تربیت طلاب در مکتب عزت نفس
18 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2014 9:28:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

تربیت طلاب در مکتب عزت نفستربیت طلاب در مکتب عزت نفسبراى دست یافتن به عزت نفس، باید مبادى تربیت از جمله خانواده، مدرسه و به طور کلی فرهنگ اجتماع را اصلاح کرد و هم آموزه‏هاى تربیتی و اخلاقى و همچنین آموزه‏هاى مربوط به شناخت و بینش افراد را غنى نمود.

تو به قیمت ورای دو جهانی               چه کنم قدر خود نمی دانی

چندت نیاز و آز دواند به بر و بحر         دریاب وقت خویش که دریای گوهری

عزت نفس یکی از عناصر اساسی پیروزی و موفقیت انسان در مسیر زندگی است که می تواند زمینه استفاده بهینه از ظرفیت ها و توان جوانی و نوجوانی را فراهم آورد. جوانی که دارای صفت حمیده عزت نفس است  بهتر می‌تواند از فرصتها استفاده کرده و مولّد و خودکفا باشد. علاوه بر اینکه جوان برای عبور از مرحله مهم و تاثیرگذار جوانی، نیازمند بنیانی استوار است تا بتواند با تکیه بر آن، برهه جوانی را با موفقیت پشت سر گذاشته و در واقع مجهز به بخش عمده‌ای از این بنیاد استوار، وارد دنیای بزرگسالی ‌شود.

به تحقیق می توان گفت عزت نفس یکی از مولفه های  اصلی شکل گیری شخصیت انسان و عامل رسیدن وی به قله های سربلندی و افتخار است. بنابراین عزت نفس در عین اینکه از طرفی برای تمام افراد یک فضیلت اخلاقی بشمار می رود، از سوی دیگر نیز، محرک آدمی در اجرای دیگر برنامه های اخلاقی تلقی می شود. به عبارت دیگر، شرافت نفس، افزون بر آن که خود از نظر فردی صفتی نیکوست، می تواند ضامن اجرای دیگر صفات پسندیده در محیط خانواده و اجتماع نیز به شمار آید.

عزت در اصطلاح حالتی است که مانع مغلوب شدن انسان در برابر سختی ها و مشکلات می شود.(1) عزت یعنی ارزشمندی، شرافت و توانایی؛ که سرمنشأ واقعی آن خداوند متعال است چنانکه می فرماید: «ایبتغون عندهم العزه فان العزه لله جمیعا؛ آیا نزد کافران عزت می طلبند عزت همه نزد خداست.» (نساء 93)

در آموزه های دینی، برای عزت نفس مومنین حساب ویژه ای باز شده است و از همین رو، بر عواملی تاکید می شود که هم موجب عزت او هستند و هم سبب بقای آن. در واقع بر اساس آنچه از معارف دینی استفاده می شود، انسان با انجام کارهایی همچون حفظ زبان، قناعت، صبر بر مصیبت، کظم غیظ، احسان و گذشت می تواند به عزت کرامت نفس دست یابد. به عنوان نمونه در روایتی آمده است که هر کس خشم خود را فرو برد، خداوند عزت او را در دنیا و آخرت زیاد می کند.(2)

نکته ای که در اینجا توجه به آن ضروری به نظر می رسد این است که نظام تربیتی خانواده و برخوردهای تربیتی در درون مدرسه و خانواده، از ارکان اصلی شکل گیری روحیه عزت نفس در فرزندان می باشند. هر چه محیط تربیتى کودک از خانواده تا اجتماع و الگوهایی که وی در اطراف خود می بیند، بیشتر مروج این صفت حمیده گفتار و عمل باشند، در نتیجه خود پنداره جوان و نوجوان از خودش مثبت‏تر و قوى‏تر بوده و بدنبال آن از عزت نفس بالاتری برخوردار خواهد بود.علاوه بر محیط تربیتى، نوع نگرش و بینشی که فرد از خودش دارد و آموزه‏هایى که این بینش و نگرش به او مى‏دهد، هر چه از منابع صحیحتر و متون غنى‏تر و فرهنگ بهترى بوجود آمده باشد در خود پنداره فرد و بالتبع آن در عزت نفس او نقش دارد.

بنابراین در یک کلام می بایست اذعان نمود که براى دست یافتن به عزت نفس، باید مبادى تربیت از جمله خانواده، مدرسه و به طور کلی فرهنگ اجتماع را اصلاح کرد و هم آموزه‏هاى تربیتی و اخلاقى و همچنین آموزه‏هاى مربوط به شناخت و بینش افراد را غنى نمود؛ که این خود یک کار بنیادى و ریشه‏اى است که همه متصدیان تعلیم و تربیت، بویژه خانواده باید رعایت کنند، چنانکه اساتید سلف و سنت قدیمی حوزه های علمیه اینگونه بوده اند.

به عنوان نمونه در احوالات سید رضی (ره) وارد شده است که: « وزیری نقل می نماید که خداوند پسرى به سید رضى داد، من هزار دینار در طبقى گذاشته بعنوان هدیه و چشم روشنى براى او فرستادم، سید رضى آن وجه را رد کرد، و گفت: وزیر مى داند که من از هیچ کس هدیه قبول نمى کنم. بار دیگر آن طبق را فرستادم و گفتم این وجه را براى آن مولود فرستادم دخلى بشما ندارد، باز پس فرستاد و گفت : کودکان ما نیز چیزى از کسى قبول نمى کنند بار سوم فرستادم، و گفتم این مبلغ را به قابله بدهید این بار نیز بازگردانید و گفت: وزیر مى داند که زنان ما را زن بیگانه قابلگى نمى کند بلکه ، قابله ایشان از زنان خود ما هستند که اینان نیز چیزى از کسى قبول نمى کنند، براى بار چهارم آن مبلغ را فرستادم و گفتم این مبلغ را بین طلابى تقسیم کنید که در محضر شما درس مى خوانند، سید رضى فرمود: طلاب همه حاضرند هر کس هر مقدار احتیاج دارد از این پول برداد، آنگاه یکى از طلاب برخاست، فقط یک دینار برداشت و قدرى از آن برید و آن بریده را در نزد خود نگهداشت و باقیمانده را در همان طبق گذاشت ،سید رضى پرسید چرا چنین کردى ؟ گفت دیشب براى روغن چراغ احتیاج پیدا کردم و کلید در خزانه شما که وقف بر طلاب است، نبود از این جهت از بقال نسیه روغن چراغ گرفتم، اکنون قدرى از این دینار برداشتم که قرضم را بدهم، سرانجام آن طبق را رد کردند و نپذیرفتند،آرى این گونه بودند عالمان ربانى و طلاب روحانى و با این عزت نفس و بلند همتى و آزادگى و آزاده طبعى و سرافرازى زندگى مى کردند .

نقل شده که پس از این قضیه سید رضى براى هر کدام از طلاب کلید علیحده تهیه فرمودند که هر کسى هر موقع هر مقدارى که احتیاج دارد، از بیت المال بر مى داشت و طلاب هم هیچ وقت بیش از ضروریات اولیه و مخارج یومیه خود بر نمى داشتند.(3)

پی نوشت‏ها:

1.راغب اصفهانی،مفردات الفاظ قرآن، تهرانریال انتشارات مرتضوی،ج2،ص 356

2.محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، اسلامیه، ج17، ص940

3.محدث قمی، فوائد الرضویه ،تهران، انتشارات کتابخانه مرکزی، ص 494

منابع:

فوائد الرضویه

تهیه و فراروی: فربود، گروه حوزه علمیه تبیان

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2041/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما