویش میدانند در برابر حوادث بسیار نا توانند زیرا خیلى زود گرفتار اشتباه محاسبه مى شوند و اگر یک حادثه جزئى در زندگى آنها رخ دهد و مثلا بشنوند مسلمانان مدینه همراه مجروحان میدان جنگ بار دیگر به میدان احد برمى گردند این موضوع بسیار بزرگ در نظرشان جلوه مى کند و سخت از آن به وحشت مى افتند، همانطور که در دنیاى امروز نیز افراد قدرتمندى را مشاهده مى کنیم که از کوچکترین حادثه وحشت دارند و از کاه کوهى مى سازند زیرا تکیه گاه محکمى در زندگى براى خود انتخاب نکرده اند.

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 149
در پایان آیه به سرنوشت این افراد اشاره کرده و مى گوید: ((این افراد به خود واجتماع خود ستم کرده اند و بنابراین جایگاهى جز آتش نخواهند داشت و چه بد جایگاهى است . (و ماءویهم النار و بس مثوى الظالمین ).
پیروزى از طریق ترس دشمن
در پایان آیه به سرنوشت این افراد اشاره کرده و مى گوید: ((این افراد به خود و اجتماع خود ستم کرده اند و نبابراین جایگاهى جز آتش نخواهند داشت و چه بد جایگاهى است )) (و ماویهم النار و بئس مثوى الظالمین ).
در روایات متعددى مى خوانیم که پیغمبر مى فرمود: یکى از امتیازاتى که خداوند به من داده است این است که مرا به وسیله انداختن ترس در دل دشمن پیروزى داده است .
این موضوع اشاره به یکى از عوامل مهم پیروزى در جنگها مى کند که مخصوصا امروز بسیار مورد توجه است که یکى از مهمترین عوامل پیروزى ، روحیه سرباز است و آن قدر که روحیه عالى سربازان در پیروزى تاءثیر دارد کم و کیف آنها و چگونگى سلاح آنها اثر ندارد، اسلام با تقویت روح ایمان و عشق به جهاد و افتخار به شهادت و اتکاى به خداوند قادر منان این روح را در مجاهدان خود به عالیترین وجهى پرورش داد در حالى که بت پرستان خرافى که تکیه گاهشان بتهاى بى اراده و بى جان بود و عقیده به معاد و زندگى پس از مرگ نداشتند و خرافات افکار آنها را آلوده کرده بود روحیهاى ضعیف و ناتوان داشتند و یکى از عوامل مؤ ثر پیروزى مسلمانان بر آنها همین تفاوت روحیه بود.

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 150
آیه 152-154
آیه و ترجمه
وَ لَقَدْ صدَقَکمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسونَهُم بِإِذْنِهِ حَتى إِذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَزَعْتُمْ فى الاَمْرِ وَ عَصیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَ مِنکم مَّن یُرِیدُ الاَخِرَةَ ثُمَّ صرَفَکمْ عَنهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنکمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضلٍ عَلى الْمُؤْمِنِینَ(152)
* إِذْ تُصعِدُونَ وَ لا تَلْوُنَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسولُ یَدْعُوکمْ فى أُخْرَاکُمْ فَأَثَبَکمْ غَمَّا بِغَمٍّ لِّکیْلا تَحْزَنُوا عَلى مَا فَاتَکمْ وَ لا مَا أَصبَکمْ وَ اللَّهُ خَبِیرُ بِمَا تَعْمَلُونَ(153)
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَیْکُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاساً یَغْشى طائفَةً مِّنکُمْ وَ طائفَةٌ قَدْ أَهَمَّتهُمْ أَنفُسهُمْ یَظنُّونَ بِاللَّهِ غَیرَ الْحَقِّ ظنَّ الجَْهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الاَمْرِ مِن شىْءٍ قُلْ إِنَّ الاَمْرَ کلَّهُ للَّهِ یخْفُونَ فى أَنفُسِهِم مَّا لا یُبْدُونَ لَک یَقُولُونَ لَوْ کانَ لَنَا مِنَ الاَمْرِ شىْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَهُنَا قُل لَّوْ کُنتُمْ فى بُیُوتِکُمْ لَبرَزَ الَّذِینَ کُتِب عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلىَ اللَّهُ مَا فى صدُورِکمْ وَ لِیُمَحِّص مَا فى قُلُوبِکُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمُ بِذَاتِ الصدُورِ(154)

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 151

ترجمه :

152 - خداوند وعده خود را به شما (درباره پیروزى بر دشمن در احد) راست گفت ، در آن هنگام (در آغاز جنگ احد) دشمنان را به فرمان او به قتل مى رساندید (و این پیروزى ادامه داشت ) تا اینکه سست شدید و (بر سر رها کردن سنگرها) و در کار خود به نزاع پرداختید، و بعد از آن که آنچه را دوست مى داشتید (از غلبه بر دشمن ) به شما نشان داد نافرمانى کردید، بعضى از شما خواهان دنیا بودند و بعضى خواهان آخرت ، سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت ؛ (و پیروزى شما به شکست انجامید) تا شما را آزمایش ‍ کند و او شما را بخشید و خداوند نسبت به مؤ منان فضل و بخشش دارد.
153 - (به خاطر بیاورید) هنگامى که از کوه بالا مى رفتید و (جمعى در وسط بیابان پراکنده مى شدید و) به عقب ماندگان نگاه نمى کردید، و پیامبر از پشت سر شما را صدا میزد، سپس اندوهها یکى پس از دیگرى به سوى شما روى آورد این به خاطر آن بود که دیگر براى از دست رفتن (غنائم جنگى ) غمگین نشوید و نه به خاطر مصیبتهائى که بر شما وارد مى گردد، و خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است .
154 - سپس به دنبال این غم و اندوه آرامشى بر شما فرستاد، این آرامش به صورت خواب سبکى بود (که در شب بعد از حادثه احد) جمعى از شما را فرو گرفت اما جمع دیگرى در فکر جان خویش بودند (و خواب چشمان آنها را فرا نگرفت ) آنها گمانهاى نادرستى درباره خدا همچون گمانهاى دوران جاهلیت داشتند، و مى گفتند: ((آیا چیزى از پیروزى نصیب ما مى شود؟)) بگو ((همه کارها (و پیروزیها) بدست خدا است ، آنها در دل خود امورى را پنهان مى دارند که براى تو آشکار نمى سازند مى گویند: ((اگر سهمى از پیروزى داشتیم در اینجا کشته نمى شدیم !)) بگو ((اگر هم در خانه هاى خود بودید آنهائى که کشته شدن در سرنوشت آنها بود به بسترشان مى ریختند (و آنها را به قتل مى رساندند) و اینها براى این است که خداوند آنچه در سینه شما پنهان است بیازماید و آنچه در دلهاى شما (از ایمان ) مى باشد خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سینه ها است با خبر است .

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 152

 تفسیر :

شکست پس از پیروزى
در ماجراى جنگ احد گفتیم مسلمانان در آغاز جنگ با اتحاد و شجاعت
خاصى جنگیدند، و بزودى پیروز شدند و لشکر دشمن از هم پراکنده شد و موجى از شادى سراسر لشکر اسلام را فرا گرفت ، ولى نافرمانى جمعى از تیراندازان که در شکاف کوه ((عینین )) به سرکردگى ((عبد الله بن جبیر)) مى جنگیدند و رها کردن آن سنگر حساس و مشغول شدن آنها و دیگران به جمع آورى غنائم ، سبب شد که ورق برگردد و شکست سختى به لشکر اسلام وارد گردد.
هنگامى که مسلمانان با دادن تلفات و خسارات سنگین به مدینه بازگشتند با یکدیگر مى گفتند مگر خداوند به ما وعده فتح و پیروزى نداده بود؟ پس چرا در این جنگ شکست خوردى ؟ آیات فوق به آنها پاسخ مى گوید و علل شکست را توضیح مى دهد. اکنون به تفسیر جزئیات آیات باز مى گردیم :
در نخستین آیه قرآن مى گوید: ((وعده خدا درباره پیروزى شما کاملا درست بود و به همین دلیل در آغاز جنگ پیروز شدید و به فرمان خدا دشمن را پراکنده ساختید و این وعده پیروزى تا زمانى که دست از استقامت و پیروزى فرمان پیغمبر برنداشته بودید ادامه داشت ، شکست از آن زمان شروع شد که سستى و نافرمانى شما را فرا گرفت )) (و لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتى اذا فشلتم ).
یعنى اگر تصور کردید که وعده پیروزى بدون قید و شرط بوده سخت در اشتباه بوده اید، تمام وعده هاى پیروزى مشروط به پیروى از فرمان خدا است .

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 153
درباره اینکه خداوند در کجا به مسلمانان وعده پیروزى در این جنگ داده بود دو احتمال است نخست اینکه منظور وعده هاى عمومى است که بطور مکرر از خدا به مؤ منان درباره پیروزى بر دشمنان داده شده بود، دیگر اینکه پیامبر خدا که وعده او وعده الهى است صریحا قبل از شروع جنگ احد به مسلمانان وعده پیروزى در این میدان داده بود.
سپس قرآن مى گوید: پس از مشاهده آن پیروزى چشمگیر که مورد علاقه شما بود راه عصیان پیش گرفتید، و در حقیقت براى بدست آوردن پیروزى کوشش لازم را به خرج دادید، اما براى نگاهداشتن آن استقامت نکردید و همیشه نگاهدارى پیروزیها از بدست آوردن آن مشکلتر است (و تنازعتم فى الامر و عصیتم من بعد ما اریکم ما تحبون ).
از این جمله که اشاره به وضع تیراندازان کوه عینین است به خوبى استفاده مى شود که تیراندازانى که در شکاف کوه بودند درباره رها کردن سنگر خود اختلاف کردند و جمع زیادى دست به عصیان و مخالفت زدند
ضمنا تعبیر به ((عصیتم )) به بعنى نافرمانى کردید نشان مى دهد که اکثریت دست به مخالفت زده بودند.
سپس قرآن مى افزاید: ((در این موقع جمعى از شما خواستار دنیا و جمع غنائم بودید در حالیکه جمعى دیگر (همچون خود عبدالله بن جبیر و چند نفر از تیراندازان ثابت قدم ) خواستار آخرت و پاداشهاى الهى بودند)) (منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الاخرة ).
در اینجا ورق برگشت و خداوند پیروزى شما را به شکست تبدیل کرد تا شما را بیازماید و تنبیه کند و پرورش دهد)) (ثم صرفکم عنهم لیبتلیکم ).
((سپس خداوند همه این نافرمانیها و گناهان شما را بخشید در حالى که سزاوار مجازات بودید زیرا خداوند نسبت به مؤ منان از هر گونه نعمتى فروگذار نمى کند)) (و لقد عفا عنکم و الله ذو فضل على المؤ منین ).

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 154
در آیه خداوند صحنه پایان احد را به مسلمانان یادآورى مى کند و مى فرماید ((بخاطر بیاورید هنگامى را که بهر طرف پراکنده مى شدید و فرار مى کردید و هیچ نگاه به عقب سر نمى کردید که سایر برادران شما در چه حالند در حالى که پیامبر از پشت سر فریاد مى زد)) (اذ تصعدون و لاتلوون على احد و الرسول یدعوکم فى اخریکم ).
پیامبر فریاد مى زد که : ((بندگان خدا به سوى من بازگردید به سوى من بازگردید من رسول خدایم )) (الى عباد الله الى عباد الله فانى رسول الله ).
ولى هیچ یک از شما به سخنان او توجه نداشتید.
((در این هنگام غم و اندوه یکى پس از دیگرى به سوى شما روى آورد)) (فاثابکم غما بغم ).
اندوه بخاطر شکست ، بخاطر از دست دادن جمعى از افسران و سربازان شجاع ، بخاطر مجروحان و بخاطر شایعه شهادت پیامبر و واقعیت جراحات او، اینها همه نتیجه آن مخالفتها بود.
هجوم سیل غم و اندوه به سوى شما ((براى این بود که دیگر بخاطر از دست رفتن غنائم جنگى غمگین نشوید و از جراحاتى که در میدان جنگ در راه پیروزى به شما مى رسد نگران نباشید)) (لکیلا تحزنوا على ما فاتکم و لا ما اصابکم ).
((خدا از اعمال شما آگاه بود)) (و الله خبیر بما تعملون ).

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 155
و به خوبى وضع اطاعت کنندگان و مجاهدان واقعى و همچنین فراریان را مى داند، بنابراین هیچ یک از شما نباید خود را فریب دهد و چیزى بر خلاف آنچه در میدان احد واقع شده ادعا کند اگر براستى جزء دسته اول هستید خدا را شکر گویید و در غیر این صورت از گناهان خود توبه کنید.
وسوسه هاى جاهلیت
شب بعد از جنگ احد شب دردناک و پر اضطرابى بود مسلمانان پیش بینى مى کردند که سربازان فاتح قریش بار دیگر به مدینه بازگردند و آخرین مقاومت مسلمانان را در هم بشکنند و شاید جسته گریخته خبر تصمیم بتپرستان به بازگشت ، نیز به آنها رسیده بود و مسلما اگر باز مى گشتند خطرناکترین مرحله جنگ رخ میداد.
در این میان مجاهدان راستین و توبه کنندگانى که از فرار احد پشیمان شده بودند و به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعدهاى پیغمبر نسبت به آینده دلگرم و مطمئن بودند در میان این اضطراب و وحشت عمومى خواب آسوده و آرام بخشى داشتند در حالى که لباس جنگ در تن آنها بود و سلاح در کنار آنها، اما منافقان و افراد ضعیف الایمان و ترسو در میان انبوهى از افکار ناراحت کننده تمام شب را بیدار ماندند و بدون اینکه بخواهند، براى مؤ منان حقیقى پاسدارى کردند، آیه فوق ماجراى آن شب را تشریح مى کند و مى گوید: سپس بعد از آنهمه غم و اندوه روز احد، آرامش را بر شما نازل کرد)) (ثم انزل علیکم من بعد الغم امنة ).

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 156
((این آرامش همان خواب سبکى بود که جمعى از شما را فرا گرفت ، اما جمع دیگرى بودند که تنها به فکر جان خود بودند و به چیزى جز نجات خویش نمى اندیشیدند و به همین جهت آرامش را بکلى از دست داده بودند)) (نعاسا یغشى طائفة منکم و طائفة قد اهمتهم انفسهم ).
این یکى از آثار مهم ایمان است که مؤ من حتى در زندگى این جهان آرامش لذت بخشى دارد که افراد بى ایمان یا منافق و یا ضعیف الایمان هیچگاه طعم آن را نمى چشند.
سپس قرآن مجید به تشریح گفتگوها و افکار منافقان و افراد سست ایمان که در آن شب بیدار ماندند پرداخته مى گوید: ((آنها درباره خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افکار خود احتمال دروغ بودن وعده هاى پیامبر را مى دادند)) (یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیة ).
و به یکدیگر و یا به خویشتن مى گفتند: ((آیا ممکن است با این وضع دلخراشى که مى بینیم پیروزى نصیب ما بشود؟ (هل لنا من الامر من شى ء) یعنى بسیار بعید و یا غیر ممکن است .
قرآن در جواب آنها مى گوید: ((بگو: آرى پیروزى بدست خدا است و اگر او بخواهد و شما را شایسته ببیند نصیب شما خواهد شد)) (قل ان الامر کله لله ).
((آنها حاضر نبودند همه آنچه را در دل داشتند اظهار کنند زیرا مى ترسیدند در صف کافران قرار گیرند)) (یخفون فى انفسهم ما لا یبدون لک ).
گویا آنها چنین مى پنداشتند که شکست احد نشانه نادرست بودن آئین اسلام است و لذا مى گفتند: ((اگر ما بر حق بودیم و سهمى از پیروزى داشتیم در اینجا اینهمه کشته نمى دادیم . (یقولون لو کان لنا من الامر شى ء ما قتلنا هیهنا).

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 157
خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مى کند: نخست اینکه : تصور نکنید کسى با فرار از میدان جنگ و از حوادث سختى که باید به استقبال آن بشتابد مى تواند از مرگ فرار کند، آنها که اجلشان رسیده حتى اگر در خانه هاى خود بمانند به بستر آنها مى تازند و آنها را در بستر خواهند کشت (قل لو کنتم فى بیوتکم لبرز الدین کتب علیهم القتل الى مضاجعهم ).
اصولا ملتى که بر اثر سستى اکثریتش محکوم به شکست است بالاخره طعم مرگ را خواهد چشید چه بهتر که آن را در میدان جهاد و در زیر ضربات شمشیر دشمن در حال مبارزه افتخارآمیز ببیند نه اینکه در خانهاش بر سر او بریزند و او را با ذلت در میان بستر از بین ببرند.
دیگر اینکه باید این حوادث پیش بیاید و هر کس آنچه در دل دارد آشکار کند و صفوف مشخص گردد، و به علاوه افراد تدریجا پرورش یابند و نیات آنها خالص و ایمان آنها محکم و قلوب آنها پاک شود (و لیبتلى الله ما فى صدورکم و لیمحص ما فى قلوبکم ).
در پایان آیه مى گوید: ((خداوند اسرار درون سینه ها را مى داند)) (و الله علیم بذات الصدورو)
و به همین دلیل تنها به اعمال مردم نگاه نمى کند بلکه مى خواهد قلوب آنها را نیز بیازماید و از هر گونه آلودگى به شرک و نفاق و شک و تردید پاک سازد.

تفسیر نمونه ، جلد 3، صفحه 158
http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1825/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما