نقدی بر سخنانِ ناصوابِ آیت الله سید کمال حیدری ...
190 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


Related image


** نقدی بر سخنانِ ناصوابِ آیت الله سید کمال حیدری ...


به نام خدا


یکی از برادران فاضل و ارجمند (جناب آقای مهدی زاده  صومعه سرایی ) در تاریخ سوم مرداد 1398  در شبکه اجتماعی «واتساپ»  کلیپی از سخنان آیت الله  سید کمال حیدری برایم ارسال نمود و در خواست کرد که نظرم را در باره حرف های ایشان بیان نمایم . کلیپ را گوش کردم و در جواب چنین نگاشتم :

محور اصلی سخنان آیت الله سید کمال حیدری در این کلیپ  تحت عنوان «ضرورت تفکیک بین خود دین  و فهم و برداشت و قرائت از دین» است  و تمام تلاش و سعی ایشان با بیانات و مثال های مختلف در این است  که به دیگران بفهماند که حقیقت دین با ویژگی های سه گانه ای  (1- دین ثابت است 2- دین واحد است 3- دین مقدس است) که دارد غیر از  فهم دینی فقهاء و علماء است زیرا که فهم و قرائت و برداشت  دینی اوّلا ثابت نیست بلکه متغیر است و ثانیا واحد نیست بلکه مختلف است و ثالثا مقدس نیست چون فهم دینی خود دین و عین دین نیست !  لذا  او معتقد است که اصل و حقیقت دین با این سه ویژگی مقدس است و در لوح محفوظ یا در قلب خاتم الأَنبیاء (صَلَّی اللهُ  عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) یا  خاتم الأَوصیاء (ع)  قرار دارد و  برای غیر از معصومین (عَلَیهِمُ السَّلامُ) دست یافتنی نمی باشد  و اما فهم و برداشت  و استنباط و نظر دینی که فقهاء و مراجع و علماء دارند به علت اینکه  در معرض  اختلاف آراء و اَنظار قرار دارد و خصوصیات ثلاثه حقیقتِ دین را دارا نیست ، اولا این برداشت ها و استنباط ها و قرائت ها و فهم ها  دین نیستند و ثانیا  مقدس نمی باشند و می توان به مراجع و فقهاء و علماء و فهم ها و برداشت ها و استنباط هایشان از دین (فهم دینی) نقد و اشکال و ایراد گرفت  و مسلّمات و ضروریات و خط قرمزی هم وجود ندارد  چون  نظرات و برداشت هایشان (فهم دینی شان ) دین نیست  تا مقدس باشد و به عبارت دیگر  نقد مراجع و فقهاء ، نقد دین نیست بلکه نقدِ فهم دینی است و فهم دینی هم گوناگون است و اگر فهم دینی همان دین باشد لازمه اش تعارض و یا تناقض در دین است چون فهم ها مختلف و گاهی متعارض و متناقض می باشد  .  تا اینجا محصول سخنان آیت الله سید کمال حیدری بود .

ضمن قدر دانی و ارج نهادن به خدمات فرهنگی آیت الله سید کمال حیدری که سال ها در شبکه جهانی و برون مرزی «اَلکَوثر» به ترویج معارف اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) و روشنگری در باب حقانیت تشیع و هدایت مخاطبین در سطح جهانی اشتغال داشته  و  با توجه به برخی اظهارات ناصحیحی که مکرّرا  به بنان و بیان  و به عربی و به فارسی از ایشان مشاهده شده است  آنچه که می توان به ایشان گفت این است که  به نظر می رسد که آیت الله سید کمال حیدری  در سخنانشان در کلیپ مذکور و مانند آن  دچار اشتباهات و مُغالطات  عدیده ای شدند : 

اوّلا اینکه گرچه ایشان در این کلیپ خصوصیات ثلاثه ای برای دین بیان  نمودند ولی تعریفی لُغوی و اصطلاحی از دین  بیان نکردند که عدم تعریف از دین می تواند مشکل ساز باشد و منتهی به نتایج نامقبول گردد  .  دین در لغت به معنای  حُکم ، قضا ، اطاعت و جزا و روش و طریق و راه  و رسم و  قانون و  مذهب و شریعت آمده است و در تعریف دینِ مطلق و مطلقِ دین ها  می توان  چنین گفت که : هر باور و اعتقاد و التزامی که به جهت الهی و یا غیر الهی برای انسان مقدس و قابل احترام و تعظیم باشد به آن دین گفته می شود  و در تعریف دینِ حق الهی می توان چنین گفت :  دین الهی عبارت است از مجموعه ای از تعالیم اعمّ از تعالیم اعتقادی و عملی که از طرف خداوند بواسطه پیامبران و جانشینان آنها جهت کمال و سعادت و خوشبختی انسان ها در دنیا و آخرت آورده شده است و دین اسلام و آیین محمدی (صَلَّی اللهُ  عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  نیز مجموعه ای از این تعالیم نورانی است که در کتاب یعنی قرآن کریم و سنت و روایات و سیره معتبره معصومین (ع)  متبلور و جلوه گر است و چنین دینی با عنایات و هدایت های حضرت ولیّعصر امام زمان (ع) در اختیار و در دسترس مسلمین است  و علماء و فقهاء و مراجع در محدوده و پیرامون این دین خدمت می کنند و اظهار نظر می نمایند .

ثانیا با خصوصیات سه گانه ای که برای دین ذکر کردند نتیجه گرفتند که چنین دینی را فقط  پیامبر (ص) و ائمه معصومین  (ع)  می دانند و دارا  هستند و دیگران از اصل و حقیقت دین برخوردار نیستند و حقیقت دین را نمی دانند و فهم و استنباط علماء و فقهاء و مراجع  از دین ، خودِ دین نیست  پس هیچ کسی به غیر از چهارده معصوم (ع) از دین چیزی نمی دانند  و دارای حقیقت دین نیستند  چون دین با آن خصوصیات ثلاثه  قابل دسترسی نیست !!!   پس طبق این بیانی که آیت الله سید کمال حیدری از دین ارائه نمودند باید گفت که  معاذالله حتما  خود ایشان بر اساس سخن خود ، بویی  از اصل دین و حقیقت دین نبردند و هر چه که  در باب  دین و قرآن و اسلام می گویند و اظهار نظر می کنند  نامعتبر و نامقدس و به اصطلاح خودش غیر دین می باشد  و معاذالله  همه آنچه را که  تا حال  پس از  ده ها سال  از بزرگان  و اساتید  خود در حوزه های علمیه  و نیز از ناحیه  تحقیقات در باره  اسلام و قرآن و اهل بیت (ع)  بدست آوردند همه آنها  نامقدس و نامعتبر و قابل نقد و اشکال و رد و طرد است !!! و بعید است که خود ایشان به لوازم فاسده کلام و سخنشان ملتزم باشند  و متاسفانه  ایشان  پا را فراتر گذاشتند و  بر خلاف وجدان  و واقع در لابلای سخنان خود  چنین گفتند که :  اصلا ضروریات و مسلّمات  و خط قرمزی وجود ندارد و میدان کاملا باز و باز است و آزادی کامل حکمفرماست و در دین ما نیز محدودیتی نیست  و هر کس هر چه بخواهد می تواند اظهار نظر نماید و نباید مؤاخذه گردد اگر چه نظرش الحادی و کفر باشد و اگر چه ضروریات و مسلّمات دین را عمدا و آگاهانه  انکار کند   و شواهد و مثال هایی از آیات قرآن کریم می آورد که انسان باید در مقام اعتراض و اشکال ، آزاد باشد  .  البته قول ایشان باطل و فاسد و خطرناک است و صدها مفسده در پی دارد و برداشت هایی هم  که  از این مثال ها داشتند نادرست است و بعدا به آن اشاره خواهیم کرد  !!!

ثالثا ایشان پنداشتند  که  برداشت ها  و استنباط ها و نظراتی که فقهاء  و مراجع و علماءِ ما  در باب دین  و احکام الله  دارند  بطور مستقل و بدون توجه  به اصل دین و حقیقت دین است  لذا  می گوید که  فهم دینی فقهاء ، خودِ دین و عین دین نیست  و مقدس نمی باشد  و  قابل اشکال و اعتراض است  و کسی نباید از این بابت مورد مؤاخذه و یا حصر قرار گیرد . البته همه می دانند و می پذیرند که  اشکال های عالمانه و حساب شده  و بر اساس سند و منبع و استدلال  جای هیچ نگرانی و اشکال نیست ولی بیانات آیت الله سید کمال حیدری در واقع به قداست شکنی و حرمت شکنی بر می گردد به این معنا که اگر کسی بیاید در برابر نظر فقهاء سخنی بگوید که حتی اگر بوی کفر و الحاد و انکار معاد و خدا  داشته باشد و یا حتی اگر صریحا با هر نیتی  در برابر مسلّمات و ضروریات دین و یا ضروریات و مسلمات تاریخی مثل فدک و غدیر و غیره  اظهار نظر کند  اشکالی ندارد و نباید چنین فردی را مؤاخذه کرد  و به اصطلاح عوامانه  لا اِکراهَ فِی الدِّین  و همه آزادند و هر جور بخواهند می توانند اظهار نظر نمایند و بعد بطور مُغالطه آمیز  مثال هایی از قرآن ذکر می کند که شیطان در برابر خداوند متعال ایستاد و کفر و عصیان ورزید و از دستور الهی مبنی بر سجده کردن بر آدم (ع) سرپیچی نمود و  در برابر حضرت آدم (ع) که خلیفة الله بود استکبار و کبر ورزید و سجده و کُرنش نکرد  که در آیه 34 از سوره بقره چنین آمده است : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى‌ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ‌ . و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد، همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد و تكبّر كرد و از كافران گرديد . و شیطان گفت که همه مردم را گمراه خواهم کرد مگر مُخلَصین را  و خداوند هم  با این حال به او مهلت داد و حتی ابزارها و امکاناتی در اختیار او گذاشت !!  و شیطان را  اعدام و نابود نکرد و یا مثال انتخاب خلیفه الهی  (حضرت آدم «ع» و شایستگان خلافت الهی )  در زمین را بیان می کند که خداوند به فرشتگان فرمود : وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً : و به یاد آر وقتی که پروردگارت به فرشتگان  فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت (آیه 30 از سوره بقره)  و بعد فرشتگان اعتراض و اشکال کردند و گفتند : قالُوا أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ .  آيا كسى را در زمين قرار مى‌دهى كه در آن فساد كند و  خونریزی نماید؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى‌كنيم . و خداوند نفرمود  اشکال و اعتراض نکنید بلکه فرمود : قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ‌ . همانا من چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد . (آیه 30 از سوره بقره) . به نظر می رسد این مثال ها و شواهد ذکر شده  نیز مغالطه آمیز است زیرا اوّلا ماجرای تعامل و برخورد خداوند با شیطان بر اساس علم و حکمت بالغه الهی به خود خداوند متعال بر می گردد و به او مربوط می شود  و ما نمی توانیم این قضیه را تعمیم دهیم و بگوییم که اگر کسی در هر شرایطی و با هر نیتی اگر چه همراه با صد توطئه باشد و بخواهد دین و اصول دین را انکار و تخریب کند  با او برخوردی نشود و ادعا کنیم که دین ما خواهان آزادی است !  . آیا ایشان آیات دیگری که دستور جنگ و قتال و مبارزه و برخورد با معاندین و کفار و منافقین و مرتدّین را داده است مشاهده نفرموده است ؟!!   و ثانیا در رابطه با ماجرای تعیین و جعل خلیفة الله ،  اعتراض فرشتگان از نوع اعتراض گستاخانه و بی ادبانه در محضر پروردگار نبوده است بلکه از کلمات و سخنان فرشتگان در آن ماجرا بر می آید که می خواستند به خدا  عرض کنند که ما سزاوارتر بر تقدیس و تسبیح و تحمید  تو هستیم و از بنی آدم خیلی نمی توان انتظار تقدیس و تسبیح و تحمید  داشت بلکه ما به اندازه علم خود می فهمیم که بنی آدم اهل خونریزی و فساد هستند . پس معلوم شد که همین مثال هایی که آیت الله سید کمال حیدری از آیات قرآن کریم ذکر کرده است در واقع  قیاس مع الفارق می باشد  و  برداشت هایی که از آن ها کرده درست نیست .  باید به امثال آیت الله سید کمال حیدری گفته شود که  هیچ فقیه متعهدی  در هیچ عصری از اعصار از پیش خود  استنباط و اظهار نظری نداشته و ندارد بلکه بر اساس چهارچوبی که شرع و اهل بیت (ع) بیان فرمودند (یعنی طبق چهارچوب مشروع و شرعی) و نیز برای دسترسی و دستیابی به حکم الله واقعی و در مسیر حقیقت و اصل دین به اجتهاد و استنباط  می پردازند اگر چه گاهی نظرشان مُصیب و مطابق با حکم الله واقعی است و گاهی هم نظرشان خطا و مطابق با واقع نمی باشد  که در  روایت نَبَوی (ص) از طریق عامّه و اهل سنت که این حدیث مقبول علمای شیعه نیز هست  آمده است : «لِلمُصیبِ اَجرانِ وَ لِلمُخطِئِی اَجرُُ واحِدُُ» - «مَنِ اجتَهَدَ فَأَصابَ فَلَهُ أَجرانِ وَ مَن أَخطَأَ فَلَهُ أَجرُُ واحِدٌ» . پس فهم و استنباط دینی فقهاء و مراجع ما در عصر غیبت (با عنایات حضرت ولیعصر «عج») و در چارچوبی که خدا و رسول (ص) و اهل بیتش (ع) معین کردند متضاد و معارِض با دین نیست و تعارض و تناقضی هم در دین ایجاد نمی کند و چه بسا خود دین و حکم الله واقعی و یا از دین  و در دایره و مسیر دین است (دقت شود) و به عبارت دیگر نظرات و آراء مختلفه فقهاء در دایره دین است نه خارج از دین تا نامعتبر و نامقدس باشد !! .  و اگر در عصر غیبت  به علل مختلفه ای ، فقهاء ما  آراء و نظرات گوناگون در باره مسئله ای از مسائل دینی دادند و یا می دهند در این صورت هم  لاجَرَم قول آن کسی که اعلم و داناتر است  ، به اصل و حقیقت دین و به صواب و  واقع نزدیک تر است  و قطعا  نظر اَعلم از میان اقوال گوناگون ،  در مسیر و در راستای دین و یا خود دین است و این نظر نیز مقدّس و حتی لازِمُ العمل و الاجراء می باشد  و تعارض  و تناقضی هم در دین بوجود نمی آید بلکه لازمه عصر غیبت و موانعی که وجود دارد اقتضاء می کند که بر اساس دستورات اهل بیت (ع) و طبق  قواعد و ضوابط مشروع ، اجتهاد شود و اقوال گوناگون وجود داشته باشد و همه این اقوال نیز در مسیر یافتن حکم الله واقعی است که اگر موانع و حجاب های عصر غیبت برداشته شود قول و نظر درست از میان همین اقوال و آراء مختلفه آشکار می شود و  بحمدالله بر اساس قاعده لطف و توجهات حضرت ولیّعصر (ع) و جهاد و اجتهاد فقهاء  سیر اجتهادی و فقاهتی فقهاء و علماء ما از قرون گذشته تا حال  در مسیر دین شکوفاتر و بالنده تر و دقیق تر و به واقع نزدیک تر شده است   .

رابعا  در همه مکاتب از جمله اسلام یک سری مسلّمات و ضروریات وجود دارد و اثبات این مسئله نیاز به دلیل و برهان ندارد و با کمی تامل و درنگ  می توان به این مطلب واقف شد .  از قضا موارد قابل توجهی از احکام الله در اسلام از ضروریات و مسلّمات است و انکار عمدی و آگاهانه در برابر آن ها موجب کفر و الحاد و ارتداد است .  مثل اصل وجوب حج  و خمس و صوم و زکات و صلوة و حجاب و ...  و نیز بسیاری از استنباط های فقهاء به هم نزدیک و مشترک هستند و اگر غیر از این بود و اگر خدای ناکرده استنباط هایشان غیر مقدّس و نامعتبر و بیگانه و خارج از دین بود هیچگاه اهل بیت (ع) مردم را به فقهاء  و فقیهان متعهّد ارجاع نمی دادند زیرا که خلاف مقصود ایمه معصومین (عَلَیهِمُ السَّلامُ) حاصل می شد  و  چه بسا جامعه تشیع و  حتی مسلمین  بطور کلی نابود و ریشه کن می شدند  چون به قول آیت الله سید کمال حیدری ، فهم دینی فقهاء و مراجع  وقتی خودِ دین و عینِ دین نیست و نامعتبر و نامقدس  باشد  معلوم است که چه بلایی بر سر تشیع و مسلمین خواهد آمد  و به نظر می رسد که خود ایشان به صدها تالی فاسدِ گفتار خود توجه ندارد و نمی داند که اگر این  سخنان و حرف هایش در جوامع و بلاد اسلامی جا بگیرد چه بلاهایی بر سر مسلمین خواهد آمد  . اختلاف  آراء و  اقوال گوناگون فقهاء در یک مسئله  شرعی و دینی حاکی از آن  است که آن بزرگواران با تمام اخلاصشان و با تمام وجودشان دنبال اصل دین و حقیقت دین با همان ویژگی های ثلاثه که آیت الله سید کمال حیدری برای حقیقت دین بیان کردند ، هستند  و اگر موانع و حاجب های عصرِ غیبت برداشته شود اصل حکم دینی از میان همین اقوال مختلفه  معلوم و مکشوف خواهد شد .  پس مشکل با این بزرگواران از فقهاء و مراجع عظام  نیست بلکه مشکل و گرفتاری و مصیبت از ناحیه  ستمگران و مستکبرین و طواغیت  است که موجب محرومیت های بسیار و مانع کشف حقایق و مانع و سدّ راه برکات شدند  .  در تاریخ اسلام و مسلمین  ثبت است  که چقدر از منابع ارزشمند  ما را نابود کردند . کتاب  آیت الله علامه شهید مطهری  در باره کتابسوزی ایران و مصر  بسیار گویای این حقیقت تلخ  و جانکاه  است  که عرض شد و گفتیم  که مستکبرین  از همه  جهات به ما  ضربه زدند و فقهای عزیز ما  در طول قرون  و اعصار چه خون دل ها خوردند تا منابع حدیثی و فقهی را تجمیع و تبویب نمایند .   پس باید بدانیم که  فهم  و استنباط دینی فقهاء و علماء و مراجع  در چار چوبِ شرعی و مشروع  و با لحاظ عنایات امام زمان «عج»  و اهل بیت  (عَلَیهِمُ السَّلامُ)  از دین و در دایره دین و مقدس و معتبر  است نه غیر دین و نه غیر مقدس و غیر معتبر  !!

خامسا  اسلام و دین با آن ویژگی ها و خصوصیات سه گانه ای  که آیت الله سید کمال حیدری توصیف نمودند و گفتند که فقط چهارده معصوم (ع)  واجد و آگاه به آن است و دیگران را راهی و دسترسی ای به  حقیقت و اصل  دین نیست چنین دینی که قابل دسترسی و دستیابی نباشد چگونه تضمین کننده  کمال و سعادت و خوشبختی و عزت و فلاح و  رستگاری بشر در دنیا و آخرت است؟!! دینی قابل پیروی و عمل و دفاع  است که پیروانش بتوانند آن را در کنار خود احساس و شهود و تعقل کنند و هر کسی به اندازه خود از آن بهره مند شود  و دینی که هرگز بجز برای چهارده معصوم (ع)  دست یافتنی نباشد و فقط در لوح محفوظ و یا فقط در قلب خاتم انبیاء (ص) و خاتم اوصیاء (ع) باشد چگونه می توان تا پای شهادت برای آن مجاهدت  و فداکاری نمود ؟!! ما از آیت الله سید کمال حیدری سؤال و پرسش می کنیم که آیا آنچه از احکام الله و مسائل شرعی (که در واقع بخشی از دین هستند نه همه دین)  که از طریق استنباط ها و برداشت های شرعی فقهاء از منابع دینی (کتاب -سنت - اجماع - عقل) حاصل شده است و تحت عنوان رساله های عملیه در اختیار مسلمین است  آیا  جزو  دین است یا غیر دین؟!  آیا رساله های عملیه فقهاء و مراجع که مسلمین با نیت پاک و از روی التزام شرعی به آن عمل می کنند و دنبال می نمایند از دین است یا خارج از دین ؟!!  آیا این رساله های عملیه  مقدس و معتبرند  یا نامقدس و نامعتبر ؟!  اگر بر طبق سخنان آیت الله سید کمال حیدری داوری شود باید گفت که همه مسائل شرعیه ای که در این رساله های عملیه آمده است چون قرائت ها و برداشت ها و فهم های فقیهانه فقهاء هست  و در معرض اختلاف آراء و اقوال است  لذا نه دین است  و نه از دین است و نمی تواند مقدس باشد و می توان آن ها را رد کرد و کنار گذاشت و باب اجتهاد و تقلید هم باید بسته شود چون هر کس می تواند هر جوری که خواسته باشد اظهار نظر کند و نیازی به التزام مسلمین به رساله های عملیه و مراجع و فقهاء نیست ؟!  خداوند انسانها را آزاد آفریده و همه حق آزادی دارند و اگر کسی بخواهد عمدا و آگاهانه حتی مسلّمات و ضروریات اسلام و دین را  زیر سؤال ببرد و اشکال و اعتراض و  انکار نماید  آزاد است و باید جواب علمی به  او داد  و کسی نباید کاری به او داشته باشد و نباید مورد مؤاخذه و حصر و غیره قرار گیرد !! البته باید به ایشان گفت که همه ما می دانیم که اسلام و دین و قرآن و اهل بیت (ع) اهل منطق و استدلال و دلیل است  و لذا ایمه معصومین (ع) در برابر مُلحدین و منکرین  مثل دیصانی ها و ابن ابی العَوجاها  با سلاح علم و برهان و عقل  مقابله می کردند ولی اگر حکومت و اقتدار در دست اهل بیت (ع) بود  در برابر منکرین و ملحدین و مُغرِضین فتنه گر می ایستادند و برخورد قاطعانه می کردند . کسی  که عمری سر سفره فقه و فقاهت نشسته و از امکانات دین  و اهل بیت (ع) استفاده کرده نباید سخنانی از او صادر شود که حریم دین و فقه و فقاهت و مرجعیت شکسته شود و خدای ناکرده  آثار و تَبَعات و نتائج سوء و جبران ناپذیری  داشته باشد  و چه بسا دشمنان اسلام از آن  سوء استفاده  ببرند و بر ضد اسلام و  مسلمین  اقدام و عمل  کنند  !!  ...  متاسفانه با برداشت های ناصحیحی که در برخی از  امور مهمه از آیت الله سید کمال حیدری مشاهده شده است  قضیه تا آنجا پیش رفته است که ایشان حتی  قائل به  جواز تعبد به همه اَدیان هم شده است و می گوید : ...  نه تنها بنده می‌گویم جواز تعبد به همه ادیان ، بلکه وجوب تعبد به همه ادیان را  هم قائل هستم ؟!!!  . یعنی ایشان با وجود دین کامل که اسلام ناب محمدی (ص) است که سیطره همه جانبه بر همه ادیان پیشین دارد  قائل به جواز تعبد به همه ادیان هم شده است ؟!! 

سادسا  ایشان (آیت الله سید کمال حیدری)  به عنایات و توجهات و حمایت های  حضرت ولیعصر (ع) در عصر غیبت  به علماء و فقهاء و مراجع و حوزه های علمیه  توجه نکردند و اگر توجه داشتند چنین سخنانی را که نوعی حریم شکنی فقه و فقاهت و مرجعیت است بیان نمی کردند ، سخنانی که متاسفانه حتی موجب خرسندی دشمنان و  تکفیری ها و امثال آنان شده است و آنها نیز همین حرف های سید کمال حیدری را به صورت تقطیع شده و غیره منتشر می کنند !!!  . آیا ایشان از ماجرای فتوای مرحوم شیخ مفید در باره زن حامله ای که  فوت کرده بود  و حملش زنده بود خبر دارد که چگونه امام زمان (عج)  فتوای ناصوابش را اصلاح فرمود ؟!  در برخی از کُتُبی که مربوط به قِصَص و داستان های علماء  است آمده است  که شخصی روستایی خدمت شیخ مفید رسید و سؤال کرد : که زن حامله ای فوت کرده و حملش زنده است آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا اینکه با حمل و بچه زنده اش او را دفن کنیم؟!!  مرحوم شیخ مفید  گفت : با همان حمل او را دفن کنید!  آن مرد روستایی برگشت تا طبق فتوای شیخ عمل نماید ! . در میان راه دید سواری از پشت سر  می‏‌آید وقتی که نزدیک شد گفت : ای مرد ، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید !! . آن مرد چنین کرد و پس از مدتی این ماجرا را برای شیخ نقل کردند . شیخ فرمود : من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص حضرت صاحِبُ الأَمر امام زمان  (عج) بوده است و بعد با نگرانی و ناراحتی گفت حالا که در احکام شرعیه خطا می‌‏کنم ، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم . لذا به خانه رفت و درِ خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‌‏داد . تا اینکه از سوی حضرت ولیّ عصر (عج) توقیع و نامه‌‏ای برای شیخ مفید  بیرون آمد با این مضمون که: وظیفه‌‏  شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏‌ ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید و  پس از این دستور ، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست . نقل شده است که در مدت 30 سال ، 30 توقیع و نامه از ناحیه مقدسه امام عصر (عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته  شده بود: «لِلأَخِ الأَعَزِّ السَّدیدِ اَلشَّیخِ المُفیدِ» یعنی « این نامه و توقیع از طرف امام  زمان  (عج)  برای برادر گرامی و استوار ، شیخ مفید است ». شیخ مفید همان شخصیت ممتاز و برجسته ای است که بنابر قول اِبن شَهر آشوب مازندرانی نام و عنوان «مفید» را هم حضرت ولیّعصر (ع) برایش انتخاب کرده است . شیخ مفید همان فقیه برجسته ای است که هنگامی که  از دنیا رفت با خط شریف امام زمان (ع)  بر روی قبرش نوشته شده بود :

لا صَوَّتَ النَّاعِی بِفَقْدِکَ اِنَّما

یَوْمٌ عَلی آلِ الرَّسُولِ عَظِیمٌ

اِنْ کُنْتَ قَدْ غَیَّبْتَ فِی جَدَثِ الثَّری

فَالْعِلْمُ وَ التَّوْحِیدُ فِیکَ مُقِیمُُ

وَالْقائِمُ الْمَهْدِیُّ یَفْرَحُ کُلَّما

تُلِیَتْ عَلَیْهِ مِنَ الدُّرُوسِ عُلُومُُ

خبر دهنده مرگ خبر فقدان تو را نیاورد ، امروز بر آل محمّد (عَلَیهِمُ السَّلامُ) روز مصیبت بزرگی است . اگر تو در میان خاک قبر پنهان شدی ، علم و توحید همراه تو اقامت کرد . قائم مهدی (ع) خوشحال می شود هر وقت که درسها و علوم تو را  که  در محافل و مجالس علمی  مورد بحث و بررسی قرار می گیرد برایش می خوانند و گزارش می دهند .

  ...  امیدواریم که خداوند متعال همه ما و ایشان را از انحرافات و گمراهی ها  و لغزش های  هلاک کننده حفظ فرماید .


سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


سوم مرداد 1398 . 22 ذی القعده 1440 «ه.ق»  روز پنج شنبه


** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*********************************


** نقدی بر سخنانِ ناصوابِ آیت الله سید کمال حیدری+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +کلیک کنید