حیات طیبه چیست؟
28 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2014 7:02:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ويژگيهاي حيات انساني(حيات طيبه) چيست؟

به دليل اهميت پرسش شما و نيازمندي پاسخ آن به روشن نمودن چند مسئله مهم مرتبط، ناگزير از آنيم كه در ابتدا چند مطلب را به عنوان تمهيد و مقدمه مبحث مورد اشاره در سئوال، ارائه كنيم؛ و اما:
الف) چيستي حيات طيبه:
يکي از اسرار قرآني و حقايق عرفاني، «حيات طيبه» اولياي خداست که تنها يک بار در قرآن مجيد، به صراحت از آن سخن به ميان آمده، اما در جاي جاي قرآن اشارات بسياري به آن شده است. حيات طيبه يا زندگي اولياء اللّه، پيراسته از هر ناپسندي، گژي، بدي، ناراستي و زشتي است؛ چراکه در محضر او و در مقام قرب خداوندي، جاي براي اين امور نيست. «حيات طيبه» در آيه 97 سوره نحل آمده است؛ «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مَن ذَکَر أَوْ أُنثَي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ يعْمَلُونَ؛ هر کس، از مرد يا زن، کار شايسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگي پاکيزه اي، حيات مي بخشيم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مي دادند، پاداش خواهيم داد»(نحل/ 97). راه يافتن به عالم «عنداللّه» پاداش صبر و بردباري مؤمناني است که عهد و پيمان خدا را نشکسته و آن را به بهاي ناچيز نفروخته اند ؛ پس به نتيجه اي بهتر از عملشان مي رسند. اين نتيجه و پاداشِ بهتر از عمل، که در اثر عمل صالح مشروط به ايمان نصيب هر زن و مردي مي شود، «حيات طيبّه» است؛ زندگي پاک از هرگونه نابودي و کمبودي که ناکامي و بيم و اندوه آن را ناگوار مي کند. حيات طيبه معناى وسيعى دارد. حياتى دور از هر نگرانى و تلخ‏كامى، حياتى همراه با قناعت و پرهيز از افراط و تفريط، حياتى سرشار از معنويت و ايمان و احسان به خلق، حياتى به دور از غفلت، سهو و نسيان و.... . پس براي نيل به چنين سعادتي، بايد به وحي الهي دستاويز شد و از وسوسه هاي شيطان گريخت؛ زيرا شيطان بر مؤمنان اهل توکل هيچ نفوذي ندارد.
ب) معناي گوناگون حيات طيبه:
درباره «حيات طيبه» نظرات گوناگوني توسط مفسرين مطرح شده است. مرحوم طبرسي در تفسير بزرگ مجمع البيان برخي از آنها را بدين صورت بيان نمودند: رزق و روزي حلال؛ زندگي شرافتمندانه همراه با قناعت و خشنودي؛ بهشت پر طراوت و زيبا و زندگي خوش در آنجا؛ زندگي خوشبختانه در بهشت برزخي.(تفسير مجمع البيان، ج 7، ص 734ـ735)؛ برخي ديگر حيات طيبه را عبارت مي دانند از: «عبادت همراه با روزي حلال» و «توفيق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن» را نيز افزوده اند.(تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي و ديگران، ج 11، ص 394). و باز در روايتي که در نهج البلاغه از امير مؤمنان(ع) آمده چنين مي خوانيم: «و سئل عن قوله تعالي فلنحيينه حياه طيبه» فقال هي القناعه؛ از امام علي (ع) پرسيدند: منظور از جمله «فلنحيينه حياه طيبه» چيست؟ فرمود: قناعت» (نهج البلاغه، کلمه قصار 229). البته بدون شک مفهوم اين تفسير اميرالمومنين، محدود ساختن حيات طيبه به صرف قناعت نمي باشد بلکه بيان مصداق و نمونه روشني از آن است، چون اگر همه دنيا را به کسي بدهند ولي روح قناعت را از او بگيرند هميشه در آزار و رنج و نگراني به سر مي برد و به عکس اگر انسان روح قناعت داشته و از حرص و آز و طمع بر کنار باشد، هميشه آسوده خاطر و خوش است (تفسير نمونه، ج 11 ، ذيل آيه 97 سوره نحل). پس به هر حال حيات طيبه چنان معناي وسيع و گسترده اي دارد که همه اين معاني فوق را در بر مي گيرد.
مرحوم علامه طباطبايي در مورد «حيات طيبه» بياني عميق و عالي دارند، ايشان در تفسير خود و در ذيل آيه 97 سوره مبارکه نحل مي فرمايد: مراد از «احياء» بخشيدن و افاضه حيات و زندگي است و آيه شريفه دلالت دارد که خداوند سبحان، انسان با ايماني را که عمل شايسته و مصالح انجام مي دهد با زندگي جديدي که غير از زندگي معمول مردم است، اکرام مي کند و آثار زندگي حقيقي که همان علم و قدرت است با اين زندگي جديد همراه و همگام است و اين درک جديد و قدرت باعث مي گردد چنين فرد مؤمني، چيزها را چنان که هستند ببينيد؛ يعني مي تواند امور و اشياء را به دو قسم حق و باطل تقسيم کند. سپس با قلب و روحش از امور باطل که در معرض فنا و زوال هستند که همان زندگي و حيات دنيوي است روي گردان مي شود و به آن پشت مي کند و دل به زينت ها و مظاهر فريبنده دنيا نمي بندد و چون از بند اين تعلقات دنيوي و ظواهر گول زننده آن رها شد، شيطان نمي تواند او را خوار و ذليل خود سازد و در بند خود گرفتار آرد. و در مقابل، قلب و روحش به پروردگار باقي و جاويد مرتبط و پيوسته مي گردد و جز ذات پاک او و قرب و جوار او را طلب نمي کند و جز از خشم و دوري از او از چيزي هراس ندارد و در اين هنگام براي خود زندگي پاک و جاودانه و بي زوال مشاهده مي کند که کارگردان اين زندگي و مدبر امور آن، پروردگار بخشنده و مهربان او است و در سراسر اين زندگي معنوي و پاک جز زيبايي و جمال چيزي مشاهده نمي کند و تنها اموري را که خداوند آنها را قبيح و زشت شمرده، زشت و ناپسند مي شمرد.اين چنين انساني چنان نور و کمال و قدرت و عزت و لذت و شادماني در زندگي خود مي يابد و مشاهده مي کند که پايان و انتهايي ندارد. (تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ج 12، ذيل آيه 97 نحل).
ج) پايه ها و راههاي رسيدن به حيات طيبه:
حيات طيبه بر دو پايه استوار است: «ايمان» و «عمل صالح»؛ «من عَمِلَ صالحا مِنْ ذكرٍ أو أُثني و هو مؤمن فَلنُحيينَّهُ حياةً طيّبةً» (نحل/ 97). فرد مؤمن و صالح از آرامش و صفاي دل برخوردار است. قرآن در معرفي مؤمن مي فرمايد: كسي كه در كردارهايش ميانه روست و از زندگيِ زجرآورِ تجمّلي و چشم و همچشمي و اسراف و تبذير پرهيز مي كند، او مؤمن است؛ «و الّذين إذا أنفقوا لَم يُسِرفوا و لم يقتُرُوا وَ كانَ بَينَ ذلك قواما؛ مؤمنان كساني هستند كه چون هزينه مي كنند اسراف نمي كنند و خسّت نمي ورزند بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را مي گيرند» (فرقان/ 67)؛ و اين همان اعتدال و اقتصاد؛ يعني برنامه ريزي براي زندگي و خرج ميانه، چه در اجتماع و چه خانواده؛ چه توسط فرد و چه توسط دولت، است كه زمينه ساز رسيدن به حيات طيبه و آرامشِ روحي و رواني ابدي است.
طبق همين آيه، حيات طيبه غير از ايمان، به عمل صالح نيز احتياج دارد؛ البته ايمان راستين، عمل صالح را به وجود مي آورد و عمل صالح هم ايمان را زياد مي كند. هر گامي كه مؤمن در راه انجام اعمال صالح برمي دارد به ايمان خود مي افزايد و ازدياد ايمان و رشد و پرورش روحي، كردار شايسته را به دنبال دارد. معيار برخورداري از حيات طيبه، ايمان و بردباري در جهاد با هواهاي نفساني است.
براي حضور در عالم «عنداللّه» و تحقق حيات طيبه، بايد عوامل دروني وابستگي به حيات دنيا را از بين برد و لازمه اين توفيق، «صبر و استقامت» بر عهد عبوديت است که موجب آزاد شدن دل از قيد و بندهاي دنيا مي گردد و پيش از فرا رسيدن مرگ طبيعي، شهادت معنوي و حيات طيبه، نصيب بنده بردبار و مجاهد في سبيل اللّه مي گردد. پس «صبر» زمينه ساز حضور در عالم عنداللّه و تحقق حيات طيبه است؛ « مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِينَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ يعْمَلُونَ؛ آنچه نزد شماست نابود مي شود و آنچه نزد خداست پايدار مي ماند و بدون شک، کساني که صبر ورزيدند به نيکوتر از عملشان پاداش مي دهيم» (نحل/ 96)؛ زيرا صبر و بردباري پايه عزم و اراده قوي و کارآمد در صحنه مبارزه با نفس است.
د) حيات طيبه يا عالم عنداللّه:
حيات طيبه رهاورد سير الي اللّه است که اولياي خدا با پيمودن مسير بندگي و پاسداري از پيمان فطري و ميثاق ملکوتي، به آن رسيده و از ثمرات آن بهره مي برند؛ «وَ لاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِاللّهِ ثَمَناً قَلِيلا إِنَّمَا عِندَاللّهِ هُوَ خَيرٌ لَکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ پيمان خداوند را به بهاي اندک نفروشيد که به راستي، آنچه نزد خداست براي شما نيکو و پسنديده است، اگر بدانيد»(نحل/ 95). از اين آيه شريفه بر مي‌آيد که پاسداري از پيمان فطري و ميثاق ملکوتي، بهره اي عنداللهي نصيب انسان مي کند. به عبارت ديگر، توفيق درک حضور عالم عنداللّه و برخورداري از حيات طيبه، با التزام به گرايش فطرت ميسّر مي گردد. عالم عنداللّه به تعبير بزرگان عرفان، همان عالم «عنديت» است. (مصباح الهداية الي الخلافة و الولاية، امام خميني، ص: 26 / رساله سير و سلوک، سيدمهدي بحرالعلوم، با مقدّمه و شرح سيد محمّد حسين حسيني طهراني، ص: 53 / حيات حقيقي انسان در قرآن، عبداللّه جوادي آملي، ص: 238ـ248)
و) حيات طيبه، در مقابل حيات مادي دنيا:
حيات طيبه، در مقابل حيات مادي دنيا در صورتي كه تحت ولايت شيطان صورت بندي شده باشد قرار دارد؛ حيات دنيويي كه در اثر غلبه هوس ها و نفسانيت، بشر را در تارهاي عنكبوتي خود گرفتار مي کند.
خداوند پيش از آنکه حيات طيبه را به عنوان جزاي نيکوي پاکان و پارسايان معرفي کند، فرمود: «وَ لاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِاللّهِ ثَمَناً قَلِيلا إِنَّمَا عِندَاللّهِ هُوَ خَيرٌ لَکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ پيمان الهي را به بهاي ناچيز نفروشيد؛ فقط آنچه نزد خداست براي شما نيکو و پسنديده است، اگر بدانيد»(نحل: 95). در اين آيه شريفه دو چيز در برابر هم قرار گرفته است: يکي «ثمن قليل» (بهاي ناچيز) و ديگري «ما عنداللّه». «ثمن قليل» وصف دنياست که به عنوان متاع و با تأکيد بيشتر در اين آيه به عبارت «متاع قليل» معرفي مي شود: «قُل مَتَاعُ الدُنْيا قَليلٌ؛ بگو بهره دنيا ناچيز است»(نساء/ 77) و گاهي آن را با پايداري و ابديت آخرت مقايسه کرده، مي فرمايد: «فَمَا مَتَاعُ الْحَياةِ الدُنْيا في الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ؛ پس بهره دنيا در برابر آخرت هيچ نيست، مگر اندکي» (توبه/38) و هشدار مي دهد که زيان رساني شما به خودتان، در نتيجه سرگرمي به همين بهره اندک دنياست. قرآن زندگي دنيا را که در برابر حيات طيبه قرار دارد، بازي و لعب معرفي مي‌كند: «وَ مَا هَذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ» (عنکبوت/ 64). مردم اين دنيا نيز در اوهام و خيالات خود زخارف و لذت هاي فاني دنيوي را بزرگ و پايدار تصوير کرده، در نتيجه از خدا و قيامت غافل مي شوند و شيطان با راه کارهاي متعددي به اين فريب کاري نفس مي‌زند.
هـ) برخي از ويژگي هاي حيات طيبه يا عالم عنداللّه:
1. زندگي حقيقي: راه يافتگان به عالم «عنداللّه» از زندگاني حقيقي در محضر خداوند، برخوردارند: «بَلْ أَحْياءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ؛ زنده اند و نزد پروردگارشان روزي دارند »(آل عمران/169).
2. جامع خير دنيا و آخرت: عالم «عنديت» نه محصور در دوران حيات دنيايي است و نه منحصر به حيات اخروي؛ بلکه خير آن بر دنيا و آخرت گسترده شده و برخورداران از آن در همين دنيا از آن بهره مندند: «فَعِندَ اللّهِ ثَوابِ الدُنيا وَ الاخرَةِ؛ پس پاداش دنيوي و اخروي نزد خداست»(نساء/134).
3. پايداري: ثمره حيات طيبه، ابدي و ماندني است و نابودي و فرسودگي در آن راه ندارد. در همين آيات مورد بحث در سوره نحل، خداي تعالي پس از آنکه فرمود: عهد الهي را نفروشيد، چرا که بهره عنداللّه براي شما نيکو و پسنديده يا بهتر است؛ و در آيه اي ديگر مي‌فرمايد: «وَ ما عِندَاللَّهِ خَيرٌ وَ أَبْقَي؛ آنچه نزد خداست نيکوتر و پايدارتر است» (شوري/ 36).
4. نامحدود بودن: سرچشمه بي کران و بي پايان همه چيز نزد خداست «وَ إِن مِن شَيء إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ؛ و هيچ چيز نيست، مگر اينکه معادن آن نزد خداست» (حجر/21). به اين علت، راه يافتگان به آن عالم هرچه بخواهند، برايشان فراهم است و محدوديتي ندارند؛ «لَهُم مَا يشاءونَ عِندَ رَبِّهِم؛ هر چه بخواهند براي آنها نزد پروردگارشان هست»(زمر/ 34) و فراتر از اين فرمود: «لَهُم مَا يشاؤُون َفيهَا وَ لَدَينَا مَزِيدٌ؛ برايشان هر چه بخواهند در آنجا هست و نزد ما بيش از آن است» (ق/35).
5. معيار و ميزان بودن: از آن رو که حيات طيبه، نهايت کمال الهي انسان است، لذا آن عالم و برخورداران از درجات آن معيار و ميزان مي باشند؛ «ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَاللّهِ؛اين کار شما نزد خداوند عادلانه تر است» (بقره/ 282) و يا «هُوَ أَقْسَطُ عِندَاللَّهِ؛ او عادلانه تر است نزد خدا»(احزاب/5).
6. جلوه آيات الهي: عالم عنديت جلوه روشن آيات الهي است; چنان که فرمود: (إِنَّمَا الآياتُ عِندَاللّهِ)(انعام: 109 / عنکبوت: 50); تمام آيات الهي فقط نزد خداوند است. کسي مي تواند آيات الهي را درک کند که چشمي به عالم عنداللّه گشوده و خبري از آن يافته باشد. عالمْ سراسر آيات الهي است، اما براي کسي که خداوند را مشاهده کرده و ربط پديده هاي جهان را با حق تعالي به تماشا نشسته است.
7. علم: «علم» در ادبيات قرآن، يعني شناخت خدا و آيات و آثار اوست؛ و قرآن تمام علم را نزد خدا مي داند: «إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَاللَّهِ؛ علم فقط نزد خداست. بنابراين، يکي از برترين شاخص هاي حيات طيبه، علم است. اهل بيت(ع) معدن و منبع اين علم و سرآمد اهل حيات طيبه اند؛ چنانكه در زيارت جامعه كبيره، امام هادي (ع) خاندان مبارك خود را «خزّان العلم» مي شمارد.
8. نور: کساني به عالم عنداللّه و حيات طيبه راه پيدا مي کنند که دل و جان خود را صاف کرده و از همه تعلّقات و تيرگي ها رها ساخته و آيينه گون شده اند؛ «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ؛ کساني که به خدا و رسولش ايمان آوردند آنها اهل راستي و گواهان نزد پروردگارند که پاداش و نورشان براي آنهاست»(حديد/ 19).اينها کساني هستند که خدا را با تمام وجود درک کرده و آينه دار نور و نام او شده اند و در ميان مردم با اين نور حرکت کرده و مايه هدايت خلق مي باشند؛ «أَ وَ مَن کَانَ مَيتاً فَأَحْيينَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً يمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ کَمَن مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيسَ بِخَارِج مِنْهَا»(انعام/ 122).
9. جايگاه راستي: جايگاه راست و استوار اهل حيات طيبه: «في مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِيک مُقْتَدِر؛ در جايگاه راستين، نزد پادشاهي توانا»(قمر/ 55) مي باشد. ايشان راه درست را يافته، به جايگاه و موقعيت راستين مي رسند و با حق به سر مي برند، نه با فريب ها و سراب ها.
10. عبوديت: کساني به عالم «عنديت» راه پيدا مي کنند که تمام هستي خود را ملک خدا دانسته، استقلال و استکبار را از پندار و رفتار خود بزدايند؛ «وَ مَنْ عِنْدَهُ لاَ يسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لاَ يسْتَحْسِروُنَ؛ و کساني که نزد اويند از بندگي او استکبار نورزيده و پندار زده و فريفته نيستند»(انبياء/ 19).
11. کرامت: اهل حيات طيبه چون به عالم «عنداللّه» راه يافته اند، از سرچشمه هاي بي پايان برخوردار شده و با توانايي و دارايي الهي، حمايت مي شوند. از اين رو، پيشامدهاي خارق العاده اي برايشان روي مي دهد که «کرامت» ناميده مي شوند و چون با ادعاي نبوّت همراه نيست، نمي توان آن را «معجزه» ناميد؛ زيرا معجزه مخصوص پيامبران است. وقتي حضرت زکريا (ع) براي ديدار حضرت مريم(س) به عبادتگاه او آمد و ميوه هاي گوناگون و تازه را ديد، پرسيد: اينها از کجا رسيده است: و حضرت مريم(س) پاسخ داد: «هُوَ مِنْ عِندِاللّه؛ اينها از عالم «عنداللّه» آمده است»(آل عمران:/37).
12. نصرت: سخت ترين و ترسناک ترين معرکه هايي که انسان با آن مواجه مي شود آنجاست که شيطان بيروني و هواهاي نفساني دست به دست هم داده و دل را به غفلت از خدا و تعلّق به دنيا مي کشند. در اين هنگام، تنها خدا ياور و پشتيبان بنده است: «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِاللّهِ؛ ياري تنها از نزد خداست»(آل عمران/126). بنابراين، اهل حيات طيبه به خاطر زندگي پاکي که يافته اند، از نصرت و ياري و حمايت الهي برخوردار شده‌ و به گناهان آلوده نمي شوند.
13. رحمت خاص: خداي تعالي رحمت عام و فراگيري دارد که همه هستي و مؤمن و کافر از آن برخوردارند؛ اما رحمت خاص او مربوط به عالم «عنديت» است. به همين دليل، تنها اهل حيات طيبه از آن بهره مندند. درباره حضرت خضر(ع) آمده است: «آتَيناهُ رَحمَةً مِنْ عِنْدَنا؛ به او رحمتي از نزد خود بخشيديم»(کهف/65)؛. يا از زبان نوح(ع) مي فرمايد: «وَ آتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ» (هود/ 28).
14. شهود و لقاي الهي: برترين ثمره حيات طيبه که اولياي خدا در عالم «عنداللّه» از آن برخوردارند، شهود و لقاي رب العالمين است: «فَمَن کَانَ يرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيعْمَلْ عَمَلا صَالِحاً وَلَا يشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً؛ پس کسي که مشتاق و اميدوار ديدن پروردگار است، بايد عمل شايسته انجام دهد و در بندگي پروردگار شرک نورزد»(کهف/ 110). در اين آيه شريفه، ديدار و شهود خداوند در گرو عمل صالح و نفي شرک (ايمان) معرفي شده و حيات طيبه نيز در گرو اين دو است. حيات طيبه سبب شهود حق تعالي و سير در تجلّيات انوار و اسماء اوست.
15. شادي و آرامش دروني: از ديگر آثار حيات طيبه، شادي و آرامش دروني است که قرآن در توصيف اولياي خدا و اهل حيات طيبه فرمود: «اَلا اِنَّ أَوْلِياء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لاَ هُمْ يحْزَنُونَ الَّذينَ آمَنُوا وَ کَانُوا يتَّقُونَ آگاه باشيد که اولياي خدا از هر بيم و اندوهي سلامت و آسوده اند؛ کساني که ايمان آورده و پرهيزگار بوده اند»(يونس: 62ـ63). در آيه ديگري مي فرمايد: «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لاَ هُمْ يحْزَنُونَ؛ کسي که به خدا و روز قيامت ايمان آورد و کارهاي شايسته انجام دهد، هيچ هراس و اندوهي ندارد»(مائده: 69).
16. شعور و بينش برتر: از جمله آثار ديگر حيات طيبه، شعور و بينش برتري است که باطن عالم و ملکوت زمين و آسمان ها را براي مؤمنان بلند مرتبه آشکار و ظاهر ساخته است. اين توان و بصيرت شهودي از نور خداست که بر قلب آنان تابيده شده و آن را عميق و وسيع نموده، در نتيجه، از ظلمت ظاهر به نور باطن رسيده و حياتي ديگر يافته اند: «يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يؤْتِکُمْ کِفْلَينِ مِن رَحْمَتِهِ وَ يجْعَل لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد، تقوا پيشه کنيد و به پيامبر ايمان آوريد تا دو بهره از رحمت را دريابيد و براي شما نوري قرار دهد که با آن راه برويد»(حديد/ 28).
17. سلام: «سلام» به معناي سلامتي و نداشتن کاستي و بيماري است. اهل حيات طيبه و راه يافتگان به عالم «عنديت» مظهر اسم «سلام» خدا بوده و از کاستي ها و بيماري ها پاک و پيراسته اند: «لَهُمْ دارُ السَّلَامِ عِندَ رَبِّهِمْ؛ سراي سلامت نزد پروردگارشان براي آنهاست»(انعام/ 127). البته اين سلامت، نه تنها سلامتي جسم و تن است بلكه سلامتي قلب و جان نيز هست؛ «يوْمَ لاَ ينْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ إلاَّ مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْب سَليم؛ روزي که دارايي و فرزندان فايده اي ندارد، مگر کسي که دلي سالم به حضور پروردگار آورد» (شعراء/88ـ89). در مقابل، کساني که از حيات طيبه و درک محضر الهي محرومند: «في قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهَ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَليمٌ؛ در دل هايشان مرض است و خداوند بيماري و کاستي دلشان را بيشتر مي کند و برايشان عذاب دردناکي است» (بقره/ 10) مي باشند.
ي) براي مطالعه بيشتر در اين زمينه، منابع ذيل را پيشنهاد مي كنيم:
1. مقالات:
حيات طيبه از ديدگاه قرآن، حميد رضا مظاهري سيف (مجله معرفت، شماره: 109).
حيات عارفانه امام علي (ع)، آيت الله جوادي آملي (دانشنامه امام علي (ع)، ج 4، ص: 9).
2. كتاب ها:
حيات حقيقي انسان در قرآن، آيت الله جوادي آملي (تفسير موضوعي قرآن، ج: 15)
حيات عارفانه امام علي (ع)، آيت الله جوادي آملي.
نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، آيت الله محمد رضا مهدوي كني.
مطالعه سيره معصومين؛ مانند: سنن النبي، علامه طباطبايي (ترجمه: لطيف مطوف راشدي)؛ خاتم النبيين، آيت الله سيد علي كمالي دزفولي.
مطالعه احوال و آثار علماي رباني و عرفاي الهي؛ مانند: مهر تابان (يادنامه علامه طباطبايي)، علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني.
روح مجرّد (يادنامه عارف كامل سيد هاشم حدّاد)، علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني.
آيت الحق(2 جلد)؛ يادنامه آيت الله سيد علي آقا قاضي، سيد محمد حسن قاضي.
طبيب دلها؛ يادنامه آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، صادق حسن زاده.

 پرسمان دانشجویی  http://porseman.org/q/show.aspx?id=135577

http://nasimemarefat.parsiblog.com/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما