ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم (ص)
9 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 11:19:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

نقل از حدیث نت
ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم (ص)


مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً. الفتح / 29.

محمّد (ص) فرستاده خداست و افرادى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند پیوسته آن‌ها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند نشانه آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است این وصف آنان در تورات و وصف آنان در انجیل است، همانند زراعتى که جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و بقدرى نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتى وامى‏دارد این براى آن است که کافران را به خشم آورد (ولى) کسانى از آن‌ها را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمى داده است.


«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ علَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِین رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»

    سوره :

التوبة

آیه : 128 هر آینه رسولى از خودتان براى شما آمد، که آنچه شما را رنج مى دهد بر او گران مى آید. سخت به شما دلبسته است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. «یَا أَیُّهَا النِّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدا وَ مُبَشِّرا وَ نَذِیرا * و دَاعِیا إِلَى اللّه بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجا مُنِیرا»سوره احزاب آیه 45 و46
هان اى پیامبر، ما تو را گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده و دعوت کننده به سوى خدا و به اذن خدا و چراغى روشنى بخش فرستادیم. رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : لَمّا سأ لَهُ یَهودیٌّ عَن وَجهِ تَسمِیَتِهِ بمُحمّدٍ وأحمَدَ وأبی القاسِمِ وبَشیرٍ ونَذیرٍ وداعٍ ؟ : أ مّا مُحمّدٌ فإنّی مَحمودٌ فی الأرضِ ، وأ مّا أحمَدُ فإنّی مَحمودٌ فی السَّماءِ ، وأ مّا أبو القاسِمِ فإنَّ اللّه َ عز و جل یَقسِـمُ یَـومَ القِیامَةِ قِسمَـةَ النّـارِ ؛ فمَن کَفَـرَ بِـی مِن الأوَّلینَ والآخِرینَ ففی النّارِ ، ویَقسِمُ قِسمَةَ الجَنّةِ ؛ فمَن آمَنَ بی وأقَرَّ بِنُبُوَّتی ففی الجَنّةِ . وأ مّا الدّاعی فإنّی أدعُو النّاسَ إلى دِینِ ربّی عز و جل ، وأ مّا النَّذیرُ فإنّی اُنذِرُ بالنّارِ مَن عَصانی ، وأ مّا البَشیرُ فإنّی اُبشِّرُ بالجَنّةِ مَن أطاعَنی؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال مردى یـهودى از عـلّت نامگذارى ایشان به محمّد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعى ـ : امّا محمّد ، از آن روست که من در زمین ستوده ام . امّا احمد ، از آن روست که من در آسمان ستوده ام . امّا ابوالقاسم ، از آن روست که خداوند عزّ و جلّ روز قیامت قسمت آتش را جدا مى کند و هر که ، از اولین و آخرین انسان ها ، به من کافر شده باشد جایش در آتش است و قسمت بهشت را جدا مى سازد و هرکه به من ایمان آورده و به نبوّت من اقرار کرده باشد ، جایش در بهشت است . امّا داعى ، از آن روست که من مردم را به دین پروردگارم عز و جل دعوت مى کنم . امّا نذیر ، از آن روست که هرکس نافرمانیم کند او را به آتش بیم مى دهم و امّا بشیر ، از آن روست که هرکس اطاعتم کند ، او را به بهشت بشارت مى دهم . البحار : 14 / 382 / 2 خاتم پیامبران «مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَ لَکِنْ رَسُولَ اللّه وَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کَانَ اللّه ُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیما» رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنا العاقِبُ الّذی لَیسَ بَعدَهُ نَبیٌّ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : مــن عاقِب هستم ، یعنى کسى که بعد از او پیامبرى نیست. الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : إنّ اللّه َ عَـزَّ ذِکرُهُ خَتَمَ بـنَبِیِّکُمُ الـنَّبیِّینَ فلا نَبیَّ بَعدَهُ أبَدا ، وخَتَمَ بکِتابِکُمُ الکُتُبَ فلا کِتابَ بَعدَهُ أبدا؛ امام صادق علیه السلام : خداوند، عزّ ذکره، با پیامبر شما به سلسله نبوّت خاتمه داد ، بنابراین ، بعد از او هرگز پیامبرى برانگیخته نخواهد شد و (نیز) با کتاب شما به همه کتاب ها(ى آسمانى) پایان بخشیده . پس ، بعد از کتاب شما هرگز کتابى نازل نخواهد شد . الصادق علیه السلام : جاءَ محمّدٌ صلى الله علیه و آله فجاءَ بالقرآنِ وبشَریعَتِهِ ومِنهاجِهِ ، فحَلالُهُ حَلالٌ إلى یَومِ القِیامَةِ ، وحَرامُهُ حَرامٌ إلى یَومِ القِیامَةِ امام صادق علیه السلام : محمّد صلى الله علیه و آله آمد و قرآن و شریعت و طریقت خود را آورد . پس ، حلال او تا روز قیامت حلال است و حرام او تا روز قیامت حرام . محمّد صلى الله علیه و آله از زبان محمّد صلى الله علیه و آله رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنا أدیبُ اللّه وعلیٌّ أدِیبی؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : من تربیت شده خدا هستم و على تربیت شده من . رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أیُّها النّاسُ ، إنّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : اى مردم ، من در حقیقت رحمتى اهدا شده (از جانب خدا) هستم . رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنـا دَعوَةُ إبـراهیمَ ، قالَ وهُـو یَرفَعُ القَواعِدَ مِن البَیتِ : «ربَّنا و ابْعَثْ فیهِم رَسُولاً مِنْهُم ... »؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : من (همان) دعاى ابراهیم هستم که هنگام ساختن پایه هاى کعبه گفت : «اى پروردگار ما ، در میان آنان رسولى از خودشان برانگیز ...» الکافی : 1 / 269 / 3 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنا سَیِّدُ وُلدِ آدَمَ ولا فَخرَ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خودستایى نباشد ، مــن سرور فرزندان آدم هستم . البحار : 8 / 48 / 51 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنا قائدُ المُرسَلینَ ولا فَخرَ ، وأنا خاتَمُ النَّبیِّینَ ولا فَخرَ ، وأنا أوّلُ شافِعٍ وأوّلُ مُشَفَّعٍ ولا فَخرَ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : قـصـدم خـودستایى نیست ، مـن جـلودار پیامبرانم ؛ خودستایى نباشد ، من خاتم پیامبرانم ؛ خودستایى نباشد ، من نخستین شفاعت کننده و نخستین کسى هستم که شفاعتش پذیرفته مى شود . کنزالعمّال : 31883 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : أنا أوّلُ وافِدٍ علَى العَزیزِ الجَبّارِ یَومَ القِیامَةِ وکِتابُهُ وأهلُ بَیتی ثُمّ اُمَّتی ، ثُمّ أسأ لُهُم : ما فَعَلتُم بکِتابِ اللّه وبأهلِ بَیتی ؟ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : نـخستین کسى کــه روز قیامت بر خـداى عزیز جبّار وارد مى شود ، من هستم و کتاب او و اهل بیت من و سپس امّتم . آن گاه از آنان مى پرسم که با کتاب خدا و اهل بیت من چه کردند . الکافی : 2 / 600 / 4 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : إنّ أتقاکُم وأعلَمَکُم باللّه أنا ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : باتقواترین و خداشناسترین شما ، من هستم . کنزالعمّال : 31991 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : ما خَلَقَ اللّه ُ خَلقا أفضَلَ مِنّی ، ولا أکرَمَ علَیهِ مِنّی؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خداوند هیچ مخلوقى برتر از من نیافرید که در نزد او از من گرامیتر باشد . عیون أخبار الرِّضا علیه السلام : 1 / 262 / 22 رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : اُعطیتُ خَمسا لَم یُعطَهُنَّ نَبیٌّ کانَ قَبلی : اُرسِلتُ إلَى الأبیَضِ والأسوَدِ والأحمَرِ ، وجُعِلَت لِیَ الأرضُ طَهورا ومَسجِدا ، ونُصِرتُ بالرُّعبِ ، واُحِلَّت لیَ الغَنائمُ ولَم تُحَلَّ لأحَدٍ أو قالَ : لنَبیٍّ قَبلی ، واُعطِیتُ جَوامِعَ الکَلِم؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : پنج چیز به من داده شده که بـه هـیچ یـک از پیامبران پیش از من داده نشده است : به سوى سفید و سیاه و سرخ فرستاده شده ام . زمین براى من طهور و سجده گاه قرار داده شده ، به واسطه رعب و وحشت یارى داده شده ام . غنایم براى من حلال شده ، در حالى که پیش از من براى هیچ کس ـ یا فرمود : هیچ پیامبرى ـ حلال نبوده و جوامع الکلم (قرآن) به من عطا شده است . أمالی الطوسیّ : 484 / 1059 محمّد صلى الله علیه و آله از زبان امام علیّ علیه السلام الإمامُ علیٌّ علیه السلام لمّا سُئلَ عن صِفَةِ النَّبیِّ صلى الله علیه و آله وهُو مُحْتَبٍ بحَمائلِ سَیفِهِ فی مَسجِدِ الکُوفَةِ : کانَ رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله أبیَضَ اللَّونِ مُشرَبا حُمرَةً ، أدعَجَ العَینِ ، سَبطَ الشَّعرِ ، کَثَّ اللِّحیَةِ ، سَهلَ الخَدِّ ، ذا وَفرَةٍ ، دَقیقَ المَسرُبهِ ، کأ نّ عُنقَهُ إبریقُ فِضَّةٍ ، لَهُ شَعرٌ مِن لَبَّتِهِ إلى سُرَّتِهِ یَجری کالقَضیبِ ، لَیسَ فی بَطنِهِ ولا صَدرِهِ شَعرٌ غَیرُهُ ، شَثْنُ الکَفِّ والقَدَمِ ، إذا مَشى کأ نّما یَنحَدِرُ مِن صَبَبٍ ، وإذا قامَ کأ نّما یَنقَلِعُ مِن صَخرٍ ، إذا التَفَتَ التَفَتَ جَمیعا ، کأنَّ عَرَقَهُ فی وَجهِهِ اللُّؤلؤُ ، ولَریحُ عَرَقِهِ أطیَبُ مِن المِسکِ الأذفَرِ ، لَیسَ بالقَصیرِ ولا بالطَّویلِ ، ولا بالعاجِزِ ولا اللَّئیمِ ، لَم أرَ قَبلَهُ ولا بَعدَهُ مِثلَهُ صلى الله علیه و آله؛ الطبقات الکبرى : مردى از امیرالمؤمنین علیه السلام، در حالى که آن حضرت در مسجد کوفه حمایل شمشیرش را به خود پیچیده بود ، درباره خصوصیات (جسمى) پیامبر سؤال کرد ، امام علیه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله علیه و آلهرخسارى سفید و گلگون داشت و چشمانى سیاه و درشت و موهایى صاف و نرم و ریشى انبوه و گونه هایى کم گوشت و استخوانى و گیسوانى که تا نرمه گوشش مى رسید و گردنى چون جام سیمین و از زیر گلو تا نافش خط باریکى از مو مانند نى رسته بود و جز آن مویى بر سینه و شکمش نبود . دست و پایش درشت و استخوانى بود . هرگاه راه مى رفت ، مثل این بود که از سرازیرى به پایین مى آید و به هنگام برخاستن چابک و سریع بود . وقتى به طرفى برمى گشت ، با تمام بدنش برمى گشت . دانه هاى عرق بر چهره اش چون مروارید بود ، عرق بدنش خوشبوتر از مشک تند بود ، نه کوتاه قامت بود و نه بلند ، نه ناتوان بود و نه خوار . کسى را چون او ندیده ام ، نه پیش از او و نه پس از او . الطبقات الکبرى : 1 / 410 عنه علیه السلام : حتّى بَعَثَ اللّه ُ محمّدا صلى الله علیه و آله شَهیدا وبَشیرا ونَذیرا ، خَیرَ البَریَّةِ طِفلاً ، وأنجَبَها کَهلاً ، وأطهَرَ المُطَهَّرینَ شِیمَةً ، وأجوَدَ المُستَمطَرینَ دِیمَةً؛ امام على علیه السلام : تا آن که خداوند محمّد صلى الله علیه و آله را به عنوان گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده فرستاد . در کودکى بهترین مردم بود و در میانسالى نجیب ترین خلایق . اخلاق و خصالش ، پاکتر از همه پاکان بود و جود و کرمش ، سرشارتر و مداومتر از بخشندگان . نهج البلاغة : الخطبة : 105 عنه علیه السلام : لا عَرَضَ لَهُ أمرانِ إلاّ أخَذَ بأشَدِّهِما؛ امام على علیه السلام : هیچ گاه دو کار براى آن حضرت پیش نیامد ، مگر این که سخت ترش را انتخاب کرد . مکارم الأخلاق : 1 / 61 / 55 عنه علیه السلام : ما بَرَأ اللّه ُ نَسمَةً خَیرا مِن محمّدٍ صلى الله علیه و آله؛ امام على علیه السلام : خداوند انسانى بهتر ازمحمّد صلى الله علیه و آله نیافریده است . الکافی : 1 / 440 / 2

عنه علیه السلام : طَبیبٌ دَوّارٌ بطِبهِ ، قد أحکَمَ مَـراهِمَهُ ، وأحـمى (أمضى) مَواسِمَهُ ، یَضَعُ ذلکَ حَیثُ الحاجَةُ إلَیهِ ، مِن قُلوبٍ عُمیٍ ، وآذانٍ صُمٍّ ، وألسِنَةٍ بُکمٍ ، مُتَتبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ومَواطِنَ الحَیرَةِ ،لَم یَستَضیئوا بأضواءِ الحِکمةِ ، ولَم یَقدَحوا بزِنادِ العُلومِ الثّاقِبهِ ، فهُم فی ذلکَ کالأنعامِ السّائمَةِ ، والصُّخورِ القاسِیَةِ؛ امام على علیه السلام : طبیبى بود که با دانش خود میان مردم مى گردید. مرهمهایش را درست و آماده کرده و ابزار داغ کردنش را تافته بود و آنها را بر هر جا که لازم بود بر دل هاى کور و گوش هاى کر و زبان هاى گنگ ، مى گذاشت . با داروى خود بیمارى هاى غفلت و سرگردانى را در کسانى که از پرتوهاى حکمت روشنایى برنگرفته بودند و با آتش زنه هاى دانش هاى درخشان شعله اى برنیفروخته بودند ، و همچون حیوانات چرنده و تخته سنگهاى سخت بودند ، درمان مى کرد . نهج البلاغة : الحکمة 108


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1931/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما