شرح صد کلمه قصار از امام على علیه السلام
72 بازدید
تاریخ ارائه : 9/2/2014 10:45:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

شرح صد کلمه قصار از امام على علیه السلام

مرحوم آیه الله حاج شیخ عباس قمى(ره)

کلمه 92:

متن حدیث :
من کفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفیس عن المکروب.264
ترجمه :
از کفاره‏ هاى گناهان بزرگ فریادرسى بیچاره مظلوم و غم را بردن از اندوهگین مغموم است پس اى برادر جان پیوسته اهتمام کن در اغاثه مظلومان و قضاء حوائج محتاجان و سعى کردن در برآوردن مهمات مسلمانان.
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: من اصبح لا یهتم بامر المسلمین فلیس من الاسلام من شى‏ء و من شهد رجلاً ینادى یا مسلمین فلم یجبه فلیس من المسلمین.265
یعنى کسیکه صبح کند در حالى که غمخوارگى بامر مسلمانان نداشته باشد از مسلمانى بچیزى نیست و کسى که آگاه شود بر مردى که استغاثه میکند که اى مسلمانان پس اجابت او نکند و بفریاد او نرسد از مسلمانان نخواهد بود و بدان نیز که افضل قربات سعى در مهمات ذوى الحاجات و مسرور کردن دل مؤمنانست.
بدست آوردن دنیا هنر نیست کسی را گر توانى دل بدست آرقال امیر المؤمنین علیه السلام: لکمیل بن زیاد رحمة الله یا کمیل مر اهلک ان یروحوا فى کسب المکارم و یدلجوا فى حاجة من هونائم. الخ‏266
طریقت بجز خدمت خلق نیست ره نیکمردان آزاده گیر کسى نیک بیند بهر دو سراى خدا را بر آن بنده بخشایش است به تسبیح و سجاده و دلق نیست چه استاده‏اى دست افتاده گیر که نیکى رساند بخلق خداى که خلق از وجودش در آسایش است

کلمه 93:

متن حدیث :
من لان عوده کثفت اغصانه.267
ترجمه :
کسیکه نرم باشد چوب درخت او پر برگ باشد شاخهاى او.
یعنى کسیکه نرم باشد طبیعت او و خوش خلق و لین القول باشد همه کس با او الفت و محبت گیرد پس محبین و اعوان او بسیار شود.
قال الله تعالى: و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک‏.268
و سبب نرمى چوب درخت تازگى و پر آبى اوست و شاداب بودن درخت سبب فربهى شاخه و پر برگ شدن او است بخلاف آنکه یبوست بر او غلبه کند که برگش کم میشود و اگر برگى باقیماند اتصالش سست است بنحویکه باندک بادى از او بریزد و شاخها مهزول شود انسان نیز چنین است هر کس که یبوست و سودا بر او غلبه کرده لاغر و نحیف و کم دوست میباشد بخلاف مرطوبى و بلغمى مزاج.
و فى معنى کلامه علیه السلام قوله: من لانت کلمته و جبت محبته.269
وقوله قلوب الرجال و حشیة فمن تالفها اقبلت علیه.270
و قوله ایضاً من لان استمال و من قسانفر و ما استعبد الحر بمثل الاحسان.271

معنى فقره اول هر که نرم شده کلمه او واجب است محبت او.
معنى فقره دوم دلهاى مردم وحشى است پس کسیکه خو گرفت و دوستى کرد با آن روى میکند بر آن.
معنى فقره سوم هر که نرم شد میل داد مردم را بسوى خود و کسیکه سخت دل شد نفرت داد مردم را از خود و هیچ چیز بنده نمیکند آزاد را بمثل احسان با او272 پس ایعزیز با دوست و دشمن طریقه احسان پیش گیر که دوستان را مهر و محبت بیفزاید و دشمنان را عدوات کم شود.
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: انکم لن تسعوا الناس باموالکم تسعوهم بالخلاقکم.273
یعنى رسولخدا صلى الله علیه و آله با خویشان خود از آل عبدالمطب فرمود که شما توسعه نمیدهید مردم را باموال خود پس توسعه دهید ایشان را باخلاق خود.
و قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) البشاشة حبالة المودة.274
یعنى امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: خوشروئى دام مودت است.
از این نامورتر محلى مجوى بدوزخ برد مرد را خوى زشت که خوانند خلقت پسندیده خوى که اخلاق نیک آمده است از بهشت روى الحسن عن الحسن عن الحسن ان احسن الحسن الخلق الحسن.275
یعنى روایتکرده حسن بن عرفه از حسن بصرى از امام حسن مجتبى علیه السلام که بهترین حسنها خلق نیکو است.

کلمه 94:

متن حدیث :
من لم ینجه الصبر اهلکه الجزع.276
ترجمه :
کسیرا که نجات ندهد صبر و شکیبائى هلاک خواهد کرد او را جزع و بیتابى مراد از هلاکت یا هلاکت دنیوى است یا اخروى یا هر دو زیرا که جزع سبب از براى هر سه است.
و فى الحدیث: الجزع عند البلاء تمام المحنة.277
و در حدیث است که بیتایى نزد بلا تمام محنت است.
بدانکه آیات و اخبار بسیار در فضیلت صبر وارد شده.
و در احادیث است که نسبت صبر به ایمان نسبت سراست بجسد.
و هم روایت شده که مؤمنى که مبتلا شود ببلائى و صبر کند از براى اوست اجر هزار شهید.278
و قال (علیه السلام) افضل العبادة الصبرو و الصمت و انتظار الفرج.279
یعنى حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: که افضل عبادت صبر و سکوت و انتظار فرج است.

کلمه 95:

متن حدیث :
من وضع نفسه مواضع التهمة فلا یلومن من اسآء به الظن.280
ترجمه :
کسى که بگذارد نفس خود را در جایهاى تهمت یعنى برود در آن مواضع و بنشیند در آنجاها پس باید ملامت و سرزنش نکند کسى را که گمان بد باو ببرد.
دانایان گفته‏اند: هر که با بدان نشیند اگر چه طبیعت ایشان در او اثر نکند لکن بطریقت ایشان متهم گردد و اگر بخرابات رود از براى نماز گذاردن منسوب شود بخمر خوردن.
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: اتقوا مواضع التهم.281
ابن ابى‏الحدید نقل کرده که وقتى آنحضرت با یکى از زوجات خود بر در یکى از دوازه‏هاى مدینه ایستاده بود یکى از اصحاب از آنجا بگذشت آنجناب را با آن زن آنجا دید سلام کرد و بگذشت رسولخدا صلى الله علیه و آله او را ندا کرد و فرمود: اى فلان این زن، فلانه زوجه من است عرض کرد یا رسول الله مگر در شما هم گمان میرود که این فرمایش نمودید فرمود: ان الشیطان یجرى من ابن ادم مجرى الدم.282
همانا شیطان میگردد در بدن بنى آدم مانند گشتن خون.

کلمه 96:

متن حدیث :
الناس اعداء ما جهلوا.283
ترجمه :
مردمان دشمنان چیزیند که جاهلند بآن.
و سببش آنست که جاهل خوف دارد که در مجلسى که با آن عالم است مبادا او را توبیخ و تقریع بجهلش کنند یا آنکه چون اهل علم خوض میکنند در چیزى که او جاهل بآنست از این جهت حقیر میشود در دیدگان و اذیت میباشد براى او و این اذیت از ناحیه علم باو رسیده لاجرم با آن علم دشمن است.
و فى معنا قوله (علیه السلام) و الجاهلون لأهل العلم اعدآء.284
یعنى نادانان مر اهل علم را دشمنانند.

کلمه 97:

متن حدیث :
نوم على یقین خیر من صلوة فى شک.285
ترجمه :
خواب شخصى که بر یقین باشد بهتر است از نماز گذاردن در حال شک.
این کلمه را وقتى فرمود که شنید یکى از خارجیان نماز شب میگذاشت و قرائت قرآن میکرد گویند که بآواز حزین آنخارجى این آیه را مى‏خواند و میگریست امن هو قانت انآء الیل الایة286 کمیل بن زیاد رحمه الله در خدمت آنحضرت ایستاده از خواندن قرآن او آهى کشید حضرت سبب آه از او پرسید عرضکرد از صوت حزین این قارى و کاش من موئى بودم در بدن او تا همیشه اینکلام حزین را از او مى‏شنیدم فرمود آه مکش و این آرزو مبر پس از چندى که واقعه نهروان روى داد آنمرد خارجى بجنگ آنحضرت شد و کشته شد آنوقت آنجناب کمیل را طلبید و فرمود این مقتول همان قاریست که آروز میکردى هنوز آن آروز دارى عرضکرد: استغفر الله من کل خطأء یجرى على اللسان.287
و من کلامه (ع): کم من صآئم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العنآء یا حبذا نوم الأکیاس و افطارهم.288

یعنى چه بسیار روزه دارى که نیست از براى او بهره‏اى از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى و چه بسیار شب زنده دارى که نیست از براى او از برخاستن در شب جز بیدارى و رنج اى خوشا خواب زیرکان در امر آخرت و افطار ایشان.

کلمه 98:

متن حدیث :
والله لدنیاکم هذه اهون فى عینى من عراق خنزیر فى ید مجذوم.289
ترجمه :
بخدا سوگند که این دنیاى شما خوارتر است در دیدگان من از استخوان بیگوشت خوکى که باشد در دست جذام.
و این نهایت تحقیر است از دنیا چه استخوان از هرچیز بیقدرى خوارتر است خصوص اگر از خوک باشد و خصوص در دست مجذوم باشد که در اینحال هیچ چیز از این پلیدتر نیست.
و کسیکه تأمل کند در سیره آنحضرت در حالیکه خانه‏نشین و مغلوب از حقش بود و در حالیکه خلافت و ولایت بآنجناب رسید یقین میکند که دنیا در نظر آنحضرت بهیمن حال بلکه خوارتر از این بود. صلوات الله علیه بابى انت و امى یا ابا الحسن یا آیة الله العظمى یا امیرالمؤمنین.290
اگر این مقام گنجایش میداشت ببرخى از زهد آن وجود مقدس اشاره میکردیم لکن اقول:
متى احتاج النهار الى دلیل

تعالیت عن مدح فابلغ خاطب اذا طاف قوم فى المشاعر و الصفا و ان ذخر الاقوام نسک عبادة بمدحک بین الناس اقصر قاصر فقبرک رکنى طائفاً و مشاعرى فحبک او فى عدتى و ذخائرى‏291

کلمه 99:

متن حدیث :
یابن ادم کن وصى نفسک و اعمل فى مالک ما تؤثر ان یعمل فیه من بعدک.292
ترجمه :
اى فرزند آدم خودت وصى خودت باش و عمل کن در مال خود آنچه که اختیار میکنى که عمل کنند در آن مال از پس تو پس ایعزیز من:
خور و پوش و بخشاى و راحت رسان زر و نعمت اکنون بده کان تست تو با خود ببر توشه خویشتن غم خویش در زندگى خور که خویش به غمخوارگى چون سر انگشت من نگه مى چه دارى زبهر کسان که بعد از تو بیرون زفرمان تست که شفقت نیاید ز فرزند و زن بمرده نپردازد از حرص خویش نخارد کسى در جهان پشت مندانایان گفته‏اند که دو کس مردند و حسرت بردند یکى آنکه داشت و نخورد و دیگر آنکه دانست و نکرد.
نیامد کسى در جهان کو بماند نمرد آنکه ماند پس از وى بجاى بزرگى کزو نام نیکو نماند مگر آن کز او نام نیکو بماند پل وبرکه و خوان و مهمانسراى توان گفت با اهل دل کو نماند

کلمه 100:

متن حدیث :
یا ابن ادم ما کسبت فوق قوتک فانت فیه خازن لغیرک.293
ترجمه :
اى پسر آدم آنچه اندوختى از درهم و دینار زیاده از قوت خود پس تو خزینه دارى براى غیر خودت از حادث یا وارث.
و از اینجا است که شاعر گفته:
ما لى اراک الدهر تجکع دائباً تو را اینقدر تا بمانى بس است پس از بردن و گرد کردن چه مور از این نصیحت نگوید کست ألبعل عرسک لا ابا لک تجمع‏294 چه رفتى جهان جاى دیگر کس است بخور پیش از آن کت خورد کرم گور اگر عاقلى یک اشارت بس استتمام شد صد کلمه شریفه در ماه صفر سنه 1331 در ایام شهادت سبط اکبر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام و چون در این ایام این رساله تمام شد مناسب دیدم که ختم آن کنم آن را بذکر موعظه آن حضرت که مناسبت با مقام دارد نیز.
جناده بن ابى امیه‏295 روایت کرده است 296 که در مرض امام حسن (علیه السلام) بخدمت آنحضرت رفتم دیدم در پیش روى آنجنانب طشتى گذاشته بودند و پاره پاره جگر مبارکش در آن طشت میریخت گفتم اى مولاى من چرا خود را معالجه نمیکنى فرمود اى بنده خدا مرگرا به چه چیز معالجه میتوان کرد گفتم: انا لله و انا الیه راجعون. پس بجانب من ملتفت شد و فرمود که خبر داد ما را رسولخدا صلى الله علیه و آله که بعد از او دوازده خلیفه و امام خواهند بود که یازده کس ایشان از فرزندان على (ع) و فاطمه (س) باشند و همه ایشان بتیغ یا بزهر شهید شوند پس طشت را از نزد آنجناب برداشتند آنجناب گریست من عرضکردم یابن رسول الله مرا موعظه کن قال علیه السلام نعم استعد لسفرک و حصل زادک قبل حلول اجلک. فرمود: که مهیاى سفر آخرت شو و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما و بدانکه طلب دنیا میکنى و مرگ تو را طلب میکند و بار مکن اندوه روزى را که هنوز نیامده است بر روزى که در آن هستى. و بدانکه هر چه از مال تحصیل نمائى زیاده از قوت خود در آن بهره نخواهى داشت و خزینه‏دار دیگران خواهى بود و بدانکه در حلال دنیا حسابست و در حرام دنیا عقاب و مرتکب شبهات آن شدن موجب عتابست پس دنیا را در نزد خود بمنزله مردارى دان و از آن مگیر مگر بقدر آنچه تو را کافى باشد که اگر حلال باشد زهد در آن ورزیده باشى و اگر حرام باشد و زرى و گناهى داشته باشى و از این نوع موعظه فرمود تا آنکه نفس مقدسش منقطع شد و رنگ مبارکش زرد گردید پس حضرت امام حسین علیه السلام با اسود بن ابى‏الأسود از در در آمد برادر بزرگوار را در بر گرفت و سر مبارکش را با میان دو دیدگانش ببوسید و نزد او نشست و راز بسیار با یکدیگر گفتند و امام حسن (ع) امام حسین (ع) را وصى خود گردانید و اسرار و ودایع امامت را به وى سپرد و روز پنجشنبه آخر صفر297 سال پنجاهم هجرى بسن چهل و هفت‏298 وفات یافت و در بقیع مدفون شد صلوات الله علیه.299

پى‏نوشتها:‌

264) نهج البلاغه ص 1097 حکمت 23.
265) کافى 2/164 با تفاوت کمى.
266) نهج البلاغه ص 1200 حکمت 249.
ترجمه: اى کمیل خانواده خود را وادار کن دنبال کسب مکارم باشند و شبها در انجام حوائج آن که در خواب است تلاش کنند یعنى گر چه نیازمندان در خواب باشند آنها به فکر رفع نیاز آنان باشند.
267) نهج البلاغه ص 1183 حکمت 205.
268) سوره آل عمران آیه 159.
ترجمه: اى پیامبر اگر تندخو و سخت دل بودى از دورت پراکنده مى‏شدند.
269) غررالحکم چاپ نجف ص 268.
270) نهج البلاغه ص 1111 حکمت 47.
271) -
272) یا: بنده نمى‏شود مرد آزاد به هیچ چیز مانند احسان (شعرانى).
273) بحارالانوار 77/166.
274) نهج البلاغه ص 1090 حکمت 5.
275) خصال صدوق باب اول حدیث شماره 102.
276) نهج البلاغه ص 1173 حکمت 180.
قال علیه السلام: جزعک فى مصیبة صدیقک احسن من صبرک و صبرک فى مصیبتک احسن من جزعک.
شرح نهج البلاغه 20/344 حکمت 957.
ترجمه: بى‏تابى در مصیبت دوستت بهتر از صبر و شکیبائى است و صبر و شکیبائى در مصیبت خودت بهتر از جزع و بى‏تابى‏است.
277) شرح صد کلمه ابن میثم ص 143.
278) وسائل الشیعه 2/902.
279) بحار 78/38 و کنزالفوائد 58.
280) نهج البلاغه ص 1165 حکمت 151.
281) بحار 75/90 با مختصر تفاوت.
282) شرح نهج‏البلاغه 18/380.
283) نهج البلاغه ص 1168 حکمت 163.
284) از اشعار منسوب به آن حضرت است.
285) نهج البلاغه ص 1130 حکمت 93.
286) سوره 39 آیه 9.
287) سفینة البحار ماده کمل.
288) نهج البلاغه ص 1154 حکمت 137 و در این چاپ به جاى (العطش) (الظماء) دارد.
289) نهج البلاغه ص 1192 حکمت 328.
290) این دو لقب از القاب ویژه حضرت است.
291) تو از مدح و ثنا فراترى و بلیغ‏ترین افراد هنگام مدح تو عاجزترین افراد است آنگاه که گروهى به حج مى‏روند و در مشاعر و صفا طواف مى‏کنند قبر تو رکن و مشاعر من است و گرد آن طواف مى‏کنم.
و اگر مردم عباداتى را براى خود ذخیره کرده‏اند براى من دوستى تو بهترین سرمایه و ذخیره است.
292) نهج البلاغه ص 1199 حکمت 246.
293) نهج البلاغه ص 1175 حکمت 183.
294) چه شده مى‏بینم دائماً مال جمع مى‏کنى؟ آیا براى شوهر آینده زن خود مى‏اندوزى.
295) نام جناده (کثیر) و در سال 67 از دنیا رفت.
296) بحار 44/139 - 140.
297) قول دیگر هفتم صفر است.
298) آن حضرت مسموم و شهید شد.
299) تنظیم این پاورقى‏ها و نیز آماده ساختن این کتاب شریف براى چاپ جدید در ماه شوال 1046 پایان یافت.

http://www.islamicecenter.com/IMAM_ALI/sharh_100_kalemeh_qesaar_qumi_05.html
مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنhttp://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2731/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما