آنچه که باید از آیت الله محمدی گیلانی بدانیم/
46 بازدید
تاریخ ارائه : 8/29/2014 5:13:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

آنچه که باید از آیت الله محمدی گیلانی بدانیم/ اسامی شاگردان مطرح کشوری/ خاطراتی جالب از آن مرحوم + تصاویرآنچه که باید از آیت الله محمدی گیلانی بدانیم/ اسامی شاگردان مطرح کشوری/ خاطراتی جالب از آن مرحوم + تصاویر

جمعى از حسودان در لباس دین، برعلیه طلاب و فضلاى شمالى دست به تبلیغات سوء زدند و شایعه کردند که طلاب این مناطق، در درس خواندن ضعیف اند. آنان کار را تا جایى پیش بردند که آیت الله بروجردى نسبت به طلاب شمالى سوءظن پیدا کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و دانشگاه 8دی نیوز، با در گذشت عارف جلیل القدر آیت الله محمدی گیلانی مطالبی از جمله زندگینامه، حضور در کنار امام خمینی(ره)، خاطراتی از زبان بزرگان، مسئولیتهاى اجرائى ایشان و … جمع آوری شده است که مختصری از آن در ذیل آمده است:

زندگینامه مرحوم آیت الله محمدی گیلانی به قلم خودش

اینجانب محمد محمدى دعوى‌سرایى مشهور به گیلانى فرزند محمد جعفر در سال 1307 شمسى در روستاى دعوى سرا از روستاهاى شهرستان رودسر گیلان به دنیا آمدم. در شش سالگى به مکتب‌خانه رفتم و قرائت قرآن مجید و کتاب‌هاى فارسى معمول مکتب‌خانه آن روز را فرا گرفتم. سپس به دبستان رفتم و در کلاس سوم پذیرفته شدم. بعد از گذراندن کلاس‌هاى ابتدایى چندین سال در خدمت پدرم به کشاورزى مشغول بودم.

 mohammadi gilani (7)

در سال 1323 شمسى به رودسر رفتم و جامع‌المقدّمات را فرا گرفتم و سال 1325شمسى به قم عزیمت کردم و ادبیّات حوزه را فرا گرفتم و دروس سطح را به پایان بردم و از اوّل کتاب اذان و اقامه تا آخر احکامِ نماز جماعت در درس آیت اللّه العظمى بروجردى شرکت داشتم و به موازات آن در خارج اصول و فقه امام راحل(ره) نیز شرکت کردم. در طول این مدّت بخش حکمت شرح منظومه متألّه سبزوارى را خدمت بعضى از بزرگان خواندم و درس اسفار حضرت صالح المتألّهین، علّامه طباطبائى به مدّت هفت سال یعنى تا آخر سفر نفس شرکت کردم و در این مدّت خودم درس معقول و منقول نیز تدریس مى‌کردم.

   mohammadi gilani (4)     

بعد از پیروزى انقلاب به امر امام راحل(ره) براى تشکیل دادگاه انقلاب به تهران آمدم و تاکنون به شغل قضا اشتغال دارم. کتاب‌هایى هم تألیف کرده‌ام که عبارت‌اند از: 1?قضا و قضاوت؛ 2? حقوق کیفرى؛ 3? شرح زیارت اربعین؛ 4? شرح مناجات شعبانیه؛ 4? المعاد فى الکتاب و السّنّه؛ 5?الامامة و الخلافة فى الکتاب و السّنّة (با همکارى دوستان) و بعضى از رسایل و کتب دیگر.[1]

در طول سالیان بعد از پیروزى انقلاب اسلامى که وى در سمت هاى مختلف قضایى اشتغال داشت، در مدارس تهران خصوصاً مدرسه مروى و نیز در جمع قضات روحانى شاغل در قوه قضایى به تدریس فلسفه و کلام مشغول بود.[2]

در اینجا به اسامى جمعى از شاگردان ایشان بسنده مى شود:

1 ـ على اکبر هاشمى رفسنجانى.

2 ـ شهید محمد مهدى ربانى املشى.

3 ـ زین العابدین قربانى.

4 ـ سید احمد خمینى.

5 ـ عبدالنبى نمازى.

6 ـ صادق لاریجانى.

7 ـ محمد مهدى تاج لنگرودى.

8 ـ هادى مروى.

9 ـ قربانعلى درّى نجف آبادى.

10 ـ حسین انصاریان.

11 ـ ذکرالله احمدى.

12 ـ محى الدین فاضل هرندى.

13 ـ على حجتى کرمانى.

14 ـ محمد دشتى.

15 ـ على اکبر حسنى.

16 ـ قربانعلى شهمیرزادى.

17 ـ حسین شریعت.

18 ـ داوود الهامى.

19 ـ محمود محمدى عراقى.

20 ـ دکتر احمد بهشتى.

21 ـ مهدى کروبى.

22 ـ جعفر شجونى.

23 ـ احمد جنیدى ورامینى.

24 ـ غلامحسین سدادى.

25 ـ على اکبر ناطق نورى.

26 ـ محمد على گرامى.

27 ـ مهدى هادوى تهرانى.

28 ـ على محمدى خراسانى.

29 ـ على موحدى ساوجى.

30 ـ حسین على نیرى تهرانى.

31 ـ سید محمدرضا طباطبایى.

32 ـ دکتر طه هاشمى.

ویژگیهاى اخلاقى

بیان شیوا و جذاب، نفوذ کلام و گیرایى سخن، تیزهوشى و نکته پردازى، پرهیز از جدال و مخاصمه در گفتار، تسلیم سخن حق بودن، حسن معاشرت و گشاده رویى تواضع و فروتنى، حلم و بردبارى، پرهیز از سخنان بیهوده، احترام به شخصیتها و افراد و حفظ آبروى آنان، رعایت کامل ادب اسلامى، پرهیز از مریدبازى و تشریفات، بى آلایشى و خلوص و از همه مهم تر سیر و سلوک عرفانى طبق موازین شریعت اسلامى از ویژگیهاى اخلاقى اوست.

mohammadi gilani (2)

آیت الله محفوظى مى گوید:

«ما از اولِ تحصیل با ایشان بودیم. از آن زمان تاکنون آیت الله محمدى را انسانى باتقوا، مهذب، داراى توکل، عزت نفس، اخلاص، تواضع و عطوفت و با طمانینه فراوان یافتیم به آنچه مى داند عمل مى کند. او علم را با عمل، تقوى را با تعهد و تخصص درآمیخته است. او امین حضرت امام بود و کارهاى بسیار بزرگ و سنگین قضایى با اشاره آن حضرت با دستان آیت الله محمدى انجام مى شد و گره هاى بسیارى با دست توانا و نفس گرم ایشان در همه امور حل شده است. وى همواره مورد عنایت ویژه امام بود. آیت الله محقق داماد نیز توجه ویژه اى به ایشان داشت. وقتى ایشان اشکال مى کرد، آقاى داماد با همه قوا به اشکال ایشان توجه مى کرد زیرا اشکالات وى پرمحتوا بود.»

مسجد شهداى رودسر

آیت الله گیلانى در طول سالیان اقامت و تحصیل و تدریس در قم، در ایام محرم و رمضان و سایر ایام تبلیغ به شهرستان رودسر سفر مى کرد و به ارشاد مردم مى پرداخت. وى به اصرار برخى از بازاریان متدین در مسجد قاسم زاده رودسر(شهداء فعلى) به اقامه جماعت و ارشاد مردم در طول ایام تبلیغى همت مى گماشت.

یکى از روحانیون سرشناس منطقه مى گفت:

«وجود آیت الله گیلانى در روزگارى که افکار پوچ چپى ها و سایر مکاتب الحادى در شمال، خصوصاً گیلان رایج بود، براى جامعه متدین بسیار مغتنم بود زیرا هم عالمى بود با اخلاق که موجب جذب افراد مى شد. و هم در مسایل عقلى به خوبى مى توانست به شبهات افراد تحصیل کرده پاسخ بدهد. مسجد ایشان پایگاه افراد تحصیل کرده و محل تجمع انقلابیون بود. سخنرانى وى مستدل و با آمیزه اخلاقى بود. خصوصاً وقتى بحث معاد را مطرح مى کرد، جمعیت مشتاق که از ساعت ها قبل خود را از اقصى نقاط گیلان به این مسجد رسانده بودند، به شدت متأثر مى شدند و صداى گریه به آسمان برمى خاست. در مناظرات چون مسلط به کلام و فلسفه بود، سؤالات تحصیل کرده هاى دانشگاهى و فرهنگى را با استدلال و منطق پاسخ مى داد. در گفتار و رفتارش ادب اسلامى به طور کامل مشهود بود. آیت الله محمدى در تنویر افکار مردم این منطقه نقش بسزایى داشت، البته نقش حضرات آیات آقایان عباس محفوظى، محمد مهدى ربانى املشى، لاهوتى و جعفرى گیلانى در پیروزى نهضت اسلامى انکارناپذیر است ولى آیت الله محمدى انقلابى روحى در افراد ایجاد مى کرد، چقدر افراد رباخوار را سراغ دارم که بر اثر شنیدن مواعظ ایشان توبه کردند.» [3]

mohammadi gilani (10)

آیت الله محمدى سالیان متمادى در حوزه هاى علمیه تدریس اخلاق داشت و فضلاء فراوانى از نصایح و مواعظ او بهره مند مى شدند. در سالهاى 1365-1366ش در جایگاه نماز جمعه تهران و قبل از خطبه ها، درس اخلاق مى فرمود و سخنرانیهاى اخلاقى فراوانى از ایشان در مجلات و نشریات موجود است و بخشى از آنها با عنوان «درسهاى اخلاق اسلامى» به چاپ رسیده است.

در محضر امام خمینى

آیت الله احسان بخش مى نویسد:

«آیت الله محمدى گیلانى در حوزه قم به دنبال کسب کمالات معنوى بود. وى در جلسات طلاب شرکت نداشت بلکه مشغول خودسازى بود تا جایى که در ایام جوانى در حوزه، جلسات اخلاقى داشت و براى نصیحت طلاب به منبر مى رفت و منبرش مشتاق فراوان داشت. به تدریج از حیث فضل و تقوى و اخلاق بر سر زبان ها افتاد و نسلى جوان از طلاب به ایشان روى آوردند و سطوح و معانى و بیان و منطق را تدریس مى نمود. وى از برجستگان درس اصول امام خمینى به شمار مى رفت. معمولا درسى که خیلى شلوغ باشد مدرسین کمتر شاگردان خود را به نام مى شناسند. لکن آیت الله محمدى در همان وقت که خدمت امام تلمذ مى نمود، از چهره هاى شناخته شده و مورد وثوق و اطمینان امام بود و حضرت امام ایشان را به فضل و تقوى مى شناخت. آقاى محمدى همان اندازه که در فقه و اصول شهرت دارند و از مجتهدین مسلم مى باشد، در فلسفه و کلام در نزد اهل فن از جایگاه رفیعى برخوردار است. [4]

mohammadi gilani (9)

آیت الله محمدى خاطره جالبى از دیدار على امینى نخست وزیر با حضرت امام خمینى را بدین گونه مطرح مى کند:

«در سال 1342 خبر آوردند که امینى نخست وزیر وقت به همراه عده اى جهت دیدار امام به قم آمده است. حضرت امام از جا بلند شدند و به اندرون رفتند که بعداً فهمیدم این عمل رمز اخلاقى امام بود. وقتى آن ها آمدند و نشستند حضرت امام از اندرون تشریف آوردند و آن ها بلند شدند و اظهار ادب و اخلاص به محضرشان کردند. من فهمیدم علت اینکه حضرت ایشان نزدیک ورود امینى به اندرون رفتند پاس حرمت فقاهت و بیت نبوت و وراثت انبیاء بود. که وارثان انبیاء براى یک مشت فاسق تواضع نکنند و بلکه آن فاسقان و فاجران براى حضرت ایشان قیام کنند. امام آن روز غیرمعمول نشستند. دوستانى که با ایشان آشنایند، مى دانند که امام خیلى مؤدب مى نشینند. ولى آن روز طورى نشستند که برداشت نشود که به خاطر آن ها، امام روش دیگرى را پیش گرفتند. امام امینى را نصیحت مى فرمودند و او هم بله بله مى گفت. ایشان حتى یک جمله خوش طبعى و شوخى هم کردند که در آن نظر تقویت و سازندگى داشت و یکى از مظاهر عرفان عملى ایشان که از عملشان تراوش مى کرد، همین مسئله سازندگى و تربیت بود. به عنوان مثال ایشان سعى مى کردند وجوهى که بین طلبه ها تقسیم مى کردند روح توقع در طلبه ها پدید نیاورد و آن ها مناعت نفس شان را از دست ندهند و براى پول خضوع و خشوع نکنند.» [5]

مسئولیتهاى اجرائى

1 ـ حاکم شرع دادگاههاى تهران

از آنجا که نظام قضایى با مال، خون، آبرو و نوامیس مردم سر و کار دارد، تصدى آن نیازمند افرادى امین، متعهد، باتقوى و کاردان و متخصص بود لذا حضرت امام آیت الله محمدى گیلانى را به عنوان حاکم شرع دادگاههاى انقلاب اسلامى تهران [6] منصوب کرد. آیت الله گیلانى هم در پى دستور امام دست از تدریس و تحقیق کشید و به کمک سایر یاران و دوستان به خدمت در این منصب مهم همت گمارد. از آنجا که تهران پایگاه همه تحولات مهم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى کشور بود و بیشتر طاغوتها و سرمایه داران ضد انقلاب و وابسته به رژیم طاغوت، در تهران متمرکز بودند، و عمده ترین فعالیتهاى آنان در پایتخت صورت مى پذیرفت، انتصاب آیت الله گیلانى بسیار هوشیارانه مى نمود زیرا وى به رغم وزین و متین بودن از زیرکى و هوشیارى کاملى هم برخوردار بود و براى اجراى عدالت و قوانین الهى بسیار ماهرانه و عالمانه و متعهدانه با نهایت دقت و سرعت عمل مى کرد. پرونده هاى سنگین مالى وسیاسى، اجتماعى متهمان را به دقت مورد بررسى قرار مى داد و احکام اسلامى و قانون الهى و قضایى را به مرحله اجرا درمى آورد. بسیارى از گردن کشان و عناصر ضد انقلاب و سرسپردگان رژیم طاغوت با احکام قاطعانه آیت الله گیلانى به سزاى اعمال ننگین خویش رسیدند. اقدامات قضایى وى همواره مورد تحسین و تشویق حضرت امام بود، به ویژه اینکه وى در اجراى عدالت با مساوات در حق مجرمان عمل مى کرد لذا حضرت امام وى را از اشخاص مورد اطمینان و متعهد مسلم خویش معرفى فرمودند. [7]

mohammadi gilani (8)

2 ـ دادستان انقلاب اسلامى مرکز

وى در سمت حاکم شرع و رئیس دادگاههاى انقلاب اسلامى مرکز، خدمات ارزشمندى در رسیدگى به امور ساواکیها، طاغوتیها، ضدانقلابها و منافقان و برچیدن کانونهاى فساد و فحشاء در تهران انجام داد. شناسایى افراد صالح و مورد وثوق و اعتماد جهت تصدى امور قضایى در استان ها و شهرهاى کشور و معرفى آنان به مسئولان قضایى خصوصاً به حضرت امام و انتصاب اشخاص و روحانیون مورد وثوق جهت پاسدارى از اموال عمومى بخصوص در تهران و محاکمه سریع وقاطعانه ضدانقلاب و منافقان و اشرار توانست پایتخت را به شهرى امن تبدیل نماید. حاج حسین انصاریان (نماینده تام الاختیار آیت الله گیلانى در برچیدن کانون ها مراکز فحشاء در تهران) مى نویسد:

«بعد از پیروزى انقلاب اسلامى ایران لانه هاى فساد و فحشاء لکه ى ننگى بر دامن مملکت ایران بود. روزى هم مردم حمله کردند و آنجا را آتش زدند و اما شعله هاى آتش دامن گیر نشد. دادستان انقلاب که از فعالیت من در مبارزه با این کانون آگاهى داشت مرا دعوت کرد و گفت: براى براندازى این مجموعه چه کار مى توانى انجام بدهى؟ گفتم: فقط پول و جا و مکان مناسب مى خواهد. او چکى به مبلغ سیصد هزار تومان برایم نوشت. و نیز آیت الله گیلانى بیشترین کمک مالى را در این زمینه کرد سه میلیون تومان در اختیار ما گذاشت سپس حکمى برایم صادر شد و مرکزى به نام دایره ى مبارزه با منکرات – وابسته به دادستان انقلاب تأسیس گردید و همچنین مرکز بزرگى را در شمیران، براى اسکان زنان در اختیار ما قرار دادند. من از طرف آیت الله گیلانى وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. براى انجام هرکارى با ارسال نامه اى با معظم له هماهنگى مى کردم. و در طول نه ماه فعالیت در دایره ى مبارزه با منکرات، منطقه را (تهران) از فحشاء و منکرات و مواد مخدر پاکسازى کردیم، در طول دوره خدمت، از کمک هاى مادى و معنوى آیت الله گیلانى برخوردار بوده و حتى گزارش کارمان از طرف ایشان به حضرت امام رسیده بود و رضایت معظم له را به من گزارش فرمودند. [8]

3 ـ عضو شوراى عالى قضایى کشور

آیت الله گیلانى همراه جمعى از یاران انقلاب و امام مانند شهداى بزرگوار بهشتى، قدوسى در شوراى عالى قضایى عضویت داشت و در گسترش عدالت اسلامى و نظام قضایى براساس مبانى شریعت و اصول و معیارها و ملاکهاى فقه پویاى علوى همکارى مى کرد. وى در اعزام اشخاص متعهد و انقلابى براى تصدى امر قضا براى شهرها و استانها و نیز حل معضلات مهم مملکت نقش بسزایى داشت.

mohammadi gilani (1)

4 ـ عضو شوراى نگهبان

از سال 1362 تا سال 1372 به مدت ده سال به عنوان عضو و دبیر شوراى نگهبان مشغول مطابقت قوانین مصوب کشور با موازین شرع بود. [9]

5 ـ عضو مجلس خبرگان رهبرى از تهران در سه دوره متوالى

6 ـ از اعضاى منصوب از سوى امام راحل به همراه جمعى از بزرگان انقلاب درباره تدوین متمم قانون اساسى در اردیبهشت سال 1368

7 ـ عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام

8 ـ عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

9 ـ نماینده ولى فقیه در دانشگاههاى کشور

mohammadi gilani (6)

در راستاى وحدت حوزه و دانشگاه، ایجاد رابطه تنگاتنگ بین دین و علم وتعهد و تخصص و وارد شدن روحانیان متعهد و روشن فکر در میان دانشگاهیان و آشنا کردن آنان با موازین اسلامى، از مهم ترین اهداف انقلاب اسلامى بود. رهبر انقلاب اسلامى دستورات مهمى در راستاى وحدت دانشگاه و حوزه صادر و براى بهره مند ساختن اساتید دانشگاه و دانشجویان، اشخاصى مورد وثوق و اعتماد را به عنوان نماینده خویش در دانشگاه ها منصوب فرمود و ایشان حضرات آیات محمد محمدى گیلانى، عباس محفوظى و احمد جنتى را به عنوان نماینده خود در دانشگاه هاى سراسر کشور منصوب کرد. بعد از رحلت امام نیز مقام معظم رهبرى طى حکمى در سال 1368 آنان را به عنوان نمایندگان خویش در دانشگاههاى کشور ابقاء کرد. [10] این بزرگواران با نظارت و همکارى با اساتید و دانشجویان فعالیتهاى ارزنده اى در راستاى خنثى سازى توطئه هاى دشمنان خارجى و ایادى داخلى آنان کردند. مقام معظم رهبرى پس از دوران اتمام خدمت این فرزانگان، از خدمات و فعالیتهاى خالصانه و از تلاشهاى مؤثر آنان تقدیر کرد. [11]

mohammadi gilani (3)

10 ـ ریاست دیوان عالى کشور

حضرت آیت الله گیلانى به مدت 15 سال در زمان تصدى قوه قضائیه توسط حضرات آیات شیخ محمد یزدى و سید محمود شاهرودى به سمت ریاست دیوان عالى کشور منصوب و در منصب حساس قضایى خدمات بسیار ارزشمندى ارائه کرد. آیت الله گیلانى در حل معضلات و مشکلات قضایى و رسیدگى به پرونده هاى سنگین که گاه همراه با جنجال و هیاهو در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى بود، بسیار دقیق و کوشا و پرتلاش عمل کرد اما در این اواخر به علت بیمارى با وجود تمایل مسئولان بلند نظام قضایى، از ادامه کار در قوه قضایى انصراف داد.آیت الله گیلانى به عنوان امین امام و رهبرى است و تاکنون خدمات فراوانى از خویش به یادگار گذاشته است. احکام صادره، انتصابات و انجام مأموریت هاى مهم واگذار شده از سوى امام در موضوعات گوناگون (مانند: تطبیق اموال غیر مجهول المالک با موازین شرع، تشکیل ستاد اصلاح امور زندانها، تشکیل هیأتى براى رسیدگى به پرونده زندانیان و…) از آن جمله است. [12]

مرحوم آیت الله ایمانى گیلانى از قضات دیوان عالى کشور مى گوید:

«در زمان تحصیل ما در حوزه قم، جمعى از حسودان در لباس دین، برعلیه طلاب و فضلاى شمالى دست به تبلیغات سوء زدند و شایعه کردند که طلاب این مناطق، در درس خواندن ضعیف اند. آنان کار را تا جایى پیش بردند که آیت الله بروجردى نسبت به طلاب شمالى سوءظن پیدا کرد و تصمیم گرفت امتحانى از آنان بگیرد. در آن امتحانات اغلب بزرگان فعلى شمال کشور ازجمله آیت الله گیلانى با نمرات عالى موفق و نیز از لحاظ تحصیلى درشمار افراد ممتاز حوزه جاى گرفتند و این موفقیت باعث شد تبلیغات مذکور خنثى و آیت الله بروجردى از طلاب و فضلاء این دیار عذرخواهى کند و نسبت به آنان عنایت ویژه اى مبذول دارد.

منابع:

[1]: خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، پاییز 1380، دفتر دوم، ص 339?

[2]: به نقل از: آیت الله محفوظى دامت برکاته.

[3]: به نقل از: حاج اشراقى، از روحانیون رودسر.

[4]: دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص 568?

[5]: پا به پاى آفتاب، ج 4، ص 128?

[6]: ر.ک: صحیفه نور، ج 17، ص 72?

[7]: ر.ک: صحیفه نور، ج 14، ص 271?

[8]: خاطرات حجة الاسلام والمسلمین حاج حسین انصاریان، ص176-182? (با تلخیص و تصرف)

[9]: حکم انتصاب و ابقاء ایشان در شوراى نگهبان توسط مقام معظم رهبرى ر.ک.به: حدیث ولایت، ج 1، ص 271?

[10]: حدیث ولایت، ج 2، ص 204?

[11]: همان، ج 5، ص 210 و 224?

[12]: بنگرید به: صحیفه نور، ج 1، ص 440, ج 14، ص 268 و 271, ج 16، ص 79ج 17، ص 72، 283، 284، 450، 486، 506، 514, ج 18، ص 271، 316، 353 و 495, ج 19، ص 80، 123 و 307ج20، ص 43 و 175, ج 21، ص 364 و 378?

mohammadi gilani (5)


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2471/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما