طلبه انقلابی در سیره بزرگان(4)
17 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2014 9:22:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

طلبه انقلابی در سیره بزرگان(4) طلبه انقلابی در سیره بزرگان(4)علامه بلاغی(ره) برای ایستادگی در برابر سم‌پاشی‌های مادی‌گراها، یهودیان و مسیحیان در مجاهدتی زبان انگلیسی و عبری را آموخت و با مطالعه دقیق منابع آنها به نقد آن پرداخت و تألیف‌های متعددی در این زمبنه از خود بر جای گذاشت، به طوری که باید گفت در این پنجاه، شصت سال گذشته غالب کسانی که در این زمینه‌ها چیزی نوشته‌اند، یکی از مدارک و منابع آنها نوشته‌های آن مرحوم بوده است.

تلاش و مجاهدت علمی

انقلاب یک جنبش سخت افزاری است که باید مبتنی بر بینش و معرفت باشد و انقلابی که مبنای معرفتی نداشته باشد از احساسات نشأت گرفته و عمر چندانی نخواهد کرد. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) انقلابی است که کاملا بر پایه‌های معرفتی و با نیت معرفت افزایی شکل گرفت. در رأس این نهضت امام خمینی(ره) است که خود یک فقیه جامع الشرائط است و اگر غیر از این بود وقوع چنین نهضت عظیمی ممکن نبود.

طلبه عصر انقلاب نیز که رهبری جزء جزء این حرکت را بر عهده دارد باید مجاهدت علمی داشته باشد چرا که علم نور هدایت است و کسی که خود از این نور بی بهره است نمی‌تواند هدایت‌گر دیگران باشد. برای طلاب بارها و بارها پیش آمده که در برخورد با اتفاقات و وقایع مختلف در ایام تبلیغ و... نیازمندی به اتخاذ یک تصمیم صحیح و در عین حال سریع را احساس نموده‌اند و این امر منوط به در دست داشتن مبانی و اصول اسلامی است.

انقلاب یک انگیزه و اشتعال درونی است و طلبه‌ای که علی رغم دارا بودن این هیجان درونی، چراغ روشنگر علم را به همراه نداشته باشد این اشتعال او را به بیراهه می‌برد و گاهی حتی یک طلبه با روحیات انقلابی اما جاهل منشأ ضرر می‌شود خصوصا اگر این جهل، جهل مرکب باشد.

با بررسی سیره بزرگانی که در این انقلاب امام (ره) را یاری نموده‌اند به روشنی می‌توان یافت که عنصر علم در وجود مبارکشان بسیار پررنگ بوده است، شخصیت‌هایی مانند شهید بهشتی(ره)، شهید مطهری(ره) و... که همین علمشان که ناسازگار با کج‌روی‌ها و انحرافات بوده سبب سوء قصد به جانشان شده است.

علامه محمد جواد بلاغی(ره)

علامه بلاغی (ره) نیز یکی از روحانیون انقلابی بود که در سال 1282 قمری در شهر نجف زاده شد. روزی که علما و روحانیت به زعامت مرحوم آقای میرزا محمد تقی شیرازی (میرزای کوچک) برای استقلال عراق نهضت کردند ایشان از پیش قدمان نهضت بود. ایشان در آن زمان برای ایستادگی در برابر سم‌پاشی‌های مادی‌گراها، یهودیان و مسیحیان زبان انگلیسی و عبری و فارسی را آموخت و با مطالعه دقیق منابع آنها به نقد آن پرداخت و تألیف‌های متعددی در این زمبنه از خود بر جای گذاشت و به راستی باید گفت در این پنجاه، شصت سال گذشته غالب کسانی که در این زمینه‌ها چیزی نوشته‌اند، یکی از مدارک و منابع آنها نوشته‌های آن مرحوم بوده است. اگر خوب دقت کنیم می‌یابیم که فراگرفتن زبان عبری، انگلیسی، و فارسی، آن هم در آن روزها یکی از مجاهدت‌های ارزنده آن مرحوم بوده است و با این مجاهدت به حوزه‌های علمیه و دانشجویان این درس را داد که در هر زمان حوزه‌های علمیه و روحانیت باید به لوازم دفاع از حریم مقدس دین و مذهب مجهز باشند. تمام این مجاهدت‌ها با دست خالی بوده است چرا که در شرح حال ایشان می‌خوانیم: ایشان مشغول تألیف کتابی در مورد قبله بودند اما در  اثر نداشتن وسائل لازم از ادامه آن صرف نظر کردند و یا برای چاپ کتابی مانند «الرحلة المدرسیة» از مردم تقاضای کمک کردند و یا برای فروش و نشر تفسیر «آلاء الرحمن» به مرحوم سید محسن عاملی نامه نوشتند. (1)

شهید سید مصطفی خمینی(ره)

نقش سید مصطفی خمینی(ره) در پیشبرد اهداف انقلاب غیر قابل انکار است و امام خمینی(ره) از ایشان به عنان «امید آینده اسلام» یاد کرده‌اند.

با بررسی ویژگی‌های ایشان به روشنی میتوان علم و فقاهت را یکی از عوامل اصلی این وصف دانست. حاج آقا مصطفی خمینی(ره) مجتهدی صاحب نظر و با بصیرت بود. در مقام علمی ایشان همین بس که بیش از چند سالی از بلوغ او نگذشته بود که به درجه اجتهاد رسید. ایشان در حالی که هنوز بیش از 33 سال از عمرش نمی‌گذشت 12 جلد کتاب در علوم اسلامی تألیف کرده بود. (2)

تبحر حاج آقا مصطفی فقط در فقه و اصول خلاصه نمی‌شد بلکه در ادبیات، و رجال و درایه هم متخصص بود. ایشان اکثر رجال سند را با خصوصیات و تاریخ تولد و وفات آنها بلد بود و اشعار نخبة المقال را حفظ کرده بود، اکثر اشعار حاف1 گلستان سعدی، و قسمتی از مثنوی و تاریخ علمای اسلام و تمام لغات «المنجد» را حفظ بود. (3) همچنین در علوم عقلی مثل فلسفه و عرفان نیز متبحر بود، آیت الله مومن در مورد ایشان می‌گوید:

حاج آقا مصطفی اسفار مثل موم در دستش بود و وقتی آن را تدریس می‌کرد متوجه می‌شدیم که استادی استثنایی است او به همان چند صفحه‌ای که نزد او می‌خواندیم اکتفا نمی‌کرد بلکه کاملا به فلسفه به ویژه آثار ملاصدرا تسلط داشت. ایشان در درس خار مرحوم امام(ره) شرکت می‌کرد و به شدت اهل اشکال بود و این جور نبود که چون پدرش عالم و مجتهد سرشناس بودند سکوت کند و اشکالاتی که می‌گرفت بسیار دقیق و علمی بودند و گاهی حتی با پدرشان جدل طلبگی ‌می‌کردند.(4)

آیت الله العظمی خوئی(ره)

استاد آقای سید عبدالعزیز طباطبایی(ره) فرمودند:

مرحوم آقا در سفر اولشان به ایران قرار بود بر آن نهاد تا مدتی را در تهران میهمان مرحوم آیت الله حاج سید احمد نخجوانی بوده و ضمنا جلسه معارفه ای با ایشان با حضور علما و تجار برگزار شود. پس از گذشت چند روز، ناگهان مرحوم آیت الله خویی اعلام داشتند که من باید به نجف بازگردم و لذا روز پنج شنبه برایم بلیط برگشت تهیه نمایید.

مرحوم آقای نخجوانی هر چه اصرار کردند که بمانید تا این جلسه معارفه با توجه به این مقدمه چینی‌ها برگزار شود فایده نبخشید و آقا بر مراجعت پافشاری می‌کردند وقتی علت را جویا شدند: فرمود:

شنیده ام آقای نائینی روز شنبه درس را آغاز می کند و من باید صبح بر سر درس حاضر باشم» و به خاطر همین از آن جلسه مهم صرف نظر می‌نماید و به خاطر از دست ندادن چند جلسه درس مرحوم نائینی به نجف باز می‌گردد.(5)

شهید مطهری(ره)

اولین کسی که انحراف فرقان را کشف کرد آقای مطهری بود. او با درایت و دور اندیشی به محض این که حرف‌های کسی را می‌شنید به کنه منویات او پی می‌برد. او به هنگام مطالعه نشریات آنها به قدری احساس انحراف و خطر کرد که سکوت را شکست و برای حفظ اسلام و دین جان خود را به خطر انداخت.(6) لازمه درک خطر و انحراف از مسیر واقعی انقلاب بنیه علمی قوی است؛ بدیهی است که در صورت آشنا نبودن با مبانی و اصول اسلام ،ممکن است انحراف، مسیر درست تلقی گردد و راه درست، انحراف معرفی شود همان‌طور که در بسیاری از انقلابیون سال 57 می‌بینیم که امروز از انقلاب بریده‌اند و به زعم خویش آن را منحرف شده می‌پندارند.

استاد شهید مطهری(ره) در علوم مختلف اسلامی و حتی غیر اسلامی اهل مطالعه بود، ایشان و مرحوم علامه جعفری(ره) همراه دکتر حسابی شبهای متوالی ستاره‌ها را رصد می‌کردند. آیت الله مطهری با علم فیزیک هم آشنا بود و به تاریخ علاقه سرشار داشت. مرحوم دکتر حسابی در روزگاری که هیچ کس اجازه نداشت کتاب‌های مرحوم استاد مطهری(ره) را بخواند، ایشان کتاب‌های استاد را به دانشگاه برده و به شاگردانشان هدیه می‌ دادند.(7)

آیت الله گلپایگانی(ره)

آیت الله کریمی جهرمی می‌فرمودند: ایشان فرمودند: در دورانی که در مدرسه فیضیه طلبه بودم دچار کسالت و بیماری شدم، استادم مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) شبها برای تدریس در مدرسه فیضیه حضور می‌یافتند. من که آن شب از شدت کسالت و تب نمی‌توانستم حرکت کنم به رفقا گفتم: مرا ببرید به کلاس و با لحاف پشت منبر درس بخوابانید تا از فیض درس ایشان محروم نمانم.(8)

آیت الله اشتهاردی هم می‌فرمودند: روزی آیت الله گلپایگانی که در مدرسه فیضیه درس میگفت بعد از جلسه با عجله رفتند و عذرخواهی کرده و فرمودند: می‌خواهم به اول درس آیت الله بروجردی برسم و اول درس را از دست ندهم. (9)

علامه محمد تقی جعفری(ره)

استاد می‌گفت: هنگام تحصیل در مدرسه صدر نجف روزی نزدیک ظهر در حجره آبگوشتی بر سر چراغ گذاشتم و سپس مشغول مطالعه شدم. پس از چندی ناگهان متوجه شدم که طلاب مدرسه در حال شکستن درب حجره هستند. با سرعت در را باز کردم و با حالت اعتراض گفتم: من مشغول مطالعه هستم چرا مزاحم می‌شوید؟ در همین حین به ناگاه متوجه شدم که تمامی حجره را دود گرفته و طلاب به تصور این که حجره من آتش گرفته، برای کمک و نجات من آمده‌اند و من از فرط توجه به مطالب مورد مطالعه متوجه نشده‌ام. (10)

________________

منابع:

1- نوزده ستاره و یک ماه(شرح حال فقها و حکما)، آیت الله استادی، ص240 الی 261.

2- مجله یاران، بنیاد شهید، شماره12، آبان 1385، ص39.

3- همان، ص45

4- همان، ص14و15.

5- یادنامه آیت الله العظمی خوئی، گروهی از نویسندگان، نشر موسسه خیریه آیت الله خوئی، ص60 و61

6- مجله یاران، شماره 5و6، 1385، ص35.

7- همان، ص67.

8- نوری از ملکوت، مهدی لطفی، ص49.

9- همان.

10- ابن سینا، سید محمد رضا غیاثی کرمانی، ص55.

تهیه وتولید:مسلم زمانیان-گروه حوزه علمیه تبیان

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2046/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما