دوازده ویژگی مهم آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
382 بازدید
تاریخ ارائه : 8/27/2014 12:58:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 آیت‌الله العظمی مکارم از استاد خود می گوید:


  12 ویژگی مهم آیت‌الله العظمی بروجردی(ره) 


  از بهترین و پربارترین سال های عمر من، سال هایی بود که در درس آیت الله العظمی بروجردی(ره)، شرکت داشتم. در این مدت، هم علم و دانش از او می آموختیم و هم ادب و اخلاق. 

به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیت الله بروجردی(ره)، زعیم فقید حوزه های علمیه عالَم تشیع و پایه گذار و منادی وحدت عملی در جهان اسلام را باید در حقیقت از اسوه های علم و عمل نامید."سخنانش نفوذ عجیبی داشت"، "نگاه هایش بسیار نافذ بود"، "سکوتش پرمعنی"، "رفت و آمدش، درس و سرمشق"، مکتب فقهی اش، پویا و منحصر به فرد" و " دارای سبک خاص شاگرد پروری". 

     بسیاری از مراجع عظام تقلید قم و نجف همچون آیات عظام امام خمینی (ره)، سیستانی، صافی گلپایگانی،  فاضل لنکرانی(ره)، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی و ... از تربیت یافتگان مکتب حضرت آیت الله بروجردی هستند و هریک از این بزرگوارن و در رأس آنان امام راحل، فخر جهان اسلام اند و به شاگردی حضرت استاد افتخار کرده و می کنند.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی به عنوان یکی از شاگردان برجسته حضرت آیت الله بروجردی(ره) که در قامت مرجعیت دینی، خدمات بسیاری را نه تنها به عالم تشیع بلکه به دنیای اسلام داشته و دارد، درباره شخصیت ذوابعاد استاد خویش به ذکر 12 ویژگی بارز و مهم حضرت استاد و خاطراتی از آن دوران پرداخته و می گویند:از بهترین و پربارترین سال های عمر من، سال هایی بود که در درس آیت الله العظمی بروجردی(ره)، شرکت داشتم. در این مدت، هم علم و دانش از او می آموختیم و هم ادب و اخلاق. بدون شک، او عالمی بزرگ بود. می دانیم که علم به تنهائی دلیل بر شخصیت نیست. آنگاه علم دارای عظمت است که آمیخته با اخلاق شایسته آن مقام علمی باشد. چه جالب است که استاد، هم علم و دانش بیاموزد و هم اخلاق و تقوا را.

ایشان در درس هایش زیاد به بحث اخلاق نمی پرداخت، بلکه گه گاهی درباره مسائل اخلاقی سخن می گفت، ولی در عمل همه چیز را نشان می داد.

سخنانش نفوذ عجیبی داشت.

نگاه هایش بسیار نافذ بود.

سکوتش پرمعنی بود.

رفت و آمدش، درس و سرمشق بود.

اگر کسی به راستی در حرکات و سکنات او دقیق می شد، مسائل اخلاقی بسیاری را از آن مرد بزرگ می توانست بیاموز.

البته من نمی توانم تمام فضائل اخلاقی آن مرد بزرگ را در این مختصر بازگو کنم، اما تنها فرازهایی از آن را  شرح می دهم:

1-تقوای فوق العاده

تقوا، معیار شخصیت انسان و ارج او در پیشگاه خدا، بهترین زاد توشه قیامت و سبب روشنایی دل و بهره مندی از فرقان حق و باطل است.

استاد به تمام معنی «متقی» بود. با کمال دقت مواظب بود تا از سخنش، نامش، دستگاهش، سخنی یا کاری که بر خلاف رضای خداشت تراوش نکند.

*باور قلبی قیامت

یکی از اصحاب نزدیک آیت الله العظمی بروجردی(ر)، درباره ایشان جمله ای می گفت که در آغاز عجیب به نظر می رسید، اما دقت و تأمل در آن، مفهوم خاصی استفاده می شد. او می گفت "در خلال مدتی که با آیت الله بروجردی مصاحبت داشتم، فهمیدم قیامت را باور کرده است"

مگر یک مرجع بزرگ تقلید، ممکن است قیامت را باور نکرده باشد؟ ولی این باور همان باوری است که علی (علیه السلام) در خطبه متقین می فرماید" فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فِیها مُنَعَّمُونَ، وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فِیها مُعَذَّبُونَ".

*خاطره ای از استاد

روزی اصحاب آیت الله العظمی بروجردی(ره)، در خدمت آن بزرگوار درباره خدمات معظم له گفتگو می کردند وآثار خدماتی را که ایشان انجام داده بود، شرح می دادند. یکی از اصحاب می گوید "من در میان آن جمع خاموش بودم"، آیت الله بروجردی رو به من کرد و فرمود "تو هم سخنی بگو"، عرض کردم: "مطلبی ندارم جز حدیثی که از اجدادم به خاطر دارم، اگر اجازه بفرمایید حدیث را عرض کنم؟"

فرمود: "بگو".

عرض کردم: "جدم رسول خدا(ص) می فرماید: اَخلِص العَمَلَ فَاِنّ الناقد بَصیر / عمل خود را خالص کن، زیرا بازرس عمل بسیار بینا است".

همین که این حدیث را خواندم، اشک از چشمان آن مرد بزرگ سرازیر شد و فرمود "راستی اگر اعمال ما خالص و برای خدا نباشد، چه خواهد شد؟". فراموش نمی کنم: پس از این ماجرا هر وقت سخن از خدمات ایشان به میان می آمد، نگاهی به من می کرد و می فرمود "اَخلِص العَمَلَ فَاِنّ الناقد بَصیر".

2-احترام به حقوق دیگران

حرمت و حق مومن تا آن حد عظمت دارد که امام صادق ( علیه السلام ) آن را با عظمت و هم تراز کعبه می دادند" اَلْمُؤْمِنُ اَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْکَعْبَةِ ".

حضرت آیت الله بروجردی(ره) با کمال دقت، مواظب بود کاری که حقی از حقوق دیگران را پایمال کند، از او سر نزند. به عنوان نمونه، آن مرد بزرگ گاه در لابلای بحث هایی که در درس می فرمود، در برابر اشکالات بیجا کمی عصبانی می شد، البته نه آنچنان عصبانیتی که او را در خلاف رضای خد وارد کند، ولی پس از درس، سخت از آن عصبانیت پشیمان می شدند، دنبال طرف می فرستادند و از او عذرخواهی می کردند. گاهی برای جلب محبت او کمک های مالی نیز می کردند.

*مزاح شاگردان

خلاصه تا رضایت او را کاملا جلب نمی کردند آرام نمی گرفتند، از این جهت، در میان دوستان این مزاح معروف شده بود که "عصبانیت آیت الله بروجردی مایه برکت است"

گاه به این هم قناعت نمی کردند، روز بعد هنگامی که بر منبر تدریس می نشستند، در حضور جمع شاگردان از آن فرد عذرخواهی می کردند. در حالی که می دانیم میان شاگردان و استادان این مسائل معمول نیست، چون استاد به منزله پدر، شاگرد همچون فرزند است و توبیخ و خشونت پدر برای فرزند گوارا است.

اینها هم نشان دهنده این است که آن حضرت، تا چه اندازه به حقوق دیگران احترام می گذاشت. از این که خدای نکرده حیثیت و آبروی انسانی، هر چند شاگرد او باشد، ضایع بشود، در پیشگاه خدا بیم داشت.

3-پشتکار عجیب

همیشه مردان بزرگ با استقامت و پشتکار به جائی رسیده اند و به گفته قرآن در آن تعبیر کوتاه و زیبا، عامل هدایت و پیروزی دو چیز است"جهاد همه جانبه" و "اخلاص". « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ(عنکبوت/69)». حضرت آیت الله بروجردی نمونه اتم این معنی بود.

مرجعیت ایشان، مرجعیت و زعامت عامه بود، زیرا در آن عصر امثال و اقران ایشان، چشم از جهان فرو بسته بودند و او در طبقه خود، تنها مانده بود. گرفتاری های ناشی از چنین مرجعیت عظیم و عالم گیر، به طور طبیعی بسیار زیاد است. با این حال، هرگز مطالعه را فراموش نمی کرد و در تمام طول عمرش، ساعاتی برای مطالعه داشت.

*علاقه شدید به مطالعه

از ایشان نقل می کردند که فرموده بود" من از مطالعات علمی خسته نمی شوم، بلکه هرگاه که از کارهای دیگر خسته می شوم، با مطالعات علمی خستگی خود را رفع می کنم"

گاه دستور می دادند: درِ خانه یا اطاق را در ساعات معینی ببندند و مراجعین را نپذیرند، تا ایشان بهتر بتوانند به مطالعات علمی خود برسند. می فرمود"در دوران جوانی، گاه شبها چنان گرم مطالعه می شدم که با صدای موذن متوجه می شدم، صبح طلوع کرده است و من هنوز غرق مطالعه بودم".

آنان که با این مرد بزرگ، معاشرت داشتند، نقل می کردند"ایشان، غالبا در نیمه دوم شب از خواب بر می خاست و به مطالعه و عبادت مشغول می شد". این روش تا آخر عمر با برکتش ادامه داشت.

*خاطره ای جالب

داستانی از خودم عرض کنم: برای اولین بار، در نوجوانی کتابی نوشته بودم به نام «جلوه حق». این کتاب، درباره اشتباهات متصوفه و طرفدران عرفان التقاطی بود. کتاب را خدمت حضرت آیت الله بروجردی فرستادم. یک روز ایشان دنبال من فرستادند، خدمتشان رفتم. فرمودند"فلانی، کتاب تو را از اول تا آخر مطالعه کردم" به دنبال آن، جمله تشویق آمیزی فرمودند که از ذکر آن صرف نظر می کنم، ولی بیش از آنچه آن سخن تشویق آمیز در من اثر گذاشت، جمله «تمام کتاب را از اول تا آخر مطالعه کردم» اعجاب مرا برانگیخت که یک مرد بزرگ، در آن سن و سال، با آن همه مشغله، چگونه حوصله دارد کتابی که اولین قلم یک طلبه نوجوان است را از آغاز تا پایان مطالعه کند؟!

4-سعه صدر

امیرمومنان علی (علیه السلام ) در آن گفتار معروفش ابزار ریاست و مدیریت را سعه صدر و دوری از تنگ نظری می شمرد"آلة الریاسة سعة الصدر".

حضرت آیت الله بروجردی(ره) سعه صدر فوق العاده ای داشت، مخصوصا این ویژگی در مسائل علمی که جایگاه حساس این مطلب است، بروز بیشتر داشت.

هنگامی که مساله ای را عنوان می نمود، با کمال بی طرفی، اقوال و نظریات علمای بزرگ را با متانت و با استدلال کامل، بدون تعصب تشریح می کرد. برخی از افراد نظرات مخالفان را به گونه ای ضعیف نقل می کنند که جواب آن، در آن نهفته باشد، ولی ایشان چنین نبود، بلکه در تایید نظرات دیگران آنچنان جدی استدلال می کرد که شاگردان، قبل از پایان بحث نمی توانستند بفهمند که ایشان با کدام نظر موافق است.

از این بالاتر، گاه در پاره ای از مباحث، بعد از شرح اقوال مختلف، بدون بیان نظر خود، از آن مساله می گذشتند، گویا می خواستند با این برنامه، شاگردان خود را در یک جو کاملا آزاد فکری و علمی قرار بدهند، تا بتوانند نبوغ و ابتکار خود را به خرج دهند و پرورش علمی پیدا کنند.

فراموش نمی کنم، گاه که برای اثبات نظریه خود استدلال می کردند و برخی از شاگردان ایراد می گرفتند، می فرمودند"من دلیل خودم را می گویم، قصد تحمیل آن را به دیگری ندارم، هدف من بیان دلیل است، نه تحمیل عقیده".

*درسی بزرگ

در سعه صدر ایشان همین بس که کتابی درباره علم رجال و طبقات آن نوشته بودند که بسیار مهم هم بود، ولی وقتی کتاب "جامع الرواة اردبیلی" به دست ایشان رسید، فرمود "این مرد بزرگ، قبل از من این راه را رفته است، کوشش کنید اول کتاب او را چاپ کنید". لذا کتاب "جامع الرواة"، زیر نظر معظم له و با هزینه علاقمندان ایشان به چاپ رسید.

5-علاقه شدید به تربیت شاگردان

مرحوم حضرت آیت الله بروجردی(ره)، عشق عجیبی به تربیت شاگردان داشت. با انواع وسائل و تشویق های مادی و معنوی، آنان را در جهت پرورش و سوق به سوی کمال تشویق می کرد. و نشان می داد که برای علم و فضیلت، ارزش خاصی قائل است. گاه یک طلبه کوچک را به خاطر یک کار قابل ملاحظه علمی، چنان تشویقی می کرد که در خور یک عالم بزرگ بود.

نسبت به مسائل اخلاقی، توجه کامل داشت. گاه از استاد بزرگ اخلاق و تقوی، مرحوم حاج میرزا علی آقای شیرازی که ستاره درخشانی برای پویندگان سیر و سلوک الله بود و به مصداق «و بالنجم هم یهتدون» مایه هدایت آنان بود، دعوت می نمودند که از اصفهان تشریف بیاورند و در حوزه علمیه قم جلسات درس اخلاق برقرار کنند و محصلین علوم اسلامی را از انفاس قدسیه خود بهره مند سازد.

6-سخاوت کم نظیر

سخاوت سیره انبیاء و اولیاء و معصومان و پیروان خط و مکتب آنان است. در حدیث نبوی آمده است "السخاء خلق الله الاعظم".

ایشان از نظر بخشش و سخاوت، بسیار بلند نظر بودند و در مواقع حساس، به فریاد مردم مستمند می رسیدند. نقل می کنند "هنگامی که در بروجرد بودند، املاکی را که از پدر به ارث برده بودند، قسمت کردند و نیمی از آن را در یکی از سال ها که مردم در فشار و سختی زندگی می کردند، فروخته و به مستمندان دادند و به سنت جد بزرگوارشان امام مجتبی ( علیه السلام ) اقتدا کردند".

*پولی را که داده ایم پس نمی گیریم!

از عجائب سخاوت ایشان این بود که اگر پولی از ایشان به دست کسی می افتاد، هر چند اشتباهی بود، پس نمی گرفت! از جمله شنیدم"هنگامی که در بروجرد زندگی می کردند، بخشی از املاک خود را برای کاری فروخته بودند، در این موقع، شخصی نیازمند به ایشان مراجعه می کند. ایشان مبلغی را که در پاکتی گذاشته بودند که به آن نیازمند بدهند، گویا وکیل خرج ایشان، اشتباها به جای این پاکت، آن پاکت را مجموع پول ملک در آن بود، به آن نیازمند داده بود. بعدا آن مرد نیازمند، متوجه می شود که باید اشتباهی صورت گرفته باشد. پول را بر می گرداند، ولی ایشان قبول نمی کنند و می گویند «پولی را که داده ایم پس نمی گیریم!»"

روزی در بیرون منزل خودشان در قم، که مرکز ارباب رجوع بود، نشسته بودند. شخصی مقداری سهم امام (علیه السلام) به ایشان داد. در همین موقع که پول در برابر روی ایشان بود، بادی وزید و اسکناس ها را به اطراف پخش کرد، طلابی که در آن جا بودند، پول را جمع کردند که به ایشان بدهند، قبول نکردند و فرمودند "پس نمی گیرم. به اهلش رسیده".

7- اعتقاد بهنظم و انضباط

عدالت و نظم محور عالم هستی و کلید ربوبیت پروردگار است «و بالعدل قامت السموات والارض». امیرمومنان علی ( علیه السلام ) در واپسین لحظات زندگی پرافتخارش، تمام فرزندان و دوستان خود را به آن دعوت فرمود"اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم" .

*گرد و غبار بی نظمی بر حوزه ننشیند

مرحوم حضرت آیت الله بروجردی(ره) معتقد بودند که حوزه علمیه باید از هر نظر منظم باشد، لذا برای اولین بار جمعی از علما را به عنوان هیات حاکمه تعیین کردند، تا اگر بی نظمی و خلاف اخلاق از طلبه ای مشاهده شود، به سراغ او بفرستند، نخست او را با نصیحت و موعظه از اشتباهش برگردانند و در صورت عدم تاثیر، شدت عمل به خرج دهند، حتی در صورت لزوم او را از قم اخراج کنند، تا گرد و غبار بی نظمی و بداخلاقی او بر دامان حوزه علمیه ننشیند.

در ابتدای سال تحصیلی، گاه اتفاق می افتاد که ایشان به خاطر کسالت، نمی توانستند درس را شروع کنند، ولی برای این که درس های حوزه نظم خود را پیدا کند، به ناچار، چند روز اول را به هر زحمت و مشقتی بود، درس می گفتند، تا چرخ های حوزه علمیه به گردش در آید و بعد به بستر می رفتند تا کسالتشان بر طرف گردد!

در زندگی داخلی و وضع خانه و بیرونی لباس و ظاهر خود نیز بسیار منظم و مرتب بودند.

8- حفظ کیان روحانیت

قرآن مجید، عزت را مخصوص خدا و پیامبر و مومنان می شمرد" وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ/مومنان حق ندارند این عزت الهی را با هیچ چیز مبادله کنند(منافقون/8)".

*تسلیم ناپذیری در برابر زر و زور

حضرت آیت الله بروجردی(ره) معتقد بود باید روحانی عزیز باشد، هرگز تن به ذلت ندهد و در برابر ارباب زر و زور سر تعظیم فرود نیاورد. اگر کسی خدمت ایشان می رسید و سهم امام هنگفتی هم می آورد، ولی شائبه تحقیر در آن بود، آن پول را نمی پذیرفتند. حتی نسبت به رجال و شخصیت های مملکتی معتقد بودند، وقتی به حضور مرجع اسلام می آیند، باید کمال ادب را داشته باشند. از این روی، هنگامی که یکی از  رجال معروف آن زمان، به خدمت ایشان آمده بود و روی سکویی که کمی از سطح مجلس بلندتر بود، نشست، حضرت استاد، وقتی این بی ادبی را از او دید، با ناراحتی فرموده بود"بنشین پائین"

9- مبارزه با عوام زدگی

عوام زدگی مصیبت بزرگ و آفت مهم برای «روحانیت» به خصوص «مرجعیت» است. مردان بزرگ هنگامی می توانند به وظیفه خود در مقام رهبری خلق عمل کنند که از عوام زدگی برکنار باشند و گرنه از اوج «رهبری» به حضیض «دنباله روی» از امیال و هوس های مردم سقوط خواهند کرد. سنت شکنی انبیای بزرگ، همچون نوح و ابراهیم و محمد (صلی الله علیه و آله) چهره ای از مبارزه با عوام زدگی است و تنهائی بسیاری از رهبران الهی در دوران عمر خود نیز به خاطر همین موضوع بوده است.

حضرت آیت الله بروجردی(ره) از کارهائی که به منظور جلب توجه عوام از بعضی سر می زد، سخت بیزار بود و هرگز به دنبال خوشایند عوام نبود.

*پیشوای عوام بود، نه دنباله رو عوام

ایشان پیشوای عوام بود، نه دنباله رو عوام. در این زمینه، کارهایی می کرد که شرح آن به درازا می کشد. حتی در مسائل مربوط به عزاداری امام حسین ( علیه السلام ) که گاه آلوده با کارهای خلاف از سوی عوام می شود و بعضی از افراد روی ملاحظات مختلفی حاضر نیستند تذکرات لازم را در این زمینه به عوام بدهند، آن مرد بزرگ، وظیفه خود را انجام می داد و در برابر انجام وظیفه، ملاحظه خوشایند عوام  را نمی کرد، حتی اگر با حرکات و سخنان نامودبانه ای از سوی آنان مواجه می شد.

در این زمینه، پیغام ایشان به بعضی از دسته های عزاداری قم، دائر به ترک کارهای ناروا  و جواب آنان که گفتند: ما در 364 روز سال مقلد شما هستیم، ولی در یک روز "روز عاشورا" مقلد شما نیستیم، معروف است.

10-نظافت و پاکیزگی

نظافت "نشانه ایمان"، "کلید محبوبیت" و "دلیل شخصیت" است، مخصوصا برای شخصیت های روحانی................................

برای ادامه مطلب به آدرس زیر مراجعه شود:

http://www.hawzahnews.com

http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/2689/وبگاه نسیم معرفت درخدمت شما