متن و ترجمه دعای سی و هفتم صحیفه سجادیه
11 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 8:59:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

متن و ترجمه دعای سی و هفتم صحیفه سجادیه

عجيب‌تر اين كه از بنده‌ي خود ـ كه روزي‌ات را خورده و با آن بر طاعت تو توانا گرديده است ـ بهايي طلب نكرده‌اي، و بر سَرِ ابزارهايي كه به مدد آنها به آمرزش تو راه يافته، بر او سخت نگرفته‌اي، و اگر چنين كرده بودي، همه‌ي دسترنج و نتيجه‌ي كوشش وي، در برابر كوچك‌ترين نعمت و احسان تو، از ميان مي‌رفت، و او در گروِ ديگر نعمت‌هايت پيش تو مي‌ماند. پس در اين صورت، كي مستحقِ چيزي از ثواب تو بود؟ نه، كي مستحق بود؟

متن دعا:

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا اعْتَرَفَ بِالتَّقْصِيرِ عَنْ تَأْدِيَةِ الشُّكْر :

اللَّهُمَّ إِنَّ أَحَداً لَا يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غَايَةً إِلَّا حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ إِحْسَانِكَ مَا يُلْزِمُهُ شُكْراً. وَ لَا يَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طَاعَتِكَ وَ إِنِ اجْتَهَدَ إِلَّا كَانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقَاقِكَ بِفَضْلِكَ فَأَشْكَرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ، وَ أَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِكَ لَا يَجِبُ لِأَحَدٍ أَنْتَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ، وَ لَا أَنْ تَرْضَى عَنْهُ بِاسْتِيجَابِهِ فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ، وَ مَنْ رَضِيتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ تَشْكُرُ يَسِيرَ مَا شَكَرْتَهُ، وَ تُثِيبُ عَلَى قَلِيلِ مَا تُطَاعُ فِيهِ حَتَّى كَأَنَّ شُكْرَ عِبَادِكَ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَيْهِ ثَوَابَهُمْ وَ أَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزَاءَهُمْ أَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطَاعَةَ الِامْتِنَاعِ مِنْهُ دُونَكَ فَكَافَيْتَهُمْ، أَوْ لَمْ يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجَازَيْتَهُمْ بَلْ مَلَكْتَ يَا إِلَهِي أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَمْلِكُوا عِبَادَتَكَ، وَ أَعْدَدْتَ ثَوَابَهُمْ قَبْلَ أَنْ يُفِيضُوا فِي طَاعَتِكَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ سُنَّتَكَ الْإِفْضَالُ، وَ عَادَتَكَ الْإِحْسَانُ، وَ سَبِيلَكَ الْعَفْوُ 8) فَكُلُّ الْبَرِيَّةِ مُعْتَرِفَةٌ بِأَنَّكَ غَيْرُ ظَالِمٍ لِمَنْ عَاقَبْتَ، وَ شَاهِدَةٌ بِأَنَّكَ مُتَفَضَّلٌ عَلَى مَنْ عَافَيْتَ، وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّقْصِيرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ فَلَوْ لَا أَنَّ الشَّيْطَانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طَاعَتِكَ مَا عَصَاكَ عَاصٍ، وَ لَوْ لَا أَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْبَاطِلَ فِي مِثَالِ الْحَقِّ مَا ضَلَّ عَنْ طَرِيقِكَ ضَالٌّ فَسُبْحَانَكَ مَا أَبْيَنَ كَرَمَكَ فِي مُعَامَلَةِ مَنْ أَطَاعَكَ أَوْ عَصَاكَ تَشْكُرُ لِلْمُطِيعِ مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ، وَ تُمْلِي لِلْعَاصِي فِيمَا تَمْلِكُ مُعَاجَلَتَهُ فِيهِ. أَعْطَيْتَ كُلًّا مِنْهُمَا مَا لَمْ يَجِبْ لَهُ، وَ تَفَضَّلْتَ عَلَى كُلٍّ مِنْهُمَا بِمَا يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ. وَ لَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَأَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ، وَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ، وَ لَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الْفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ، وَ عَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغَايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ. ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيمَا أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ، وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَاتِ فِي الْآلَاتِ الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَى مَغْفِرَتِكَ، وَ لَوْ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ لَذَهَبَ بِجَمِيعِ مَا كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ جَزَاءً لِلصُّغْرَى مِنْ أَيَادِيكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِيَ رَهِيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ، فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوَابِكَ لَا مَتَى هَذَا يَا إِلَهِي حَالُ مَنْ أَطَاعَكَ، وَ سَبِيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ، فَأَمَّا الْعَاصِي أَمْرَكَ وَ الْمُوَاقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَيْ يَسْتَبْدِلَ بِحَالِهِ فِي مَعْصِيَتِكَ حَالَ الْإِنَابَةِ إِلَى طَاعَتِكَ، وَ لَقَدْ كَانَ يَسْتَحِقُّ فِي أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْيَانِكَ كُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِيعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ. فَجَمِيعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ أَبْطَأْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَوَاتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقَابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ، وَ رِضًى بِدُونِ وَاجِبِكَ 16) فَمَنْ أَكْرَمُ يَا إِلَهِي مِنْكَ، وَ مَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ لَا مَنْ فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالْإِحْسَانِ، وَ كَرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ، لَا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ، وَ لَا يُخَافُ إِغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِي أَمَلِي، وَ زِدْنِي مِنْ هُدَاكَ مَا أَصِلُ بِهِ إِلَى التَّوْفِيقِ فِي عَمَلِي، إِنَّكَ مَنَّانٌ كَرِيمٌ.

ترجمه دعا:

نيايش آن حضرت در مقام شكر پروردگار
خدايا، هر گاه كسي در طريق شكر تو به سر منزلي رسد، احسان ديگري از سوي تو براي او فراهم آيد و سپاس ديگري را بر وي لازم گردانَد،
و هر چه در فرمانبرداري از تو كوشش نمايد، به سرانجامي نرسد، و به آن مرتبه از طاعت كه تو به خاطر فضل و احسان خود سزاوار آني، دست نيابد.
پس شاكرترينِ بندگانت از سپاس تو ناتوان باشد، و عابدترينِ ايشان از فرمانبرداري‌ات فرو مانَد.
هيچ كس را بر تو آن حق نيست كه او را به شايستگي‌اش بيامرزي و به سزاواري‌اش از وي خشنود شوي.
پس هر كه را آمرزيده‌اي، از احسان تو بوده است، و از هر كه خشنود گشته‌اي، از فضل و رحمت تو.
كارِ اندكِ پذيرفته را جزاي فراوان مي‌بخشي، و در برابرِ طاعتِ ناچيز پاداش مي‌دهي؛ چنان كه گوي شكر گزاريِ بندگانت ـ كه در برابر آن پاداشي بر ايشان لازم كرده‌اي و مزدي بزرگ به آنان داده‌اي ـ چيزي است كه مي‌توانند از آن خودداري كنند. از اين رو، به آنان پاداش مي‌دهي، يا چون سبب آن به دستِ‌تو نيست، جزايشان مي‌بخشي.
اي معبود من، چنين نيست، بلكه اختيار آنان به دست تو بوده است، پيش از آن كه بر عبادت توانا باشند، و پاداش آنان را فراهم ساخته‌اي، پيش از آن كه تو را اطاعت كنند؛ زيرا شيوه‌ي تو بخشيدن است، و خوي تو احسان كردن، و آيين تو آمرزيدن.
همه‌ي آفريدگان معترف‌اند كه تو بر آن كس كه عقوبتش كرده‌اي، ستم ننموده‌اي، و گواه‌اند كه تو با آن كس كه در امانش داشته‌اي، به احسان عمل كرده‌اي، و همه خود را در انجام دادنِ آنچه تو سزاوار آن هستي، مقصّر مي‌دانند.
اما اگر نبود اين كه شيطان فريب‌شان مي‌دهد و از اطاعت تو دورشان مي‌دارد، هيچ نافرماني، معصيت تو نمي‌كرد، و اگر باطل را به چهره‌ي حق در نمي‌آورد، هيچ كس از راه تو بيراه نمي‌گشت.
منزّهي تو، چه روشن و آشكار است لطف و كرمت در معامله با آن كس كه تو را اطاعت كند يا معصيت ورزد؛ بنده‌ي نافرمان را مهلت مي‌دهي، با آن كه مي‌تواني در بازخواست وي شتاب كني،
و هر يك از آن دو را چيزي مي‌بخشي كه سزاوار آن نيستند، و به هر كدام چيزي را تفضّل مي‌كني كه ارزش كارشان بدان پايه نرسد.
اگر تو آن بنده‌ي فرمانبر را به اندازه‌ي عملش ـ كه تو خود او را بر آن واداشته‌اي ـ جزا مي‌دادي، بعيد نبود كه ثواب تو را در نيابد و نعمت تو نيز از كَفَش برود؛ ولي چنين نكرده‌اي، بلكه به لطف خود، او را در برابر عبادت كوتاه مدت و فنا پذير، پاداشي بلند مدت و جاودان بخشيده‌اي، و در برابر كارهاي زود گذر، ثوابي پيوسته و ماندگار داده‌اي.
عجيب‌تر اين كه از بنده‌ي خود ـ كه روزي‌ات را خورده و با آن بر طاعت تو توانا گرديده است ـ بهايي طلب نكرده‌اي، و بر سَرِ ابزارهايي كه به مدد آنها به آمرزش تو راه يافته، بر او سخت نگرفته‌اي، و اگر چنين كرده بودي، همه‌ي دسترنج و نتيجه‌ي كوشش وي، در برابر كوچك‌ترين نعمت و احسان تو، از ميان مي‌رفت، و او در گروِ ديگر نعمت‌هايت پيش تو مي‌ماند. پس در اين صورت، كي مستحقِ چيزي از ثواب تو بود؟ نه، كي مستحق بود؟
اي معبود من، اين حال كسي است كه تو را فرمان برده است، و شيوه‌ي كسي است كه در عبادتت بسي كوشيده است. اما آن كس كه فرمان تو را پشت گوش انداخته و نهي تو را مرتكب شده است، در انتقام گرفتن از او شتاب نورزيده‌اي، تا مگر از معصيت تو دست بردارد و به طاعت تو باز گردد، حال آن كه در نخستين لحظه‌ي گنهكاري، سزاوار همه‌ي عقوبت‌هايي گرديده بود كه براي تمام آفريدگانت مهيّا كرده‌اي.
پس هر عذابي كه از او به تأخير افكنده‌اي، و هر انتقام و عقابِ شديد كه از او باز پس داشته‌اي، چشم پوشي توست از حقِ خود، و خشنودي توست به كم‌تر از آنچه سزاوار آني.
پس اي معبود من، كيست بزرگوار تر از تو، و كيست بدبخت‌تر از آن كس كه در راه مخالفت تو هلاك گرديده است؟ نه، هيچ كس نسيت. تو والاتر از آني كه درباره‌ات جز به احسان و نيكي سخن گويند، و كريم‌تر از آن كه جز به سبب دادگري از تو بيمناك شوند. هرگز ترس آن نيست كه بر گنهكار ستم ورزي و از پاداش كسي كه تو را خرسند كرده است، غافل شوي. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و آرزوي مرا برآور، و هدايتت را بيش از پيش نصيب من گردان، تا با آن در كار خود به توفيق رسم. بي‌شك، تو بسيار بخشنده‌ي بزرگواري

http://mouood.org/mahdaviat/item/14773-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%88-http://nasimemarefat.parsiblog.com/http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1974/وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما