عالمی از تبار مجاهدان راه حق و سالکان طریق عشق
38 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 6:26:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 عالمی از تبار مجاهدان راه حق و سالکان طریق عشق

فرزانگان؛ آیت‌الله عبدخدایی

  عالمی از تبار مجاهدان راه حق و سالکان طریق عشق 

  براستی باید گفت؛ زندگی آیت الله شیخ غلامحسین عبد خدایی تبریزی(ره) که با مرورش تصویر زیبای این مرد الهی و عالم ربانی که همراه تداعی‌گر آسمانی ترین جلوه های عظمت و شکوه معنوی و درس آموز شیفتگان راه خداست، از صفحات زرین تاریخ علمای شیعه است. 

خبرگزاری حوزه/ نام بلند آیت حق و وارث اولیای والا مقام و علمای گرام، حضرت استاد آیت الله شیخ غلامحسین عبد خدایی تبریزی(ره) با مرور زندگی این مرد الهی و عالم ربانی همراه تداعی‌گر زیباترین جلوه های عظمت و شکوه معنوی و درس آموز شیفتگان راه خداست.

 او که در سال 1303 ه0ق  متولد گشت و در دامان پدری مهربان و متدین به نام محمد رضا در یکی از روستاهای شبستر تبریز" به نام وایقان" به چابکی و نشاطی ملهم از طبیعت زیبای دشت و دمن بالید و قد کشید.

یک قرن حیات طیبه و نورانی

این عالم ربانی در طول حدود یک قرن از حیات طیبه اش به جان کوشید تا رهرو پاک و سالک بایسته و طلبه شایسته ای برای مسیر حق و راه انبیا و اولیای خدا باشد. 

او که در محضر عالمان بزرگی زانوی تلمذ ساییده بود و در محفل علمی و معرفتی بزرگانی چون آیت الله حاج میرزاابوالحسن انگجی  در تبریز و نیز آیات عظام سید محمد کاظم یزدی ، میرزا فتح الله شریعت اصفهانی، آخوند محمد کاظم خراسانی، محمد فاضل شربیانی بزرگ و علامه سید محمد حسین نائینی در نجف اشرف شرکت کرده بود، توانست از حضور باهر النور آن والامقامان عرصه علم و معرفت و معنویت کسب فیض نماید.

طی مدارج علمی و معنوی

آیت الله شیخ غلامحسین عبد خدایی تبریزی(ره) هم دوره با آیت الله حاج شیخ محمد جواد بلاغی بود و از رهگذر این تلاش علمی و ممارست روحانی و تلاش ربانی که با خلوصی تام و تمام همراه و برکات و نعمات و موهبات روحانی بسیاری را نصیب او و طلاب علوم دینی نمود توانست به درجه ی رفیع اجتهاد برسد و اجازه ی اجتهاد و نقل حدیث و روایت خویش را از حضرت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی (ره) و نیز اجازه ی اجتهاد از تعدادی از علماء و مراجع نجف اشرف کسب نمود.

هجرت به مشهد و سکنی در جوار حریم رضوی

این عالم ربانی برای انجام فریضه تحصیل در راه دین و آیین از تبریز به مشهد رهسپار شد و تحصیلات دینی و روحانی خویش را در مدرسه ی علمیه ی طالبیه ی تبریز آغاز نمود و سطوح عالیه را از خدمت آیت الله حاج میرزا ابوالحسن انگجی استفاده نمود و سپس عازم نجف اشرف شد و فقه را نزد حضرت آیت الله العظمی حاج آقا سید محمدکاظم یزدی و اصول را نزد مرحوم آخوند خراسانی و معارف الهی را نزد آیت الله العظمی شریعت اصفهانی فراگرفت.

و آنک پس از سالها تحصیل علم و تهذیب اخلاق باکوله باری از علم و معرفت به تبریز بازگشت و بار دیگر در سال 1311ه0ش عازم مشهد مقدس می شوند و تااواخر عمر در کنار مضجع شریف حضرت امام رضا (ع) روزگار می گذراند. 

تألیفات و آثار ارزشمند

اصول مهذبه (خلاصة الاصول )

الدروس الدینیه (12جلد )

گوهرهای درخشان ( در اثبات حقانیت تشیع و رد اظهارات احمدکسروی )

ندای راستی ( در رد اظهارات مردوخ کردستانی )

انوار لامعه (تفسیر سوره ی اعلی )

الدرر الثمینه فی شرح سورة المبارکه الجمعه

رهبر سعادت (ترجمه وجوه اعجاز قرآنی نوشته مرحوم علامه بلاغی (ره))

انوار مشرقه و درر القیمه

نشریه خداشناسی به زبان ساده (2جلد )

ترجمه نکت اعتقادیه مرحوم شیخ مفید

بیان الحق

معتبرترین زیارتنامه ها (ترجمه ی زیارت امین 000)

خدمات فرهنگی و اجتماعی

اما این عالم ربانی در طول حیات مبارکش خدمات فرهنگی و اجتماعی بسیاری را نیز به منصه ظهور رساند و باقیات الصالحاتی بس سترگ و ارزنده برای خویش ثبت و ضبط نمود.

جمعیت دیانت اسلامی

در سال 1343ه0ق جمعیت دیانت اسلامی را در تبریز تأسیس نمود و جلسه ی تذکرات دینی را برای ارشاد مردم تشکیل داد و نشریه ای به  همان نام منتشر نمود و در قیام تبریز علیه رضاخان از شخصیت های برجسته ی قیام و سخنرانان آن بود که بعدا مورد تعقیب نظام رضاخانی قرار گرفت و پس از مدتی اختفاءبه نجف اشرف مشرف شده و بعد ازمدتی تشرف سرانجام پس از تشرف به مشهد و گذشت دوران  خفقان رضاخانی، اقدام به انتشار همان نشریه به اضافه ی نشریه دیگری به نام ندای حق بعد از شهریور 1320 می نمایند 0

تأسیس دبستانی برای نونهالان مسلمان

تأسیس دارالتعلیم دیانتی سال 1324 ه0ش که مجموعه دبستان بود برنامه‌های اصول اعتقادی در آن برگزار می گردید از جمله ملازمان آن مدرسه حضرات آیات  حاج سید محمد حسینی خامنه ای، سید علی حسینی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب)، سید احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد مقدس )، و برخی از فرزندان ایشان بودند.

دردوران ستمشاهی و پهلوی تعدادی از مکتب خانه ها عهده دار تحصیلا ت نوجوانان و جوانان بودند و مشکلاتی هم در برداشتند، نظام شاهنشاهی اقدام به تأسیس دبستانهایی هم نمود و مردم متدین اعتماد به آنها نداشتند، از اینرو آیت الله تبریزی اقدام به تأسیس دبستانی با عنوان دارالتعلیم دیانتی نمود که مشکلات آنها را نداشته باشد و نوجوانان را با تربیت صحیح اسلامی پرورش دهد 0

بیمه طلاب علوم دینی

از دیگر خدمات ایشان راه اندازی بیمه ی بهداشت محصلین علوم دینی در سال 1347 ه0ش بود که طلاب علوم دینی طبق ضوابط و مقررا ت خود  و خانواده شان می توانستند از بیمه خدمات درمانی استفاده کنند بدون آنکه وجهی بپردازند 0

مدرسه  علمیه  جعفریه :

ایشان در سال 1387 ه0ق برابر با 1346ه0ش اقدام به تأسیس مدرسه ی علمیه ی جعفریه می‌نمایند و برای این مدرسه وقفنامه ای تنظیم  می نمایندکه طلاب این مدرسه باید اشتغال داشته باشند به تفسیر ، حدیث ، فقه و اصول ،عقاید اسلامی ، آن هم به میزان دلائل محکم ، این مدرسه منشأ خیرات و برکات بسیاری شده که در حال حاضر بسیاری از طلاب آن مدرسه از علمای برجسته در قم و مشهد و شهرستانها می باشند و تعدادی هم اشتغال به خدمت در نظام مقدس اسلامی هستند 0

جلسات تفسیر و عقاید

 ایشان جلسات علمی و معرفتی و اخلاقی متنوعی را داشت که هر یک بنا بر مخاطبین و حضارش بار علمی و معنوی خاصی را برای اصحاب آن جلسه به همراه می آورد. از جمله این جلسات می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

جلسات عصرهای جمعه که در منزل خود ایشان برگزار می گردید و در مشهد مقدس تقریبا جلسه منحصر به فردی بود که بدان صورت منعقد می شد ، از نقاط مختلف شهر و همچنین از شهرستانهای دیگر ایران در این جلسه حضور می یافتند و استفاده می کردند

جلسات شبهای پنجشنبه که پس از تلاوت آیات مقدس قرآنی توسط تعدادی بصورت دوره ی قرآن معظم له به تفسیر و بیان اصول عقائد می پرداختند

جلسات سیار هفتگی که بصورت سیار در نقاط مختلف شهر مشهد در برخی از شبها برگزار می گردید0

بر کرسی تدریس :

مرحوم آیت الله تبریزی در منزل خود دروس رسائل و مکاسب و همچنین خارج درس اصول را برای عده ای از طلاب علوم دینی تدریس می‌کردند، ایشان از جهت علمی قدرت ابتکار داشت مخصوصا در منقول و معارف بویژه آنکه شاگرد مرحوم آیت الله العظمی شریعت اصفهانی (ره) هم بود ، در بیان مسائل اعتقادی استاد بود و از جوانی علیه الحادو انحراف مبارزه کرده بود در تبریز در سالهای 1343 و 1344 ه-ق یعنی 90 سال پیش از این ، جلسات تذکرات دیانتی را راه انداخته بود و هر پانزده روز یک مرتبه ، یک مجلد دینی منتشر می نمود که بیانگر معارف  اسلامی بود در مشهد مقدس هم پس از شهریور 1320 ه0 ش در مقابل انحرافات احمد کسروی ایستادگی نمود و نشریه ی ندای حق را منتشر کرد، همانگونه که مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی فرمودند: آن روزها این گونه مجلات در میان اهل علم رایج نبود که ایشان دست به چنین ابتکاری زد.

از سوی دیگر  علمای نجف و سایر بلاد  این ابتکار ایشان را ستودند و با فرستادن پیام و اطلاعیه از فعالیت این بزرگوار تقدیر نمودند و همچنین مرحوم آیت الله شیخ  عبد الکریم حائری و مرحوم حاج آقا حسین قمی (رحمهما الله) و سایر علما در پیامهای جداگانه ای تقدیر و تشکر داشته که سواد  دستخط برخی از علما از ایشان در مجله ی تذکرات دیانتی و ندای حق به چاپ رسیده از جمله آیات عظام : شیخ محمد جواد بلاغی از نجف اشرف، شیخ عبدالکریم حائری یزدی از قم، سید جواد آقا تبریزی از نجف اشرف، حاج میرزا ابوالحسن آقا ی مجتهد، شیخ محمد رضا طبسی از قم، آقا سید ابوالحسن اصفهانی، عبدالکریم اکابری، شیخ محمد حسین آقا آل کاشف الغطاء، محقق خلخالی،میرزا علی آقا مجتهد شیرازی الاصل نجفی.

برگزاری نماز جمعه :

قبل از انقلاب اسلامی در ایران سه نماز جمعه برگزار می شد که عبارتند  از :

در قم توسط حضرت آیت الله العظمی اراکی (ره) در مشهد  توسط حضرت آیت الله حاج شیخ غلامحسین عبد خدایی (ره) و در اصفهان توسط آیت الله حاج آقا رحیم ارباب.

آیت الله تبریزی نماز جمعه را از سال 1327 ه0ش برگزار نمودند و در شبستانی که در مسجد جامع گوهر شاد  حرم مطهر رضوی به نام ایشان است اقامه فرمودند.

 پس از پیروز ی انقلاب اسلامی امام راحل رضوان الله تعالی به احترام آیت الله تبریزی (ره) امام جمعه ای را منصوب ننمودند ولی پس از فوت ایشان با پیام تسلیتی نسبت به معظم له مرحوم آیت الله آقا شیخ ابوالحسن شیرازی (ره) را بعنوان اما م جمعه منصوب نمودند.

سفر به عتبات عالیات :

در اواخر سال 1334 ه0ش بود که آیت الله تبریزی عازم سفر به عتبات عالیات شدند. ایشان حاضر نبودند در این سفر از وجوهات شرعیه  استفاده کنند.  یکی از ارادتمندان ایشان بانی مخارج سفر شده بود ، در این سفر همسر و دو فرزند در خدمت ایشان بودند.

 مسافرت آیت الله تبریزی (ره) تقریبا شش ماه طول کشید و در نجف اشرف آیات عظام شاهرودی، حکیم و خوئی  (رحمهم الله) به دیدار ایشان آمدند وایشان متقابلا با آنهادیدار کردند.

مجلس ترحیم شهید نواب صفوی :

هنگام بازگشت به ایران در مشهد مقدس مجلس ختمی برای شهید نواب صفوی گرفتند ، در حالیکه  در آن روزگار جوی پرخفقان بود به طوریکه حتی واعظان نمی توانستند نام شهید نواب و یاران را ذکر کنند.

این در حالی بود که سخنران ماجرای شهادت سادات علوی را بیان نمود و مجلس یکپارچه گریه و ضجه بود ولی کسی جرأت بردن نام شهدائی که مجلس به مناسبت آنها برگزار شده بود را نداشت!

نهضت روحانیت و قیام 15خرداد 42:

مرحوم آیت الله تبریزی (ره) در نهضت ملت بر علیه شاه و  برنامه های او حضوری جدی و اثرگذار داشتند ، در رابطه با انجمن های ایالتی و ولایتی و محکوم کردن کارهای اسدالله علم تلگرافی به آیت الله بهبهانی (ره) مخابره کردند و همین امر هم سبب شد که بعدها دولت از مسافرت ایشان به عتبات عالیات ممانعت بعمل آورد ، سپس در اعتصاب های روحانیت سراسر کشور و دیگر فعالیتای مبارزاتی و انقلابی حضوری جدی و همه جانبه داشتند.

محبت به کودکان یتیم :

آیت الله تبریزی (ره) احساسات پاکی داشت. علاوه برکمکهائی که شخصا به طور غیر مستقیم به ضعفا و مستمندان و ایتام میکرد خودش دوست داشت دستی بر سر کودک یتیمی بکشد و کمکی به او بنماید.

با اینکه در آن هنگام تقریبا 90 سال داشت گاهی به همراه گروههای خدماتی مؤسسه ی خیریه انصارالحجه (عج الله) به منازل ایتام می رفت ؛ گاهی شبهای زمستان در کوچه های پرگل اطراف شهر به سختی توشه‌های آذوقه را می کشید تا وارد منزل بینوائی می شد.

 البته اطرافیان کمک می کردند ولی او هم دوست داشت خودش دستی برساند و زیر کیسه ی آذوقه ای را بگیرد.

ایشان همچنین نسبت به کمک به خانواده های بی سرپرست روحانی توجه ویژه ای داشت. زیرا اگر آن روزها یک نفر روحانی از دنیا می رفت هیچ کس نبود خبری از خانواده ی او بگیرد چه رسد به اینکه کمکی به آن خانواده بنماید.

همین امر سبب شد که  آیت الله تبریزی (ره)در صدد کمک رسانی به خانواده های بی سرپرست روحانی بیفتد. از این رو لیستی  از اسامی آنها تهیه نمود و وجوهی به صورت نقدی به آنها پرداخت می کرد و این کار تا هنگام رحلت ایشان ادامه داشت 0

دوری از ملاقات با شاه :

هنگامی که شاه به مشهد می آمد برای ملاقات با او ازایشان دعوت می کردند. گاهی دعوتنامه دارای چند مهر بود مانند وزارت دربار ، استانداری ، سازمان امنیت و... .

در روز ملاقات مأموری جهت پیگیری می فرستادند ولی چون تاریخ آمدن شاه تقریبا مشخص بود ایشان چند روز پیش از آمدن شاه ،نماز جماعت را تعطیل می کرد و به صورت مخفیانه به منزل یکی از دوستان یا بستگان می رفت و وقتی شاه از مشهد برمی گشت ایشان همان شب  به نماز جماعت می رفت و کارهای عادی خود را شروع می کرد. حتی برای جشنهای سلطنتی وتاجگذاری که در آبان سال 1346 ه0 ش انجام گرفت ایشان مشهد را ترک کرد.

روابط گرم و صمیمی با علماء :

مرحوم حاج شیخ برای عالمان احترام خاصی قائل بود و با آیات عظام حاج سید یونس اردبیلی ، سید محمد هادی میلانی ، سید علی علم الهدی ،حاج سید جلیل الدین حسینی ، سید جواد خامنه ای ، حاج شیخ مجتبی قزوینی و حاج شیخ هاشم قزوینی و میرزا جواد آقا تهرانی و میرزا حسنعلی مروارید (رحمهم الله) رابطه ای نزدیک داشت و مورد احترام همگان بود 0

جلسه ای نورانی و علمی :

آیت الله تبریزی با تعدادی از علماء مانند آیات عظام : حاج سید جواد خامنه ای ، سید علی علم الهدی ، سیدعلی اکبر خوئی، سید جلیل حسینی، حاج شیخ حبیب الله ملکی تبریزی، میرزا باقر تبریزی، محمد رضا کلباسی، محمد رضا بخارایی (رحمهم الله) و000 جلسه ی مباحثه ی دسته جمعی داشتند که به صورت سیار هر روزی در منزل یکی از ایشان برگزار می شد و به گفتگو و بحث در مسائل فقهی می پرداختند در این جلسه گاهی از اوقات از علماء و شخصیت های روحانی سایر شهرها که به زیارت مشرف می شدند شرکت فرموده و به بحث می نشستند. این جلسه داری خیرات و برکات بسیاری بود و به گرمای مودت و وحدت علمای بزرگوار می افزود.

سخنگوی نهضت آذربایجان :

در نهضت آذربایجان جهت مبارزه با برنامه های استعماری اتحاد الشکل و کلاه پهلوی در مقابل رضاخان ، آیت الله تبریزی (ره) که در آن هنگام روحانی جوانی بود سخنرانی های انقلابی به انجام می رساند و هنگامی که پهلوی مسلط به اوضاع دو نفر از رهبران نهضت به نام آیت الله انگجی وآِیت الله میرزا صادق آقا تبریزی  را به سنندج تبعید کرد و هشت نفر از علماء را به سمنان، برای آیت الله تبریزی هم تصمیم به اعدام گرفته شده بود که ایشان مدت هشت ماه مخفی شد تا از گزند نظام طاغوتی محفوظ ماند؛ و در آن قیام ایشان سخنگوی آیات عظام میرزا ابوالحسن انگجی و میرزا صادق آقا تبریزی بود.

ویژگیهای علمی و اخلاقی

آیت الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی هم از نظر علمی برجستگی داشت و هم از نظر عملی ،از نظر علمی قدرت ابتکار داشت ، مخصوصا در عقول و معارف بویژه آنکه شاگرد مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی هم بود.

ایشان در بیان مسائل اعتقادی استاد بود و از جوانی علیه الحاد و انحراف مبارزه کرده بود 0

در تبریز در سالهای 1343و1344 ه.ق یعنی 90 سال پیش از این، جلسات تذکرات دیانتی را راه انداخته بود و هر پانزده روز یک مرتبه یک مجلد دینی منتشر می نمود که بیانگر معارف اسلامی بود. در مشهد مقدس هم پس از شهریور 1320 در مقابل انحرافات کسروی ایستادگی نمود و نشریه ندای حق را منتشر کرد. آنچنان که مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی می فرمود : آن روزها اینگونه مجلات در میان اهل علم رایج نبود که ایشان دست به چنین ابتکاری زد 0

اصول مهذبه ایشان هم یک دوره علم اصول است که همراه با ابداعات و نظریات ابتکاری می باشد 0

خصال نیکو و رفتاری الگو

از نظر علمی هم دارای اخلاق و وارستگی ویژه ای بود ،پیوسته مراقب بود که مبادا خاطرات نفسانی به او ضربه ای وارد سازد.

ملازمان ایشان یادآوری می کنند که در مدت چهل سالی که در خدمت ایشان بودند هیچگاه حرف رکیکی از ایشان نشنیدند؛ فحش به احدی استماع نکردند ، گاه ناراحت می شد اما عصبانیت و تندی نمی کرد.

شوخ و خوش مشرب بود وداستانهای مزاح آمیز در حافظه داشت ولی در هیچکدام خلاف شرع یا خلاف نزاکت نبود0

هیچگونه ادعا و مدعائی نداشت و پیرایه ای در گفتار وکردارش نبود ،ظاهر و باطنش یکی بود 0 اگر در دعا اشکی می ریخت یا در حرم با تمام وجود گریه می کرد یا در بالای سر حضرت هنگام قرائت قرآن یا دعا سر را همراه  با گریه تکان می داد ، اینها همه برخاسته از انگیزه های درونیش بود ، نیمه شب درمنزل هم وقتی کنار فرش را از گوشه اتاق پس میزد و سجاده اش را می انداخت ، و نماز شب می خواند و قرآن تلاوت می کرد همین حال را داشت 0

معاشقه و شب زنده داری با قرآن

فرزندشان می گوید: با آیات قرآنی عشق می ورزید و گاهی در سحر گاهان بلند بلند قرآن تلاوت می کرد ، ماه مبارک رمضان چند ختم قرآن می کرد 0 صبحها پس از صرف سحوری می خوابیدم ولی یادم می آید در بسیاری از اوقات که نوجوانی بودم ، هنوز در رختخواب بودم که پدر را می دیدم از خواب برخاسته است و آرام آرام قرآن تلاوت می نماید ،حافظ قرآن نبود ولی معمولا از هرآیه ای که سوال می کردم از روی قرآن کوچک خود پیدا کرده و آن را نشان می داد 0

با اینکه قرآن ایشان جیبی بود ، در قرائت نیاز زیادی به عینک نداشت ولی گاهی عینک می زد برای خستگی چشم ، استخاره می کرد و به استخاره با تسبیح بیشتر رغبت نشان می دادتا استخاره با قرآن

دعاهای ربانی و حالات عرفانی

در دعا شور وشوق فراوانی داشت ،دعا در اعماق روح و جان ایشان نفوذ داشت ،زیاد از صحیفه سجادیه استفاده می نمود بویژه از دعای مکارم الاخلاق ،دعای عالیة المضامین را زیاد قرائت می نمود دعاهای ایشان روح مخصوصی داشت ، در پایان هرمنبر پس از ذکر مصیبت به دعا می پرداخت ، عده ای شیفته دعاهای ایشان  بودند و حتی سالها پس از فوت یاد می کردند و یاد می کنند.

دعاهای ایشان بیشتر برگرفته از ادعیه مبارکه ی اهل بیت عترت (ع) بویژه صحیفه ی سجادیه بود ، در دعا با خدا حرف می زد و راز دل می گفت ، دعاهای ایشان ترجمه و مخلوطی از ادعیه ی ائمه اطهار علیهم السلام بود که با زبان فارسی از اعماق جان بر می آمد در دعا اشک می ریخت و مردم را منقلب می ساخت خلوت و جلوت برای او مساوی بود چه در نیمه های شب و چه در بالای منبر و خطبه های نماز جمعه ،چه آنگاهی که تنها بود و چه آن وقتی که در حرم مطهر ودر بالای سر حضرت به خواندن دعا می پرداخت ، چه آنگاهی که متن دعا را تلاوت می کرد و چه هنگامی که برای مستمعین ترجمه دعا را با زبان مادری می گفت ، در دعا بمانند کودکی بود که با اصرار و بصورت خیلی طبیعی و بدون تکلف از خدا می خواست :

"می گفت خدایا تو به عذاب ما محتاج نیستی و ما به رحمت تو احتیاج داریم تو افرادی را می یابی که آنها را عذاب کنی ولی ما کسی نداریم که به ما رحم کند و نیز می گفت : "وعمرنی و ما کان عمرئی بذلة فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی قبل ان یسبقنی مقتک الی   او یستحکم غضبک علی (صحیفه ی سجادیه – دعای مکارم الاخلاق )، به من عمر وزندگی عنایت فرما مادمی که عمر من در راه تو مصروف گردد ولی اگر قرار شد که زندگی و عمر من چراگاه و محل تاخت و تاز شیطان باشد مرا قبض روح فرما پیش از آنکه بغض تو بسراغ می آید یا غضب تو برمن استحکام یابد 0 و دعاهای او چون برگرفته از ادعیه ائمه ی اطهار (ع) بود بسیار آموزند ه و دلنشین بود 0

از هر موقعیتی هم برای دعا استفاده می کرد، درمجالس ومیهمانی ها پس از پایان سفره دعا می کرد و باهمان چند جمله آموزش می داد و مردم را متوجه خدا می کرد ، دعاهای او تصنعی و ساختگی نبود که کسی توجه نکند و بصورت وردی بشنود بلکه توجه مستمع راکاملا جلب کرد ، خودش هم حال پیدا می کرد.

مردمی که با دعاهایش «حال» می کردند

مردم مرید دعای او بودند ، از راههای دور می آمدند برای استفاده از دعاهای او ، در پایان خطبه های نماز جمعه همانطور که ایستاده بود دعا می کرد و اشک می ریخت و تمام بدنش می لرزید 0 حرم مطهر که شرفیاب می شد همانطور که وارد می شد گریه می کرد و تمام بدنش تکان می خورد ، عصرهای جمعه هم پس از امنبری که تمامش تفسیر قرآن ومعارف بود دعا می کرد و افراد را منقلب می ساخت 0

ناراحتی ها و اضطرابات خود را با دعا تسکین می بخشید و آرامش پیدا می کرد ؛گاهی مستقیما با خدا صحبت می کرد و گاهی هم پیامبر اکرم (ص) و ائمه را واسطه قرار میداد و می گفت : اللهم انی اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة و باولیائک الذین اخترتهم علی علم علی العالمین 0

اهل توسل و توکل

بسیار اهل توسل بود و به ائمه اطهار بویژه امیر المؤمنین علیه السلام عشق می ورزید و هنگامیکه نام مقدس آن حضرت را با تجلیل هر چه تمامتر می برد چشمهایش برق می زد و اشک در دیدگانش جمع می شد ولب به فضائل آن حضرت می گشود ، معمولا شبانه روزی دومرتبه حرم مشرف می شد یکدفعه پس از نماز عشاء و یکدفعه هم پیش از نماز صبح ، این تشرف ماه مبارک رمضان به سه مرتبه می رسید که دفعه ی سوم آن پس از نماز ظهر بود0

حامی حریم توحید عاشق ائمه‌(ع)

در عین حال ، با ارداتی که به ساحت مقدس ائمه ی اطهار (ع) داشت ،پیوسته حریم توحید را حفظ می کرد و کوچکترین غلوی در سخنانش نبود ودر این رابطه هم بسیار به آیات قرآنی استشهاد می نمود و بازگو می نمود و به خوبی توجه داشت که توسل غیر ازدعاست اولی نسبت به پیامبر اکرم (ص) وائمه ی اطهار (ع) و دومی در پیشگاه مقدس الوهیت 0

عارفی واقعی

عارف واقعی بود نه عرفان قلابی والتقاطی بلکه عرفانی که برخاسته از مکتب قرآن واهل بیت بود و می گفت : انا لا اعرف حبرا غیر حبر بالغوی 0 من هیچ دانشمند ، استاد فرزانه ای نمی شناسم مگر آن کسی که در نجف مدفون است یعنی امیر مؤمنان (ع) راستی عاشق علی بود، از هرکجا سخن را شروع میکرد به علی (ع) ختم می شد ؛ مصداق بارز روایتی است که می فرماید :

قالوا یا روح الله من نجالس ؟ قال من یذکرکم رؤیته ویزید فی علمکم منطقه و یرغبکم فی الاخره عمله : به حضرت عیسی (ع) گفتند : با چه کسی نشست و برخاست داشته باشیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش علم شما را بیفزاید و کردارش هم شما را ترغیب به آخرت فرماید 0

آنک پرواز به سوی نور

آن عالم ربانی بعد ازعمری پربرکت و منشأ خدمات (علمی ، فرهنگی ، اجتماعی ) بر اثر کهولت سن در 97سالگی در 24 خرداد ماه 1359 ه0ش برابر با اول شعبان المعظم 1400ه0ق ندای حق را لبیک گفت.

پس از تشییع جنازه ی با شکوهش در مشهد مقدس که با حضور علماء و فضلاء و مردم متدین مشهد واقامه ی نماز بر پیکر آن بزرگوار که توسط حضرت آیت الله العظمی حاج حسن آقا قمی (ره) انجام گردید و پیکر مطهر آن بزرگوار در قسمت شمالی رواق دار السلام حرم مطهر رضوی آرام گرفت.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/1983/وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما