شهید حسین بنیادی
425 بازدید
تاریخ ارائه : 9/7/2014 4:26:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم رب الشهدا و الصدیقین

  شهید حسین بنیادی

 محل تولد : صومعه سرا - هندخاله     

 محل شهادت : سردشت

 نام پدر : تقی  

 عملیات : درگیری با منافقین

 تاریخ تولد : 4 / 1 / 1342      

 تاریخ شهادت : 27 / 3 / 1362         

 شغل : پاسدار

_______________________________________________________________________

وصیت نامه شهید حسین بنیادی

" بسمه تعالی"

و لا تحسبنّ الذّین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاهً عند ربّهم یرزقون

" سوره آل عمران آیه 169"

مپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده به حیات ابدی شدند

و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.

پس از ستایش خداوند سبحان و درود بر رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار بالاخص حضرت مهدی(عج) و نایب بر حقش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران

 و با سلام درود به امت شهید پرور و غیور مسلمان ایران که من فرزند این ملت هستم و خانواده من در میان این ملت است ای ملت مسلمان و دلیر، شما عزیزان خود را در راه انقلاب از دست دادید و فرزندانی برومند و در راه گسترش قرآن هدیه کردید.

 شاید وصیت نوشتن برای جوانانی که هنوز عمری و سالی نگذرانده اند بسیار سخت باشد. بار خدایا این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا در راه گسترش اسلام از حقیر بپذیر و اگر جان ما آن ارزش را دارد که برای اسلام فدا شود و اسلام پیش برود صدها بار جان می دهیم تا در مقابل شرق و غرب ایستادگی نماییم در موقعیتی که ایران اسلامی قرار گرفته است.

 احتیاج به کسانی خواهیم داشت که از موزه های ایران و مملکت اسلامی دفاع کنند و هدف من ورود به سپاه کردستان همین بود من از اینکه خانواده ای شجاع و روشنفکر دارم و من را در این راه تشویق می کنند افتخار می کنم که این جور مادرانی زینب گونه در بین این مسلمانان وجود دارد که فرزندانشان را در راه اسلام از دست دادند و صبر و مقاومت می کنند.

 من تنها با خانواده ام سخن نمی گویم برای کسانی سخن می گویم که این وصیت نامه را می خوانند یا می شنوند.

می خواهم بگویم تو ای مادر همانند مادرانی باش که بدون خبر جنازه جوانشان را در میدان جنگ از دست داده اند امیدوارم که یک مادر نمونه باشی.

پدر و مادر مهربان درود خدا بر شما باد که با امضاء نمودن رضایتنامه برای من در حقیقت شهادتنامه مرا امضاء کردید مادرم کوه باش و چون کوه استقامت کن.

پدر و مادر، خواهران و برادران، امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه من به دست شما نرسد آنگاه بیاد شهدای کربلا بیفتید یا امثال خانواده برادران شهید مطلب داود پور و فرهاد ملکی و همچنین سایر برادران شهدای گمنام ناراحتی به خود راه ندهید هر وقت دلتان گرفت به گلزار شهداء (شیخان) بروید.

تو ای پدر جان، صبر و استقامت و خروشی از خود نشانم بده که پشت دشمن از این عمل تو به لرزه در آید. برای شهید گریستن جایز نیست باید برای او جشن گرفت باید شاد بود که همچون فرزندی داشته با عجله به سوی خدا شتافته است شهیدی که زنده است و در جمع شما حاضر می باشد شهیدانی که ما داریم زنده اند و بر اعمال شما حاضر و ناظرند مبادا عمل خلافی از شما سر بزند که موجب ناراحتی روح شهدای بشوید می دانید چرا؟

زیرا مقام شهید آنقدر در نزد خدا بالاست که می تواند شفاعت دیگران را نیز در نزد خدا بکند.

 من به همراه آنکس که رو به سوی حق گردانید و مبارزه با آنکس که از حق رو گردانید می روم چرا از شهادت می ترسید مگر کودکی سراغ دارید که از پستان مادرش بترسد امام حسین(ع) می فرماید ما مرد جنگیم و تسلیم برای ما مسلمانان معنی ندارد یا پیروز می شویم یا شهید در هر دو جهت پیروزی با ماست (امام خمینی).

 پدر و مادر عزیز، امیدوارم که از من راضی باشید مطمئن هستم که راضی هستید زیرا در طول این چند سال سعی کردم که به شما خدمت کنم اما نشد. شما بایستی افتخار کنید که همچون فرزندی داشتید و در راه اسلام و امام خمینی داده اید هیچ وقت از رحمت خدا ناامید نشوید همیشه به یاد خدا باشید که خدا یاور همه مسلمین جهان است من از خدا فقط پیروزی اسلام و مسلمین را خواستار بوده ام.

آرزوی من: شناخت اسلام، شناساندن به جامعه ها و صدور انقلاب اسلامی و پاسداری از انقلاب اسلامی ایران بوده است.

پدر عزیز و مهربانم عهدی را که با خدا بسته بودم به آن وفا کردم و همانجور که اولین روزی که این کار را شروع کردم جان خودم را در رضایت او قرار دادم و در این راه از تمامی زندگی چشم پوشیده و به رضایت او چشم دوختم و در این راه حاضر به تحمل هر گونه سختی و رنج و مصیبتی شدم. تاکنون تو خیلی حق به گردن من داری زیرا پدر من هستی و فقط از تو می خواهم که اگر غفلتی در انجام وظیفه ام نسبت به تو از من سر زده آنرا بخشیده و مرا حلال کنی و دعای من در این ساعات گرانبها این است.

رب اغفرلی ولوالدی و ارحمها کما ربیانی. صغیرا واجز هما بالاحسان احسانا و بسیئات غفرانا.

پروردگارا بیامرز مرا و به پدر و مادرم رحم کن چنانچه مرا تربیت کردند در کوچکی و به نیکی آنها بیفزا و گناهانشان را بیامرز.

تنها انتظارم از خانواده صبر می باشد.

مادر عزیزم همان مطالبی که برای پدرم نوشتم برای تو نیز می باشد مادرم فقط افتخار تو باید این باشد که فرزندت در راه خدا شهید شده است تو باید یک مادر نمونه باشی برای تمام مادرانی که می خواهند فرزند به اجتماع تحویل دهند و دیدی که فرزندت فدای اجتماع شد.

 خواهران عزیزم الگوی شما زینب است. زینب برادرش حسین شهید شد و تو هم برادرت شهید شد الگوی من حسین بود و الگوی شما زینب است. زینبی باش چه در نماز چه در روزه و چه در حجاب الگوی تو فاطمه زهرا است و شما باید از آنها سرمشق زندگی بگیرید.

 و در خاتمه یک خطاب به همه شما که همانجور که خدا می فرماید زندگی دنیا جز لهو و لهب نیست و یا در جای دیگر می فرماید.

و متاع الدنیا الاقلیل ، بنابراین همه می میریم و همه می رویم. فقط باید متوجه باشیم که دنیا ما را فریب ندهد علی (ع) می فرماید: هزار ضربه شمشیر برای من بهتر است از اینکه در بستر بمیرم و علی اکبر می گوید:

الموت احلی من العسل: مرگ شیرین تر است از عسل . باور کنید که الان بهترین لحظات زندگیم در دنیا می باشد زیرا که اندکی بعد در مقابل خدای خودم قرار می گیرم و خوشحالیم از اینجاست. که خدا فرمود: که ما اراده کرده ایم کسانی را که در زمین ضعیفشان کرده اند وارثان و ائمه زمین قرار دهیم.

 چند توصیه به تمامی فریب خورده ها دارم قرآن به ما نشان داده منحرف نشوید و راه (صراط مستقیم) را پیدا کنید پس حال که شما می دانید باید دوباره به سوی دنیای دیگری باز گردید چرا جان خود را فدای دین خدا نکنید چرا مال خود را فدای دین خدا نکنید ما که چیزی از خودمان نداریم نه آمدنمان دست خودمان است و نه رفتنمان دست خودمان است پس همه چیز از خدا است و برای خداست ولی بایستی بدانید که بالاخره عمر شما روزی به پایان می رسد و دنیا هم روزی به پایان خواهد رسید و در آنجا است که کسی نیست به فریاد شما برسد و آنجا یعنی روز معاد است.

 پس به خدای خود ایمان آورید  چیزهایی که نوشته ام آنها را شنیدید ولی شاید شیرین باشد که سخنان آخر عمر یک بنده خدا را بدانید و من و هر آنکس که وصیتنامه می نویسد به این امید می نویسد که شمایی که زنده اید آن را بخوانید و به آن عمل کنید.

خانواده عزیزم امیدوارم راهی جز خدا را پیش نگیرید و سعی کنید سربازان جان بازی برای اسلام و مسلمین جهان باشید و سفارش می کنم که پاکی و صداقت را پیشه خود کنید و راه (امام خمینی) را که همان راه انبیاء برای رسیدن به لقاءالله است دنبال کنید اگر من شهید شدم با افتخار سربلندی از من یاد کنید پدر و مادرم فریب ضد انقلاب و ضد خدا را نخورید سفارش نمی کنم.

و حال لحظه های آخر خداحافظی ام را از مادرم می کردم بر صفحه آخر برگ بیان کردم و نوشتم. والسلام   پایان

نقل از سایت جامع دفاع مقدس وشهدای استان گیلان(تفحص)


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2008/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما