درس خارج فقه آیت الله محمدی ری شهری-کتاب خمس+فروعات خمس مال حلال مخلوط به حرام
46 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

Image result for ‫آیت الله ری شهری‬‎


** درس خارج فقه آیت الله محمدی ری شهری-کتاب خمس+فروعات خمس مال حلال مخلوط به حرام +< فهرست دروس


بسم الله الرحمن الرحیم


بحث اخلاقی

فلسفه آفرینش انسان
در فرازی دیگر از دعای نورانی مکارم الاخلاق که با دو فراز قبل در ارتباط است می‌خوانیم : وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ.[1] «أَيَّام» در این جمله به معنای روز در برابر شب نیست؛ بلکه به معنای اوقات است ، یعنی، پروردگارا! اوقات مرا ، برای انجام کاری که فلسفه آفرینش من است ، فارغ و خالی کن .   آفرینش انسان عبث و بیهوده نیست، چنانچه می‌فرماید: ﴿أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً﴾ [2]«آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدیم؟»؛ بلکه حتماً حِکمت و فلسفه‌ای دارد. لذا از خدا می‌خواهیم کاری کند تا عمرمان در همان مسیر فلسفه خلقتمان صرف شود . اما اینکه حکمت و فلسفه آفرینش انسان چیست ، از آیات قرآن و روایات اهل‌بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) استفاده می‌شود که آفرینش انسان دو نوع هدف دارد :  یک هدف متوسط  و  یک هدف غایی . هدف متوسط نیز خود انواعی دارد که در اینجا بدان اشاره خواهیم کرد :

یک : به کارگیری اندیشه و معرفت خدا

در آیه 67 از سوره مبارکه غافِر در مقام معرفی خدای متعال، نخست می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ...﴾[3]یعنی او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید ، سپس سیر تکامل خلقت انسان را بیان کرده و در نهایت می‌فرماید : ﴿... لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[4]؛ یعنی این مسیر طی می‌شود تا‌ به مدّتى كه مقرّر است برسيد ، و شاید در انديشه فرو رويد . در اندیشه اینکه خالق ما کیست و برای چه ما را آفریده است ؟!

ز کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود           به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم

همچنین در آیه‌ای دیگر شناخت و آگاهی نسبت به علم و قدرت خدا ، فلسفه آفرينش آسمان‌ها و زمين‌ دانسته شده است : ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عِلْما﴾ [5] و در روایت معروفی از امام حسین
(عَلَیهِ السَّلامُ) نیز معرفت خدا ، هدف خلقت دانسته شده است ، می‌فرماید : ما خَلَقَ العِبادَ إلّا لِيَعرِفُوه‌ُ .[6] خداوند بندگان را نیافرید مگر برای آنکه او را بشناسند . بديهى است كه شناخت خداوند متعال ، از راه به كار گيرى انديشه و عقل ، ميسّر است .  اين حكمت ، در این حديث قدسى مشهور نيز آمده است : كُنتُ كَنزا مَخفِيّاََ ، فَأَحبَبتُ أن اُعرَفَ، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِكَى اُعرَفَ.[7] من ، گنج پنهان بودم و دوست داشتم كه شناخته شوم . پس بندگان را آفريدم تا شناخته شوم .  اگر چه اين حديث ، در منابع روايى متقدم نيامده و سند صحيحى ندارد و حتی ابن تيميّه آن را از مجعولات دانسته ، ليكن مضمون آن ، با آیاتی که خواندیم و روایات دیگر هماهنگ است . به هر حال ، از جمله اهداف متوسط خلقت انسان این است که انسان با تعقل به معرفت و شناخت دست پیدا کند و در رأس همه شناخت‌ها ، شناخت خداوند متعال است .


بحث فقهی


موضوع : ادامه فروعات خمس مال حلال مخلوط با حرام


یادآوری

بحث در این فرع از فروعات خمس مال حلال مخلوط به حرام بود که مقدار مال معلوم است ولی صاحب آن حتی به صورت اجمالی هم مشخص نیست. متن تحریر را در جلسه قبل خواندیم. نظر حضرت امام
(رَحمَةُ اللهِ عَلَیهِ)  این شد که مقدار حرام را صدقه می‌دهد، البته با اذن حاکم. ایشان در ادامه این نکته را هم در مورد گیرنده صدقه بیان کردند که اگر فرد خاصی را به عنوان مالک احتمال بدهد، به شرطی که وی مستحق گرفتن صدقه باشد احتیاطاً باید صدقه را به او پرداخت کند و در غیر این صورت به هر فقیری که خواست، می‌دهد .
غیر از این نظر، دو نظریه دیگر هم در این رابطه مطرح شده است که در ادامه هر سه نظر و ادله آنها را بررسی می‌کنیم.

نظریه اول

اینکه باید مقدار مال حرام را چه کمتر از خمس کل مال باشد و چه بیشتر از آن صدقه بدهد، نظر مشهور فقهاست که برخی مانند امام رحمة الله علیه و صاحب عروة با اذن حاکم بودنش را احوط دانسته‌اند و برخی هم فتوا داده‌اند. از محشّین عروة غیر از مرحوم جواهری بقیه همین نظر را پذیرفته‌اند.[8] بر اساس این نظر، اگر کسی می‌داند که از پانصد هزار تومان پولی که دارد، دویست هزار تومانش حرام است، پس از اذن حاکم با صدقه دادن آن دویست هزار تومان، بقیه مالش حلال می‌شود.

دلیل

دلیل این قول دو مطلب است:

مطلب اول اینکه ظاهر روایاتی که اثبات می‌کرد با پرداخت خمس مال مخلوط به حرام، بقیه مال حلال می-شود، منصرف هستند به اموالی که هم مقدار مال مجهول است و هم مالک آن، پس شامل این مورد که مقدار مال معلوم است، نمی‌شوند و این مورد نیاز به دلیل خاصّ دارد.
عبارت‌های مورد نظر از این روایات چنین بود: «الْحَلَالِ الْمُخْتَلِطِ بِالْحَرَامِ إِذَا لَمْ يُعْرَفْ صَاحِبُهُ»[9]، «إِنِّي أَصَبْتُ مَالًا لَا أَعْرِفُ حَلَالَهُ مِنْ حَرَامِهِ»[10]، «أَصَبْتُ مَالًا أَغْمَضْتُ فِيهِ»[11]و «إِنِّي كَسَبْتُ مَالًا أَغْمَضْتُ فِي مَطَالِبِهِ حَلَالًا وَ حَرَاماً... وَ لَا أَدْرِي الْحَلَالَ مِنْهُ وَ الْحَرَامَ وَ قَدِ اخْتَلَطَ عَلَيَّ». [12] ظاهر همه این عبارات این است که شخص نه تنها علم به مالک ندارد، بلکه مقدار مال هم برایش روشن نیست.

مطلب دیگر، روایاتی است که می‌فرماید اگر مالی صاحبش مجهول است آن را صدقه دهید و صدقه را راهی برای رساندن مال به صاحبش معرفی می‌کند، به این صورت که چون امکان رسیدن خود مال به صاحبش نیست، پس لااقل ثواب صدقه به او برسد. نمونه‌هایی از این روایات چنین است:

روایت اول

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كَانَ لِي صَدِيقٌ مِنْ كُتَّابِ بَنِي أُمَيَّةَ فَقَالَ لِيَ اسْتَأْذِنْ لِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَاسْتَأْذَنْتُ لَهُ فَأَذِنَ لَهُ فَلَمَّا أَنْ دَخَلَ سَلَّمَ وَ جَلَسَ ثُمَّ قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كُنْتُ فِي دِيوَانِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ فَأَصَبْتُ مِنْ دُنْيَاهُمْ مَالًا كَثِيراً وَ أَغْمَضْتُ فِي مَطَالِبِهِ ... جُعِلْتُ فِدَاكَ فَهَلْ لِي مَخْرَجٌ مِنْهُ قَالَ إِنْ قُلْتُ لَكَ تَفْعَلُ قَالَ أَفْعَلُ قَالَ لَهُ فَاخْرُجْ مِنْ جَمِيعِ مَا كَسَبْتَ فِي دِيوَانِهِمْ فَمَنْ عَرَفْتَ مِنْهُمْ رَدَدْتَ عَلَيْهِ مَالَهُ وَ مَنْ لَمْ تَعْرِفْ تَصَدَّقْتَ بِهِ وَ أَنَا أَضْمَنُ لَكَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْجَنَّةَ... [13]

«عَلىّ بن ابى حَمزه» می‌گوید: دوستى داشتم كه از كاتبان بنى اميّه بود. به من گفت: از امام صادق
(عَلَیهِِ السَّلامُ) برايم اجازه ملاقات بگير. من از امام علیه السلام اجازه خواستم و ايشان اجازه داد. چون به حضور ايشان رسيد، سلام كرد و نشست و سپس گفت: قربانت گردم! من در ديوان اين جماعت، كار مى‌كردم و از دنياى آنان، به مال و منال فراوانى رسيده‌ام و براى به دست آوردن آن، تساهل کردم [به حلال و حرام توجّهى نکردم]... قربانت گردم! آيا راهى براى بيرون آمدن از اين [وضع‌] برايم هست؟ فرمود: اگر برايت بگويم، انجام مى‌دهى؟. گفت: انجام مى‌دهم. فرمود: خودت را از تمام آنچه در ديوانِ آنها به دست آورده‌اى، خلاص كن. پس كسانى را كه مى‌شناسى، مالشان را به آنها باز گردان و كسانى را كه نمى‌شناسى، از طرفشان صدقه بده. در اين صورت، من از طرف خداوند عز و جل، بهشت را برايت ضمانت مى‌كنم... [14]
این روایت از نظر سند موثقه است پس روایت معتبری است و در آن تصریح شده که اموالی که صاحبانش را نمی‌شناسی، از طرف آنها صدقه بده. به هر حال این کار باعث می‌شود که اگر آنها به مالشان نرسیدند؛ ولی از اجر و ثواب صدقه بهره ببرند.

روایت دوم

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع وَ أَنَا حَاضِرٌ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ رَفِيقٌ كَانَ لَنَا بِمَكَّةَ فَرَحَلَ مِنْهَا إِلَى مَنْزِلِهِ وَ رَحَلْنَا إِلَى مَنَازِلِنَا فَلَمَّا أَنْ صِرْنَا فِي الطَّرِيقِ أَصَبْنَا بَعْضَ مَتَاعِهِ مَعَنَا فَأَيُّ شَيْ‌ءٍ نَصْنَعُ بِهِ قَالَ تَحْمِلُونَهُ حَتَّى تَحْمِلُوهُ إِلَى الْكُوفَةِ قَالَ لَسْنَا نَعْرِفُهُ وَ لَا نَعْرِفُ بَلَدَهُ وَ لَا نَعْرِفُ كَيْفَ نَصْنَعُ قَالَ إِذَا كَانَ كَذَا فَبِعْهُ وَ تَصَدَّقْ بِثَمَنِهِ قَالَ لَهُ عَلَى مَنْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ عَلَى أَهْلِ الْوَلَايَةِ.[15]
«یونس بن عبدالرحمن» می‌گوید: از امام رضا
(عَلَیهِِ السَّلامُ) سؤال شد در حالی که من هم آنجا بود تا آنجا که [سائل] گفت: ما در مکه همراهی داشتیم تا اینکه او به سمت منزلش رفت، ما هم به سمت منزلمان رفتیم، در مسیر بازگشت دیدیم برخی از وسایل او همراه ماست، با این وسایل چه کار کنیم؟ حضرت فرمود: باید آن را با خود حمل می‌کردید تا به کوفه می‌آوردید و [به او تحویل می‌دادید]. گقتیم: ما او را نشناختیم و از شهر او نیز اطلاعی نداریم. نمی‌دانیم چه کنیم. فرمود: حال که چنین است، پس آن را بفروشید و پولش را صدقه دهید. عرض کردم: فدایت گردم! به چه کسی [صدقه دهد]؟ فرمود: به اهل ولایت.
در این روایت که سند صحیحی دارد نیز امر به صدقه شده است.

روایت سوم

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَيْمُونٍ الصَّائِغِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا يُكْنَسُ مِنَ التُّرَابِ فَأَبِيعُهُ فَمَا أَصْنَعُ بِهِ قَالَ تَصَدَّقْ بِهِ فَإِمَّا لَكَ وَ إِمَّا لِأَهْلِهِ... [16]
«علی بن میمون» می‌گوید: از امام صادق
(عَلَیهِِ السَّلامُ) پرسیدم خاک طلاهایی که پس از ساخت طلا باقی می‌ماند را می‌فروشم، با پولش چه کار کنم؟ فرمود: آن را صدقه بده، حالا یا مال خودت است یا مال دیگری.
خُرده طلاهایی که در ساخت وسایلی مثل انگشتر و گوشواره و... جدا می‌شود، ارزش چندانی ندارد و معمولاً صاحبش از آن اعراض می‌کند، ولی وقتی این خرده‌ها جمع می‌شود ارزش پیدا می‌کند و قابل فروش است، حال ممکن است برخی از صاحبان اعراض نکرده باشند، از طرفی مشخص نیست مالک آنها چه کسی است. در اینجا حضرت می‌فرماید: آنها را بفروشد و پولش را صدقه بدهد، بالاخره یا مال خودش بوده آنجا که صاحبش اعراض کرده‌، یا اگر اعراض نکرده‌اند مال دیگرانی که مشخص نیستند چه کسانی هستند.

روایت چهارم

عَنْهُ عَنِ ابْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ ع عَنْ رَجُلٍ وَجَدَ دِينَاراً فِي الْحَرَمِ فَأَخَذَهُ قَالَ بِئْسَ مَا صَنَعَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَأْخُذَهُ قُلْتُ ابْتُلِيَ بِذَلِكَ قَالَ يُعَرِّفُهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ قَدْ عَرَّفَهُ فَلَمْ يَجِدْ لَهُ بَاغِياً قَالَ يَرْجِعُ إِلَى بَلَدِهِ فَيَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَإِنْ جَاءَ طَالِبُهُ فَهُوَ لَهُ ضَامِنٌ. [17]
«علیّ بن حَمزة می‌گوید: از امام کاظم
(عَلَیهِِ السَّلامُ) درباره مردی پرسیدم که یک دینار در [محدوده] حرم پیدا کرده و آن را برداشته است. فرمود: بد کاری کرده است نباید آن را بر می‌داشت، گفتم: [به هر حال] گرفتار آن شده است. فرمود: آن را اطلاع رسانی کند. گفتم: چنین کرده اما کسی پیدا نشده است. فرمود: وقتی برگشت به شهرش آن را به خانواده‌های مسلمانان صدقه دهد و اگر بعداً کسی آن را طلب کرد، او ضامن است.

روایت پنجم

بِالْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ نَصْرِ بْنِ حَبِيبٍ صَاحِبِ الْخَانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى عَبْدٍ صَالِحٍ ع لَقَدْ وَقَعَتْ عِنْدِي مِائَتَا دِرْهَمٍ وَ أَرْبَعَةُ دَرَاهِمَ وَ أَنَا صَاحِبُ فُنْدُقٍ وَ مَاتَ صَاحِبُهَا وَ لَمْ أَعْرِفْ لَهُ وَرَثَةً فَرَأْيُكَ فِي إِعْلَامِي حَالَهَا وَ مَا أَصْنَعُ بِهَا فَقَدْ ضِقْتُ بِهَا ذَرْعاً فَكَتَبَ اعْمَلْ فِيهَا وَ أَخْرِجْهَا صَدَقَةً قَلِيلًا قَلِيلًا حَتَّى تَخْرُجَ. [18]
«نصر بن حبیب» می‌گوید: به امام کاظم
(عَلَیهِِ السَّلامُ) نوشتم دویست و چهار درهم پیش من مانده در حالی که من صاحب مهمانسرا هستم و صاحب این پول هم فوت کرده است، وارثی هم برای او نمی‌شناسم، آیا نظر شما این است که وضعیت آن را اعلام کنم؟ [ظاهرا اگر اعلام می‌کرد، حکومت آن را می‌گرفت] چه کار کنم با این پول‌ها به خاطر آنها دچار ضیق صدر شدم؟ حضرت نوشتند: درآن کار کن[19] و کم کم آنها را صدقه بده تا تمام شود. [چرا که اگر یک دفعه همه آنها را صدقه می‌داد نسبت به او سوء ظن پیدا می‌شد.]
همه این روایات و روایات مشابه آن بر این امر دلالت دارند که مالی که صاحبش معلوم نیست، باید صدقه داده شود، فقط مشکل در اینجاست که موضوع آنها با بحث ما فرق دارد زیرا در این روایات اموال مجهول المالک متمیّز از اموال حلال و قابل جدا شدن بود؛ ولی در بحث ما مال حرام مجهول المالک مخلوط با مال حلال است و قابل جداسازی نیست. به همین جهت، ما این روایات را به عنوان دلیل مستقل بیان نکردیم بلکه از آنها حکم مورد نظر را استیناس کرد
یم.

اشکال صاحب الحدائق به استدلال به روایات

صاحب الحدائق به خاطر اشکالی که در تمسک به این روایات وارد می‌کند، خود قائل به نظریه سوم شده‌اند که خواهد آمد. ایشان پس از نقل نظریه تصدق مقدار مال حرام، مستند آن را این روایات دانسته و دو اشکال به استناد به روایات وارد می‌کنند.[20]

اشکال اول : اینکه مورد این روایات مال متمیز است و الحاق مال مشترک که مورد بحث ماست به آنها دلیلی ندارد.

اشکال دوم : اینکه اصلا قیاس مورد ما با موردی که در روایات بیان شده است، قیاس مع الفارق است، زیرا اشتراک و اختلاطی که در بحث ما میان مال حرام و حلال اتفاق افتاده به صورت مشاع است و موجب شده که شخص در جزء جزء مالش با دیگری که نمی‌داند کیست، شریک باشد. در این صورت، جدا کردن مقدار مال حرام و صدقه دادن آن نتیجه‌ای ندارد، زیرا هنوز در بقیه مال اشتراک وجود دارد. اما در روایات بحث در مال متمیز است و با صدقه دادن آن دیگر اشتراکی باقی نیست و مال حلال است.

جواب

در جواب اشکال اول می‌گوییم: هر چند روایات مربوط به مال متمیّز است ولی عرف میان مال متمیّز و مال مشترک فرقی نمی‌گذارد و با الغای این خصوصیت از روایات، استفاده می‌کند که یکی از راه‌های رساندن مال به صاحبش، وقتی آن را نمی‌شناسیم، صدقه دادن است. به عبارت دیگر، ملاک در وجوب تصدق، جهل به مالک است چه در مال متمیّز چه در غیر آن، نه جهل به مالک با قید متمیّز بودن. بنا بر این، مشکلی در الحاق مورد بحث ما به موردی که در روایات بیان شده وجود نخواهد داشت.
در مورد اشکال دوم هم می‌گوییم: افراز و جداسازی مقدار مال حرام از مال مشترک و صدقه دادن آن چون با اذن حاکم است، مشکلی نخواهد داشت. پس هرچند اشتراک بعد از افراز هم وجود دارد ولی با وجود اذن حاکم شرع، تصرف در بقیه مال حلال خواهد بود. [به عبارت دیگر، حاکم به جای صاحب مال است و همان طور که اگر صاحبش مشخص بود با او مصالحه می‌کرد ـ چنانچه در فرع دوم گذشت ـ در اینجا نیز کَأَنَّ با حاکم مصالحه می‌کند.] از این رو، طرفداران این نظریه اذن حاکم را اقوی یا احوط دانسته‌اند.

نظریه دوم

این نظریه از این جهت که باید مقدار مال حرام را پرداخت کند چه کمتر از خمسِ کل مال باشد چه بیشتر، شبیه نظریه اول است، اما از جهت مصرف آن متفاوت است. در این نظریه باید مقدار مال حرام به عنوان خمس پرداخت شود و مصرف آن مثل مصرف سایر اقسام خمس است نه اینکه صدقه داده شود. پس در مثالی که گذشت، هر چند خمس کل مال صد هزار تومان می‌شود، ولی چون مقدار مال حرام دویست هزار تومان بوده، باید دویست هزار تومان را به عنوان خمس بپردازد، همچنین اگر مقدار حرام کمتر از خمس باشد مثلاً پنجاه هزار تومان هم بود باز با پرداخت همان پنجاه هزار تومان به عنوان خمس، بقیه مال حلال می‌شود.

این نظر را مرحوم محقق همدانی در مصباح الفقیه مطرح کرده‌اند هرچند خود ایشان آن را نمی‌پذیرند و قائل به قول اول هستند؛ ولی به عنوان یک قول ضعیف آن را نقل کرده‌اند.

دلیل

عبارت ایشان در بیان دلیل این قول و ردّ آن کمی مشکل است، می‌فرمایند:

لَعَلَّهُ لِدَعوَى اِستِفادَتِهِ مِنَ الأَخبارِ الَّتي وَرَدَ الأَمرُ فِيها بِالخُمسِ بِتَنقيحِ المَناطِ ، نَظَراََ إِلَى أَنَّ الجَهلَ بِالمِقدارِ إِنَّما يُناسِبُ تَحديدَ مِقدارِهِ بِالخُمسِ لا تَخصيصَ مَصرَفِهِ بِأَربابِ الخُمسِ ، فَيُستَكشَفُ مِن ذلِكَ أَنَّ قَصرَهُ عَلَيهِم دُونَ سائِرِ الفُقَراءِ مَنشَؤُهُ عَدَمُ تَمَيُّزِ عَينِهِ لا الجَهلُ بِقَدرِهِ.[21] [22]

شاید دلیل این قول استفاده‌ای است که از اخبار دال بر وجوب خمس مال مخلوط به حرام می‌شود به اینکه تنقیح مناط شود. زیرا جهل به مقدار مال حرام مناسب محدود شدن مقدار حرام به یک پنجم است و مناسب تخصیص دادن مصرف آن به صاحبان خمس نیست، پس کشف می‌شود که منشأ انحصار مصرف این خمس در فقرای سادات، عدم تمیّز عین مال است نه جهل به مقدار آن.
توضیح مطلب :  این است که مدّعی می‌گوید: اخبار مربوط به پرداخت خمس مال مخلوط به حرامی که هم مجهول المقدار است هم مجهول المالک، دو حکم را اثبات می‌کنند، یکی اینکه مقدار مال حرام را به یک پنجم کل مال محدود می‌کنند، دوم اینکه مصرف این یک پنجم را منحصر در صاحبان خمس می‌کنند. بنا بر این، مناط حکم اول یعنی تحدید حرام به خمس، جهل به مقدار مال حرام است و مناط حکم دوم یعنی انحصار مصرف آن در صاحبان خمس، عدم تمیّز و اختلاط حرام با حلال است، یعنی چون نمی‌شود حرام را از حلال جدا کرد، پس نمی‌توان آن را به هر فقیری داد بلکه باید به فقرای سادات داد. با این حساب، در این فرع که مقدار حرام معلوم است، حکم اول دیگر جایگاهی ندارد، اما حکم دوم هنوز باقی است، نتیجه آنکه باید مقدار معلوم را به مصرف خمس رساند.

جواب

ایشان در جواب می‌فرمایند:

وَ فِيهِ : أَنَّ كَونَ الخُمسِ الثّابِتِ فِي الحَلالِ المُختَلِطِ بِالحَرامِ تَحديداََ لِمِقدارِ الحَرامِ المُختَلِطِ ، لا كَونه حُكماََ تَعَبُّديّاََ [
لا لِكَونِهِ حُكماََ تَعَبُّديّاََ ] ،  أَمرُُ حَدسِيُُّ غَيرُ مَقطُوعِِ بِهِ ، كَما تَقَدَّمَتِ الإِشارَةُ إِلَيهِ مِراراََ، فَضلاََ عَن أَن يُقطَعَ أَنَّ مَناطَ أَصلِ الأِستِحقاقِ مَحضُ الأِختِلاطِ ، وَ الجَهلُ بِمالِكِهِ مِن غَيرِ أَن يَكُونَ لِلجَهلِ بِمِقدارِهِ ، دَخلُُ فِيهِ [23][24]

اینکه خمسی که در مال حلال مخلوط به حرام ثابت است به خاطر تحدید مقدار حرام است، نه اینکه حکمی تعبدی باشد ، این ادعا امری حدسی است و نمی‌توان به آن قطع پیدا کرد، چنانچه قبلا ًچند بار بدان اشاره شد  [ که این ادعا قابل اثبات نیست] چه رسد به اینکه به صورت قطعی بگوییم مناط اصل استحقاق ارباب خمس ، محض اختلاط و عدم تمیّز باشد. [پس باید بگوییم] جهل به مالک با توجه به جهل به مقدار، در حکم دخالت دارد. [پس در اینجا با اینکه مالک مجهول است ولی چون مقدار معلوم است، دیگر روایات دال بر وجوب خمس شاملش نمی‌شود.]

ما نیز اضافه می‌کنیم، این حکم شما که مصرف مال معلوم المقدار مجهول المالک را مصرف خمس می‌دانید در برابر این همه روایات که بر تصدق چنین مالی دلالت دارد، اجتهاد در برابر نصّ است.
بنا بر این، این نظریه، نظریه صحیحی نیست و کسی هم که قائل به آن باشد، نیافتیم.

نظریه سوم

این نظریه که صاحب الحدائق قائل به آن است از این جهت که مقدار پرداختی را باید به عنوان خمس بپردازد و به مصارف خمس برساند، شبیه نظریه دوم است، ولی فرقش با آن این است که در اینجا کاری به مقدار مال حرام ندارد، بلکه یک پنجم کل مال را به عنوان خمس می‌پردازد و چهار پنجم باقیمانده حلال می‌شود. پس در مثالی که بیان شد، چه مقدار مال حرام پنجاه هزار تومان باشد، چه دویست هزار تومان، فرقی ندارد و باید خمس پانصد هزار تومان یعنی صد هزار تومانش را بپردازد .

دلیل

ایشان دلیل این قول را اینگونه بیان می‌کنند: اخباری که دال بر وجوب خمس مال حلال مخلوط به حرامی است که نه مقدارش معلوم است نه صاحبش، اطلاق دارد و شامل این مورد هم می‌شود. زیرا در آنها نیامده که حتماً مقدارش مجهول باشد، پس اگر مقدار آن را هم بدانیم باید طبق این اخبار خمس آن پرداخت شود و دلیلی هم بر خروج این مورد از اطلاق اخبار نداریم.[25] از طرفی چنانچه گذشت، از نظر ایشان، قیاس این مورد با مال متمیّز مجهول المالک که روایات زیادی بر تصدق آن دلالت داشت، قیاس مع الفارق است.
به هر حال، این نظریه عجیبی است زیرا موجب می‌شود مثلا کسی که می‌داند از پانصد میلیونی که دارد هزار تومانش حرام است ولی نمی‌داند مالک آن کیست، صد میلیون آن را به عنوان خمس پرداخت کند! یا کسی که می‌داند چهارصد میلیون آن حرام است
[  و صد میلیون آن حلال ] ، با پرداخت صد میلیون از بقیه‌اش استفاده کند!

جواب

اما با کمی دقت معلوم می‌شود که این حرف، حرف درستی نیست، زیرا نتیجه آن خلاف متفاهم عرف و ذوق سلیم است، چه بسا چنین حکمی موجب شود عده‌ای سودجو اموال زیادی که صاحب مشخصی ندارند را با مال خود مخلوط کنند و با پرداخت خمس آن از بقیه مال استفاده کند، مثلا چهار صد میلیون مال حرام را با صد میلیون مال حلال خودش به گونه‌ای مخلوط کند که نتواند از هم جدا کند، در اینجا با پرداخت صد میلیون آن از بقیه استفاده کند.
افزون بر آن می‌گوییم، در آنجا که مقدار و صاحب هر دو مجهول است، اگر روایات نبود طبق قاعده اشتغال، باید آنقدر از مالش اخراج می‌کرد که یقین می‌کرد که دیگر ذمه‌اش مشغول نیست، اما روایات آمدند آن را به مقدار یک پنجم محدود کردند و این حکمی است تعبدی که در مقام شک در مقدار جاری است، ولی در اینجا که مقدار معلوم است، با اخراج همان مقدار معلوم، چه کمتر از یک پنجم باشد چه بیشتر، ذمه‌اش فارغ می‌شود.

نتیجه

با توجه به مباحثی که گذشت، به این نتیجه می‌رسیم که همان نظریه اول که نظریه مشهور فقها از جمله حضرت امام 
(رَحمَةُ اللهِ عَلَیهِ)  است ، قابل قبول است. پس در این فرع که مقدار مال معلوم است ولی صاحبش مجهول، باید مقدار مال حرام صدقه داده شود. نکته‌ای که باید بیشتر بررسی شود این است که گفته شده احوط یا اقوی این است که این صدقه دادن به اذن حاکم باشد که در جلسه آینده بدان می‌پردازیم.


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



[1] الصحيفة السجّاديّة، الدعاء 20.
[14]ادامه روایت چنین است: مرد جوان، مدّتى طولانى سرش را پايين انداخت. سپس گفت: قربانت گردم! چنين مى‌كنم. آن جوان با ما به كوفه باز گشت و خودش را از هر چه در عالم داشت، خلاص كرد، حتّى از لباسى كه بر تن داشت. من مقدار پولى برايش جمع كردم‌ و لباس‌هايى برايش خريديم و با قدرى خرجى، نزد او فرستاديم. چند ماهى نگذشت كه او بيمار شد. ما به عيادتش مى‌رفتيم. روزى كه در حال جان كندن بود، من تنها در كنارش بودم. چشمانش را باز كرد و گفت: اى على! به خدا سوگند كه آقايت به تعهّدش وفا كرد! اين را گفت و مُرد و ما او را به خاك سپرديم. من آمدم تا بر امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) وارد شدم. همين كه مرا ديد، فرمود: اى على! به خدا سوگند كه در باره دوستت به تعهّدمان وفا كرديم. من گفتم: درست است، فدايت شوم! به خدا سوگند كه او نيز هنگام مرگش، همين را گفت
[19] ممکن است جمله بعدی تفسیر کاری باشد که امام می فرماید انجام بده .
[21] مصباح الفقيه، آقا رضا همدانی، ج14‌، ص173.
[23] صباح الفقيه، آقا رضا همدانی، ج14‌، ص173.

[25] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، شیخ یوسف بحرانی، ج‌12، ص365.


http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/reyshahri/feqh/93/940213/


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*****************************************

*****************************************

*****************************************

*****************************************

پرسش : آیا باید پول یک سال بماند تا خمس به آن تعلق گیرد یا از اضافۀ مخارج سالانه‏‎ ‎‏حتی اگر مقداری از آن، یک سال نمانده باشد، باید خمس داده شود؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، اَرباح مکاسب سر سال خمس دارد و قبل از سال هم می تواند‏‎ ‎‏خمس بدهد، ولی باید مراعات کند که ضرر برای اَرباب خمس نشود .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا می توان نصف خمسی را که به سادات تعلق می گیرد خود به آن ها دهیم یا باید خمس به نمایندۀ‏‎ ‎‏امام در شهرها داده شود؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، شما مجازید سهم سادات خودتان را به سید فقیر و متدین بدهید . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : زنان شوهردار و یا دخترانی که در خرج پدر خود هستند و شغل شخصی از‏‎ ‎‏قبیل بافندگی و یا سلمانی و غیره دارند این خانم ها سال خمس باید بگیرند و یا از‏‎ ‎‏همان بهره ای که از شغل روزانه خود می برند باید خمسش را در همان روز بدهند؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، می توانند برای خود سال قرار دهند  .(امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : به عرض انور عالی می رساند: شخص کافر ذِمّی، چند قطعه زمین جهت عمارت و‏‎ ‎‏ساختمان از مسلمان خریده بوده (در زمان طاغوت) و به مُسلِم فروخته است. یک‏‎ ‎‏قطعه نیز به وقف حسینیه داده است. بفرمایید: اگر به رضایت خود خمس آن ها را‏‎ ‎‏ندهد؛ آیا جایز است از بقیۀ طلب هایی که دارد نگه داشت و به دفتر حاکم شرع داد یا‏ نه؟ مُستدعی است، جواب را مرقوم فرمایید. جَعَلَنِیَ الله‌ُ فِداکَ . ‏

پاسخ : بسمه تعالی، امر آن با حاکم شرع است .(امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر جنسی که می خواهیم ردّ مَظالِم آن را بدهیم و قیمت آن را نمی دانیم و یا‏‎ ‎‏شک داریم، چگونه باید پرداخت کرد و همچنین باید قیمت حال را حساب کرد یا‏‎ ‎‏همان وقت را؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر مال حلال مخلوط به حرام است و مقدار حرام و مالک آن‎‎معلوم نیست، باید خمس عین مال یا خمس قیمت فعلی آن را بپردازید .(امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : از آن جا که در خانواده ای زندگی می کنم که از مال حلال مخلوط به حرام زندگی مان می چرخد و‏‎ ‎‏بزرگ خانواده هم، مال حلال مخلوط به حرام را نمی خواهد جدا کند و خمس هم نمی دهد و من هم‏‎ ‎‏هیچ کاری نمی توانم بکنم، تکلیف پولی که می گیرم و لباس های مورد استفاده و اشیا و غذاهایی که‏‎ ‎‏می خورم و مکان نمازم چیست؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر یقین دارید اموالی که تحت تصرف شما قرار می گیرد از مال حرام است یا با‎‎مال حرام تهیه شده، تصرف جایز نیست؛ مگر آن که با اجازۀ حاکم شرع، مال حرام یا مقدار‎‎خمس مال را جدا کنید .(امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : بسمه تعالی ‏، حضور برادران عزیز دفتر امام خمینی، سلام، امیدوارم که در پناه خداوند عزیز و‏‎ ‎‏منّان سلامت باشید و در راه خدا، هیچ گاه از انجام کارهای خیر باز نمانید .‏ برادر عزیزی که این نامه را می خوانید ، من یکی از بندگان گناهکار خدا هستم و‏‎ ‎‏مدت دو سال پیش در جایی کار می کردم و الآن بیکار هستم . و چون در این ماه مبارک‏‎ ‎‏رمضان که گذشت در مساجد بودم و پای صحبت های روحانیون نشستم از آخرت و‏‎ ‎‏عذاب الهی وحشت کردم و ترس من را از خود بی خود کرد . ماجرای من از این قرار‏‎ ‎‏است که من در یک جایی (حُجره) کار می کردم و بعد مسئول خرید اجناس از بازار‏‎ ‎‏شدم و چون پول زیاد دستم بود ، شیطان در من رخنه کرد و مقداری از پول ها را با‏‎ ‎‏فاکتورهای جعلی برمی داشتم و از آن جایی که مبلغی حقوق می گرفتم ، پول حلال‏‎ ‎‏مخلوط به حرام جمع کردم و حال از این کار خود بسیار پشیمان هستم و چون فردی‏‎ ‎‏مسلمان و باتقوا هستم، از این کار خود سخت دل تنگ شده ام و می خواهم راهی پیدا‏‎ ‎‏کنم تا از این عذاب وجدان راحت شوم، ولی از آن جایی که مبلغی از پول ها را خرج‏‎ ‎‏کرده ام و مقداری که از نصف بیشتر می باشد و در حدود 000 / 6 تومان است، در اختیار‏‎ ‎‏دارم. وظیفۀ من چیست؟ مرا راهنمایی کنید، تا از عذاب وجدان که من را رنج می دهد،‏‎ ‎‏راحت شوم.‏  ( 6 / 5 / 1361‏) .

پاسخ : بسمه تعالی، از پول خرج شده هر مقدار یقین دارید مال غیر بوده، باید‏‎ ‎‏عوض آن را به مالک برسانید و نسبت به پول موجود که مقداری از آن مال‏‎ ‎‏غیر است، باید از مالک کسب رضایت نمایید یا به او رد کنید .(دفتر امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : یکی از مراجع تقلید سابق، فتوا به جواز استفاده از حقوق دولتی نظام طاغوت‏‎ ‎‏داده به شرط تخمیس ، و مرجعی جواز تصرف از ناحیۀ خویش صادر فرموده اند؛ آیا‏‎ ‎‏عمل به احکام و فتاوی مزبور، رافع تکلیف بوده است؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، حقوقی که در مقابل کارهای حلال اخذ شده حلال است، و‏‎ ‎‏غیر از خمسِ اَرباحِ مکاسب، خمس دیگری ندارد  .(دفتر امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : پول هایی که به جبهه و دیگر مستمندان و دارُ الأَیتام داده می شود، می توانیم ردّ‏‎ ‎‏مَظالِم حساب کنیم یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، مَظالِم باید به فقرا داده شود .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

* رد مظالم چیست و چگونه باید پرداخت شود؟! 

همه ما وقتی به گذشته خود نگاه می کنیم میبینم که زمانی که اطلاعات مذهبی ما کم بوده است یا اینکه به لحاظ رشد عقلی به رشد کاملی نرسیده بودیم،گاهی حقوق دیگران را رعایت نمی کردیم.

واژه مَظالِم جمع مَظلِمَه عبارت است از چیزى كه به ستم از كسى گرفته شده است و در اصطلاح اموال حرامى است در دست انسان و صاحبان آن را نمى‏شناسد. در این صورت باید با اجازه مجتهد جامع شرایط به فقیر بدهد . (لسان العرب و دهخدا، ماده «ظلم»)

عدم رعایت حقوق دیگران دو قسم دارد: یک قسم امور مالی و قسم دیگر امور غیر مالی.  همه ما میدانیم که اگر کسی مالی پیش ما داشته باشد حال پول باشد یا جنس فرقی نمی کند باید به آن شخص برگردانیم و توبه ما قبول نمی شود تا این کار را بکنیم ، اما سؤال اینجاست گاهی ما به خاطر علل مختلفی(کمی سن و...) دیگر به خاطر نداریم که از چه کسی پول قرض گرفته یا خدای ناکرده بدون اجازه برداشته ایم و بعدا هم پرداخت نکرده ایم یا به اموال کسی ضربه ای زده ایم و جبران نکرده ایم، و حالا هم دیگر آن اشخاص را نمی شناسیم چکار باید کنیم.

جواب

اگر صاحبش را می شناسد باید به او برگرداند یا حلالیت بطلبد. و اگر به هیچ وجه انسان صاحبان آن ها را نمیشناسد، یا میشناسد ولی پیدا کردن صاحبان آن ها ممکن نیست، در این صورت با اجازه مرجع تقلید اموال و یا قیمت آن ها را (در صورتی که اموال از بین رفته باشد) به فقرا صدقه بدهد.

مُحاسَبَه ردّ مظالِم

اگر شخص مقدار آن را می داند همان مقدار را در صورت نومیدی از یافتن صاحبان آن با اجازه مرجع تقلید، صدقه بدهد، اگر مقدار آن را نمی داند به هر مقداری که یقین دارد، آن را صدقه بدهد. اگر مقدار را به هیچ وجه نمی داند  باید یک پنجم مالی  که در آن حرام قرار دارد را به نیت ادای وظیفه اعم از خمس و صدقه با اجازه مرجع تقلید صدقه بدهد.

https://article.tebyan.net/286988/%D8%B1%D8%AF%D9%91-%D9%85%D8%B8

*********************************************

پرسش : برای دارُ الأَیتام اجازه می دهید از خمس بدهیم یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، سهم امام را بدون اجازۀ خاصّه نمی توانید صرف نمایید و در سهم سادات‏‎ ‎‏خودتان مجازید به سید فقیر و متدیّن بپردازید .( امام خمینی)


http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : بعد از سلام، شخصی سرمایه اش از مشروب فروشی به دست آمده و حالیه‏‎ ‎‏توبه  کرده است. آیا می تواند این سرمایه را حلال کند. یعنی راهی برایش هست.‏‎ ‎‏مثلاً  خمس و سهم امام بدهد یا خیر؟ مستدعی است که جواب را کتباً مرقوم‏ بفرمایید؛  مزید تشکر است.‏

پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مذکور به دادن خمس ، حلال نمی شود و هر مقدار از‎‎شراب فروشی به دست آورده، اگر صاحبانشان را نمی شناسد از طرف‎‎آنها صدقه بدهد .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : در ردّ مَظالِم اگر پرداخت کننده فقیر باشد، می توان به او اجازه داد که خودش‏‎ ‎‏بابت ردّ مظالم، قبول نماید و یا باید حتماً دستگردان نمود؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، به خود آن شخص نمی توان داد .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر طلبی از اشخاصی دارد، می تواند به جای ردّ مظالم حساب نماید؛ در صورتی‏‎ ‎‏که شخص مدیون ورشکسته شده و فراری از وطن است؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، مظالم باید به فقیر صدقه داده شود و طلب، بابت آن محسوب‎‎نیست بنا بر احتیاط  .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا ردّ مظالم را می توان به حساب جنگ زدگان ریخت یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، باید از طرف مالک واقعی آن به فقرا صدقه دهد .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

********************************************

پرسش : پرداخت رد مظالم به فقرا در روستاها کم و بیش اتفاق می افتد آیا محتاج به‏‎ ‎‏اجازۀ مجتهد می باشد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، خود مکلف مجاز است به فقرا بپردازد..( امام خمینی)


http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : چنانچه زیدی به علت اِستیصال و عدم تکافوی مخارج زندگی و عدم اطلاع،‏‎ ‎‏مبلغی از بیت المال استفاده کرده که در بین آن مبلغ مقداری هم مُتعلِّق به اشخاص‏‎ ‎‏مختلف بوده و در نتیجه حلال به حرام مخلوط شده است و اکنون می خواهد طوری‏‎ ‎‏عمل نماید که خسارات را جبران کند و در آخرت گناهی متوجه وی نگردد و حقّی از‏‎ ‎‏حَقُّ النّاس به گردن نداشته باشد. ضمناً از اشخاصی که به آنها مدیون است هیچ گونه‏ نشانه و اطلاعی ندارد.‏ [لطفاً تکلیف را معیّن نمایید.‏]

پاسخ : بسمه تعالی، اگر مبلغی که به غیر وجه شرعی گرفته خرج شده و مدیون آن‎‎است، باید دَین خود را ادا کند و مورد تحلیل به خمس نیست [یعنی با خمس دادن حلال نمی شود]، و اگر‎‎مأیوس از پیدا شدن صاحبان آن ها است از طرف ایشان صدقه بدهد. و اگر‎‎عین مال مخلوط به حرام باشد، تفصیل آن در رساله ذکر شده است . ( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر وجهی را مالک ندانست به عنوان مظالم باید بدهد یا خمس؟ چه کند؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، باید به حاکم شرع بدهد یا با اجازۀ او به مصرفی که مورد هر‎‎دو جهت است برساند .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : در مواردی که ردّ مظالم را بدون اجازه پرداخته اند، اجازۀ بعد از پرداخت کافی‏‎ ‎‏است یا باید مجدداً با اجازه پرداخت نمایند؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، چنانچه به این قصد پرداخته اند که بعداً اجازه بگیرند، کافی‎‎است .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا ردّ مظالم را باید تحت نظر فقیه جامع الشرایط و حاکم شرع پرداخت یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، منوط به اجازۀ حاکم شرع است .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : کسی مال غصب در ذِمّه دارد و صاحب مال را نمی شناسد می تواند به پدر یا‏‎ ‎‏برادر خود که فقیر است ردّ مَظالِم بدهد تا از ذمه آن برئ شود؟ شما بیان فرمایید.‏

پاسخ : بسمه تعالی، به برادر مانع ندارد و اگر پدر واجب النفقه او است نمی تواند‎‎به او بدهد .( امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : گاهی سؤال می شود با وجود این که اسلام هرگونه تبعیض نژادی را برانداخته‏‎ ‎‏است چرا در مصرف خمس و زکات بین سادات و غیر سادات فرق می گذاریم آیا این‏‎ ‎‏نوعی از تبعیض نژادی نیست؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، تبعیض نژادی نیست و مصرف وجوه شرعیه به نظر حاکم‏‎ ‎‏شرع و با ضوابط خاصی است و سادات را شرع از زکات ممنوع نموده‏‎ ‎‏است .( امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : زن سیّده زوجش نفقه او را می دهد لکن اولادی دارد از شوهر قبلی، آن ها‏‎ ‎‏مستأجرند از فروش فرش و طلا با قرض دو سه نفر فامیل جمع می شوند یک خانه‏ برای رفع بعض نواقص می سازند اجازه می فرمایید که به شوهر سیّده مرقومه از سهم‏‎ ‎‏سادات بدهم بعض نواقص خانه را تأمین نمایند به واسطه زوجه سیده یا نه؟ و‏‎ ‎‏هم چنین اشخاص می توانند به این قبیل سیده که نفقه اش را زوجش ادا می نماید سهم‏‎ ‎‏سادات بدهند یا خیر؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، کسی که نفقه اش از طرف شوهر تأمین می شود فقیر نیست و‎‎نباید سهم سادات را به او بدهند .( امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : افرادی به نام سادات و به لباس سادات در روستاها دوّار و سیّارند و از این باب‏‎ ‎‏مستمرّی هر ساله می گیرند و ما نه یقین به اصل سیادت آنها داریم و نه یقین به‏‎ ‎‏استحقاق ایشان، اگر پولی به این قبیل افراد داده شود بابت خمس و سهم سادات‏‎ ‎‏محسوب و اِسقاطِ ذِمّه انسان می شود یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، محسوب نمی شود..( امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : بسمه تعالی ‏، محضر مبارک رهبر انقلاب، حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی دام ظله، سلام‏‎ ‎‏عرض می کنم، سلامتی وجود شریفتان را از خدای قادر مُتعال خواستارم .‏ ای امام، پدر من چهل سال پیش رفته جایی ازدواج کرده و گفته من سید هستم.‏‎ ‎‏بنده که پسر ایشان هستم پنج ساله بودم که پدرم فوت کرده و بنده حالا سی ساله ام و‏‎ ‎‏در لباس شریف روحانیت هستم و همه جا من را در لباس سیدی می شناسند حالا‏‎ ‎‏جای پدرم را پیدا کرده ام و همۀ مردم می گویند که فلانی سید نبوده حالا اگر از سیدی‏‎ ‎‏بیرون شوم آبرویم در خطر است وظیفه بنده چیست؟ هرچه بفرمایید سر تسلیم فرود‏‎ ‎‏می آورم. ‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر یقین دارید که سید نیستید نباید لباس مخصوص به سادات را بپوشید، ولی با گفته مردم نمی شود گفت پدر شما سید نبوده‎‎است، در این صورت لباس مخصوص سادات را مانع ندارد بپوشید، لکن‎‎از گرفتن سهم سادات احتیاط کنید.(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی مبلغ پنج هزار تومان به خالۀ خود بابت سهم سادات داده، او یک پیرزن‏‎ ‎‏است که حقوق شوهر خود را می گیرد، می گوید: خانه ام خرابی دارد، آیا این پول به من‏‎ ‎‏می رسد خرج بنّایی کنم یا نه؟ اگر داشته و دروغ بگوید چطور؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر مستحق نیست به او نمی رسد. امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : خواهشمند است طبق مسألۀ 1834 که فرموده اید: «خمس دو‏‎ ‎‏قسم است: یک قسم آن سهم سادات است و باید با اذن مجتهد جامع الشرایط به سیّد‏ فقیر یا سیّد یتیم و یا به سیّدی که در سفر مانده شده بدهند» .
..  اگر فقیری سیّد نباشد، آیا مُجاز است که خمس را به او بپردازیم یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، مُجاز نیست سهم سادات بدهند . امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : فردی که زوجه اش سیّده است می تواند خمس به او بدهد که مطابق شأن‏‎ ‎‏خودش دست بند و غیره تهیه کند؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، بدون اجازه خصوصی از حاکم شرع نمی تواند . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : ساداتی که به ظاهر مؤمن و فقیر هستند، ولی در بعضی از کارها سهل انگاری‏‎ ‎‏می کنند، آیا می شود به آنان سهم سادات داد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، در صورتی که مُتجاهر به فسق نباشند مانع ندارد، ولی باید با‏‎ ‎‏اجازۀ حاکم شرع باشد .(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : به عرض می رساند: شخصی عام [غیرسیّد] دخترش را به یک نفر سیّد شوهر داده است،‏‎ ‎‏دامادش پس از چند سال فوت نموده و‏‎ ‎‏دارای سه اولاد است و دارایی ای که کفاف‏‎ ‎‏هزینه زندگانی آنان را بنماید ندارند. آیا اجازه می فرمایید پدر و یا برادر و خواهر‏ زوجه (دختر عام) اگر زکاتی به آنها تعلق گرفت به دختر عام بپردازند ؛ با علم بر این که‏‎ ‎‏از آن زکات مصرف اولادش هم خواهد نمود؟ و چنانچه خمس به آنها تعلق گرفت‏‎ ‎‏می توانند و اجازه می فرمایید برای مصرف صِغار مرقومه پرداخت نمایند؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مذکور، جایز نیست و اگر کسی که انفاق کند بر‎‎صغار، نباشد، نفقۀ آن ها بر عهدۀ جدّ مادری است .(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : من ضمن کمک به دو خواهرم ـ که وضع مالی آن ها رضایت بخش نیست ـ‏‎ ‎‏به جاهای دیگر نیز کمک می کنم و علاوه بر دو‏‎ ‎‏خواهرم، دارای مادری هستم که تحت‏‎ ‎‏تکفل من است و زندگی جداگانه ای دارد که ماهیانه خرجی او را می دهم. آیا می شود‏‎ ‎‏مبلغی از خرجی او از سهم سادات یا امام منظور شود؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، مادر واجب النفقه است و نفقه او را نمی توانید بابت وجوه‎‎محسوب دارید .(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : من به عنوان یک طلبه می توانم از سهم امام 
(عَلَیهِ السَّلامُ)   از پدر و بستگانم برای خریدن‏‎ ‎‏کتاب های ضروری و نوارهای ضروری استفاده کنم یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، در همین مورد و امثال آن که جزء نفقۀ شما نباشد مانعی ندارد .(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : محترماً به استحضارتان می رسانم که این جانب مقلد حضرت امام دارای چهار سر‏ عائله می باشم. شغلم زراعت و کشت گندم و جو می باشد. زمین شخصی این جانب‏‎ ‎‏خرج این جانب را نمی دهد. با توجه به این که یکی از دخترانم که در خانۀ من زندگی‏‎ ‎‏می کند فلج می باشد، آیا سهم امام و سادات درآمدم را می توانم به شخص مزبور‏‎ ‎‏بدهم  یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، دختر شما واجب النفقه شما است و اگر مخارج خودش را‎‎ندارد شما باید به او بدهید و نمی توانید از وجوه شرعیه حساب کنید .(امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************


** [ آیات الأَحکام - بخش خمس -  - پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی : http://fazellankarani.com/persian/lessons/1117/ ]

** [ آیات الأَحکام - بخش خمس -  - پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی : http://fazellankarani.com/persian/lessons/1117/ ]




****لِماذا یَجِبُ إِعطاءُ نِصفِ الخُمسِ إِلَى السّادَةِ؟ وَ هَلِ الخُمسُ قَضِیَّةُُ ..


** [

احکام خمس+سایت حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی+پرسش و پاسخ ...:http://hakim-askari.rozblog.com/post/508 ]
** دانایی در احکام و مسائل شرعی یک نوع فقاهت است (آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)