ها عَلیٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَر-ربه فیه تجلى و ظهر...
66 بازدید
تاریخ ارائه : 8/29/2014 4:35:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

ها عَلیٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَر – شعر و ترجمه

ها على بشر کیف بشر * ربه فیه تجلى و ظهر

بدان که على بشر است، اما چگونه بشرى است؟بشرى است که آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشکار و نمایان شده است.

علة الکون و لولاه لما * کان للعالم عین و اثر

آن حضرت علت غائى آفرینش است که اگر او نبود براى عالم واقعیت و اثرى نبود. (خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است)


و له ابدع ما تعقله * من عقول و نفوس و صور

و آنچه را که تو از عالم عقول و نفوس و صور (عوالم سه گانه خلقت که در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال و ماده) تعقل و اندیشه کنى براى وجود او ابداع شده‏اند.

فلک فى فلک فیه نجوم * صدف فى صدف فیه درر

فلکى است در داخل فلکى و داراى ستارگان است و صدفى است در داخل صدفى و داراى گوهرهاى درخشانى است (آن حضرت محاط در اوصاف پیغمبر اکرم است و ائمه دیگر هم از وجود او پدید آمده ‏اند)

ما رمى رمیة الا و کفى * ما غزا غزوة الا و ظفر

تیرى نینداخت جز اینکه آن تیر براى هلاک دشمن کافى شد و به جنگى وارد نشد جز اینکه از آن پیروز در آمد.

اغمد السیف متى قابله * کل من جرد سیفا و شهر

تمام شمشیر کشان زمان مقابله با او (براى اینکه عرض اندام نکنند از ترس وى) شمشیر خود را غلاف میکردند.

اسد الله اذا صال و صاح‏ * ابو الایتام اذا جاد و بر

زمانی که حمله میکرد و صیحه میزد شیر خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر یتیمان بود.

حبه مبدء خلد و نعم‏ * بغضه منشاء نار و سقر

محبت و دوستى آن حضرت سر چشمه بهشت و نعمتهاى بهشت است و دشمنى او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.

هو فى الکل امام الکل‏ * من ابو بکر و من کان عمر؟

او در تمام عالم پیشواى همه پس از رسول اکرم صلى الله علیه و آله است. ابو بکر و عمر کیستند که با او لاف برابرى زنند؟

لیس من اذنب یوما بامام‏ * کیف من اشرک دهرا و کفر؟

کسى که یک روز هم مرتکب گناه شود شایسته امامت نیست پس چگونه شایسته آن مقام باشد کسى که یک عمر در شرک و کفر بوده است (امام باید معصوم و منتخب از جانب خدا باشد).

کل من مات و لم یعرفه‏ * موته موت حمار و بقر

هر کسى که مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است (مانند زمان جاهلیت مرده و این سخن اشاره است ‏به حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه....).

خصمه ابغضه الله و لو * حمد الله و اثنى و شکر

دشمن آن حضرت مبغوض خدا است اگر چه خدا را ستایش کند و ثنا گوید و سپاسگزار باشد.

خله بشره الله و لو * شرب الخمر و غنى و فجر

دوست و محب او را  خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب خمر کرده و آواز خوانده و مرتکب فجور باشد. (البته این مطلب احتیاج به توضیح دارد و چنین نیست که هر کسى به هواى دوستى آن حضرت هر گونه فسق و فجورى را مرتکب شود و بعد هم در انتظار بهشت‏باشد، دوستى باید دو جانبه باشد. کسى که على علیه السلام را دوست دارد باید دید آیا آنجناب هم او را دوست دارد یا نه و مسلماً على علیه السلام کسى را که بر خلاف احکام خدا رفتار کند دوست نخواهد داشت‏. بنابراین محب حقیقى آنحضرت مرتکب فسق و فجور نشود و اگر هم در اثر نادانى چنین اعمالى را انجام دهد خداوند توفیق توبه به او میدهد و در نتیجه از کرده خود نادم و تائب گردد و خداوند غفور و رحیم نیز او را مورد آمرزش قرار دهد.)

من له صاحبة کالزهراء * او سلیل کشبیر و شبر؟

جز على کیست که زوجه ‏اى چون زهرا علیها السلام یا فرزندانى مانند حسنین علیهما السلام داشته باشد؟

عنه دیوان علوم و حکم‏ * فیه طومار عظات و عبر

دیوان علوم و حکمت ها از آن حضرت است و طومار موعظه‏ها و پندها در نزد اوست.

بو تراب و کنوز العالم‏ * عنده نحو سفال و مدر

آن جناب بو تراب بود (لقب ایشان) و (اعتنائى بدنیا نداشت‏ بطوریکه) گنجهاى عالم (شمش‏هاى طلا) در نزد او به منزله سفال و کلوخ بود.

و هو النور و اما الشرکاء * کظلام و دخان و شرر

و او نور خالص است و اما شرکاى خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر می باشند.

ایها الخصم تذکر سندا * متنه صح بنص و خبر

ای دشمن (که مخالف امامت او هستى) بیاد آر سند آن روایتى را (در غدیر خم) که متن آن بنابه روایات و اخبار شما هم صحیح است.

اذ اتى احمد فى خم غدیر * بعلى و على الرحل نبر

موقعی که در غدیر خم پیغمبر صلى الله علیه و آله على را آورد بر جهاز شتران (بجای منبر) بالا رفت.

قال من کنت انا مولاه‏ * فعلى له مولا و مفر

و فرمود من بر هر کس که از نفس او اولى بتصرف هستم، این على بر او اولى بتصرف و پناهگاه است.

قبل تعیین وصى و وزیر * هل ترى فات نبى و هجر؟

هیچ پیغمبرى را دیده‏اى که پیش از تعیین وصى و جانشین وفات یابد و یا هجرت کند؟

من اتى فیه نصوص بخصوص‏ * هل باجماع عوام ینکر؟

کسى که در شأن او نص‏ها و روایات مخصوصى آمده باشد آیا میتوان با اجماع مشتى عوام الناس، منکر او شد؟

آیة الله و هل یجحد من‏ * خصه الله بآى و سور؟

على علیه السلام آیت عظماى خدا است. آیا انکار کرده می شود کسى که خداوند براى او آیه‏ها و سوره‏هایى اختصاص داده است؟

وده اوجب ما فى القران‏ * اوجب الله علینا و امر

دوستى آن حضرت واجب‏ترین امرى است که در قرآن آمده و خداوند او را به ما واجب فرموده است.

مدعى حب على و عداه‏ * مثل من انکر حقا و اقر

کسی که ادعاى دوستى آن حضرت و مخالفین او را دارد مانند کسى است که حقى را انکار کند و هم بدان اقرار نماید.


سروده: ملا مهرعلى خویى


نقل از وبگاه موعود اُممhttp://moudeomam.com/14masum/emam-ali/4319-hazrate-ali3931.html 

******************************************



ملا مهر علی خوئی تبریزی) متخلص به (فَدَوی):
از شعرا و اُدباء متأخرین ایران در تبریز بود و زندگانی آزاد و وارسته ای داشت، ملا مهر علی در اوایل سلطنت قاجاریه در تبریز زندگی می نمود، تولد او در خوی بود سپس به تبریز آمده و در این شهر شهرت پیدا کرد. سال ولادت او را باید 182 تخمین زد، او در اشعار فارسی و ترکی خود (فدوی) تخلص می کرد. ملا مهر علی زندگی فقیرانه ای داشت و از حیث لباس و خوراک مراعات ظاهر و آداب روحانیت را نمی کرده و طبعاً مردی تند خو و تیز زبان بوده است و در اواخر عمر خود موفق به تشکیل خانواده می گردد سال 1262 ه در تبریز فوت می کند. و از او فرزندی به نام (فضل علی) باقی می ماند.

http://rasekhoon.net/article/show/189157/%D8%B4%D8%B1/  سایت راسخون


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2552/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما