اهمیت تربیت وپرورش
45 بازدید
تاریخ ارائه : 8/11/2014 6:56:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

به نام خدا

اهمیت تربیت وپرورش:

تربیت وپرورش یک اصل در عالم خلقت است وبه خداوند متعال ، ربّ العالمین  گفته می شود  چونکه همه هستی وهمه مخلوقات الهی تحت ربوبیت پروردگار عالم است .هر انسانی که متولد می شود وهرگیاهی که می روید وهر موجودی که از کتم عدم به نور وجود ،ظهور می یابد از ابتدا تا انتها در سایه ربوبیت وتربیت وپرورش پروردگار عالم می باشد. اوهرموجودی را به بهترین وجه می پروراند وهرچیزی که برای کمالش لازم است در او قرار داده است الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ  سوره سجده آیه 7 انسان یکی از پیچیده ترین موجودات عالم است که اهمیت او به همین پیچیدگی ها وابعاد واستعداد های مختلف داشتن است . الکسس کارل  می گوید انسان موجود ناشناخته ای است  وبعضی از دانشمندان نیزابعاد پنجگانه ای برای آدمی ذکر کرده اند که استاد شهیدمرتضی مطهری در کتاب تعلیم وتربیت ص42 به آن ها اشاره کرده است که  عبارتند از : 1-استعداد عقلی وعلمی(استعداد حقیقت جویی) 2-استعداد اخلاقی(وجدان اخلاقی) 3- استعداد دینی 4- استعداد هنری وذوقی یا بُعد زیبایی طلبی 5- استعداد خلاقیت وابتکار. شایسته است که آدمی در حد توان وامکان این استعدادهارا  شکوفا کرده وبه کمال خویش دست یابد.  خداوند در هرموجودی برای سیربه سوی کمال خود ، هرآنچه که نیاز داشته ، عطا فرموده است. آدمی که شاهکار عالم آفرینش می باشد از این خصوصیت برخوردار است که پروردگار عالم همه راه های خوب وبد را از طریق عقل  وفطرت و وجدان ونبوت به او نمایانده است وانسان در این میان یا سپاسگزار الهی خواهد بود ودر طریق هدایت وبندگی خداوند گام برمی دارد ویا ناسپاس گشته و راه انحراف وطغیان وعصیان وسرپیچی از فرامین الهی را خواهد پیمود(انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا سوره الأنسان آیه 3) ودر پیمودن راه هدایت وضلالت دارای اختیار وآزادی می باشد وجبری درکار نخواهد بود واز طریق عقل ونقل حجت براو تمام گشته وهیچ عذر و بهانه ای برای فرار از مسؤلیت از او پذیرفته نیست البته باید به این نکته توجه داشت که  انسان ها برفطرت پاک آفریده شده واین یک اصل در آفرینش انسان است و کفر وطغیان وسرکشی برخلاف فطرت آدمی می باشد. فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ   روی بیاور، با همان فطرت الهی که مردم را بر آن آفریده است; برای خلقت خدا هیچ گونه تبدیلی نیست، این است دین راست و درست ولی بیشتر مردم نمی دانند (سوره روم آیه 30)  متأسفانه محیط های فاسد وآموزش های انحرافی  وبرخی دیگر از عوامل باعث می شوند که انسان از خط اصیل فطرت وطریق مستقیم هدایت خارج شده وبه گمراهی وهلاکت دچار گردد.  نقل است که  یکی ازمسلمانان در باره رخدادهای یکی ازجنگ های آن زمان  به پیامبر اسلام گزارش می داد که ما به بت پرستان حمله کردیم وپیروز شدیم وآنها را عقب راندیم وبه بچه ای رسیدیم واورا کشتیم  پیامبر گرامی  سخت متأثر شد ونهی کرد . گفتند یا رسول الله این بچه از اولاد بت پرست وکافر است .پیامبر ص فرمود:

ألا لا تَقْتُلوا ذُرِّيَّةً ، كُلُّ مَولودٍ يُولَدُ على الفِطرَةِ ، فما يَزالُ علَيها حتّى يُعْرِبَ عَنها لِسانُهُ ، فأبَواهُ يُهَوِّدانِهِ أو يُنَصِّرانِهِ أو يُمَجِّسانِهِ

هان! نسل كشى مكنيد، هر مولودى بر اساس فطرت خدا جویی (توحيد) به دنيا مى آيد و پيوسته بر آن است تا آن كه زبانش از آن پرده بر مى دارد، اما پدر و مادرش( یا عوامل دیگر) او را يهودى يا نصرانى و يا مجوسى بار مى آورند

كنز العمّال : 11730 . .

انسان باید هم در تربیت خود بکوشد واستعدادهای الهی را در درون خود شکوفا نماید وهم در تربیت جامعه وفرزندان که بخشی از جامعه می باشد کوشا باشد. همه افراد بشر نسبت به خود ومحیطی که در آن زندگی می کنند ونیز نسبت به فرزندان خود مسؤلیت دارند. متأسفانه عده ای که اکثری را تشکیل می دهند در هر سه مرحله ناموفق بلکه مردود هستند. نه در فکر اصلاح خود هستند  ونه دراندیشه اصلاح جامعه وفرزندان خود. زندگی شان در ظلمت تلاش های مادی سپری  می گردد وچراغ فطرت ومعرفتشان خاموش است واز سرمایه های اصیل انسانی والهی همانند عمر وعقل وایمان ومعرفت وبندگی        وفرامین آسمانی و...غفلت نموده وغافلانه در چراگاه عالم ماده به چرا مشغولند     آیه 179 از سوره اعراف  حال این دسته از مردم را بیان می فرماید: لهم قُلُوبٌ لا يَفْقَهُون بهَا وَ لهم أَعْينٌ لا يُبْصِرُونَ بهَا وَ لهم ءَاذَانٌ لا يَسمَعُونَ بهَا أُولَئك كالاَنْعَمِ بَلْ هُمْ أَضلُّ أُولَئك هُمُ الْغَفِلُون دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند، و چشمانى دارند كه با آنها نمى‏بينند، و گوشهايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند. آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ ترند. [آرى،] آنها همان غافل‏ماندگانند

ترا به گنگره عرش می زنند صفیر            ندانمت که دراین دامگه چه افتاده است

حافظ      

دوستدارتان سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجانی