همت اساتید در هدایت طلاب
13 بازدید
تاریخ ارائه : 9/4/2014 9:43:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

همت اساتید در هدایت طلاب


همت اساتید در هدایت طلاب

در فرایند شکل گیری هویت دینی و شخصیت ایمانی افرادی که در حوزه ها مشغول به تحصیل هستند، شرایط و زمینه های مختلفی دخالت داشته که از مهمترین آنها، می توان به نقش تربیتی اساتید حوزه های علمیه اشاره نمود.

ماهیت وجود انسان دارای پیچیدگی های است که آن را نسبت به سایر موجودات متمایز می سازد. به عنوان مثال، آدمی در تعاملات و ارتباطات اجتماعی و حتی فردی خود، گرفتار جبرهای مختلفی است که از پیش از تولد و دوران انعقاد نطفه تا محیط, تغذیه و وراثت....... را شامل گردیده و رفتار وی را کانالیزه می کنند. بدیهی است، فائق آمدن بر این جبرهای ناگزیر، از عوامل مهم تربیت صحیح انسان بوده و لذا کارویژه مربیان این است که شرایطی را برای انسان فراهم آورند، که در چارچوب جبرهای مختلفی که با آنها دست به گریبان است، به بهترین شکل ممکن، زمینه انتخاب آگاهانه برایش مهیا شده، تا از این طریق  بتواند راه درست را از نادرست تشخیص دهد.


بنابراین اولین و شاید مهمترین وظیفه استاد و معلم، اصلاح عوامل نادرست وراثت, محیط و تربیت خانوادگى و تغذیه شاگرد است، چرا که تنها در این صورت است که می توان انتظار تکامل انسان را داشت و تنها در این موقعیت است که  «شغل انبیا» بر معلمی صدق می نماید. البته این مهم نیازمند این است که استاد و معلم، خود انسانی شریف, قانع و وظیفه شناس باشد که از سر تعهد و دلسوزى به ساختن و شکل دهى استعدادهاى شاگردان می پردازد و نیز به همین دلیل است که قرآن کریم, براى کار فرهنگیان, نقش کار خدایى قائل است  « اقرإ باسم ربک الذى خلق خلق الانسان من علق اقرء و ربک الاکرم الذى علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم »(علق/1) در این آیه، صفت تعلیم که معلمان نیز به آن اشتغال دارند، براى خداوند متعال بکار رفته است.


به هر حال اهمیت هر کاری را باید نسبت به تاثیر آن در صلاح فرد و جامعه سنجید. خداوند متعال در آیه 32 سوره مائده، در باب اهمیت کار معلمی مى فرماید: « ...من احیاها فکانما احیى الناس جمیعا؛ ... هر کس, انسانى را از مرگ رهایى بخشد, چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است.»  امام صادق(ع) در تفسیر این آیه, سخنى دارند که اشعار دارد به اینکه منظور از زنده کردن یک فرد, هدایت و پرورش اوست, اگر کسى جوانى را به راه درست, هدایت کند و وظیفه انسان سازى را بر عهده بگیرد، مثل این است که همه دنیا را زنده کرده است، پس منظور از زنده کردن, پرورش و هدایت کردن است.


با توجه به آنچه گفته شد، حوزه های علمیه از دیرباز به عنوان مهمترین مرکز تربیت افراد شناخته می شده اند. در فرایند شکل گیری هویت دینی و شخصیت ایمانی افرادی که در این مراکز مشغول به تحصیل بوده و خود در آینده از مربیان جامعه بشمار خواهند رفت، شرایط و زمینه های مختلفی دخالت داشته که از مهمترین آنها، می توان به نقش تربیتی اساتید حوزه های علمیه اشاره نمود. اساتید حوزه های علمیه نقش بسزایی در رشد شخصیت و تعالی روحی و معنوی طلاب داشته و در کیفیت و میزان یادگیری آنان، یک عامل تعیین‏کننده هستند. اندکی مطالعه در کتب تراجم و شرح احوال اساتید بزرگوار حوزه های علمیه، تایید کننده این مطلب است که این اساتید خود با عمل به دستورات الهی، و در چارچوب رابطه ای صمیمی و احترام آمیز، به هدایت و راهنمایی طلاب جوان می پردازند.


استاد خوبی که بتواند دست طلبه را گرفته و او را در کوره راههای زندگی هدایت نموده و بر سر دو راهی ها راهنمایی نماید، می بایست دارای ویژگی های خاصی باشد. اولین خصیصه مهم یک استاد خود و دلسوز این است که دعوت کننده به سوی خدا و تربیت الهی باشد. خداوند متعال از زبان پیامبر اکرم (ص) می فرماید: « الا تعبدوا الا الله »(هود/2) نخستین دعوت من این است که به جز خدای یگانه را نپرستید. و استاد دلسوز و هدایت گر نیز باید آموزشش برای خدا، تربیتش برای خدا، اعمالش برای خدا، نشستنش برای خدا، سکوتش برای خدا و...... بالاخره همه حرکات و سکناتش دعوت کننده به حق و حقیقت باشد.


دومین خصیصه یک استاد هدایت گر این است که درس او، بحث او و.... دعوت کننده بسوی اصلاح جامعه و تربیت افراد صالح باشد. در قرآن کریم آمده است « ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله؛ من جز اصلاح تا آنجا که توانائی دارم چیزی نمی خواهم و توفیق من جز به خدا نیست.»(هود/88) این شعار تربیتی همه ی انبیاء الهی بوده که توأم با عمل تربیتی آنها، اسباب اصلاح در تفکر، اندیشه، اخلاق و نظامات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را در همه ابعاد پدید آورده است، و رسالت استادی نیز چنین است که با کسب توفیق الهی، به اصلاح فرهنگ و تربیت فکر و مغزهای متفکر می پردازد تا تمامی عرصه های جامعه به سمت اصلاح حرکت نماید.


سومین ویژگی استاد خوب و هدایت کننده این است که قول و فعل او دعوت کننده به پاکسازی و تربیت اخلاقی باشد. در قرآن کریم آمده است که « فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی »(طه/44) این آیه اشاره لطیفی به این حقیقت است که رسالت انبیاء برای پاکسازی انسان ها و بازگرداندن طهارت فطری نخستین به آنها است. نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عطوفت انسانی است در واقع هدف آن است که مردم جذب بشوند، متذکر شوند راه پیدا کنند.


برخورداری از این ویژگی ها، اساتید و مربیان حوزه های علمی و دینی را بر هدایت طلاب در مسیر حقیقت ممحض کرده، بگونه ای که سنت رابطه استاد و شاگردی در حوزه های علمیه، بر پایه صمیمیت و احترام متقابل پایه ریزی گردیده، بطوریکه اساتید نوعا، نسبت به کوچکترین مشکلات شاگردان خود، بویژه مسائل و گرفتاریهای روحی، حساس بوده و تلاش می کرده اند تا حد امکان در جهت رفع آن مشکلات، هر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند. در همین رابطه داستان زیبایی در کتب تراجم نقل گردیده است، که حاکی از اوج حساسیت و دلسوزی اساتید حوزه نسبت به شاگردان خود می باشد.


« حضرت آیت الله آقا میرزا باقر زنجانى براى داماد خود آقاى شیخ على خوئینى نقل نمودند که : در آن ایامى که در زنجان در خدمت حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم خوئینى، کفایة الاصول مى خواندم، معمم نبودم، روزى مرحوم شیخ عبدالکریم اصرار نمودند و جهت معمم نشدن مرا پرسیدند. عرض کردم : چون پدرم پیر شده، مى ترسم نتوانم ادامه تحصیل بدهم و  ناچار شوم براى محافظت ایشان و معاش آنها مشغول کسب شوم ، ایشان به این جواب قانع نشدند. من رفتم منزل، هوا گرم بود و منزل ما هم خیلى دور بود، تازه به منزل رسیده بودم که در زده شد، مادرم گفت : آقا شیخ عبدالکریم است، تا آن روز سابقه نداشت که ایشان به آن مناطق بیایند، من با همان لباس منزل به در خانه رفتم، ایشان را که دیدم، خواستم برگردم لباس بپوشم ، فرمودند: من داخل نمى شوم چون وقت ظهر است، باید به نماز حاضر شوم . فرمودند: پس از رفتن شما این آیه به یادم آمد: « ان الشیطان یعدکم الفقر» این احتمالاتى که حضرت عالى مى دهید، ممکن است از وساوس شیطان باشد، مى خواهد نگذارد مثل شمایى روحانى شود. این جمله را گفتند و خداحافظى کردند. آیت الله زنجانى مى فرمودند: چنان فرمایش ایشان در من اثر کرد، که از همان روز تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم.»(1)


همانطور که مشاهده شد، استادی با احساس مسئولیت مثال زدنی، راهی طولانی را طی می کند، تا هشداری به شاگرد خود داده و او را در انتخاب راه آینده اش کمک نماید، و این می ساند که اساتید بزرگوار حوزه های علمیه، تا چه حد نسبت به هدایت و راهنمایی شاگردان خود احساس وظیفه می نمودند.


پی نوشت‏:

1.ابراهیم موسوی ‌زنجانی، تاریخ زنجان: علما و دانشمندان، تهران، کتابفروشی مصطفوی، ص 365

منابع:

تاریخ زنجان،علما و دانشمندان

تهیه و فراوری: فربود، گروه حوزه علمیه تبیان

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2025/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما