ناگفته های خبرنگار آمریکایی از ملاقات با امام خمینی(ره)
27 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2014 6:15:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ناگفته‌های خبرنگار آمریکایی ازملاقات با امام خمینی(ره)

  ناگفته‌های خبرنگار آمریکایی از ملاقات با امام خمینی(ره) 

  از زمانی که او بر روی صندلی نشست، احساس کردم که نیرویی از وجودش ساطع می‌شود. نیرویی بسان یک گردباد که اگر با دقت نگاه می‌کردی، در می‌یافتی که نوعی آرامش مطلق در درون آن نهفته است؛ چرا که خمینی بسیار جدی، استوار و مسلط بود. 

به گزارش خبرگزاری حوزه، روبین وود زورث کاریس، خبرنگار آمریکایی در سال 1360 برای شرکت در کنفرانسی به ایران سفر کرد و همراه با دیگر مهمانان کنفرانس به دیدار امام خمینی‌(ره) در حسینیه جماران رفت. او در این دیدار تحت تاثیر جاذبه شخصیت امام قرار گرفت و تحولات عمیقی در درون خود یافت و پس از بازگشت به آمریکا خاطرات خود را از این دیدار به رشته تحریر درآورد و و منتشر کرد

زورث کاریس با توصیف لحظات دیدار به یاد ماندنی دیدار با امام خمینی(ره)، می گوید: هنگامی که{امام} خمینی وارد جایگاه شد، همگی برخاسته و با خوشحالی و تمام یک صدا فریاد زدند خمینی خمینی. آنان به گونه‌ای از امام تجلیل و از دیدار وی ابراز خوشحالی می‌کردند که من تا آن روز نظیر آن را نسبت به هیچ رهبر دیگری ندیده بودم. در آن لحظات هر یک از حاضران، عشق و محبت خود را که در وجودشان موج می‌زد، آشکار ‌ساختند. گویا آنها از اعماق قلب‌شان تاکید می‌کردند که به خمینی‌ ارج می‌نهند؛ به او که بنده شایسته خداوند است. در واقع می‌‌خواهم بگویم انفجار غرور و عظمت حاضران که به وسیله آن، به امام درود می‌فرستادند، تنها عکس‌العمل آن چه در اذهان همگان نسبت به امام جریان داشت، نبود. ‌بلکه همان لطف الهی بود که از تسبیح، حمد و تضرع این مرد و مقام شامخ او سرچشمه می‌گرفت.

زمانی که خمینی از در وارد شد، احساس کردم که از لابلای آن گردبادی از نیروی معنوی وزیدن گرفت؛ گویا در ورای عبای قهوه‌ای، عمامه مشکلی و ریش سفیدش، روح زندگی جریان داشت. به طوری که همه بینندگان را محو تماشای خود کرد و آن هنگام حس کردم که با حضور او هم ما کوچک شده‌ایم و گویا در سالن کسی جز او باقی نمانده است.

آری! او با رقه‌ای از نور بود که در قلب و روح همه حضار رسوخ کرده بود. او تمام معیارهایی را که گمان می‌کردم می‌توانند مرا در تعریف و ارزیابی شخصیت و مقامش یاری رسانند، در هم شکست. او با حضور خود آنقدر در ما تاثیر گذاشت که احساس کردم تمام روح و جسمم را فرا گرفته است.

زمانی که او بر روی صندلی نشست، احساس کردم که نیرویی از وجودش ساطع می‌شود. نیرویی بسان یک گردباد که اگر با دقت نگاه می‌کردی، در می‌یافتی که نوعی آرامش مطلق در درون آن نهفته است؛ چرا که خمینی بسیار جدی، استوار و مسلط بود. در عین حال او را آن چنان ساکت و آرام می‌یافتی که گویی نیرویی ثابت و استوار در درون او جریان دارد و البته این نیرو همان چیزی است که رژیم سابق ایران را به یک باره برچید. حال آیا چنین شخصی می‌تواند یک فرد عادی باشد؟

در آن روز استواری، جدیت، خوشرویی و خون‌گرمی بر فضای سالن سایه افکنده بود و اکنون وقتی فضای آن محیط را در نظر می‌آورم، این امر از خاطرم می‌گذرد که تمام توجه و نگاه‌های امام، همگی با تناسب کامل صورت می‌گرفت و من تاکنون هیچ یک از مردان بزرگ را برتر از این مرد و یا نظیر او ندیده‌ام.

او حقیقتا احیاء کننده اسلام، سرچشمه انقلاب و منشا نیرویی است که جهان در انقلاب و اسلام می‌‌بیند و من یقین دارم که به وسیله او، پادشاهی در سراسر جهان از بین خواهد رفت و عامل اسلام در میان عوامل سیاسی که آینده خاورمیانه را رقم می‌زند از همه شاخص‌تر خواهد بود.

آری! خمینی معنویت را بالا برد و قلوب را متحول کرد و این عمل، حاصل اندیشه‌ای بی‌اساس که ساخته و پرداخته خود او باشد، نیست، بلکه ریشه در ژرفای تعالیم اسلام دارد و این پیروزی در اثر اراده او به برپایی این قیام، تحقق یافته است.

{امام}خمینی منشا این انفجار اسلامی و نیز آن قدرت روحی است که در قلوب مسلمانان خاورمیانه و خصوصا در قلب کسانی که فطرتا تمایل به اسلام دارند، به حرکت در آمد. او زمانی که بر روی صندلی خود نشسته بود حتی یک بار هم تبسم نکرد و حالت چهره‌اش، اراده استوارش را نشان می‌داد. گویا خداوند امانتی بزرگ را بر دوش او نهاده است.

نمی‌دانم چگونه او را توصیف کنم؟ چه بسا از قلب خمینی دائما امواجی صادر می‌شود که همانند آنچه از قلب ما صادر می‌شود و پیوسته مورد اختلاف و تردید بوده و موجب سلب آرامش می‌شود، نیست...

کمترین چیزی که می‌توانم بگویم این است که گویا او یکی از انبیاء گذشته است و یا این که موسای اسلام است و آمده تا فرعون کافر را از سرزمین خود براند.

آری! بدون تردید اگر یک کارگردان تئاتر یا سینما رفتار آیت‌الله خمینی را ببیند، خواهد گفت «او تنها کسی است که می‌تواند نقش حضرت مسیح‌(ع) یا جانشین امام دوازدهم را ایفا کند». وجود او دارای چنین عظمتی است.

احساسش به اطمینان کامل آراسته و اراده‌اش آن قدر استوار است که هیچ تزلزلی در آن راه ندارد اما این تمام آنچه جریان داشت، نیست. با دیدار امام خمینی موجی از عواطف که می‌توان آن را هدفمند و مثبت توصیف کرد، به قلبم هجوم آورد و این چیزی است که ترجیح می‌دهم لفظ «محبت» را بر آن اطلاق کنم.

گفتنی است این خبر را پایگاه دستاوردهای انقلاب اسلامی در قالب روزنامه دیواری «روح زندگی» در تیراژ سه هزار نسخه منتشر و به مدارس علمیه و مراکز علمی و فرهنگی کشور اسال نموده است.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2078/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما