چرا آيت الله بروجردي درباره اعدام نوّاب صفوي و همرزمانش توسط شاه کاري نکرد ؟!
19 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

نتيجه تصويري براي نواب صفوي



*** چرا آيت الله بروجردي درباره اعدام نوّاب صفوي و همرزمانش توسط شاه کاري نکرد ؟!



به نام خدا


سؤال : حاج آقا سلام عليکم .  سؤالي دارم که ممنون ميشم اگر لطف کنيد جواب دهيد . چرا آيت الله بروجردي در باره اعدام نوّاب صفوي و... توسط شاه کاري نکرد ؟!! . و آيا آيت الله بروجردي چنين حرفي زده است که : شاه بايد حکومت کند و شما عمامه به سرها مالِ حکومت نيستيد ؟!!


پاسخ :


عليکم السلام


البته اوّلا بايد بدانيم که شايعات و دروغ پردازي ها راجع به بزرگان و مراجع از قديم الأَيّام تا حالا بوده است مخصوصا اينکه گاهي برخي از بزرگان که احتياط هايي در امور سياسي و حکومتي داشتند زمينه و سبب برخي از اين شايعات و يا مُزخرفات و اباطيل مي شد . مرحوم آيت الله بروجردي از بزرگاني بود که هم در مَباحِث فقهي و حديثي و رجالي ديدگاه هاي خاصّي داشته و هم در مسائل سياسي و ورود روحانيّت و علماء  به عرصه سياست و حکومت و مُبارزه با رژيم شاه ملاحظاتي داشته است . ايشان طبق ديدگاه و اطلاعات و پيش بيني هاي خويش و نيز شرائط حاکم بر آن زمان معتقد بودند که مبارزه و تقابل با شاه (محمد رضا شاه پَهلَوِي) و ايجاد حکومتي که روحانيّت سرکار باشد به صلاح نيست چون  به نظرش مي آمد که بر اساس سير تاريخي از زمان حضرت آدم (ع) تا زمان خاتم (ص) و از خاتم (ص) تا زمان و عصر مُعَظَّمُُ لَه اکثر کساني که حکومت بر مردم داشتند افراد ظالم و ستمگر و مُستکبِر و طاغوت بودند که از راه زر و زور و تزوير و به عبارت ديگر از طريق تيغ و طلا و تسبيح بر گُرده مردم سوار بودند و ظلم و ستم و خونريزي مي کردند و در آيه 34 از سوره نَمل در باره پادشاهان ستمگر و مُفسِد چنين آمده است : إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ .يعني : «همانا هنگامي که مُلوک و پادشاهان به قريه و منطقه‌ و شهر و دياري وارد شوند و هجوم ببرند ، آنجا را به تباهى  و فساد مى‌كشند و عزيزان آن جا را خوار و ذليل مى‌كنند و اين ، سيره‌ و  روشِ هميشگى آنان است.» در اين دوران طولاني و سير تاريخي جز موارد اندک ، مَجالي براي حاکميت صالحين و شايستگان بوجود نيامد و در قرآن کريم هم آيات زيادي وجود دارد که انبياء (عليهم السلام) در برابر ستمگران و مُلحدين و طواغيت مقابله فکري و فرهنگي و گاهي هم برخورد نظامي مي کردند ولي از ميان انبياء و صُلَحاء بجز حضرت سليمان (ع) و حضرت داود (ع) و جناب طالوت (ع) و نيز از ميان حضرات معصومين (عَلَيهِمُ السَّلامُ) بجز حضرت اميرالمؤمنين عليّ بن ابيطالب (عَلَيهِ السَّلامُ) کسي به حکومتِ ظاهري نرسيد .  لذا با توجه به اين مسائل ، نظر آيت الله بروجردي در عصر خودش اين بود  که روحانيت و علماء آمادگي و شرايط تشکيل حکومت اسلامي را ندارند نه اينکه هرگز و هيچگاه و لو زمينه هم فراهم باشد تشکيل حکومت اسلامي را ممنوع کرده باشند!!! . آيت الله محمد علي گرامي که از مراجع فعلي تقليد و از شاگردان آيت الله بروجردي است در اين رابطه مي گويد : [ «مرحوم آيت‌الله بروجردي به لحاظ نظري ولايت فقيه را قبول داشت و حتي در آخِر عمر تدريس «کِتاب‌ُالقَضا» را براي اثبات اين مسئله شروع کرد که متاسفانه به پايان نرسيد. ايشان مي‌فرمود: احساس وظيفه مي‌کنم که بحث قضا را مطرح کنم. بسيار هم نگران بود که نکند نتواند اين بحث را تمام کند، مُنتها ايشان در آن بُرهه معتقد بود به فرض هم که روحانيت حکومت را در دست بگيرد ، کسي را براي اداره امور ندارد . در جمعي عده‌اي به ايشان اصرار مي‌کنند و ايشان مي‌گويد : «حکومت را از شاه بگيرم ، به دست چه کسي بدهم؟!!!» ] آيت الله بروجردي در عين حال هيجگاه موافق با ظلم و ستم و جنايات شاه و  دستگاه فاسد او نبود و در واقع و باطنا شاه را قبول نداشت ولي مبارزه و اقدامات عَلني با شاه را که مُتکي به قدرت آمريکا و برخي از قدرت ها بود و به حَسَب ظاهر خيلي قدرت داشت  و قدرتِ اول  منطقه نيز بود ،  باور و قبول نداشت و به اصطلاح طلبگي مي گفت : نکن که نميشه !! و به قول شاعر : مُشت هرگز کي برآيد با دَرَفش ؟!! 

و امّا در رابطه با سيد مجتبي مير لَوحي معروف به  نوّاب صفوي بايد عرض کنم که طبق نظام فکري سياسي آيت الله بروجردي که عرض شد و ممکن است که ديدگاه سياسي ايشان از سوي صاحبنظران مورد مداقّه و نقد قرار گيرد ، ايشان مخالفِ اقدامات امثال نوّاب صفوي در برابر شاه بودند زيرا که مُعَظَّمُُ لَه رسالت خود را در حفظ  کيان اسلام  و حوزه هاي علميه مي دانست  و احتمال زياد مي داد که با ورود روحانيّت و علماء و طلابي  همانند نوّاب صفوي در عرصه مقابله با شاه و عکس العمل شاه که به قدرتش مغرور بود ، روحانيّت و اسلام  و علماء و حوزه هاي علميه  در خطر قرار مي گيرند . با توجه به مطالب پيش گفته مي توان بدست آورد که ايشان موافق با اقدامات  و تحرّکات انقلابي نوّاب صفوي نبوده است  ولي معنايش آن چيزي نبود و نيست که  متأسفانه برخي ها به دروغ به مرحوم آيت الله بروجردي نسبت مي دهند . بر اساس اَسناد و مدارکي که وجود دارد  حتي مرحوم آيت الله بروجردي در باره نجات نوّاب صفوي  و واسطه گري در اين باره  نامه اي براي شاه داده بود . نامه به تهران مي رسد ولي در اين هنگام شاه به پيست اِسکي آبعلي رفته بود . در آنجا نامه آيت الله بروجردي را به دست محمد رضا شاه مي رسانند ولي او خيانت کرد و به نامه ايشان توجه نکرد و حتي از تَفَرُّجگاه و محلّ تفريح خود که در اطراف تهران بود دستور داد و گفت که نوّاب صفوي را زود اعدام بکنيد و بگوييد نامه (نامه آيت الله بروجردي) بعداً به دست من رسيده است . بعد از دستور شاه ، در بامداد 27 آبان 1334 «ه.ش» حُکم ننگين و ظالمانه اِعدام در باره  نوّاب صَفَوي و همرزمانش مُظفَّر ذُوالقدر و خليل طَهماسبي و سیّد محمد واحدي (فدائیان اسلام) به اجرا در آمد و اين عزيزان مظلومانه به شهادت رسيدند .


** آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي


**************************************


*** آياآيت الله بروجردي مطلقامخالف نظام وحکومت ديني بوده است؟!!!+آيت الله سيد اصغرسعادت ميرقديم لاهيجي+http://saadatmirghadim.mihanblog.com/post/535 .


*** گفت‌وگو با حضرت آيت‌الله امام خامنه‌اي درباره شخصيت شهيدنوّاب صفوی+https://www.isna.ir/news/92102816215/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88- .


*** آیا تشکیل حکومت اسلامی جائز است؟(اشکال و جواب)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=14302 .+پایگاه اندیشوران حوزه+کلیک کنید .



*************************************************

*** موضوعات و عناوين اخلاقي و تربيتي و اجتماعي و اعتقادي و حديثي+پايگاه انديشوران حوزه+آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي


*** عناوين و موضوعات اخلاقي،تربيتي ، اجتماعي، سياسي...+وبلاگ نسيم معرفت+آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي