خداوند چگونه از ذخیره خود براى حفظ نظام اسلامى صیانت کرد؟‏
32 بازدید
تاریخ ارائه : 8/29/2014 5:59:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

به‏‌مناسبت سالروز حادثه سوءقصد به جان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

خداوند چگونه از ذخیره خود براى حفظ نظام اسلامى صیانت کرد؟‏

خبرگزاری تسنیم: «من به شما خامنه‌‏اى عزیز تبریک مى‏‌گویم که در جبهه‏‌هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم».امام خمینی  ره

به گزارش خبرگزاری تسنیم، پس از پیروزى انقلاب اسلامى، توطئه‌‏هاى استکبار جهانى علیه نظام نوپاى اسلامى فزونى گرفت. یکى از این توطئه‌‏ها، تجهیز و تقویت گروهک‏ها و جریان‏هاى ضدانقلاب بود. این گروهکهاى منحرف که با سوءاستفاده از موقعیت در اوایل انقلاب به جمع‌‏آورى و دزدى و غارت سلاح و مهمات پرداخته بودند، شروع به بمب‏گذارى در گوشه و کنار کشور و ترور روحانیون انقلابى و حتى مردم عادى کردند و شخصیتهاى ارزشمندى را به شهادت رساندند.

یکى از این گروهک‏ها، گروهک ضاله‏‌ى فرقان بود که با اندیشه التقاطى و منحرف خود در ترور شخصیتهاى ارزشمند نظام قدم پیش نهاد. ازجمله اشخاص ترورشده توسط این گروه مى‌‏توان به سپهبد قرنى، شهید مطهرى، شهید حاج مهدى عراقى، آیت‌‏الله قاضى طباطبایى و استاد مفتح اشاره کرد.
در روز 6 تیرماه 1360، حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى نماینده امام(ره) در شوراى عالى دفاع و امام‌جمعه تهران در مسجد ابوذر تهران پس از نمازظهر، جهت پاسخ به پرسشهاى مردم پشت تریبون قرار گرفتند و هنگامى‌‏که صمیمانه در حال جواب‏گویى به سؤالات مردم بودند، ناگهان ضبط‌صوت منفجر شد، انفجار باعث شد سمت راست بدن ایشان مورد اصابت ترکشها قرار گیرد. روى قسمتى از ضبط‌صوت که بعدا در محل انفجار پیدا شده بود، عبارت «هدیه گروه فرقان» که با ماژیک نوشته شده بود به چشم مى‏‌خورد. ساعتى بعد مسؤول انتظامى منطقه 12 تهران اعلام کرد: «بمبى که جلوى تریبون جاسازى شده بود، خوشبختانه به‌‏طور کامل عمل نکرده و این از نظر کارشناسان معجزه است. آقاى خامنه‌‏اى با هلیکوپتر به بیمارستان قلب مهدى رضایى منتقل شده است.»
ایشان که به بیمارستان منتقل شده بودند، مورد عمل جراحى قرار گرفتند و اراده خدا بر این تعلق گرفته بود که ایشان براى آینده نظام حفظ شوند و به‏‌عنوان افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامى قرار گیرند.
حضرت امام خمینى(ره) در تلگرامى به این مضمون خاطرنشان کردند: «من به شما خامنه‌‏اى عزیز تبریک مى‏‌گویم که در جبهه‏‌ها ى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.»
در این نوشتار ابتدا مرورى بر چگونگى این حادثه و سپس به لطف و تفضل خداوند در حفظ جان حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى خواهیم پرداخت. این تفضل باعث شد تا این ذخیره الهى سکاندار نظام اسلامى شود و در ربع قرن پس از ارتحال بنیانگذار جمهورى اسلامى، نظام اسلامى را به بهترین وجه و با تدابیر هوشمندانه خود از دل بحران‏ها و توطئه‏‌ها به سلامت عبور دهد.

  در دوران شکل‏‌گیرى نهضت انقلاب اسلامى، برخى از گروه‏هاى سیاسى درگیر با نظام شاه به فکر استفاده از اسلحه و به‏‌کارگیرى خشونت در مقابل خشونت افتادند اما این شیوه از سوى امام خمینى(ره) طرد شد و حتى ایشان حاضر نبودند براى قتل عاملان رژیم شاهنشاهى ازجمله حسنعلى منصور به اعضاى هیأت‏هاى مؤتلفه اسلامى اذن شرعى بدهند. طبعاً در چنین شرایطى موافقتى از سوى امام با اقدامات سازمان مجاهدین خلق که مبارزه مسلحانه را به‌‏عنوان هدف اصلى خود در برخورد با رژیم سلطنتى مد نظر قرار داده بودند، صورت نگرفت و تلاش عناصر این گروه بعد از ملاقات‏هایى با امام جهت گرفتن تأیید از ایشان بى‏‌نتیجه ماند.

پس از پیروزى انقلاب و روى کارآمدن نظام جمهورى اسلامى ایران، برخى از نیروها نتوانستند با شرایط جدید کنار بیایند. در تفکر آنان اوضاع فعلى با حقیقت انقلاب و تلقیات ذهنى‏شان از مفهوم حکومت و تشکیل دولت متفاوت بود. از این ‏روى به این فکر افتادند که شرایط را به نفع خود تغییر دهند. اما با عنایت به این‏که نتوانستند به شیوه‌‏هاى معمول حزبى و تشکیلاتى حرف خود را به کرسى بنشانند، از حربه ترور به‏‌عنوان ابزارى براى تغییر شرایط استفاده کردند.

ششم تیرماه سال‏1360 در حالى‏‌که تنها شش روز از شهادت دکتر مصطفى چمران گذشته بود، پروژه حذف یکى از رهبران اصلى جریان پیرو خط امام(ره)، با انفجار بمب کارگذاشته‌‏شده در ضبط‌صوت قرار داده شده بر روى تریبون سخنرانى آیت‌‏الله خامنه‏‌اى در مسجد ابوذر تهران، توسط سازمان مجاهدین خلق کلید خورد.
مسجد ابوذر تهران، در یکى از جنوبى‌‏ترین مناطق تهران واقع شده و آیت‌‏الله خامنه‌‏اى مدتى در آن‏جا پس از نماز ظهر و عصر، سخنرانى مى‌‏کرد و به پرسش‏ها پاسخ مى‏داد.
حضرت آیت‏‌الله خامنه‌‏اى در مسجد ابوذر تهران در حالى‏‌که مشغول سخنرانى بودند، توسط جوانى 25 ساله از منافقین کوردل مورد سوء قصد قرار گرفتند و پس از جراحت شدید به مدت 42 روز تحت معالجه قرار داشتند. خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماینده حضرت امام(ره) در شوراى عالى دفاع از این سوء قصد، به‌‏دلیل کامل عمل نکردن بمب و تنها انفجار چاشنى آن، جان سالم به در بردند، اما جراحات شدیدى بر ایشان وارد شد. براساس اخبار منتشره در همان زمان، آیت‏‌الله خامنه‏اى «از نقطه بالاى کتف راست و بالاى ران سمت راست» مجروح شدند. استخوان ترقوه ایشان شکسته شد و چند رگ و عصب دست راست ایشان نیز قطع شد و در نهایت دست راست ایشان سلامتى‏‌اش را باز نیافت. تقدیر الهى چنین رقم خورده بود که ایشان براى آینده نظام حفظ و افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامى شوند.
اما سازمان رسماً مسؤولیت سوء قصد به آیت ‏الله خامنه‌‏اى را بر عهده نگرفت و حتى بر قسمتى از بدنه داخلى ضبط‌صوت انفجارى با ماژیک نوشته شده بود: «هدیه گروه فرقان» و جزوه‏‌اى نیز با امضاى این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت. در حالى‏‌که مؤسس و اعضاى اصلى این گروه در سال 58 و 59 شناسایى و دستگیر شده بودند و هیچ تشکیلاتى از این گروه در سال 1360 در داخل کشور وجود نداشت که قادر به انجام یک اقدام مسلحانه باشد.
در برخى از اعلامیه‌‏ها و جزوات قبلى این گروه از بنیانگذاران و ایدئولوژى سازمان تجلیل و اعلام حمایت شده بود و قرائن معدودى هم در مورد ارتباط تشکیلاتى سازمان با فرقان وجود داشت، اما آشکار بود که سازمان در همان آغاز عملیات تروریستى خود در تیرماه 60 با طرح نام گروه فرقان و انتشار اعلامیه جعلى به نام آن گروه، کوشید، تا هم چهره تروریستى خود را پنهان کند و هم علاوه بر انحراف افکار عمومى، مسؤولان امنیتى و انتظامى را نیز گمراه نماید.
معاون وقت دادستانى انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که جواد قدیرى یکى از طراحان انفجار مسجد ابوذر بود. وى که نام کاملش محمدجواد قدیرى مدرس است و از اعضاى قدیمى و مهم سازمان و نفوذى در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود، بعد از سوءقصد نافرجام به آیت‌‏الله خامنه‌‏اى متوارى شد و از کشور گریخت. در سال 1364، نام قدیرى در لیست شوارى مرکزى سازمان به‌‏عنوان «عضو مرکزیت» درج گردید. در همان زمان در اغلب خبرهاى مطبوعاتى و واکنش‏هاى اقشار مختلف مردم و گروه‏هاى سیاسى، بدون کمترین تردیدى، سازمان مسؤول انفجار مسجد ابوذر معرفى و شناخته مى‌‏شد. بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان، مجروح‏‌شدن آیت‌‏الله خامنه‌‏اى یکى از مجموعه اقدامات تروریستى سازمان خوانده شد. سازمان نیز در نفى این واقعیت مجدداً اعلام نمود که سوءقصد به آیت‌‏الله خامنه‌‏اى «قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدین» توسط گروه فرقان انجام شده «که هیچ ربطى به مجاهدین نداشت.» کاملاً آشکار است که سازمان بنا به دلایل سیاسى، حقوقى و تبلیغاتى، به‌‏رغم پذیرش رسمى مسؤولیت بسیارى از اقدامات تروریستى بعدى خود، همچنان مایل و قادر نیست که به نقش خود در انفجار ششم تیر اعتراف نماید.
پس از اعلام خبر ترور آیت‌‏الله خامنه‌‏اى، حضرت امام خمینى(ره)، رهبر کبیر انقلاب، پیامى خطاب به ایشان صادر کردند، ایشان در بخش‏هایى از این پیام آوردند: «اکنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما که از سلاله رسول اکرم(ص) و خاندان حسین‌‏بن على(ع) هستید و جرمى جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏‌باشید، میزان تفکر سیاسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء قصد به شما عواطف میلیون‏ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏‌دار نمودند.
اینان آن‏‌قدر از بینش سیاسى بى‏‌نصیب‌اند که بى‏‌درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌‏انداز است.
اینان در عمل غیرانسانى به‌‏جاى برانگیختن رعب، عزم میلیون‏ها مسلمان را مصمم‌‏تر و صفوف آنان را فشرده‌‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب‏‌خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فداى امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟ آیا نمى‌‏دانند که دست‌‏زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهى کشیده و جان آنان به‌‏دنبال خودخواهى مشتى تبهکار از دست مى‏‌رود؟ من به شما خامنه‌‏اى عزیز، تبریک مى‌‏گویم که در جبهه‌‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.»
آیت‌‏الله خامنه‌‏اى نیز در پاسخ به پیام محبت‌‏آمیز امام خمینى(ره)، با صدور پیامى اظهار داشتند: «بعد از چهار روز که از این حادثه بر من مى‌‏گذرد، به فضل الهى و به کمک و تلاش بى‏‌دریغ کارکنان عزیز این بیمارستان، خودم را در وضع بسیار مناسب و خوبى مى‌‏بینم. هر وقت به یاد این مى‏افتم که این حادثه موجب‏‌شده امام عظیم‌‏الشأن ما اظهار لطف کنند و در پیامشان اظهار دلسوزى بکنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارد و دعا کنند، در خودم احساس شرمندگى مى‏‌کنم. در راه انجام وظیفه این‏گونه حوادث، حوادثى نیست که این‌‏همه لطف و محبت و بزرگوارى را چه از سوى امام، چه از سوى امت و هم‏چنین از سوى کارکنان، کارمندان این واحدهاى پزشکى که واقعاً شب و روز را در این‏کار گذاشته‌‏اند، این‏همه اظهار شد....
من بدین‌وسیله از همین‏جا عرض سلام و ارادت بى‏‌پایان خودم را خدمت امام امت اعلام مى‏‌کنم و به ایشان عرض مى‌‏کنم که در مقابل حوادث این‏چنین ما هیچ انتظار نداریم و توقعى نداریم که کمترین رنجشى به خاطر ایشان بنشیند. ما معتقدیم که «سر خم مى سلامت، شکند اگر سبویى،...»

  سوء قصد؛ چرا؟
ریشه‌‏هاى خصومت و کینه گروهک‏هاى مختلف ضدانقلاب با حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى به ماه‏هاى گذشته برمى‏‌گشت. گذشته‌‏اى که جریان لیبرال به سرکردگى بنى‌‏صدر در یک‏سو قرار گرفته بود و خط اصیل امام به رهبرى ایشان در سوى دیگر. پس از غائله 14 اسفند 59 که توسط گردانندگان جریان لیبرال صورت گرفت، پروژه براندازى نظام مردمى کلید خورد.
حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى به حسب مسؤولیت‏هایى که در نقش امام جمعه تهران، مجلس شوراى اسلامى، مشاور امام در شوراهاى دفاع و عضویت در شوراى مرکز حزب جمهورى اسلامى داشتند، نقشى مهم و اساسى در مقابله با این جریان و پروژه خائنانه آن‏ها ایفا نمودند. نمونه اول این روشنگرى در خطبه‏‌هاى نماز جمعه 15 اسفند 59 که به امامت ایشان برگزار گردید، صورت گرفت. معظم‌‏له در آن بیانات، ایجاد دغدغه و برهم زدن اجتماعات و مشوش‌‏کردن اوضاع مملکت را کار «گروهک‏‌هاى ضد اسلام و ضد خط امام، سیاستمداران ورشکسته منزوى‏‌شده از چشم مردم افتاده، راند‌ه‌‏شدگان از دستگاه اداره کشور، مزدوران پنهانى دستگاه ساواک که مجموعاً با یکدیگر یک واحد و یک طیف را به‏‌وجود آورده‌‏اند، دانستند که قصد دارند در اجتماعات رفته، دغدغه ایجاد کنند و صداى نحس و پلید خود را که اهانت به مقدسات مردم و انقلاب است، از رادیو و تلویزیون به گوش برسانند.
به‏‌دنبال غائله 14 اسفند 1359، حضرت امام خمینى(ره) در روز 25 اسفندماه، جمعى از مسؤولین نظام را به جماران فراخوانده پس از پایان جلسه در بیانیه‌‏اى که از سوى ایشان منتشر گردید، علاوه بر ذکر مواردى براى رفع اختلاف و حفظ وحدت کلمه در بین ملت، حضرت امام امر کردند که رئیس جمهور، نخست‏‌وزیر، رئیس دیوان عالى کشور و رئیس مجلس شوراى اسلامى تا پایان جنگ تحمیلى سخنرانى نکنند و دلیل آن ‏را سوءاستفاده و توطئه گروه‏هاى منحرف و مخالف با جمهورى اسلامى در جریان این سخنرانى‏‌ها ذکر کردند و براى حسن انجام این اوامر بود که هیأتى 3 نفره متشکل از آقایان اشرفى، یزدى و مهدوى کنى تشکیل شد.
با وجود این تصمیمات، همچنان ایجاد تشنج و تحریک براى اغتشاشات، از سوى بنى‏‌صدر و گروهک‏هاى وابسته به جریان لیبرال و نفاق تداوم یافت تا جایى که رجوى سرکرده گروهک نفاق طى نامه‌‏اى از بنى‌‏صدر خواست تا در روز 12 فروردین انجام یک راهپیمایى سراسرى را اعلام نماید. بنى‏‌صدر در 5 اردیبهشت 60 طى مصاحبه‌‏اى مطبوعاتى، مجدداً مردم را به تشنج تحریک نمود و آشکارا بى‏‌احترامى خود به بیانیه 25 اسفند حضرت امام را نشان داد.
گروهک نفاق در 7 اردیبهشت 60، اقدام به برپایى یک راهپیمایى به بهانه روز کارگر کرد و سرکرده این گروهک در نامه‏‌اى به تاریخ 31 اردیبهشت 60 به بنى‌صدر اعلام نمود که از رفراندوم بنى‌‏صدر حمایت مى‌نماید. رفراندوم براى این‏که مردم کدام طرف را مى‌‏خواهند.
به‏‌دنبال طرح مسأله رفراندوم، حضرت امام در روز 6 خرداد 60 در بیاناتى صریح، پرده از چهره توطئه تازه منافقین و لیبرال‏ها برداشتند و تصریح کردند که «اگر مى‏‌خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را...»
توطئه منافقین ادامه یافت و سخنرانى‏‌هاى مکرر بنى‌‏صدر که در راستاى حفظ تشنج در فضاى عمومى جامعه به مناسبت‏ها و در محافل مختلف صورت مى‏‌گرفت ادامه یافت و هیأت سه‏‌نفره بارها تخلف بنى‏‌صدر از بیانیه حضرت امام را اعلام کرد. در این میان بازرگان طى نامه‏‌اى به حضرت امام، مراتب حمایت خود از جریان بنى‌‏صدر را اعلام کرد. در چنین شرایط و فضایى بود که حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى شورانگیزترین، صریح‏‌ترین و رساترین بیانات و دیدگاه‏هاى خویش پیرامون توطئه جریان لیبرال و نفاق را در نماز جمعه روز 29 خرداد 1360 ایراد نمودند. این خطبه‏‌ها در حالى که فریاد «بت‏‌شکن، بت‌‏شکن بت جدید را بکشن» فضا را پر کرده بود، ایراد گردید.
ایشان در جریان این سخنرانى بود که پرده از توطئه‌‏هاى پیدا و پنهان جریان بنى‏‌صدر برداشت و صریح، وسیع و عمومى علیه این جریان نفوذى روشنگرى نمود.
روز پس از آن، در 30 خرداد 60، طرح عدم کفایت سیاسى بنى‌‏صدر در مجلس مطرح شد و حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى در موافقت با این طرح به ایراد سخنانى صریح پرداخت. به‌‏دنبال عزل بنى‌‏صدر از سوى امام و مجلس بود که خط نفاق به مبارزه مسلحانه روى آورده و در کنار کشتار اقشار مختلف مردم، شجاع‌‏ترین نیروهاى انقلاب اسلامى را که نقش بارز در افشاى توطئه آن‏ها داشتند، مورد سوءقصد قرار دادند. روز 6 تیر 60 حضرت آیت‌الله خامنه‌‏اى را مورد حمله قرار دادند و روز پس از آن در 7 تیر دکتر بهشتى و 72 تن از نیروهاى اصیل انقلاب را یک‏جا به شهادت رساندند.

  حفظ ذخیره الهى براى پس از امام خمینى(ره)
نقش حیات‏‌آفرین و سرنوشت‏‌ساز رهبرى حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى پس از رحلت حضرت امام، به‏‌گونه‌‏اى است که دوست و دشمن لب به اعتراف و تحسین گشوده‌‏اند. شرح این ماجرا اگرچه به درازا مى‌‏کشد و حتى فهرست فرازهاى آن نیز از محدوده این نوشته محدود بیرون است ولى از آن میان به چند نکته و نمونه، اشاره‏اى گذرا مى‏‌کنیم و مى‏‌گذریم:
1- فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى که امام راحلمان از قبل پیش‌‏بینى فرموده بود، در فاصله کوتاهى بعد از رحلت آن‏ بزرگوار اتفاق افتاد و آمریکا که عرصه را از رقیب ابرقدرت قبلى خالى مى‏‌دید، خیال کدخدایى جهان را در سر مى‌‏پروراند و تقریباً همه کشورها غیر از ایران اسلامى، آماده پذیرش مدیریت جهانى این کدخداى خودخوانده بودند. همان‌‏روزها، کم نبودند تحلیل‏‌گران و نظریه‌‏پردازان بین‌‏المللى و برخى از خودباخته‌‏هاى داخلى که کار جمهورى اسلامى ایران را تمام‌‏شده تلقى مى‌‏کردند و نسخه بازگشت از راه طى‏‌شده را مى‌‏پیچیدند و این‏که؛ آمریکا قدرتمندتر از دوران امام است و ایستادگى در مقابل آن نمى‌‏تواند عاقلانه باشد! به تحلیل‏‌ها و تفسیرها و پیغام و پسغام‌‏هاى خارجى و داخلى آن روزها مراجعه کنید. همه از عقبه سخت و نفس‌‏گیرى که پیش روى بود، خبر مى‏‌دادند. اما، رهبر معظم انقلاب با هوشمندى، عرصه را رصد و مدیریت مى‌‏کرد. ایشان برخلاف توصیه‏‌هاى بیرونى و نظریه‌‏پردازى وادادگان داخلى، نه فقط شرایط را نامطلوب ارزیابى نمى‌‏فرمود، بلکه از آن با عنوان فرصتى استثنایى براى گسترش آموزه‌هاى انقلاب و جابه‏‌جایى قدرت به نفع جمهورى اسلامى ایران یاد مى‏‌کرد و بر این عهد و باور بود که اسلام و گزاره‌‏هاى ضد استکبارى آن براى رویکرد ملت‏هاى بازگشته و سرخورده از اردوگاه مارکسیسم، جاذبه بیشترى دارد و چنین بود که ایران اسلامى از جایگاه کشورى که به‌‏زعم بسیارى آماده بلعیده‏‌شدن از سوى آمریکا بود، به رقیب این ابرقدرت تبدیل شد تا آنجا که دکترین پایان تاریخ «فرانتش فوکویاما» که در آن قدرت بلامنازع آمریکا بر جهان پیش‏‌بینى شده بود، رنگ باخت و «اولیوت کوهن» از پیدایش قطب قدرتمند اسلام در مقابل قطب قدرت غرب خبر داد که ایران اسلامى پرچمدار آن است.
2-پس از امام(ره)، سه گروه قاسطین و ناکثین و مارقین که بعد از رحلت رسول‏خدا(ص) سر برآورده و براى حاکمیت اسلام مزاحمت ایجاد کرده بودند، در پوشش و ظاهرى متفاوت اما هویتى مشابه قد علم کردند. کسانى‏‌که حق را مى‏‌شناختند ولى شیفته دنیا بودند و در دوران حضرت امام(ره) جرأت ابراز وجود نداشتند. جریان دیگرى که با انقلاب همراه بودند اما در میانه راه به چرب و شیرین دنیا آلوده شدند و پیمان شکسته و عملاً به خدمت گروه اول درآمدند و گروهى هرچند اندک که در پى خیانت سران خود، در میدان دشمن به بازى پرداختند و... هر یک از این سه جریان، ساز مخالف و به‏‌ظاهر متفاوتى علیه خط مبارک امام کوک کرده بودند و بسیارى از دلسوختگان بیم آن داشتند که مردم و نظام در چنبره فریب آنان گرفتار شوند. این نگرانى چندان هم بى‏‌جا نبود. اما نظام اسلامى با رهبرى الهى حضرت آقا از این مهلکه نیز به سلامت و با سربلندى عبور کرد.
3- بعد از واقعه 11 سپتامبر و پس از آن‏که رئیس‏‌جمهور شارلاتان آمریکا انگشت اتهام را به‏‌سوى کشورمان دراز کرد و از جمهورى اسلامى ایران با عنوان یکى از سه محور شرارت جهان یاد کرد! برخى از ساده‏‌لوحان و شمارى از فرصت‌‏طلبان و خودباختگان، شرایط را بحرانى ارزیابى کردند و نسخه کنارآمدن با شیطان بزرگ را پیچیدند تا به‏‌زعم خود، از خشم آمریکا و متحدانش در امان باشیم! رهبر اما چون کوهى استوار ایستاده بود و موج برخاسته از این واقعه آمریکا یا اسرائیل- و یا آمریکا و اسرائیل - ساخته را فروکش‌‏کردنى ارزیابى کرد و نه فقط در آرمان‏هاى امام و انقلاب کمترین تخفیفى نداد بلکه بیشتر از پیش بر آن اصرار ورزید و...
4- هنگامى‌‏که آمریکا و متحدانش براى حمله نظامى به افغانستان در پوشش مبارزه با تروریسم و مقابله با طالبان آماده شده بودند، برخى از مدعیان اصلاحات که بعدها معلوم شد از آن سوى مرزها تحریک شده‌‏اند، در پوشش خیرخواهى! پیشنهاد ائتلاف با طالبان براى مقابله با آمریکا را پیش کشیدند و چنان در این شیپور فریب دمیدند که گویى مخالفت با پیشنهاد آنان به‏‌منزله بى‌‏توجهى به منافع ملى و مصالح نظام است! و اگر هوشمندى و درایت برخاسته از نگاه مؤمنانه و خداجویانه رهبر معظم انقلاب نبود، به‏‌یقین، امروز از نظام اسلامى و انقلاب و استقلال و عزت و آزادى مردم این مرز و بوم نام و نشانى باقى نمانده بود.
5- در اسفندماه 81- مارس 2003 - که آمریکا بعد از اشغال افغانستان براى حمله نظامى به عراق آماده مى‏‌شد، باز هم، جماعتى از مدعیان اصلاحات با این بهانه که صدام، شخصیتى نظیر «خالدبن ولید» است، نسخه ائتلاف با صدام براى مقابله با آمریکا را پیچیدند! انگار نه انگار که از کمترین شعور سیاسى و یا درک دینى و اسلامى برخوردارند. همکارى با عامل دست‌‏نشانده آمریکایى‏‌ها و قاتل صدها هزار از مردم مظلوم این مرز و بوم براى مقابله با آمریکا؟!... این پیشنهاد احمقانه و پر سر و صدا نیز با درایت حضرت آقا به دیوار بى‌‏اعتنایى کوبیده شد و نهایتاً کار به جایى رسید که بعد از خروج اجبارى نظامیان آمریکایى از عراق و برپایى حاکمیت همسو با ایران در آن کشور اسلامى، سعود الفیصل وزیر خارجه آل سعود با عصبانیت خطاب به آمریکایى‌‏ها گفت؛ عراق را در سینى طلا تحویل ایران داده‌‏اید.
6- فتنه آمریکایى- اسرائیلى 88 از آن‏‌روى که آمریکا، اروپا، صهیونیست‏ها و تقریباً همه کشورها و احزاب و گروه‌‏ها و جمعیت‏هاى مخالف و معاند ایران اسلامى در آن حضور آشکار داشتند، به جنگ احزاب در صدر اسلام - البته با ابعاد بسیار گسترده‌‏تر - شبیه بود، این فتنه با هدف رسماً اعلام‏‌شده براندازى جمهورى اسلامى ایران تدارک دیده شده و به صحنه آمده بود. دشمن به‌‏اندازه‌‏اى از نتیجه این فتنه اطمینان داشت که پیشاپیش پیروزى خود و سرنگونى نظام اسلامى ایران را اعلام کرده بود تا آنجا که سران وطن‌‏فروش فتنه، پرده نفاق را کنار زده و از ارتکاب بى‏‌شرمانه‌‏ترین جنایات نیز ابا و امتناعى نداشتند و اما، چه کسى مى‌‏تواند در این واقعیت کمترین‌‏تردیدى داشته باشد که آن فتنه بزرگ و بى‏‌نظیر در تاریخ این مرز و بوم، با درایت و رهبرى الهى حضرت آقا شکست خورد و به ناکامى مفتضحانه فتنه‌‏گران و مدیران بیرونى آن‏ها انجامید؟!
7- پیشرفت‏هاى عظیم علمى و تکنولوژیک، بیدارى اسلامى در منطقه، مقاومت مثال‌‏زدنى و بى‏‌نظیر جمهورى اسلامى ایران در مقابل باج‏‌خواهى‏‌ها و زورگویى‏‌هاى دشمنان بیرونى و توطئه‏‌هاى پى‏‌درپى دنباله‏‌هاى داخلى آن‏ها و... همه و همه مدیون درایت و هدایت پیامبرگونه رهبر معظم انقلاب است. نیست؟! باید توجه داشت و تجربه نیز به‌‏وضوح نشان داده است که هر یک از دسیسه‏‌هاى یادشده به تنهایى مى‌‏توانست کشورى قدرتمند را به زانو درآورده و سرنگون کند... و این قصه سر دراز دارد.
به‏‌راستى چرا در این سال‏ها که از ریز و درشت حوادث گفته‏‌ایم، از تهدیدات بنیان‌‏برافکن سخن رانده‌‏ایم و فراز و نشیب‏هاى انقلاب را به روایت و تحلیل نشسته‏‌ایم و بر عبور از این طوفان‏ها و تلاطم‏ها بالیده و افتخار کرده‏‌ایم، کمتر از تدبیر و هوشیارى و رهبرى داهیانه سکاندار نظام اسلامى در دهه دوم و سوم انقلاب سخن به میان آورده‌‏ایم، تهدیداتى که اگر تنوع و حجم آن بیشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگرچه معتقدیم از رهبرى امام راحل و معمار این انقلاب الهى نیز به مشتى از خروار بسنده کرده‌‏ایم.
چه کسى مى‏‌تواند مدعى شود که در میان رهبران و رؤساى جمهور امروز دنیا، فردى خداترس‏‌تر و باتقواتر از رهبر ایران اسلامى مى‏‌شناسد؟ کدام ناظر منصفى تاکنون ادعا کرده که درمیان حاکمان امروز، حاکمى را مى‏‌شناسد که شجاع‏تر، با تدبیرتر، خلاق‌‏تر و هوشمندتر از رهبر ایران بر ملتى حکومت مى‌‏کند؟ آیا مى‌‏توان رهبرى به جامعیت علمى، دینى و فقهى ایشان در دنیاى اسلام پیدا کرد؟ کدام سیاست‌‏ورزى است که توانایى او همسنگ و همسان مدیریت ایشان در بحبوحه بحران‏ها و فشارها و تهدیدهاست؟ و کدام اهل سیاستى با درک صحیح از بحران‏هاى 25 ساله نظام اسلامى که از این حیث در میان حدود 200 کشور دنیا بى‏نظیر است، مى‏تواند ادعا کند رهبرى را مى‏شناسد که او در عبور کشتى انقلاب از دل طوفان‏ها و امواج سهمگین، مدبرانه‏‌تر از او هدایت کشتى را مى‌‏توانسته بر عهده بگیرد و به ساحل مقصود رهنمون سازد؟ کدام ملتى مى‌‏تواند چونان ملت لایق ایران، رهبرى را به دنیاى بشریت عرضه نماید که از حیث ساده‏‌زیستى و پرهیز از زخارف دنیوى، در دنیاى امروز به انگشت اشاره در آید؟
تزریق امید به ارکان دولت و مردم در سخت‏‌ترین و بحرانى‏‌ترین شرایط از دیگر هنرهاى ناب رهبرى ایشان در طول 25 سال گذشته بوده است، به‌‏گونه‌‏اى‏‌که در بحرانى‌‏ترین شرایط فرموده‌‏اند: «من خود را غرق در عنایات و نعمات خداوند متعال مى‏‌دانم. اگر هر مدیر و مسؤولى صرفاً کار خود را خوب انجام دهد، دیگر هیچ نگرانى و دلهره‌‏اى ندارم.»
این مهم را باید بدانیم که اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهایى «دفاع مقدس»، براى حفظ موجودیت و بقاى خود مى‏‌جنگیدیم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمریکا و متحدانش که در گذشته‌‏اى نه چندان دور با تفرعن از تغییر جغرافیاى سیاسى در جهان اسلام و تشکیل خاورمیانه جدید مى‏‌گفتند، اینک از ظهور و تولد خاورمیانه جدید با محوریت ایران اسلامى سخن مى‏‌گویند و ایرانى که زمانى بانک مرکزى تروریسم و محور شرارت نام گرفته بود، اینک به محور امید و رهایى آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین و منطقه خاورمیانه تبدیل شده است.
دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینى(ره) و حضرت آیت‌‏الله خامنه‌‏اى (حفظه الله تعالى) مى‌‏باید بدانند و نیک هم مى‌‏دانند که این دو گوهر ناب، «یک حقیقت با دو تجلى» هستند که وظیفه همه ما، درک و معرفى شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهى به جامعه اسلامى و بشریت تشنه امروز و فردا است.

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2413/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما