سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله از نهج الفصاحه
37 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 10:55:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان




1

آفَةُ الشَّجاعَةِ البَغىُ وَ آفَةُ الحَسَبِ الاِفتِخارُ وَ آفَةُ السَّماحَةِ المَنُّ وَ آفَةُ الجَمالِ الخَیلاءُ وَ آفَةُ الحَدیثِ الکَذِبُ وَ آفَةُ العِلمِ النِّسیانُ وَ آفَةُ الحِلمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الجُودِ السَّرفُ وَ آفَةُ الدِّینِ الهَوَى؛

سرکشى آفت شجاعت است، تفاخر آفت شرافت است، منت آفت سماحت است، خود پسندى آفت جمال است، دروغ آفت سخن است فراموشى آفت دانش است، سفاهت آفت بردبارى است، اسراف آفت بخشش است، هوس آفت دین است.

2

اِئتُوا الدَّعوةَ إذا دُعِیتُم؛

وقتى شما را دعوت کردند بپذیرید.

3

اِئتِ المَعرُوفَ وَ اجتَنِبِ المُنکَرَ وَ انظُر ما یُعجِبُ أذنَکَ أن یَقولَ لَکَ القَومُ إذا قُمتَ مِن عِندِهِم فَأتِه وَ انظُرِ الَّذی تَکرَه أن یَقولَ لَکَ القَومُ إذا قُمتَ مِن عِندِهِم فَاجتَنِبهُ؛

نیک کردار باش و از کار بد بپرهیز ببین میل دارى دیگران در باره تو چه بگویند همان طور رفتار کن و از آنچه نمیخواهى در باره تو بگویند برکنار باش.

4

آفَةُ الدِّینِ ثَلاثَةٌ: فَقیهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ؛

 آفت دین سه چیز است: داناى بد کار و پیشواى ستم کار و مجتهد نادان.

5

آفَةُ العِلمِ النِّسیانُ وَ إضاعَتَهُ أن تُحدِّثَ به غَیرَ أهلِه؛

آفت دانش فراموشیست و دانشى که بنا اهل سپارى تلف مى شود.

6

آکِلُ کَما یَأکُلُ العَبدُ وَ أجلِسُ کَما یَجلِسُ العَبدُ؛

مانند بندگان غذا میخورم و مانند آنها بر زمین مى نشینم.

7

آمِرُوا النِّساءَ فِی بَناتِهِنّ؛

با زنان در باره دخترانشان شور کنید.

7

آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ، إذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ إذا وَعَدَ أخلَفَ وَ إذا ائتَمَنَ خانَ؛

نشان منافق سه چیز است، سخن بدروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید.

8

أبَى اللَّهُ أن یَجعَلَ لِقاتِلِ المُؤمِنِ تَوبَةً؛

خداوند از گناه قاتل مؤمن نمیگذرد و توبه او را نمى پذیرد.

9

أبَى اللَّهُ أن یَقبَلَ عَمَلَ صاحِبِ بِدعَةٍ حَتَّى یَدعُ بِدعَتَهُ؛

خداوند عمل بدعتگذار را نمى پذیرد تا از بدعت خویش دست بردارد.

10

اِبتَغُوا الرَّفعَةَ عِندَ اللَّهِ تَحلَمُ عَمَّن جَهِل عَلیکَ وَ تُعطِیَ مَن حَرَمَک؛

اگر میخواهید پیش خداوند منزلتى بلند یابید خشونت را به بردبارى و محرومیت را به عطا تلافى کنید.

11

أبد المَوَدَّةَ لِمَن وادَّکَ فَإنَّها أثبَتَ؛

آنکه با تو در دوستى مى زند با وى ره دوستى گیر که این گونه دوستى پایدارتر است.

12

اِبدَأ بِنَفسِکَ فَتَصَدَّقَ عَلَیها فَإن فَضلَ شَى ءٌ فَلِأهلِکَ فَإن فَضِلَ شَى ءٌ عَن أهلِکَ فَلِذی قَرابَتِکَ فَإن فَضِلَ عَن ذِی قَرابَتِک شَى ءٌ فَهکَذا وَ هکذا اِبدأ بِمَن تَعُولُ؛

صدقه را از خویشتن آغاز کن اگر چیزى فزون آمد بکسان خود ده اگر از کسان تو چیزى فزون آمد بخویشان ده و اگر از خویشان نیز چیزى فزون آمد به دیگران ده و همچنین صدقه را از عیال خویش آغاز کن.

13

أبَى اللَّهُ أن یَرزُقَ عَبدِه المُؤمِنِ إلّا مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ؛

خدا روزى بنده مؤمن خویش را از جایى که انتظار ندارد میرساند.

14

اِبدَئُوا بِما بَدَأ اللَّهُ بِه؛

صدقه را از آنچه خداوند آغاز کرده است آغاز کنید.

15

أبشِرُوا وَ بَشِّرُوا مِن وَراءِکُم أنَّه مَن شَهِدَ أن لا إلهَ إلّا اللَّهُ صادِقاً لَها دَخَلَ الجَنَّةَ؛

شما را مژده میدهم و شما بدیگران مژده دهید که هر کس شهادت دهد که خدائى جز خداى یگانه نیست و بدان معتقد باشد وارد بهشت مى شود.

16

أبغَضُ الحَلالِ إلَى اللَّهِ الطَّلاقُ؛

منفورترین چیزهاى حلال در پیش خدا طلاق است.

17

أبغَضُ الخَلقِ إلَى اللَّهِ مَن آمَنَ ثُمَّ کَفَرَ؛

منفورترین مردم پیش خدا آن کس است که ایمان آورد و سپس کافر شود.

18

أبغَضُ الرِّجالِ إلَى اللَّهِ الألَدُ الخَصمُ؛

منفورترین مردان در پیش خدا مرد لجوج و ستیزه جوست.

19

أبغَضُ العِبادِ إلَى اللَّهِ مَن کانَ ثَوباهُ خَیراً مِن عَمَلِه: أن تَکونَ ثِیابُهُ ثِیابَ الأنبیاءِ وَ عَمَلُهُ عَمَلَ الجَبّارِینَ؛

منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران.

20

أبغُونِی الضُّعَفاءَ فَإنَّما تَرزُقُونَ وَ تَنصُرُونَ بِضُعَفاءِکُم؛

ناتوان را پیش من آرید زیرا شما به برکت ناتوانان خود روزى مى خورید و یارى مى شوید.

21

بَلِّغُوا حَاجَةَ مَن لا یَستَطِیعُ إبلاغَ حاجَتِه. فَمَن أبلَغَ سُلطاناً حاجَةَ مَن لا یَستَطِیعُ إبلاغَها ثَبَّتَ اللَّهُ قَدَمَیهِ عَلَى الصِّراطِ یَومَ القِیامَةِ؛

حاجت کسى را که از ابلاغ آن ناتوانست ببزرگان برسانید زیرا هر کس حاجت درمانده اى را ببزرگى برساند روز رستاخیز خداوند پاهاى وى را بر صراط استوار میسازد.

22

اِبنَ آدَمَ أطِع رَبَّکَ تُسَمَّى عاقِلاً وَ لا تَعصِهِ فَتُسَمَّى جاهِلاً؛

فرزند آدم! پروردگار خویش را فرمانبردار باش تا ترا خردمند خوانند و از فرمان وى بیرون مباش که ترا نادان شمارند.

23

اِبنَ آدَمَ إذا أصبَحتَ مُعافى فِی جَسَدِکَ آمَنّا فی سَربکَ عِندَکَ قُوتَ یَومِکَ فَعَلى الدُّنیا العَفاءُ؛

فرزند آدم وقتى تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش را دارى جهان گو مباش.

24

اِبنَ آدَمَ عِندَکَ ما یَکفِیکَ وَ تَطلُبُ ما یَطغِیک اِبنَ آدَمَ لا بِقَلیلٍ تَقنَع و لا بِکَثِیرٍ تَشبَع؛

فرزند آدم، آنچه حاجت تو را رفع کند در دسترس خود دارى و در پى آنچه ترا به طغیان وامیدارد روز میگذارى، به اندک قناعت نمیکنى و از بسیار سیر نمیشوى.

25

أتانِی جَبرِیلُ فَقالَ یا مُحَمَّدُ عِش ما شِئتَ فَإنّکَ مَیِّتٌ وَ أحبِب ما شِئتَ فَإنّکَ مُفارَقَهٌ وَ اعمَل ما شِئتَ فَإنّکَ مَجزِیٌّ بِه. وَ اعلَم أنَّ شَرَفَ المُؤمِنِ قِیامُهُ بِاللَّیلِ وَ عِزَّهُ استِغناؤُهُ عَنِ النّاسِ؛

جبریل پیش من آمد و گفت اى محمّد هر چه میخواهى زنده بمان که عاقبت خواهى مرد، هر چه را میخواهى دوست بدار زیرا از آن جدا خواهى شد و هر چه میخواهى بکن که پاداش آن را خواهى دید و بدان که شرف مؤمن بپا خاستن شب است و عزت وى بى نیازى از مردم.

26

أتانِی جَبرِیلُ فَقالَ بَشِّر اُمَّتَک إنَّهُ مَن ماتَ لا یُشرِکُ بِاللَّهِ شَیئاً دَخَلَ الجَنَّةَ قُلتُ یا جَبرِیلُ وَ إن سَرِقَ وَ إن زَنَى قالَ نَعَم قُلتُ وَ إن سَرِقَ وَ إن زَنَى قَالَ نَعَم قُلتُ وَ إن سَرِقَ وَ إن زَنَى قالَ نَعَم وَ إن شَرِبَ الخَمرَ؛

جبریل پیش من آمد و گفت امت خود را بشارت بده که هر کس بمیرد و چیزى را با خدا شریک نسازد به بهشت میرود گفتم اى جبرئیل و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى گفتم و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى گفتم و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد گفت آرى و اگر هم شراب خورده باشد.

27

أتُحِبُّ أن یَلِینَ قَلبُکَ وَ تُدرِکَ حَاجَتَک؟ اِرحَمِ الیَتیمَ وَ امسَح رَأسَهُ وَ أطعِمهُ مِن طَعامِکَ یَلِنَ قَلبُکَ وَ تُدرِک حاجَتَک؛

آیا دوست دارى دلت نرم شود و حاجت خود بیابى بر یتیم رحمت آور وى را بنواز و از غذاى خویش بدو بخوران تا دلت نرم شود و حاجت خود بیابى.

28

أتَحسَبُونَ الشِّدَّةَ فِی حَملِ الحِجارَةِ إنَّما الشِّدَّةُ أن یَمتَلِی أحَدُکُم غَیظاً ثُمَّ یَغلِبُهُ؛

آیا گمان میکنید نیرومندى در بردن سنگ است، نیرومند حقیقى آنست که خشمگین شود و بر خشم خود غالب گردد.

29

اتَّخِذُوا عِندَ الفُقَراءِ أیادِی فَإنَّ لَهُم دَولَةٌ یَومَ القِیامَةِ؛

با فقرا دوستى کنید زیرا در روز رستاخیز دولتى بزرگ دارند.

30

أتَدرُونَ مَا العِضَّةُ؟.. نَقلُ الحَدیثِ مِن بَعضِ النّاسِ إلَى بَعضٍ لِیُفسِدُوا بَینَهُم؛

آیا میدانید سخن چینى چیست؟ سخن چینى آنست که سخنى را از کسان پیش دیگران نقل کنند و میان آنها را بهم بزنند.

31

أُترُک فُضولَ الکَلامِ وَ حَسبُکَ مِنَ الکَلامِ ما تَبلُغُ بِه حاجَتَکَ؛

از سخنان بیهوده چشم بپوش سخنى که رفع حاجت کند ترا کفایت کند.

32

اُترُکوا الدُّنیا لِأهلِها فَإنَّهُ مَن أخَذَ مِنه فَوقَ ما یَکفِیهِ أخَذَ مِن حَتفِهِ وَ هُوَ لا یَشعَرٌ؛

دنیا را بمردم دنیا واگذارید زیرا هر کس از دنیا بیش از حد کفایت بر گیرد در هلاک خویش میکوشد اما نمیداند.

33

اِتَّقِ اللَّهَ فی عُسرِکَ وَ یُسرِکَ؛

در سختى و سستى از خدا بترس.

34

اِتَّقِ اللَّهَ وَ لا تَحقِرَنَّ مِنَ المَعرُوفِ شَیئاً وَ لَو أن تَفرُغَ مِن دَلوِکَ فِی إناءِ المُستَسقِی وَ أن تُلقِىَ أخاکَ وَ وَجهُکَ إلیهِ مُنبَسِطٌ؛

از خدا بترس و هیچ کار نیکى را حقیر مشمار گر چه کار نیک منحصر باین باشد که دلو خویش را در ظرف تشنه اى بریزى و برادر خود را با روى گشاده ملاقات کنى.

35

اِتَّقِ دَعوَةَ المَظلومِ فَإنَّما یَسألُ اللَّهَ تَعالى حَقَّهُ وَ إنَّ اللَّهَ تَعالى لا یَمنَع ذا حَقٍّ حَقَّهُ؛

از دعاى مظلوم بپرهیز زیرا وى بدعا حق خویش را از خدا میخواهد و خدا حقرا از حق دار دریغ نمیدارد.

36

اِتَّقُوا اللَّهَ واعدِلُوا بَینَ أولادِکم کَما تُحِبُّونَ أن یَبُرُّوکُم؛

از خدا بترسید و میان فرزندان خود بعدالت رفتار کنید همان طور که میخواهید با شما بنیکى رفتار کنند.

37

اِتَّقُوا دَعوَةَ المَظلومِ فَإنِّها تَحمِلُ عَلى الغَمامِ یَقُولُ اللَّهُ تَعالى وَ عِزَّتی وَ جَلالى لَاَنصُرَنَّک وَ لَو بَعدَ حِینٍ؛

از نفرین مظلوم بترسید زیرا نفرین وى بر ابرها میرود و خداوند مى گوید بعزت و جلال من سوگند که ترا یارى میکنم اگر چه پس از مدتى باشد.

38

اِتَّقُوا الحَجَرَ الحَرامَ فِی البُنیانِ فَإنّهُ أساسُ الخَرابِ؛

از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ویرانى است.

39

اِتَّقُوا فَراسَةَ المُؤمِنِ فَإنّهُ یَنظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛

از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا مینگرد.

40

اِتَّقُوا الشُّحَّ فَإنَّ الشُّحَّ أهلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم وَ حَمَلَهُم عَلَى أن سَفَکُوا دِماءَهُم وَ استَحَلُّوا مَحارِمَهُم؛

از بخل بپرهیزید زیرا که بخل پیشینیان را هلاک کرد و آنها را وادار کرد که بخون یک دیگر دست بیالایند و محارم خویش را حلال شمارند.

41

اِتَّقُوا النّارَ وَ لَو بِشَقِّ تَمرَةٍ فَإن لَم تَجِدُوا فَبِکَلَمَةٍ طَیِّبَةٍ؛

از آتش بپرهیزید و گر چه بوسیله یک پاره خرما باشد و اگر ندارید بوسیله سخنى نیک.

42

اِتَّقِ المَحارِمَ تَکُن أعبَدَ النّاسِ وَ ارضِ بِما قَسَمَ اللَّهُ لَکَ تَکُن أغنَى النّاسِ؛

از چیزهاى حرام بپرهیز تا از همه کس عابدتر باشى و بقسمت خویش راضى باش تا از همه کس ثروتمندتر باشى.

43

أتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فِیما لَه وَ عَلَیهِ؛

از همه مردم پرهیزگارتر آن کس است که حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید.

44

اِتَّقُوا الدُّنیا فَوَ الَّذی نَفسِی بِیَدِهِ إنَّها لأسحَرَ مِن هاروتَ وَ ماروتَ؛

از دنیا بپرهیزید، قسم بآن کس که جان من در کف اوست که دنیا از هاروت و ماروت ساحرتر است.

45

اِتَّقُوا اللَّهَ فِی النِّساءِ فإنَّهُنَّ عِندَکم عَوانٌ؛

در باره زنان از خدا بترسید که آنها پیش شما اسیرند.

46

اِتَّقِ اللَّهَ حَیثُما کُنتَ وَ أتبَع السَّیِّئَةَ الحَسَنَةَ تَمحُها وَ خالِقِ النّاسَ بِخُلقٍ حَسَنٍ؛

هر کجا هستى از خدا بترس؛ به دنبال گناه کار نیک انجام بده تا آن را محو کند و با مردم خوش اخلاق و نیکو رفتار باش.

47

اِتَّقُوا دَعوَةَ المَظلومِ فَإنَّها تَصعَدُ إلَى السَّماءِ کأنَّها شَرارَةٌ؛

از نفرین مظلوم بترسید که چون شعله آتش بر آسمان میرود.

48

اِتَّقُوا دَعوَةَ المَظلُومِ وَ إن کانَ کافِراً فَإنّها لَیسَ دُونَها حِجابٌ؛

از نفرین مظلوم بترسید اگر چه کافر باشد، زیرا در برابر نفرین مظلوم پرده و مانعى نیست.

49

اِتَّقُوا اللَّهَ وَ أصلِحُوا ذاتَ بَینِکُم؛

از خدا بترسید و میان خویش را اصلاح کنید.



نقل از سایت شهید آوینی

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1952/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما