جمال آفتاب:گذری بر زندگانی آیة الحق سید عبدالکریم کشمیری ره
31 بازدید
تاریخ ارائه : 8/30/2014 11:22:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

جمال آفتاب:گذری بر زندگانی آیة الحق سید عبدالکریم کشمیری ره


پدید آورنده : محمود طیار مراغی ، صفحه 182

سیره ظاهری و دودمان علمی

جایگاه رفیع علمی و عملی دودمان سیدعبدالکریم رحمه الله

مرحوم آیة الله سید عبدالکریم کشمیری از دودمانی عالم و متقی است، پدربزرگش آیة الله آقا سیدحسن رضوی قمی کشمیری - از افاضل علمای سده چهارم هجری- و در اصل قمی و از اولاد حضرت موسی مبرقع مدفون در قم است به شمار می رفت که پس از اتمام تحصیلات عالیه علمی در محضر مولی حسین فاضل اردکانی و مولی محمدتقی هراتی و نیل به مدارج بالای علمی و عملی برای تبلیغ و اشاعه مذهب حقه جعفری به سرزمین کشمیر که از دیرباز به «ایران دوم » معروف شده مسافرت می کند. وی عالمی زاهد، فقیهی استوار و صاحب کرامات بود و حکایات متعددی در این باره از او نقل شده است،چنانکه معروف است در جریان مناظره و احتجاج با یکی از علمای ناصبی منطقه، شخص مزبور ادعامی کند: من می توانم از زمین بلند شده و به آسمان بالا روم و آن را دلیلی قاطع بر اثبات مذهب باطل خودمی داند. مرحوم سید حسن از او می خواهد که عمل خارق العاده خود را انجام دهد و او با انجام عملیاتی چند متر از زمین بلند شده و به طرف آسمان بالا می رود، همزمان با ایستادن مرد ناصبی در آسمان،مرحوم سید حسن نیز دعایی خوانده و کفش خود را به طرف او پرتاب می کند، کفش در بالای سر او قرارگرفته و همانند اینکه در دست کسی قرار گرفته مرتب بر سر مرد ناصبی فرود می آید و ضربات متعددی برسر او - در حالی که به پایین کشیده می شد - وارد می شود تا اینکه با ذلت و حقارت نقش بر زمین می شود. مرحوم آقا سید حسن در کربلا سکونت و به تدریس فقه اشتغال داشت، مهمترین شاگردانش حضرات آیات شیخ علی زاهد قمی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی - مؤسس حوزه علمیه قم - وسید محمدهادی رضوی کشمیری هستند. وی بسیار زیبا و وجیه بود چنانکه از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نقل شده است که در سر درس ایشان نمی دانستم به درس ایشان توجه کنم و یاغرق در جمال او باشم. مرحوم آقا سید حسن کشمیری در ششم صفر 1328 ق وفات یافت و در رواق امام حسین علیه السلام بخاک سپرده شد.

پدر سید عبدالکریم، مرحوم حجة الاسلام سید محمدعلی رضوی کشمیری عالمی عامل ودانشمندی زاهد و متقی از شاگردان آقا سید کاظم یزدی و حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در نجف اشرف بود. و در زهد و دوری از زخارف دنیوی و قناعت و قداست زبانزد عام و خاص بود و به قرائت اذکار و ادعیه به ویژه دعای یستشیر و احتجاب، بسیار اهتمام داشت. مرحوم آقا سیدمحمدعلی که افتخار دامادی آیة الله العظمی سید کاظم یزدی صاحب عروة الوثقی را داشت در نگهداری و مراقبت ازفرزندش بسیار کوشا و جدی بود. ایشان در بیستم جمادی الاول 1369 ق در 56 سالگی در نجف درگذشت.

ولادت و تحصیلات علمی

مرحوم آیة الله سید عبدالکریم کشمیری در چنین دودمان علمی و پرهیزکاری در سال 1346 ق درنجف اشرف دیده به جهان گشود، والد فاضلش به جهت علاقه وافر به استادش آیة الله مؤسس، نام فرزنددلبندش را عبدالکریم گذارد.

مادرش دختر آیة الله العظمی آقا سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب عروة الوثقی، از مخدرات فاضله وجلیله عصر خود بود.

تحصیلات مقدماتی حوزوی را در ابتدای سنین خردسالی آغاز کرد. ابتدا والدش دروس مقدمات فارسی و عربی را به او آموخت. متون متوسط و عالی سطح را نزد اساتید مبرز حوزه نجف فرا گرفت.مکاسب را نزد حضرات آیات شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ راضی تبریزی و رسائل را نزد شیخ محمدتقی بهجت فومنی و کفایه را نزد شیخ محمدحسین طهرانی از افاضل تلامذه آخوند خراسانی و منظومه را نزدحاج فیض خراسانی و متون فلسفی و اسفار را نزد شیخ صدرا بادکوبی و شیخ عبدالحسین رشتی فراگرفت.

در اوان جوانی در دروس عالی خارج فقه و اصول اساطین حوزه کهن نجف همچون آیات عظام سیدابوالقاسم خویی، سید عبدالاعلی سبزواری، شیخ علی محمد بروجردی و میرزا حسن بجنوردی حاضر شد و با جدیت و تلاش شگرف به تحصیل علوم و معارف اسلامی همت گمارد و در اندک زمانی اجازه اجتهاد دریافت کرد.

همزمان با تحصیل علوم ظاهری در فراگیری علوم غریبه نیز شایق بود. بسیاری از رشته های علوم غریبه چون جفر، علم اعداد، تکسیر، حروف، زبر و مبینات و مربعات و اسماءالله فرا گرفته و تبحرخاصی در آن ها پیدا کرد.

تدریس علوم و تربیت نفوس

سید عبدالکریم همزمان با تحصیل، در تدریس علوم حوزوی نیز مهارت بسزایی یافت و در روز یازده جلسه تدریس متون فقهی، اصولی و فلسفی داشت. همچنین در تدریس کفایة الاصول و فهم و هضمم دقایق و ظرایف علمی این کتاب تبحر ویژه ای داشت چنان که یکی از استوانه های علمی گفته بود:

مطالب عمیق و پیچیده کفایه در گوشت و پوست و خون مرحوم کشمیری نفوذ کرده و با آن ها عجین شده است.

تاثیر معنویت و نورانیت باطنی وی نیز معروف بود و همچنین انتسابش به دو مرجع بزرگوار و معروف عصر وی را بسیار محبوب و مقبول ساخته بود. مدتی از سال در تابستان در حرم حسینی در جایگاه جدش به اقامه جماعت می ایستاد، در ایام اعیاد نیز نمازهای باشکوهی اقامه می کرد چنان که در یکی ازنمازهای عید فطر کثرت جمعیت نمازگزار و وسعت منطقه به حدی بود که سی نفر هم زمان به تکبیرگویی نماز وی پرداختند.

در معرفت و سلوک نیز هم زمان با سیر مراتب عرفانی با اجازه اساتید خود به تربیت و راهنمایی سالکان همت می گمارد چنان که مرحوم سیدهاشم حداد برخی را به سراغ وی فرستاد و ایشان به آن هادستور ذکر می داد.

در اوایل زمامداری صدام حسین دیکتاتور عراق روزی از مرحوم کشمیری درباره وی سؤال می شود.وی می فرماید: «انه کلب عقور» یعنی او سگ گزنده است.

چند روز بعد یکی از بستگان نزدیکش اطلاع می دهد که نام وی در لیست سیاه دستگیر شوندگان داخل شده و بزودی به سراغ وی خواهند آمد، بدین سبب ایشان هم تمام خانه و زندگیش را رها ساخته و به همراه خانواده مخفیانه به ایران مهاجرت می کند. از بخت بد در مرز ایران و عراق در پاسگاه بازرسی تمام نوشتجات و دفاتر وی که مهمترین آن ها دفتر «تقریرات درس اخلاق شیخ مرتضی طالقانی » بود ضبطو مصادره می شود و ایشان با دست خالی وارد ایران شده و در شهر قم اقامت می کند، از آن سو در نجف اشرف هم مزدوران بعثی منزل وی را غارت کرده و سپس ویران می سازند.

مرحوم کشمیری پس از ورود به قم شیوه انزوا و گوشه گیری را انتخاب می کند به طوری که در این مدت مدید جز عده ای، کسی وی را نمی شناخت.

او در ایران نیز مطابق روال پیشین خود به تربیت نفوس آماده می پردازد و تعدادی از طلاب فاضل رادر این راه راهنمایی می کند که بحمدالله از ذخایر معنوی حوزه علمیه به شمار می روند، در عین حال درب منزل وی همیشه به روی عموم سالکان و طالبان حق باز بود و وی گاهی با بیان مطالب معنوی وبیشتر اوقات - به ویژه در اواخر - با سکوت دائمی خود به ارشاد و راهنمایی پویندگان راه دوست می پرداخت.

سیر معنوی و اساتید عرفانی

در زمان مرحوم عبدالکریم جو عمومی حوزه نجف به شدت درباره عرفان و تهذیب نفس ملتهب وحساس بود و بازار تکفیر و اتهام صوفی گری بسیار گرم بود. چنان که به مرحوم سیدعبدالغفار مازندرانی ومرحوم آقای میرزا علی قاضی اتهام صوفی گری زده و آن ها را از عرصه های مرسوم علمی بیرون ساخته ویا مرحوم آقا سید عبدالاعلی سبزواری را به جهت جنبه های اخلاقی و باطنی اش به اتهام تصوف ازمدرسه آخوند خراسانی بیرون کرده بودند.

با این حال مرحوم کشمیری به دلیل کشش عمیق درونی و جاذبه باطنی و استعداد شایان، از اوان خردسالی به آن سمت تمایل داشت و به خاطر طهارت باطن و سیرت پاکیزه، الهامات غیرعادی بسیاری به او روی می داد، چنان که خود می فرمودند:

یکبار با پدرم خواستیم سوار ماشینی شویم و به جایی برویم ولی من اصرار کردم که من سوار این ماشین نمی شوم، هر چه پدرم گفت من قبول نکردم تا این که ماشین رفت و اندکی بعد خبر تصادف آن ماشین به ما رسید.

حتی در ایامی که بیش از هفت یا هشت سال نداشت و در مدرسه «سید» - مدرسه جدش صاحب عروة - به بازی با هم سن و سال های خود اشتغال داشت، پیری روشن ضمیر و پاکدل به نام «شیخ مرتضی طالقانی » به او توجه پیدا کرده و روزی خطاب به وی فرموده بود:

آی پسرک تو به درد بازی نمی خوری. تو کله ات پر از نور است.

در اوان بلوغ مرحوم کشمیری با عارف سترگ آیة الله سیدعلی آقا قاضی طباطبائی تبریزی که پس ازارتحال استادش آیة الله سیداحمد کربلایی تهرانی - 1332 ق - بر اریکه استادی تکیه زده بود و به تربیت نفوس آماده و تزکیه باطن پاک سیرتان اشتغال داشت، آشنا شد. این آشنایی و استفاده تا حدود پنج سال بعد که استادش در سال 1366 ق وفات یافت ادامه داشت.

والدش آقا سید محمدعلی، متاثر از جو عمومی نجف اشرف، به عارفان و سالکان باطن گرا روی خوش نشان نمی داد از این رو از گرایش فرزندش سخت برآشفت و او را از رفت و آمد به بیت استادش منع کرد ولی وی که نجات دنیا و آخرت خویش را در طهارت نفس و تزکیه باطنی می دید به این اندرز پدرگوش نکرد و بدون این که رفت و آمدش را نمایان سازد به ارتباط با استاد ادامه داد.

مرحوم کشمیری درباره استادش می فرمود:

علاقه آقای قاضی به من مثل علاقه پدر به فرزند بود گاهی در منزلشان که روضه بود، می رفتم و پس از رفتن همه، می ماندم و موقع نماز پشت سرش نماز می خواندم،مرحوم آقای قاضی مردی الهی و ملکوتی بود، اهل این زمین نبود و بر این جهت حرف پدرم را درباره ایشان قبول نداشته و گوش نمی کردم، ما هر غم و همی از امور دنیا ومعنویات داشتیم وقتی پیش آقای قاضی می رفتیم همه برطرف می شد.

بزرگی به نقل از مرحوم کشمیری می فرمود:

روزی در منزل مرحوم آقای قاضی در خدمت ایشان نشسته بودم مقداری خرمادر ظرفی در پیش روی ما بود، استاد چند بار تعارف کرد ولی من میلی به خوردن آن خرما نداشتم و نخوردم استاد علت خودداری مرا فهمید و فرمود: مثل اینکه به این نوع خرما میل ندارید و من فرمایش ایشان را تایید کردم. پس از بیرون آمدن ازمنزل استاد، وقتی نزدیک منزل خودمان رسیدم، دیدم استاد با عجله خود را به من رسانید و فرمود: چون در منزل ما بدان خرما علاقه نداشتید و میل نکردید به بازاررفتم و خرمای دلخواه شما را خریدم و سپس مقداری خرما که من دوست داشتم بیرون آورد و به من داد.

اساتید اخلاقی مرحوم کشمیری

استاد دیگری که حق بزرگی از لحاظ معنوی و عرفانی بر گردن ایشان داشت مرحوم آیة الله حاج شیخ مرتضی طالقانی پیر روشن ضمیر و عارف ژرف نگر حوزه نجف آن روزگار بود. مرحوم طالقانی در وجودمرحوم کشمیری استعدادی شگرف و نورانیتی قابل توجه برای رشد در تزکیه نفس و تصفیه باطن یافته بود و در طی سالیان متمادی پرورش و تربیت وی، درهای گران بهایی از وجود مستعد و بارور شاگرداستخراج کرد.

مرحوم کشمیری تقریرات دروس اخلاق شیخ مرتضی طالقانی را که حاصل سال ها تدریس مسایل اخلاقی و معنوی بود به رشته تحریر در آورده بود که متاسفانه در جریان هجرتش به ایران در مرز عراق توسط مامورین بعثی ربوده و ضبط شد.

دیگر استاد برجسته عرفانی مرحوم کشمیری عارف موحد و سالک دلسوخته مرحوم آقا سید هاشم حداد (1414 ق) بود که در کربلا اقامت و به شغل نعل سازی و آهنگری اشتغال داشت. مرحوم حدادخود از تلامذه برجسته و کامل مرحوم آقا سید علی قاضی بود و پس از وفات استاد به امر تربیت عده ای از سوخته دلان و سالکان همت گمارده بود، چگونگی آشنایی مرحوم کشمیری با مرحوم حداد از قول ایشان چنین نقل شده است:

... من در حوزه نجف روزانه یازده درس از کتاب های مختلف تدریس می کردم،روزی یکی از بزرگان که فعلا در قم سکونت دارند به پیشم آمد و گفت: یکی ازشاگردان آقای قاضی در کربلا است بیا به دیدنش برویم، با هم به کربلا رفتیم، ایشان فرمود: اجداد تو همه اهل معنی و معرفت بودند تو هم باید اهل معرفت باشی و از آن موقع با مرحوم حداد آشنا و مانوس شدیم، هر هفته یکبار به کربلا به دیدنش می رفتیم و اگر میسور نمی شد ایشان به نجف تشریف می آوردند.

استاد دیگر مرحوم کشمیری، آیة الله شیخ علی اکبری اراکی از اوتاد الهی و رجال گمنام و ناشناس بود، مرحوم کشمیری ایشان را چنین توصیف می کرد:

آقای اراکی مردی فاضل، عارف، قوی و صاحب ریاضت ولی در عین حال کتوم بودو احتمال علم بر اسم اعظم الهی بر وی بود، اصولا علما او را کمتر می شناختند وی گمنام و ناشناخته در میان حوزه و مردم باقی ماند، با این که قدرت باطنی بسیار محکم واتصال معنوی قوی داشت، وقت زیادی به اطرافیان نمی داد وقتی به خدمتش می رسیدیم، چیزی می فرمود و صحبت می کرد و بعد می فرمود: اذا فهمتم فانتشروا،اکثر علما او را نمی شناختند ولی به نظر من شخص بسیار قوی بود و من این ریاضت استخاره را از ایشان دارم.

دیگر استاد معنوی مرحوم کشمیری عارف ذاکر و سالک آقا سید افضل حسین هندی بود، محل سکونتش هندوستان بود و در اوقات خاصی برای زیارت به نجف اشرف می آمد، مرحوم کشمیری مدتی را از محضر وی استفاده کرده و اذکار و اوراد خاصی را با اجازه خاص از او گرفته بود، ایشان در باره استادش می فرمود:

... اهل ذکر و ورد بود ذکر مخصوصش 12000 مرتبه ذکر بسم الله الرحمن الرحیم بود مانند آهن باریک و محکم بود، اگر کسی از ایشان دستور ذکر می خواست می گفت با وجود امیرالمؤمنین چرا به من مراجعه می کنید، اهل باطن و تشخیص بود. روزی دونفر با هم عکس می انداختند ایشان فرمود آن یکی اهل بهشت و این دیگری اهل دوزخ است، باطن شناس بود و علم معرفة الرجال داشت، گاهی هم منبر می رفت....

استاد دیگر مرحوم کشمیری در ذکر و ریاضات شرعیه، عارف گمنام و اخلاقی کبیر حاج مستورشیرازی بود. در ذکر بسیار صبور و استوار و دید باطنی قوی داشت. او در یکی از حجره های مسجد سهله کوفه اقامت و از اجتماع و رفت و آمد دوری گزیده بود. مرحوم کشمیری در وصف این استاد می فرمود:

در مجالس صحبت می کرد و شبها را تا صبح به عبادت می گذرانید گاهی عرض می کردم آقا به شما در این حجره مسجد با این تنهایی سخت نمی گذرد، می فرمود: نه،من از خلق وحشت دارم و از تنهایی نمی ترسم، بدان اشخاصی که یاقت سلوک نداشتند اعتنایی نمی کرد. یکبار شخصی به حضور آقای حاج مستور رسید و درخواست ذکر کرد ایشان به کنایه مطلبی را فرمودند، یعنی اذکار واقعی برای تو تاثیری ندارد،من از ایشان حالات و کرامت های بسیاری دیده ام.

مرحوم کشمیری هم چنین اشخاص پرهیزکار و صاحبدل چندی را هم ملاقات و از هر کدام بهره ای وتوشه ای متناسب با استعداد درونی و ظرف وجودی خود گرفته بود، چنانکه از مرحوم آقا شیخ علی زاهد قمی، دستور خاص تلاوت قرآن و از آقا سید عبدالغفار مازندرانی - 1365 ق - استاد اخلاق حوزه علمیه نجف اشرف دستور ذکر یونسیه و از مرحوم شیخ محمدحسین کمپانی اصفهانی -1365ق-دستور قرائت سوره قدر و از آقا شیخ ذبیح الله قوچانی دستور زیارت قبرستان وادی السلام و ذکرمخصوص آنجا را گرفته بود.

الهامات و مکاشفات

مرحوم آیة الله سیدعبدالکریم کشمیری رحمه الله بر اثر استعداد ذاتی، مراقبات و ریاضات بسیار به درجات عالی از مقامات الهی دست یافته بود، چنان که الهامات باطنیه و حالات خارق العاده بسیاری داشت.

ایشان می فرمود:

روزی در منزل نشسته بودیم از بلندگوی مسجد نوار قرآن گذاشتند، پدرم گفت،عبدالکریم این قرآن برای چیست؟ گفتم یکی از علمای ایران وفات کرده است، سپس آرام به مادرم گفت، فردا نیز پدر وفات خواهد کرد و برای او قرآن خواهند گذاشت وهمین گونه نیز شد.

و نیز فرموده بود:

شخصی در نجف بنام شیخ مالک بود که در ظاهر به کسوت اهل علم نبود، ولی دارای بصیرت و معرفت باطنی بود. روزی به من گفت: من در وادی السلام زیارت امام حسین علیه السلام را می خوانم تو هم با من بیا و به من اقتدا کن، من هم قبول کردم وقتی که هم زمان زیارت عاشورا می خواندیم من کربلا را برای العین در مقابل خود می دیدم.

نیز می فرمود:

روزی با آقا سید مهدی قاضی طباطبائی فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی رحمه الله درمسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید،بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم وتاملی کرده و ذکری را بر زبان راندم. به دلم الهام شد که آقای قاضی به وی دونصیحت کرده است: اول اینکه هر روز خودت را به امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگراینکه اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی به منازل و بیوتات مراجع نرو.

نیز می فرمود:

شخصی از اهالی آمل که سخت مریض حال بود برای عمل جراحی به خارج ازکشور می بردند و من او را می دیدم که جنازه اش بر زمین افتاده، طولی نکشید که درگذشت و جنازه اش را به ایران آوردند.

نیز می فرمود:

احضار ارواح بارها در عراق و ایران برایم رخ داده است و بیشتر اوقات آقای قاضی و پدرم را می بینم که آن ها صحبت کرده و من گوش می دهم.

قدرت استخاره

مرحوم آیة الله کشمیری از معدود عارفانی بود که قدرت خارق العاده ای در امر «استخاره » داشت و آن بر اثر ریاضت خاص و مراقبت ویژه ای بود که از طریق استاد معنوی اش آیة الله شیخ علی اکبر اراکی رحمه الله به اواعطا شده بود، خود در این باره می فرمود:

در نجف اشرف، محضر استادم آقای اراکی رسیدم، ایشان دستور یک اربعین -شامل چهل روز روزه با سه بار قرائت سوره نور صبح و ظهر و شام - دادند، من دستورالعمل مزبور را از بیستم ماه شعبان شروع و در آخر ماه رمضان به پایان بردم، بعد در عالم رؤیا دیدم در ایوان طلای امیرالمؤمنین علیه السلام ایستاده ام و حضرت نوح علیه السلام باعمامه بزرگ بر سر، پشت سر امیرالمؤمنین علیه السلام قرار داشت، تسبیحی به طرف من انداخت. فردای آن شب در عالم خواب دیدم، مرحوم آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی تسبیحی را به من دادند و بار سوم دیدم در کف دستم ماهی است که نور آن کم کم زیاد می شود و پس از این حالت استخاره در من پیدا شد به طوری که وقتی تسبیحی دستم می گرفتم آیه ای بدلم الهام می شد که در واقع جواب استخاره بود.

به تدریج آوازه استخاره های ایشان در نجف فزونی گرفت و چون از دو جهت به مراجع بزرگ وسادات محترم منسوب بود مردم به ایشان بسیار توجه می کردند به طوری که در ایامی که در مسجد شیره پزها - مسابک- به اقامه نماز جماعت اشتغال داشت، بسیاری برای گرفتن استخاره به ایشان مراجعه می کردند حتی می فرمود: گاهی در طول روز هفتصد و اندی استخاره برای مردم می گیرم.

نکته های عرفانی

نکته های اخلاقی و معنوی حاضر حاصل تجارب عملی و دستورات عرفانی مرحوم آیة الله کشمیری است که برای آشنایی با آرا و تقریرات عرفانی و روش معرفتی ایشان آن را می آوریم. در عین حال بایدتوجه داشت که عمل کردن بدین نکات بدون دستور و راهنمایی استاد و نظارت معنوی بهره مطلوب رانخواهد داشت و ممکن است سبب زیان های قلبی و روحی بسیاری شود.

1) قرائت ذکر یونسیه (1) در سجده و ادامه آن تا یکسال با بحث تجرد روح از جسم، اتصال به ارواح وباز شدن چشم برزخی می شود، گاهی برای مرحوم حداد سه روز تجرد برزخی روی می داد.

2) قرائت سوره انا فتحنا لک فتحا مبینا برای رفع حجاب ها بسیار خوب است.

3) ادعیه و اذکار ماثوره همه خوبند و لکن در دعاها از دعای یستشیر در صبح و شب و در اذکار از ذکریا حی و یا قیوم استفاده بیشتری برده ام.

4) تلاوت 400 مرتبه آیه نور (2) در حرم امام رضاعلیه السلام به نیت هدیه به امام علیه السلام بسیار مؤثر است.

5) قرائت یک حمد و یازده سوره توحید و هدیه آن برای ارواح مؤمنین بسیار مؤثر است.

6) در زمان هجوم گرفتاری ها و مشکلات قرائت سوره و یا ذکری به نیت هدیه به امام جواد حضرت محمدتقی علیه السلام مؤثر و مجرب است.

7) اثر دعاها و یا اذکار زمانی ظاهر می شود که یک حول (یکسال) کامل از استمرار آن بگذرد.

8) استاد ما آقای قاضی می فرمود: با تخلیه (ترک صفات رذیله و اخلاق نفسانی)، تحلیه و تجلیه هم بدنبالش ظاهر خواهد شد.

..........برای ادامه مطلب به این آدرس

مراجعه فرمایید:http://hakim-askari.rozblog.com

 /سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2346/

وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما