مبعث رسول اکرم(ص) بزرگترین حادثه بعد از اصل آفرینش بوده است
9 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 11:14:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان






رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد:مبعث رسول اکرم(ص) بزرگترین حادثه بعد از اصل آفرینش بوده است/ سه مسؤولیت پیامبر(ص) در قرآنرئیس مؤسسه معارف وحی و خرد با بیان اینکه مبعث رسول اکرم(ص) بزرگترین حادثه بعد از اصل آفرینش در حوزه انسانی بوده است، گفت: جمهوری اسلامی باید کاری کند که هم ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و آن عزت مورد نظر پیامبر(ص) از اسلام به دنیا معرفی شود.
به گزارش جهان نیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی نصیری، رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد و استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با مهر در مورد مبعث پیامبر اسلام(ص) و اهمیت آن گفت: در ارتباط با مبعث رسول اکرم می شود گفت که بزرگترین حادثه بعد از اصل آفرینش در حوزه انسانی بوده است. بر اساس سنت الهی که اعلام شده بود پیش از وجود مبارک پیامبر اسلام(ص) برای هدایت مردم خداوند پیامبرانی می فرستاد، در طول ادبار مختلف پیامبرانی آمدند و به تعبیر قرآن پیامبران را با فاصله زمانی فرستادیم.

وی با اشاره به اینکه رسالت پیامبران گذشته دو ویژگی داشت، گفت: یکی اینکه محدودیت مکانی داشتند یعنی هر پیامبری برای منطقه خاصی حالا با شعاع کم و زیاد فرستاده می شد. یکی هم محدودیت زمانی داشتند. لذا متنی که برای آنها ارسال می شد آن کتاب یا متن دینی، متن همه زمانی و همه وقتی و خطاب به همه جهانیان نبود. وقتی که نوبت به پیامبر اسلام رسید اینجا یک اتفاق عظیمی افتاد و آن این بود که از نظر بعد مکانی وقتی به ایشان وحی و رسالت رسید اعلام شد که رسالت شما اولاً محدود به یک منطقه خاص جغرافیایی نبود مثلاً حجاز یا یمن یا ایران، بلکه همه جهان را در بر می گیرد.

نصیری در ادامه سخنانش اظهار داشت: از نظر بعد زمانی هم اسلام محدود به یک بعد زمانی و یک سده و دوسده نیست و تا قیامت ادامه دارد. دین دیگری نخواهد آمد. لذا پیامبر ما خاتم انبیاء و رسل است. این مسأله نشان دهنده عظمت کار ایشان است. طبق این آیه شریفه (انما انت منذر و لکل قوم هاد) هیچ امتی(حتی برای یکصد سال) بدون پیامبر نمی ماند. اما بعد از پیامبر اسلام که الان 15 سده گذشته شاهد هیچ پیامبر دیگری نبودیم؛ عظمت وجودی پیامبر باید بگونه ای تلقی شود که عملاً جهانی را، و گویی همه پهنه تاریخ را فراگرفته است. لذا کار ایشان یک کار فوق العاده ای بوده بر این اساس کتابی که برای ایشان فرستاده شد کتابی است که اصلاً در تاریخ نظیر نداشته و نخواهد داشت.

وی بیان کرد: اینکه قرآن می فرماید: وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَی بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِیعًا أَفَلَمْ یَیْأَسِ یعنی قرآن کتابی است که کوه ها را جابه جا می کند و مکان را بر می دارد یا می تواند مردگان را به سخن وادارد اینها توصیفات کمی برای قرآن نیست. یا اینکه أَنْزَلْنَا هَذَا القُرْآَنَ عَلَی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللهِ وَتِلْکَ الأَمْثَالُ تعبیر کوچکی نیست. در واقع باید قرآن را بزرگترین و گرانسنگ ترین کتابی بدانیم که از آسمان فرود آمده و حامل این کتاب را هم باید به اندازه سعه وجودی و شخصیت وجودی اش باید به گونه ای باشد که بتواند سنگین ترین متن را تحمل کند.

این محقق و استاد دانشگاه افزود: لذا اینکه می گوییم قرآن اشرف کتب است؛ پیامبر(ص) هم اشرف پیامبران است و اگر اشرف پیامبران است اشرف انسان هم است. بنابراین یک مقام فوق العاده ای ایشان دارند. اهل بیت(ع) هم فرمودند هرچه که داریم از پیامبر داریم. به تعبیر صدرالمتألهین جنبه تعلیمی پیامبر(ص) مربوط به آن 23 سال رسالتشان نیست بلکه ایشان هماره معلم بشر هستند. این فیض به اهل بیت (ع) می رسد و از طریق اهل بیت(ع) به همه بشریت می رسد. لذا پیامبر اسلام را نباید یک پیامبر تاریخی تلقی بکنیم؛ مثل بقیه انبیا که بگوییم یک دوره ای آمده و کارش تمام شده است. ملاصدرا چه زیبا گفته که چه کسی گفته که معلم اول ارسطو است وقتی قرآن می گوید یعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ نگفت یُعلمَ یعنی اینکه علمش همیشه ادامه دارد.

نصیری ادامه داد: لذا وقتی فرمود «ولا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النبی» می گویند این مختص همه زمانهاست یعنی الان هم نباید صدایمان را در کنار مزار پیامبر(ص) بلند کنیم و بی ادبی کنیم یا اینکه فرمود «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما» الان هم کسی برود پیش پیامبر و بگوید از خدا برای من طلب استغفار کن باز هم اثر می گذارد و این بر عکس تفکر جاهلانه وهابی هاست.

رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد عنوان کرد: مطلب دیگر این است که خدای متعال به ایشان 3 مسئولیت بزرگی داد که در قرآن هم به آن اشاره شده است. مسئولیت اول تصدیق است. یعنی تأیید آموزه های پیامبران پیشین بوده است. نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ یعنی آموزه های درستی که قبلاً آمده بود مورد تأیید قرار گرفت. مثل آموزه توحید و معاد و نبوت و اصل آفرینش. نقش دوم ایشان تصحیح است. «و انزلنا علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه» یعنی نقش تصحیحی است. یکسری آموزه هایی که در کتابهای آسمانی تحریف شده بود مثل خود داستان آفرینش که در تورات دو بار مطرح شده که خدا استراحت کرد ولی قرآن فرمود خستگی به ما دست نداد و مسائل راجع انبیاء که اهانتهایی به آنها شده بود قرآن اینها را تصحیح و بازسازی کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه درادامه گفت: نقش سوم نقش تکمیلی است (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ) اتفاقاً علت اینکه جریان رسالت با ولایت گره می خورد و در روز عید مبعث خواندن زیارت حضرت امیر(ع) تأکید شده به خاطر این است که نقش تکمیلی رسالت توسط ولایت انجام شد. زیرا وقتی قرار شد دیگر پیامبری تا روز قیامت نیاید و آن وقت هر امتی باید نذیری داشته باشند (انما انت منذر و لکل قوم هاد) اهل بیت(ع) فرمودند این منذر پیامبر(ص) است و هاد یعنی علی و اولادش. در دوران ما که پیامبری نیست آن کسی که این ولایت را انجام می دهد اهل بیت(ع) هستند. بنابراین رسالت ایشان بدون ولایت اصلاً کامل نبوده، یعنی برنامه هدایت ناقص می شود. معنایش این است که خداوند 15 سده مردم را بدون راهنما و حجت رها می کرد. این حجت و راهنما توسط ائمه(ع) انجام می شود.

نصیری در ادامه سخنانش اظهار داشت: مطلب دیگر این است که جهان معاصر بعد از دوره رنسانس که اروپا و غرب به شدت چهره پیامبر را مخدوش کرده اند و از ایشان به تعابیر زننده و غیر منصفانه یاد می کنند حتی آثارش را هم در دوران خودمان تا حدودی مثل فیلم فتنه و کاریکاتورهای دانمارکی و مطلب ناصوابی که پاپ بندیکت شانزدهم در مورد پیامبر ما گفته بود که ایشان پیامبر جنگ است یا فیلمی که چندی پیش در آمریکا (آیات شیطانی) ساخته شد مجموع اینها تلاشهای زبونانه ای بود برای اینکه شخصیت پیامبراسلام(ص) را مخدوش کنند. ولی اتفاقی که از سده 18 به این طرف افتاد که شاید آغازگر آن را توماس کارلایل گفته اند یا آن چیزی جان دیون پورت در سده 19 با کتاب (عذر تقصیر به پیشگاه محمد)، مطرح کرد. در واقع رویکرد جدید و نوینی به پیامبر(ص) شد و کتابهای دیگر مثل کتاب آنه ماری شیمل با عنوان پیامبر، یا تلاشهایی که رنه گنون و دیگران انجام دادند به طور کل جهان ما به واقعیت پی برد و یک رویکرد جدیدی به پیامبر دارد و اذعان کردند که ما سالها به ایشان ستم کردیم و آن چهره تابناک ایشان فراتر از این حرفهاست.

وی افزود: آن چیزی که می خواهم اشاره کنم مسئولیت جهان اسلام درباره پیامبر است. سه کار اساسی باید در این مورد انجام بگیرد. حالا که آنها به انصاف برگشتند و اذعان کردند که به ایشان ستم کردند و ایشان به حق پیامبر آسمانی است و اسلام را به عنوان یک دین آسمانی شناختند؛ سه اتفاق باید بیفتد. یکی معرفی کامل و جامع پیامبر با استفاده از هنر و رسانه. امروز هالیود زشت ترین پیامها را در قالب هنر به دنیا عرضه می کند. ما باید از همین زبان استفاده کنیم. فیلمهایی که راجع پیامبر اسلام(ص) در جهان اسلام ساخته شده کارهای خیلی درخوری نیستند ما باید به ساختن یک اثر برجسته و عظیم دینمان را به نسلهای گذشته و آینده ادا کنیم.

وی بیان کرد: دوم کار دیگر معرفی عملی پیامبر است. چهره ای که جهان اسلام و مسلمانان باید از پیامبر ارائه بکند همان چهره مهر و محبت ایشان است که غربی ها گواهی دارند که پیامبر(ص) چنین چهره ای داشته اند. آن چیزی که در جهان اسلام اتفاق افتاده، جنگ میان شیعه و سنی و حرکت تکفیری ها و تفکر طالبانی و بوکو حرام و تروریستها واقعاً جای تأسف دارد. باید دعا و تلاش کنیم پرونده این خشونتها جمع شود و یک چهره مهربانانه از پیامبر(ص) با عملی که باید انجام می دهیم ارائه کنیم.

نصیری یادآور شد: نکته سوم پرهیز از تفرقه است. جهان اسلام باید کاری کند که شکاف نداشته باشد. از این دعواها و نزاع هایی که دشمنان دامن می زنند باید فاصله بگیریم و باید الگویمان پیامبر باشد که مدار وحدت بودند و عزت و مهریانی که داشتند آنرا به طور کامل به دنیا معرفی کنیم. مسئولیت جمهوری اسلامی بیشتر از همه کشورهای اسلامی دیگر است به خاطر اینکه خودش را پرچمدار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می داند و باید کاری کند که هم ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و آن عزت مورد نظر پیامبر از اسلام به دنیا معرفی شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی نصیری گیلانی


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1936/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما