برکت عمر امام، حاصل نظم است
144 بازدید
تاریخ ارائه : 8/28/2014 11:10:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

برکت عمر امام، حاصل نظم است

امام در طول شبانه روز غیر از برنامه ذکرهایی که داشتند، سه بار قرآن می خواندند. ذکرهای ایشان با برنامه راه رفتن شان تنظیم شده بود .

مقاله شماره یک را اینجا بخوانید.

برکت عمر امام، حاصل نظم

از آیت اللّه قدیری نقل است: از جمله خاطراتی که از حضرت امام رحمه الله دارم، سفارش ایشان بود در منظم بودن و تقسیم وقت و هر کاری را در وقت مقرر انجام دادن.

می فرمودند: «وقتی اوقات شما برکت پیدا می کند که منظم باشید.» این مطلب را دقیقاً در مورد خود ایشان می دیدیم. در وقت مطالعه، کسی با ایشان نمی توانست ملاقات کند.

سر وقت در کلاس حاضر می شدند. سر وقت و مرتب به حرم می رفتند. بعد از درس آن را می نوشتند، مثلاً نوشته های درس های نجف را با نظم و ترتیب در دفتری با کاغذ مرغوب نوشته بودند و از برکات این نظم و ترتیب این بود که بعد از فوت حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی، تنها مرجعی که هم حاشیه بر «عروه» و هم حاشیه بر «وسیله» داشتند، ایشان بودند.

وقتی چای می بردم

ربابه بافقی: آقا کارهایشان خیلی منظم بود. بعد از ظهر ساعت یک ایشان ناهار می خوردند. صبح ساعت شش چای می خوردند که برایشان می بردم. نمی دانم چه موقع شب بلند می شدند که تا صبح بیدار بودند. چایشان که تمام می شد، طبق معمول باید قدم می زدند.

تغییری در برنامه روزانه خود ندادند

حجت الاسلام انصاری کرمانی می گوید: در اواخر جنگ که برای مدتی تهران مورد تهاجم موشکی دشمن قرار داشت، روزانه گاهی بیش از ده موشک به تهران اصابت می کرد و تعداد زیادی از آنها یک خط منحنی را در شعاع نزدیک به جماران تشکیل می دادند.اکثر ساکنان تهران و شمیران به شهرهای امن پناه برده بودند.

امام با وجود اصرار فراوان برای جابه جایی و حداقل، استفاده از پناهگاه، به هیچ وجه در محل اقامت و در انجام دادن کارها و برنامه های روزانه شان کمترین تغییری ندادند.

نظم امام باور نکردنی است

خانم زهرا مصطفوی می گوید: نظم امام باور نکردنی است؛ یعنی تا خود آدم نبیند باور نمی کند، مثلاً اگر عصر باشد و به ایشان بگوییم چای میل دارید بیاوریم، ایشان به ساعتشان نگاه می کنند و می گویند یک چند لحظه ای مانده، یعنی چند ثانیه! ایشان چنین نظمی دارند که اگر درست یک و ده دقیقه بعد از ظهر در را باز نکنند و به طرف اندرون نیایند، همه دلواپس می شوند؛

 به خاطر اینکه کارشان طوری تنظیم شده است که رأس ساعت یک و ده دقیقه در را باز می کنند و می آیند برای ناهار. سر ساعت و یا بهتر بگویم سر دقیقه به رختخواب می روند، سر دقیقه احیاناً غذا می خورند و سر دقیقه بیدار می شوند.

 ایشان روزی سه بار قدم می زنند، هر بار بیست دقیقه و اگر وقت تمام نشده باشد، سه تا قدم بیشتر راه می روند، برمی گردند و داخل می شوند، چون معتقد هستند به اندازه آن سه قدم زود بوده، مثلاً برای داخل شدنشان! نظم ایشان چیز غریبی است و همیشه بوده، یعنی از آن دوره جوانی شان.

اتفاقاً من چند روز پیش با یک مسئله ای برخورد کردم و دیدم خیلی ایشان انگار به آن مسئله دقت دارند، گفتم: شما مثل اینکه نظم را زیاد کردید، دیگر دقت تان خیلی شده. امام خیلی جدی گفتند: «نه خیر، همیشه این طور بوده!».

راه رفتن ایشان با ذکر تنظیم می شد

حجت الاسلام توسلی می گوید: امام در طول شبانه روز غیر از برنامه ذکرهایی که داشتند، سه بار قرآن می خواندند. ذکرهای ایشان با برنامه راه رفتن شان تنظیم شده بود و مثلاً اگر می خواستند نیم ساعت راه بروند، این نیم ساعت را به ذکر گفتن مشغول بودند و هنگامی که ذکرشان تمام می شد، از راه رفتن نیز بازمی ایستادند. یعنی نیم ساعت راه رفتن ایشان با ساعت تنظیم نمی شد، بلکه با ذکرهایشان تنظیم می شد.

هر روز قدم می زدند

از دکتر عارفی نقل است: امام روزی سه بار و هر بار در حدود نیم ساعت راه می رفتند، ولی اگر ناراحتی احساس می کردند، از ایشان خواهش می کردیم که موقتاً دو سه روزی راه رفتن را ترک و استراحت کنند و ایشان می پذیرفتند.

در ترکیه منظم قدم می زدند

آیت اللّه خلخالی می گوید: امام در ترکیه روزهای جمعه می رفتند مسجد سبز، به اصطلاح مسجد کبود. البته مسجد دیگری هم بود که امام آنجا می رفتند.

بعد از مدتی محل اقامت امام را که ساختمان دو طبقه بود با یک ساختمان شش طبقه سفید عوض کردند. جلوی این ساختمان، بیمارستان عمومی غیر دولتی قرار داشت.امام در محوطه جلوی آن بیمارستان قدم می زدند. یکی از پیرمردهای آنجا می گفت: من آن موقع سرباز بودم. امام در وقت معینی می آمدند و از این خیابان می رفتند و بر می گشتند.

نظم حتی در سلول انفرادی

دکتر محمود بروجردی: وقتی پس از دستگیری امام در شب پانزده خرداد ایشان را به تهران بردند، مدت نوزده روز آقا را در محلی نگه داشتند. سپس به مدت 24 ساعت به یک سلول انفرادی بردند. خود امام می فرمودند طول آن سلول چهار قدم و نیم بود و من سه تا نیم ساعت طبق روال همه روزه ام در آنجا قدم زدم.

به امام بگویید ما می ترسیم

حجت الاسلام فردوسی پور می گوید: امام در نجف که بودند روزی یک ساعت در سه نوبت قدم می زدند که این برنامه در پاریس هم انجام می شد و پلیس فرانسه که از محل اقامت امام مراقبت می کردند، به ما پیغام دادند که به امام بگویید پشت شیشه اتاق شان ظاهر نشوند، چون ما (از بروز خطر برای امام) می ترسیم.

من هم کار خودم را می کنم

حجت الاسلام نصراللّه شاه آبادی: یک بار مرحوم آقای اشراقی تعریف می کردند، گفتیم آقا! پلیس فرانسه ناراحت است. آنها این واهمه را دارند که مبادا در هنگام قدم زدن نتوانند امنیت شما را تأمین کنند.

اما امام می فرمودند: «آنها به وظیفه خود عمل کنند.من هم کار خودم را می کنم».

بالاخره هم پلیس فرانسه مجبور شد که بر تعداد نگهبان ها و مراقبان بیفزاید و امام هم دست از برنامه روزانه قدم زدن خود برنداشتند و تا آخرین روز حیات خود نیز آن را ادامه دادند. حال آنکه، من که پزشک مستقیماً دستور داده بود پیاده روی داشته باشم، تنها برای مدتی این برنامه را رعایت کردم.اما امام به محض اینکه تشخیص دادند این برنامه ها، عمل مفیدی است، آن را انجام دادند و پی گیری کردند.

نظم روزانه

از همسر حضرت امام نقل است: امام در ساعت ده شب به بستر می روند و ساعت دو بامداد از خواب برمی خیزند و صبح به مدت بیست دقیقه ورزش (نرمش) می کنند. بعد از ظهر مدت یک ساعت پیاده روی می کنند و پس از شام نیز یک ساعت و نیم این کار را انجام می دهند.

نظم حتی در زندان

آیت اللّه رضوانی می گوید: خصوصیت جالبی که امام داشتند، این بود که هم مواظب جنبه جسمی و هم جنبه روحی خود بودند.در جنبه جسمی خیلی مواظب حفظ سلامت خود بودند و آن فعالیتی را که مناسب وضع مزاج و سن شان بود مراعات می کردند.

امام مقید بودند روزی یک ساعت دور حیاط منزل پیاده روی کنند. مرحوم حاج آقا مصطفی می گفتند: آقا در این 24 ساعتی که اکثر روز را در تک سلولی زندانی بودند، در همان جا هم، آن یک ساعت قدم زدن را ترک نکردند.

نماز شب

حجت الاسلام امام جمارانی می گوید: خواب امام در ساعت معینی شروع می شد. ایشان رأس ساعت دو نیمه شب جهت اقامه نماز شب، از خواب برمی خاستند.

در طول مدتی که امام در بیمارستان تحت مداوا و مراقبت درمانی قرار داشتند و با وجود اینکه پزشکان برای خوابیدن، به ایشان دارو داده بودند، امام به همان شکل، رأس ساعت دو نیمه شب از خواب برخاسته و جویای وقت مربوط به اقامه نماز شب می شدند و این، نشانی از نظم و ترتیب و دقت عمل در برنامه ریزی های زندگی ایشان بود.

امام به وقت از خواب بر می خاست

از دکتر پور مقدس نقل است: معمولاً ایشان صبح ها پس از کار و فعالیت روزانه، یعنی ساعت ده و سی دقیقه یا ده و چهل و پنج دقیقه خواب قیلوله داشتند و حدود سه ربع ساعت می خوابیدند و سپس بیدار می شدند و این طول خواب نه یک دقیقه زیاد می شد و نه یک دقیقه کم.

 وقتی که ایشان از خواب بیدار می شدند، ما از روی تله مانیتور متوجه می شدیم که ضربان قلب شان کمی تغییر می کرد و حتی برای بیدار شدن، ساعت هم زنگ نمی زد؛ زیرا امام به وقت، خواب می رفتند و به وقت، از خواب برمی خاستند.

وقتی امام به حرم می رفتند

آیت اللّه معرفت می گوید: در نجف، امام عادت شان این بود که شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء در منزل شان در بیرونی جلوس می فرمودند. شرکت همه در این مجلس آزاد بود، هرکسی می توانست خدمت شان برسد.

امام بعد از این جلوس، به حرم مشرف می شدند. امام در این کار منظم بود و اگر کسی می خواست ساعتش را تنظیم کند و ایشان را در خیابان الرسول ـ که منزل امام در آن خیابان بود ـ در حال رفتن به حرم می دید، می دانست الآن ساعت سه است. یا وقتی که ایشان از حرم بیرون می آمدند، می دانست الآن ساعت سه و نیم (پس از مغرب) است.

منبع : پایگاه حوزه نت

تهیه و تنظیم : محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان


http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2508/

وبگاه نسیم معرفت در خدمت شما