باچه کسانی رفیق وهمنشین باشیم
889 بازدید
تاریخ ارائه : 8/13/2014 4:24:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 به نام خدا

باچه کسانی رفیق وهمنشین باشیم ؟:

امام صادق(ع) از پيامبر (ص) نقل مي كند كه فرمود:

« الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلْ » ؛

آدمي بر دين و آيين دوست خويش است. بايد هريك از شما بنگرد با چه كسي دوستي مي كند. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۹۲)

اَلجَليسُ الصّالِحُ خَيرٌ مِنَ الوَحدَةِ، وَالوَحدَةُ خَيرٌ مِن جَليسِ السّوءِ؛

هم نشين خوب، از تنهايى بهتر است و تنهايى از هم نشين بد بهتر است

امالى طوسى، ج1، ص535، ح1162)
.

از جمله مسائلی که بسیارحائزاهمیت است مسئله معاشرت وهمنشینی ودوستی بادیگران است . زیرا که چه بسا سرنوشت انسان در گرو معاشرت ها وهمنشینی ها دگرگون می شود  . رفتار واعمال واخلاق دوست ورفیق وهمنشین بسیار تأثیر گذار است . یک دوست ممکن است موجب رشد وترقی وسعادت وهدایت ویا سبب انحطاط وتباهی وگمراهی وهلاکت وضلالت  انسان گردد. چنانکه رسول اکرم ص در حدیثی فرمود: المرء علی دین خلیله یعنی آدمی برطبق روش وطریقه وعقیده دوست خود می باشد(بحار ج74 ص192-   نهج الفصاحه حدیث 3077)

شعر

بابدان منشین که صحبت بد    آدمی زاده را پلید کند

آفتاب به این بلندی را       لکه ای ابر ناپدید کند

                                     شیخ اجلّ سعدی شیرازی

شعر

تاتوانی می گریز از یار بد     یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها ترا بر جان زند      یاربد برجان وبر ایمان زند

**سعدی در باب هشتم از گلستان می گوید: هر که با بدان نشیند نیکی نبیند.

ودر سوره فرقان آیه 27 آمده است : وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً وبه یاد آور روزی را (روز قیامت) که ظالم (ستم کننده به خود ودیگران) دست خویش را از شدت حسرت واندوه به دندان می گزد ومی گوید:ای کاش با رسول (رسولخدا ص) راهی برگزیده بودم.  *  ای وای برمن ای کاش فلانی (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نمی کردم  *    او مرا از یاد حق گمراه ساخت بعد از آنکه ذکر (قرآن و آگاهی وهدایت ) به سراغ من آمده بود وشیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است.

برای این آیات شأن نزولی نقل کرده اند که در عصر پیامبر اسلام ص دونفر به نام عُقبه  و اُبیّ  باهم دوست بودند .  هرزمان عُقبه از سفری می آمد غذایی ترتیب می داد واشراف قومش را دعوت می کرد ودر عین حال دوست می داشت که به محضر پیامبر ص برسد، هرچند اسلام را نپذیرفته بود.  روزی از سفر آمد وطبق معمول غذا تهیه کرد ودوستان را دعوت کرد و درضمن ازپیامبرص نیز دعوت نمود. هنگامی که سفره را گستردند وغذا حاضر شد پیامبرص فرمود: من از غذای تو نمی خورم تا شهادت به وحدانیت خدا ورسالت من بدهی . عقبه هم شهادتین را بر زبان جاری کرد. این خبر به گوش دوستش  اُبیّ  رسید گفت ای عُقبه از آئینت منحرف شدی؟! او گفت نه  به خدا سوگند که من منحرف نشدم ولی مردی برمن وارد شد که حاضر نبود از غذایم بخورد جز اینکه شهادتین بگویم. من از این شرم داشتم که او از سر سفره من برخیزد بی آنکه غذایی خورده باشد لذا شهادت دادم. اُبیّ (که از دوستان ناباب بوده) گفت من هرگز از تو راضی نمی شوم مگر اینکه در برابر او (محمد ص) بأیستی وسخت اورا توهین واهانت کنی. عقبه هم این کار را کرد ومرتد شد وسرانجام در جنگ بدر در صف کفار به هلاکت رسید ورفیقش اُبیّ هم در روز جنگ اُحُد به دَرَک  واصل شد.      تفسیر نمونه ج15 ص 69

شعر

ای بسا ابلیس آدم روی هست    پس به هر دستی نشاید داد دست

درحدیثی از رسولخداص آمده است که فرمود: حواریون(یاران خاص حضرت مسیح) به حضرت عیسی ع عرض کردند: ای روح الله ما با چه کسانی معاشرت کنیم؟  حضرت عیسی ع  فرمود: باکسی که  1- دیدارش شمارا به یاد خدا بیندازد{مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ} 2-سخنش ، علم و دانش شما را زیاد نماید{وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ} 3- کردار وعملش شمارا به آخرت تشویق وترغیب نماید.{وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏}                   تحف العقول بخش مواعظ النبی ص

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَى یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏

الکافی جلد ‏1، صفحه 39  باب صفة العلماء-

رسول خدا فرمود: حواریین بعیسى علیه السلام گفتند یا روح اللَّه با که بنشینیم فرمود: با کسى که‏

دیدارش شما را بیاد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زیاد کند و کردارش شما را بآخرت تشویق کند.

شعر

تواول بگو با کیان زیستی   که تا من بگویم که تو کیستی؟

همان قیمت آشنایان  تو       بود قیمت وارزش  جان تو

                                                       سعدی

شعر

جامه کعبه را که می بوسند     اونه از کِرم پیله نامی شد

با عزیزی نشست روزی چند    لاجَرَم همچنو  گرامی شد

                                                        سعدی

**شرایط یک  دوست از نظر امام صادق ع:

1-    اینکه ظاهر وباطنش برای تو یکسان باشد

2-    زینت وخوبی ترا  ، زینت وخوبی خود بداند وزشتی وبدی ترا ، زشتی خود بشمرد

3-ریاست ودارایی ، حال ورفتار وبرخوردش را نسبت به تو تغییر ندهد

4-    آنچه که توانایی دارد از تو دریغ وکوتاهی نکند

5-    هنگام بیچارگی و وحوادث سخت وناگوار  ترا رها نسازد

           اصول کافی ج4ص452 باترجمه  دانشمند مرحوم حاج سید جواد مصطفوی

شعر

دوست آن است که گیر دست دوست     در پریشان حالی  ودرماندگی

دوستدارتان سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی